کتاب «رویاهای شرقی - غربی» را «خسرو ناقد» نوشته و از رویاهای گیلگمش تا کابوسهای نیچه را دربرمیگیرد. «دنیای خواب و عالم رویا»، «خوابهای توراتی و قرآنی»، «خوابهای اساطیری شاهنامه»، «خلاقیت هنری و ضمیر ناخودآگاه»، «از رویاهای سقراط تا کابوسهای نیچه» و «گسترهی پهناور خیال مولانا» عنوان برخی از بخشهای کتاب است. در توضیحات پشت جلد آمده است: «رویاها بهگونهای شگفتانگیز به ما میآموزند تا با نرمی و سبکبالی روح خود به جهانهای دیگر پرواز کنیم و بیدرنگ، دیگر و دیگرگونه شویم. رویا بهترین گواه این مدعاست که ما، نه محکوم به تندادن به واقعیتهای تلخ این جهانیم و نه محبوس در تنگی قفس تن و نه بردهی خواستههای خوار خویشتن، بلکه در عالم رویا قادریم چون پروانهای، از پیلهی تنیده به تن خود رهایی یابیم، با بالهایی رنگارنگ از خیال بر شانههایمان، از تنگترین و تاریکترین سیاهچالها به دوردستترین آسمانها و پهناورترین دریاها و سبزترین سرزمینهای سرشار از آزادی و هوای تازه پرواز کنیم. آری، انسان با نوشیدن از چشمهی جوشان خیال و پرسهزدن در سرزمین رویاها، همواره جوان میماند؛ گرچه عمری را طی کرده باشد و چهبسا که ما بی رویا بسیار زودتر پژمرده و پیر میشدیم و افسرده از اندوه و افسوس خوار زمانهای از دست رفته.»
خسرو ناقد، فرهنگنگار، نویسنده و مترجم ایرانی ساکن آلمان در سال ۱۳۲۹ خورشیدی در شیراز به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را تا اخذ دیپلم دبیرستان در شیراز گذراند. سپس به مدت دو سال به عنوان "سپاهی ترویج و آبادانی" در روستاها کهکیلویه و بویراحمد دوران سپاهیگری را سپری کرد. زندگی در میان روستاییان و عشایر این منطقه که اغلب لُر و ترک هستند و همچنین آشنایی نزدیک با آداب و رسوم آنان، برای ناقد چنان جذاب و پُرماجرا بود که او از این دوره به عنوان یکی از خاطرهانگیزترین دوران زندگیاش یاد میکند. ناقد پس از پایان دوران سپاهیگری، مدت زمانی کوتاه در شرکت سیمان فارس و خوزستان به کار اشتغال داشت و سپس در سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۳ میلادی) به منظور ادامه تحصیل در اروپا، ایران را ترک کرد. او ابتدا به شهر دانشگاهی لئوبن در اتریش رفت و دوره یکساله کالج پیشدانشگاهی را در این شهر گذراند و به تحصیل در رشته مهندسی معدن و سنگشناسی پرداخت. چند ترم و واحد درسی را نیز در این رشته گذراند، اما به دلیل عدم علاقه، ادامه تحصیل در این رشته را ناتمام گذاشت. در سال ۱۹۷۷ میلادی به آلمان رفت و در رشته معماری به تحصیل مشغول شد. در اثنای تحصیل در این رشته بود که مطالعات و فعالیتهای فرهنگی و ادبی خود را گسترش داد و مقالههای فرهنگی و ترجمههای او از متون ادبی و فلسفی در نشریات گوناگون انتشار یافت. از آنجمله ترجمه "مصاحبه با کارل پوپر" که در سال ۱۳۶۹ در انتشارات پَر (واشنگتن) منتشر شد. ناقد در روزهای اول پیروزی انقلاب به ایران بازگشت و تا سه ماه نخست حمله عراق به ایران نیز با همکاری گروهی از دوستان خود در شهر زادگاهش شیراز به یاری هموطنان جنگزده که از جنوب کشور آمده بودند شتافت. وی پس از چند ماه اقامت در ایران، برای اتمام تحصیلات دانشگاهی به آلمان مراجعت کرد. در این دوره بود که به گردآوری و استخراج لغات و تهیه و تنظیم مواد خام برای تألیف فرهنگ زبان آلمانی به فارسی علاقهمند شد. گرچه این کار برای او در آغاز تنها به منظور رفع نیازمندیهایش در ترجمه متون آلمانی خلاصه میشد، اما به تدریج گردآوری و فیشبرداری و تنظیم واژهها را به طور منظم و هدفمند پیگیری کرد. دلبستگی ناقد به زبان و ادبیات فارسی و آلمانی و تصمیم به تألیف فرهنگ زبان موجب شد که او به حوزهی مطالعاتی و پژوهشی زبان و ادبیات آلمانی و در نهایت به کار حرفهای فرهنگنویسی و ترجمه روی آورد. انتشار رباعیات خیام به زبانهای فارسی و آلمانی توسط ناشری آلمانی در سال ۱۹۹۲ از نخستین فعالیتهای فرهنگی او در این دوره به شمار میآید. در سال ۲۰۰۲ میلادی، نخستین فرهنگِ زب