قصه قسمت فرجامی مانند اولیس، شاهکار جیمز جویس، در یک روز اتقاق میافتد و البته مانند اثر جویس، خواندن آن هم نسبتاً دشوار است. قصة پیکی موتوری که مأموریت سادهاش با تسلسلی ناگسستنی از اتفاقات، دیالوگهای درونی و تداعی آزاد معانی به داستانی بدل میشود که باید آن را با دقت و تعهد خواند. از نظر شکل و محتوای اخلاقی قصه قسمت کوچکترین شباهتی به هیچیک از آثار داستانی یا غیرداستانی دیگر فرجامی (از راننده تاکسی تا بیشعوران) ندارد. این داستانی است با عمق معنائی و ادبی بسیار، که باید نهتنها به مثابه یک اثر ادبی نوآورانه بلکه به عنوان یک منبع جدی در جامعهشناسی اقتصادی ایران مورد مطالعه قرار گیرد. احمد صدری، استاد جامعهشناسی در کالج لیکفورست شیکاگو
كتاب روونى که خوب و سريع پيش مىرفت و کشش هم داشت. اما شباهتش به «کلید اسرار» و اون اغراق، زیاد برام خوشایند نبود. گهگاه اشاراتی به وضعیت جامعه داشت و ناهنجاریهای اجتماعی؛ و این خوب بود
یک کتاب فوقالعاده! لحن عالی و روان، کشش داستان، مفاهیم عمیق و جمله های طلایی. با تمام وجود از خواندن این کتاب لذت بردم، آینهای از بخشی از جامعه امروز ایران که حتما در آینده و برای آیندگان ارزشمند خواهد بود.