آنچه پیش روی شماست جمع بندی و تدوین ماجرای یک صورت کامل از ماجرای این ولایت در 6 مرحله است ،که با مراجعه به کلیه منابع مربوط به موضوع تنظیم گردیده ،و حتی یک کلمه به عنوان تخیل آورده نشده است
کتاب شامل مجموعه ای از روایات در زمینه ولایت حضرت علی (ع)می باشد قسمت هایی از کتاب : چگونگي به وجود آمدن وجود جسماني امير المومنين: روزي فاطمه بنت اسد ديد كه پيامبر(ص) خرمايي ميل مي كند كه بوي آن ازمشك وعنبر بالاتر است وآن خرما از نخلي بود كه شاخه اي نداشت فاطمه از پيامبر خرما در خواست كرد وپيامبر به او دادو او ميل كرد وبرايش مطلوب امد وبراي حضرت ابوطالب هم درخواست كرد حضرت براي اوهم خرما داد. شب كه شد ابوطالب بوي خوشي را استشمام كرد كه هرگز مانند آن را نبوييده بود.فاطمه كه متوجه ابوطالب بود خرما رانشان او داد واو هم ميل كرد. وجود جسملاني امير المومنين(ع) از نتيجه ي آن خرماي بهشتي به وجود آمد
تكلم امير المومين (ع) در رحم مادر: فاطمه بنت اسد در ايام حمل امير امومنين(ع) صداي فرزندش را از درون مي شنيد كه مي گفت((لا اِلهَ اِلاَّ اللهِ مُحَمَّدُ رَسُولُ اللهِ،بِهَ تَخْتَمُ النََّبُوةُ وَ بي تَخْتِمُ اوِلايةُ.)) خدايي جز الله نيست،محمد پيامبر خداست، با او نوبّت وبامن ولايت ختم مي شود
شكاف ديوار و ورود فاطمه به كعبه: فاطمه بنت اسد در پشت كعبه ايستاده بود و رو به كعبه دعا مي كرد، كه ناگهان دربرابر ديدگان همه ي حاضرين معجزه ي عظيم به وقوع پيوست ديوار سنگ وگلي خانه ي خدا شكاف برداشت، بدون آنكه لطمه اي به آن وارد شود يا سگ وگلي از آن فرو ريزد. آنگاه دو سوي ديوار آن قدر از هم فاصله گرفت كه فاطمه مي توانست از شكاف ديوار وارد شود؛ ودرآن حال به او دستور داده شد كه وارد بيت الله شود اينجا بود كه جبرئيل او را داخل كعبه برد، و سپس ديوار به هم آمد؛ به گونه اي كه دو سوي ديوار به هم متصل شد كه گويي ديوار هرگز از هم جدا نشده است واين گونه فاطمه داخل كعبه ماند بحارالانوارجلد35صفحه30و36
پنج بانوي بهشتي: همين كه فاطمه بنت اسد درون كعبه قرار گرفت پنج بانو نزد او آمدند در حالي كه لباسي همچون حرير سفيد بر تن داشتند وعطري خوش تر از مشك ناب از آنان شنيده مي شد.آنان حوّا و ساره و آسيه و مادر موسي و مريم مادر عيسي بودند اينان از طرف خداوند براي كمك در ولايت اميرالمومنين فرستاده شدند چرا كه نبايد زنان نا پاك مكه در ولايت چنين مولود مطهري حضور داشته باشند آنان روبه فاطمه بنت اسد كردند وگفتند: ((اَلسََّلامُ عَلَيْكِ وَلِيَّةَاللهِ))((سلام برتو اي بانويي كه از اولياي خدا هستي))فاطمه جواب سلام آنان را داد آنگاه زنان بهشتي بر او نشستد در حالي كه هريك ظرف عطري از نقره در دست داشتند بحارالانوارجلد35صفحه9
علي(ع) قدم در جهان گذاشت: 23سال قبل از هجرت علي بن ابي طالب همچون خورشيد درخشيد وقدم برچشم جهانيان گذاشت وبر روي سنگ سرخ در گوشه راست كعبه به دنيا آمد. آن حضرت همين كه قدم برزمين گذاشت به سجده افتاد ودر همان حال دستهارا به سوي بالا بلند كرد و فرمود:(( شهادت مي دهم خدايي جز الله نيست ومحمد پيامبر خداست وعلي وصي محمد رسول الله است. با محمد نوبت ختم مي شود وبا من وصايت وجانشيني كامل مي شود ومن امير المومنين هستم)) سپس فرمود:((جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الباطِلُ))(( حق آمد وباطل رفت)) بحارالانوارجلد35صفحه13و37