Jump to ratings and reviews
Rate this book

شصت سال عاشقی

Rate this book
این کتاب داستان عشق است. عشق دو رفیق و دو همراه، پوری سلطانی و مرتضی کیوان. تقدیر، زندگی مشترک آنها را کمتر از سه‌ ماه رقم زد. مرتضی پر کشید و رفت، پوری شصت سال عاشق ماند با کیوان و تمام خاطراتش.

142 pages

Published January 1, 1395

31 people want to read

About the author

فرشاد قوشچی

4 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (16%)
4 stars
8 (18%)
3 stars
20 (46%)
2 stars
7 (16%)
1 star
1 (2%)
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
Profile Image for Shahriyâr Abdevali.
21 reviews8 followers
February 17, 2023
«زندگی با مرگ‌ها و تولدها، قصیده‌ی آموزش معرفت‌های انسانی است. و مردِ زندگی در هر کلمه‌ی این قصیده، رازی از انسان بودن را کشف می‌کند».

نامه‌ای از مرتضی کیوان به پوری سلطانی،
۱۵ بهمن ۱۳۳۱.
Profile Image for Niloufar Lily Hassanzadeh.
114 reviews72 followers
January 26, 2021
یه کتاب نقلی و جمع و جور درباره پوری سلطانی که میتونید در عرض دو سه ساعت مطالعه کنید. هدف نویسنده از نوشتن این کتاب پرداختن به شخصیت خود خانم سلطانی - به عنوان مادر کتابداری نوین ایران - بدون پرداختن بیش از حد به مرتضی کیوان بوده که به نظرم موفق شده. بی شک مرتضی کیوان تاثیر عمیقی بر زندگی دوستان و همسرش داشته اما این کتاب علیرغم اسم غم انگیزش، مروری بر زندگی، تلاشها و دستاوردهای پوری سلطانیه. اطلاعاتی که درباره علم کتابداری، کتابداری نوین و سرگذشت کتابخانه ملی ایران در این کتاب نوشته شده هم حائز اهمیته. طرح جلد هم در نوع خودش زیبا و بدیع بود.
Profile Image for Hana Asgari.
6 reviews2 followers
November 1, 2022
میتونست خیلی بهتر باشه،عنوان کتاب عاشقی مرتضی کیوان و پوری سلطانی بود اما،به طور کل شاید یک صفحه هم درباره ی عشق این دو چیزی نوشته نشده بود،فقط روایت کننده ی کتابداری پوری سلطانی بودو این کار حرفه ای نیست.
این یک ستاره هم برای متن روان کتاب میدهم.
Profile Image for Farideh fereydoonian.
66 reviews11 followers
August 15, 2017
پوراندخت سلطانی از دوستان نزدیک توران میرهادی بوده و همین سبب آشنایی من با این کتاب شد. پوری و همسرش کیوان از فعالین حزب توده بودند و این کتاب هم به حوادث اون دوران و زندگی این دو نفر می پردازه.
شاملو، سایه و افشار به کرات از کیوان نوشتن و شعر گفتن. کیوان در جریان حزب دستگیر میشه و زیر شکنجه حرف نمیزنه و بعد یک ماه اسارت تیربارون میشه.
پوری شصت سال با عشق کیوان زندگی میکنه و زندگیش رو به کتابداری میگذرونه. کتابخونه ملی با پیگیری ایشون و اقای خاتمی سرانجام در سال 84 تاسیس میشه و در نهایت این بانو به عنوان مادر علم کتابداری ایران لقب میگیره.
Profile Image for Lily .
55 reviews1 follower
December 5, 2024
"همواره پس از درگذشت کیوان و کنار گذاشتن فعالیت‌های سیاسی در طول این سال‌ها با این سوال مواجه بودم که چرا یکسره فعالیت‌ حزبی را کنار گذاشم و پاسخ من آن بود در کشوری که نرخ بیسوادی بالاست و آگاهی و دانش مردم در حد مناسبی نیست، فعالیت حزبی معنایی ندارد، ابتدا باید افراد یک کشور تشویق به مطالعه شوند و در این زمینه فرهنگ‌سازی صورت گیرد. بنابراین از آن زمان تمام کوشش خود را در کتابخانه‌های ایران در خدمت این موضوع قرار دادم."

(ص ۱۱۷)
Profile Image for Newsha .
50 reviews2 followers
March 16, 2020
خانم پوران سلطانی پس از تیرباران همسرش، مرتضی کیوان، هرگز وارد فعالیت‌های حزبی نشد. او معتقد بود سطح فکری ایرانیان هنوز برای پذیرش چنین منش‌هایی آماده نیست و باید با تشویق آنان به مطالعه، درکشان نسبت به مسائل را بالا برد. برای همین به پایه‌گذاری کتابداری نوین در ایران پرداخت و در به روز کردن کتابخانه ملی ایران و پربارتر کردن آن از هیچ تلاشی فروگذاری نکرد. او که شاهد بازداشت شوهرش و قامت راست کردن او از زیر ضربات قنداق تفنگ بود، هرگز خم به ابرو نیاورد و همواره آخرین نگاه مرتضی، اندک زمانی قبل از اعدامش را، به خاطر سپرد. قلبم از وفاداری این بانو فشرده شد. یادش گرامی باد.
Profile Image for الهام.
Author 21 books42 followers
October 18, 2020
«شصت سال عاشقی» کتابی است درباره‌ی زندگی و زمانه‌ی پوری سلطانی و مرتضی کیوان که در قالب خاطرات پوری سلطانی نوشته شده است. فرشاد قوشچی، نویسنده‌ی کتاب، آن‌طور که در مقدمه شرح داده برای نوشتن کتابی درباره‌ی مرثیه‌های احمد شاملو به سراغ پوری سلطانی، همسر مرتضی کیوان می‌رود، اما به این نتیجه می‌رسد که به زندگی خود پوری سلطانی هم بپردازد؛ چون ظاهراً اغلب کسانی که به سراغ پوری سلطانی می‌رفتند تنها درباره‌ی مرتضی کیوان از او می‌پرسیدند و زندگی خود پوری سلطانی که او را مادر کتاب‌داری نوین در ایران می‌دانند و چهل سال تلاشش برای سر و سامان دادن به کتابخانه‌ی ملی و توسعه‌ی علم کتابداری در سایه قرار می‌گرفته.

فصل دوم کتاب که از زبان پوری سلطانی نوشته شده روایت سرگذشت او از شروع فعالیتش در حزب توده، ازدواجش با مرتضی کیوان، اعدام کیوان و سپس شرح تلاش‌هایش در حوزه‌ی کتابداری در ایران است. پوری سلطانی در این روایت‌ها به موضوعات جالبی در حوزه‌ی کتاب و کتاب‌داری اشاره کرده که اگر اهل کتاب هستید حتماً برایتان جالب خواهد بود. کتاب را انتشارات روزنه در سال ۹۵ منتشر کرده است.

**********
بریده‌ای از کتاب:
دو سه سال پس از فوت شاملو در یکی از روزهای تابستان اوایل دهه‌ی هشتاد خورشیدی و در سالگرد از دست رفتنش به امامزاده طاهر کرج رفتم، در حالی که از دور به قبر او نزدیک می‌شدم، مشاهده کردم که تعداد بسیار زیادی از دختران و پسران جوان در اطراف مزار او حلقه زده‌اند و شعرهای او را با همان طراوت جوانی زمزمه می‌کنند. نزدیکتر شدم، (نگاه کن) را می‌خواندند، حالا صداها بلندتر شده بود: «سالِ بد / سالِ باد / سال اشک / سال شک / سالِ روزهای دراز و استقامت‌های کم / سالی که غرور گدایی کرد / سال پست / سال درد / سال عزا / سال اشک پوری / سال خونِ مرتضا». خواستم به آن‌ها بگویم پوری همین‌جاست، او هم برای دیدن شاملو آمده است.
Profile Image for Peyman Talebi.
151 reviews36 followers
May 26, 2020
روایتی از زندگی و خاطرات مرتضی کیوان و پوری جان سلطانی. مولف در سال ۹۳ چندین بار در زردبند به دیدار پوری رفته و خاطراتش را بی‌کم و کاست منعکس کرده است. خوبی کتاب این است که اگرچه گفتگوست اما پرسش و پاسخی نیست و در فصل اصلی آن از زبان پوری خانم روایت می‌شود. مثل یک زندگینامه خودنوشت.
کتاب بسیار خوش‌خوان است. بدون شک خاطرات پوری سلطانی به صراحت گویای تاریخ حزب توده در ایران است و اساسا واقعیت احزاب سیاسی را می‌بایست این‌گونه فهمید. اما در کل کتاب، کتاب غمگینی است. روایت عشقی عمیق در بستر مشقت‌های تاریخی و اجتماعی و قد کشیدن سروی -چنان که پوری، کیوان را اینگونه می‌دید- از دل مرارت‌ها و سنگلاخ‌های عمر...
.
در جایی از کتاب پوری خانم از جابجایی ساختمان کتابخانه ملی می‌گوید که بسیار دردناک است. آنجا که شیشه‌ها شکسته و کبوترها در فضای کتابخانه آزادانه مشغول پرواز بودند و روی کتاب‌ها پر از فضله بوده. پوری و خانم‌های کتابدار روزها وسایل شست‌وشو و اسکاچ و تاید می‌آوردند و آستین‌ها را بالا زده، کتاب‌ها را تمیز می‌کردند. و خانم‌هایی در آن مکان شاغل بودند که وقتی پوری را با چنین سر و وضعی می‌دیدند، در جواب این همه تواضع و خدمت خالصانه به فرهنگ ایران، به او می‌گفتند: (این چیزی که تو پوشیدی، حجاب نیست!) یادت بخیر مادر کتابداری نوین ایران!
7 reviews
March 9, 2020
کیوان در اول فروردین سال سی و سه در نامه ای به من نوشت: «بودن ما با هم دارای کیفیتی بسیط تر و دوست داشتنی تر از هر عشقی است. ما رفیقیم، دوستیم، یاور یکدیگریم. ایمان ما و زندگی ما با هم و توأم است... بازگشت ما، به هر سویی که برویم یا کشیده شویم، به یکدیگر است، من به این معنی ایمان دارم. تو هر جا بروی و بر عشق هرکسی بدرخشی، سرانجام مرا چون یک یاور انسانیِ شور و نشاط خود باقی خواهی دید. ما آخرین ملجاء یکدیگریم... روزی در حالی که اندکی بیمار بودی، در تاکسی سرت را روی شانه ام گذاشتی و موهایت گوشه ای از صورتم را پوشاند و حالتی داشتی که انگار خود را تسلیم بوسه های احتمالی من کرده بودی، اما اگر از شوق هم می سوختم راضی نبودم این احتمال صورت وقوع یابد، زیرا معنویت رفاقت دو انسان را لذت بار تر از هر بوسه ای می دیدم... ممکن است رنگ های زندگی تو را سرگرم سازد، ممکن است صداهای این و آن تو را فریب دهد، اما بازگشت نجیبانه و پاک ما به یکدیگر حتمی است».

ص43، کتاب شصت سال عاشقی، زندگی و زمانه ی پوری سلطانی و مرتضی کیوان

#نامه
#گزیده_کتاب
#شصت_سال_عاشقی
Profile Image for Hadith.
29 reviews6 followers
October 5, 2020
مرتضا کیوان به پوری سلطانی
اول فروردین سال سی‌وسه

«بودن ما با هم دارای کیفیتی بسیط‌تر و دوست‌داشتنی‌تر از هر عشقی است. ما رفیقیم، دوستیم، یاور یکدیگریم. ایمان ما و زندگی ما، با هم و توأم است... بازگشت ما، به هر سویی که برویم یا کشیده شویم، به یکدیگر است، من به این معنی ایمان دارم. تو هر جا بروی و بر عشق هر کسی بدرخشی، سرانجام مرا چون یک یاورِ انسانیِ شور و نشاطِ خود باقی خواهی دید. ما آخرین ملجاء یکدیگریم... روزی در حالی که اندکی بیمار بودی، در تاکسی سرت را روی شانه‌ام گذاشتی و موهایت گوشه‌ای از صورتم را پوشاند و حالتی داشتی که انگار خود را تسلیم بوسه‌های احتمالی من کرده بودی، اما اگر از شوق هم می‌سوختم راضی نبودم این احتمال صورت وقوع یابد، زیرا معنویتِ رفاقت دو انسان را لذت‌بارتر از هر بوسه‌ای می‌دیدم... ممکن است رنگ‌های زندگی تو را سرگرم سازد، ممکن است صداهای این و آن تو را فریب دهد، اما بازگشت نجیبانه‌ و پاک ما به یکدیگر حتمی است.»
Profile Image for Majid.Gholamrezaie.
13 reviews
January 1, 2020
کتاب جیبی شصت سال عاشقی؛ زندگی و زمانه‌ی پوری سلطانی و مرتضی کیوان، نوشته فرشاد قوشچی، ۱۳۹۵، روایت ساده دلنشین از حافظه بزرگ بانوی کتابدار ایران از خود و کار و زمانه‌اش می‌باشد. همجواری وقایع و عقاید چه در تهران و مسکو و چه در کره و کوبا، حاصل عمر خانم سلطانی را ارزشمندتر می‌نمود.

آنچه در این کتاب کمیاب است شصت سال عاشقی پوری و مرتضی است. مرتضی کیوان،(۱۳۳۳ـ۱۳۰۰) که یکسال پس از ازدواج با پوراندخت سلطانی، (۱۳۹۴ـ۱۳۱۰) دستگیر و به سال ۱۳۳۳ اعدام می‌شود، مالک تصویری مهم و ماندگار نزد دوستانش، نظیر مسکوب و شاملو و افشار و سایه، می‌شود. وفاداری عشق پوری خانم به کیوان در تجرد اختیاری بانو به گمان می‌رسد و داستانش شنیدنی می‌نمود، اگر داستانی هم پس از ۶۱ سال می‌بود و خانم پوری سلطانی از پرسش این‌که در همه این سال‌ها باز هم عاشق شدی فقط ناراحت می‌شد و سکوت اختیار نمی‌کرد.
Displaying 1 - 11 of 11 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.