زندگی یکی از خانواده های عالم ، عارف و سید تهران در زمان قدیم. _______ روزی که "عشق صدیقه" را در مقابل پول فروخت هرگز تصور نمیکرد که تا این درجه به وی علاقه دارد. مگر چه رازی در کار بود که آن زن ناشناس به زورِ پول مجبورش کرد که دور صدیقه را قلم بکشد. آیا حقیقتاً صدیقه وارث هنگفتی است که دیگران میخواهند صاحبش شوند. احمدآقا به خاطر آورد که صدیقه یکی دوبار سربسته گفته بود که میراث عظیمی از پدر به وی رسیده که اگر کمکش کنند و پس بگیرد صاحب مال و دولت بیقیاسی خواهد شد. شاید کسی از بستگان آن زن، خواهان صدیقه بود و دختر باوفا محض پیمانی که با احمدآقا بسته بود روی خوش نشان نمیداد، این است که احمدآقا را به زور پول از میان برداشتند.... _______ صنعت عجیب کیمیا از مصر قدیم برخاسته و بعد ها کسانی هم در شرق و غرب عالم بدان دست یافته اند. مسلما کیمیا وجود داشته و دارد. گذشته از طلاها و سکه ها و مدال هایی که از کیمیاگران اروپا در موزه های کشور های مختلف به جا مانده کشفیات اخیر اتمی هم جای شک و شبهه در وجود کیمیا باقی نگذاشته است و... این کتاب سرگذشت مردی است که در تهران زندگی کرده . اسامی خاندان در کتاب تغییر داده شده است. ______ عاجزتر از آدمی موجودی نیست. بیچاره آن کسی است که در فکر چاره نیست. هزار نقش برآرد زمانه و نبود یکی چنان که در آینه تصور ماست.
باش تا صبح دولتت بدمد کاین هنوز از نتایج سخر است ..... کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم ......
چه دیدی از من ای سنگین دل بی اعتبار آخر که گشتی یار اغیار وز من کردی کنار آخر
....... بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید
....... چه لازم است یکی شادمان و من غمگین یکی به خواب و من اندر خیال وی بیدار
اولین کتابی ک دستم گرفتم ، یادمه اون موقع دوم راهنمایی بودم و دزدکی از قفسه کتاب های داداشم برش داشتم به هر حال ورود من به دنیای کتاب هااا با این کتاب بود ،یکی از عزیزترین کتاب ها برای منه چون پر از خاطره ی خوبه ، نثر داستان هم بر می گرده به سال های حکومت پهلوی و داستان در مورد دختری به نام طاهره است ک پدرش کیمیاگر بوده و راز تبدیل مس به طلا رو کشف می کنه و ...
داستان خوب شروع میشه و ادامه پیدا میکنه اما از وسطاش دیگه کسل کننده میشه و احساس میکنی داره الکی کش میده، قابل پیش بینی میشه و درنهایت معمولی تموم میشه.