This collection from grand master Robert A. Heinlein includes five short stories sure to please science fiction fans everywhere. The title story tells the tale of a young man who meets a time-traveling bartender whose origins - and relation to the young man - are more complex and stranger than the Ouroboros ring on the barkeep's finger. In The Man Who Traveled in Elephants - one of both Heinlein and Spider Robinson's all-time favorite stories - we join a former traveling salesman on a bus. The man and his wife had once traveled with a host of imaginary animals searching for places to sell elephants.
"They" takes listeners inside a mental institution, where a man suffering from delusions has been confined. In "Our Fair City", a parking attendant named Pappy, a sentient whirlwind named Kitten, and a crusading reporter named Pete aim to take down their corrupt city government. Lastly, in "And He Built a Crooked House", a clever architect designs a house in the shape of the shadow of a tesseract, but it collapses through the fourth dimension when an earthquake shakes it into a more stable form.
Robert Anson Heinlein was an American science fiction author, aeronautical engineer, and naval officer. Sometimes called the "dean of science fiction writers", he was among the first to emphasize scientific accuracy in his fiction, and was thus a pioneer of the subgenre of hard science fiction. His published works, both fiction and non-fiction, express admiration for competence and emphasize the value of critical thinking. His plots often posed provocative situations which challenged conventional social mores. His work continues to have an influence on the science-fiction genre, and on modern culture more generally. Heinlein became one of the first American science-fiction writers to break into mainstream magazines such as The Saturday Evening Post in the late 1940s. He was one of the best-selling science-fiction novelists for many decades, and he, Isaac Asimov, and Arthur C. Clarke are often considered the "Big Three" of English-language science fiction authors. Notable Heinlein works include Stranger in a Strange Land, Starship Troopers (which helped mold the space marine and mecha archetypes) and The Moon Is a Harsh Mistress. His work sometimes had controversial aspects, such as plural marriage in The Moon Is a Harsh Mistress, militarism in Starship Troopers and technologically competent women characters who were formidable, yet often stereotypically feminine—such as Friday. Heinlein used his science fiction as a way to explore provocative social and political ideas and to speculate how progress in science and engineering might shape the future of politics, race, religion, and sex. Within the framework of his science-fiction stories, Heinlein repeatedly addressed certain social themes: the importance of individual liberty and self-reliance, the nature of sexual relationships, the obligation individuals owe to their societies, the influence of organized religion on culture and government, and the tendency of society to repress nonconformist thought. He also speculated on the influence of space travel on human cultural practices. Heinlein was named the first Science Fiction Writers Grand Master in 1974. Four of his novels won Hugo Awards. In addition, fifty years after publication, seven of his works were awarded "Retro Hugos"—awards given retrospectively for works that were published before the Hugo Awards came into existence. In his fiction, Heinlein coined terms that have become part of the English language, including grok, waldo and speculative fiction, as well as popularizing existing terms like "TANSTAAFL", "pay it forward", and "space marine". He also anticipated mechanical computer-aided design with "Drafting Dan" and described a modern version of a waterbed in his novel Beyond This Horizon. Also wrote under Pen names: Anson McDonald, Lyle Monroe, Caleb Saunders, John Riverside and Simon York.
چقدر دوست دارم بیشتر اینطور داستانا بخونم. چقدر با فضای ذهنیِ الانم همخوانی داره. همۀ داستانها رو دوست داشتم، بعضیا رو بیشتر. مثلاً آخری رو خیلی دوست داشتم. بیشتر از همه جسارت و فکر بزرگ نویسنده رو. اونقدر بزرگ که میپذیری. هرچی میگه، باور میکنی.
از روی داستان همۀ شما زامبیها یه فیلم هم ساخته شده به نام predestination
که من اول اون رو دیدم، بعد اینقد خوشم اومد رفتم یه سری چیز دربارهش توی نت خوندم و دیدم داستان داره و مجموعهش اتفاقاً ترجمه هم شده ولی همۀ اینا رو توی یه فاصلۀ دو ساله فهمیدم تا برسم بخونم. فیلمه رو به پیشنهاد یکی از دوستام دیدم، گفت یه فیلمی هست من هم خوشم اومد هم نفهمیدمش. :)) فکر کنم تو خوشت بیاد، ازین فازاییه که تو دوست داری. گذاشت باهم دیدیم و نفهمیدیم. :)) یه بارم بعد خودم رفتم تنها دیدم و نفهمیدم. داستان رو دو بار انگلیسی، دو بار هم الان اینجا فارسی خوندم و هنوز میتونم بگم نفهمیدم ولی دوستش داشتم. :)) هرچند فیلمش خیلی خیلی بهتره. اصن به طرز عجیبی فیلمش از داستان جلو زده و فراتر و عمیقتر از اون داستان رو گفته. ببخشید آقای هینلین، که مطمئن نیستم فامیلتم درست نوشته باشم. رابرت جون. :(
Magistral "Todos ustedes zombis". Vi la película Predestination, basada en este relato y me gustó mucho. Ahora puedo decir que la película lo clava totalmente y eso no es fácil.
چند هفته پیش سریال Love death & robots رو دیدم و عطش خوندن داستان کوتاه علمی تخیلی افتاد تو جونم. اما این کتاب از انتظاراتی که داشتم پایینتر بود. خیلی رابرت شکلیطور نبود:) هاین لاین کنار ارتور سی کلارک و آسیموف به عنوان یکی از سه غول ادبیات ع.ت. شناخته میشه، اما من سراین مجموعه اونقدری که باید باهاش حال نکردم. ایدههاش با توجه به زمانی که نوشته شدن چیزای جذابی بودن، اما.... نه، نه اونقدر جذاب. شاید هم بخاطر اینه که ع.ت. خیلی نخوندم. اما از بین این هفت داستان کوتاه، خوندن داستان "همه شما زامبیها" تجربه جالبی بود با توجه با اینکه فیلمش رو سالها پیش دیده بودم. از بین بقیه داستانها هم داستان "حفرههای تاریک لونا" و "نامناسب" رو بیشتر از بقیه دوست داشتم.
پ. ن. :بازم باید بگم که به نظر میاد تندیس به ویراستاری اعتقاد نداره کلا:////
هفت داستان کوتاه از رابرت آنسون هاینلاین، که در کنار آیزاک آسیموف و آرتور سی کلارک یکی از غولهای علمیتخیلی به شمار میره.
دوستش نداشتم. خلاقیت چشمگیری نداشتند و آغاز همهی داستانها گنگ بود و نمیشد درست باهاش ارتباط بگیرم. یعنیا مثلا لیترلی نیمهی اول داستان «تنگ ماهی» رو کلا خواب بودم.
خط زندگی: ایدهی این داستان ماشینیه که میتونه تشخیص بده هر انسان چقدر از مسیر فضا-زمانی رو اشغال میکنه؛ ساده بگم تاریخ تولد و مرگ آدمها رو میفهمه. ایده جالبه واقعا. همچین اختراعی چه تاثیرها روی دنیا که نمیذاره. اما داستان خیلی بیهدف و عجیب تموم شد و باعث شد فکر کنم: خب که چی؟
کشیک طولانی: داستانی که نه حرفی داره و نه پیامی، {شایدم پیامش اینه که تسلیم مستبدها نشید و به قیمت جونتون باهاشون بجنگید. اوه که چقدر ناب و خلاقانهس. به ذهنم نرسیده بود واقعا.} الکی یه عالمه کش داده میشه. شخصیت اصلی تیپیکال قهرمان خانوادهدوست و مردمپسنده که خودشو فدای هدف والا میکنه. :/
تنگ ماهی: ایدهی حقیقتا جالبی داره، تئوری ارائه میده و پایانش خوبه، اما بازم باید بگم ولی!... ولی تا نیمهی داستان نمیفهمید چی به چیه! سیریسلی کل وقایع تا نیمهی داستان میتونن توی یکی دو بند خلاصه بشن. انقد گنگ و نامفهومن.
همهی شما زامبیها: ایدهی ناب؛ پارادوکسهای زمانی که زمان رو از صورت خطی به لوپ تبدیل میکنن. پردازش گیجکننده. برای این قبلا ریویو نوشتم: https://www.goodreads.com/review/show...
حفرههای تاریک لونا: داستان یه خانواده که مسافرت میکنن روی ماه. راستش باز هم حرف نویسنده رو نفهمیدم. نقطه عطف این داستان چیه؟ شخصیت چه تغییری میکنه؟ قراره تئوریای ارائه بشه؟ پیامی داده بشه؟ اصلا حرفی برای گفتن داره-هر حرفی؟ نه.
آقایان، بفرمایید بنشینید: راوی همون راوی داستان قبلیه، اینجا بزرگ شده. داستانش هم کاملا دوستنداشتنی و از اون مدلهاست که میگفتم «آها. چه جالب. اما به من چه؟»
نامناسب: به همون مشکل قبلیها دچاره و حرفی برای گفتن نداره.
در کل برای داستان کوتاه علمیتخیلی قطعا «روزی که فضاییها آمدند» از رابرت شکلی رو به این ترجیح میدم. داستانهای اون خلاقانه و جالب بودن نه اینکه خیلی ساده بره توی فضا و سیارههای دیگه یه درامای خستهکننده بسازه. البته تا حد زیادی مطمئنم سلیقهی من به داستانها نمیخوره چون قدیمیاند و زمان خودشون احتمالا خیلی هم هوشمندانه بودند.
با این که تعریف هاین لاین رو زیاد شنیده بودم اما این اولین کتابی بود که ازش میخوندم. این کتاب در واقع مجموعه ۷ داستان کوتاه بود که سه داستان آخر گویا در جهانی مشترک اتفاق میفتادن. با الهام از روی داستان چهارم فیلمی هم در سال ۲۰۱۴ ساخته شده که یکی از جالب ترین نمونه های پارادوکس زمانی به شمار میره. در مجموع داستان دوم تا چهارم بهترین و خلاقانه ترین داستان های کتاب بودن و داستان اول و هفتم هم بد نبودن اما داستان پنجم و ششم واقعا چیز خاصی برای ارائه نداشت که گویا مترجم دست به تغییر نام این کتاب براساس داستان پنجم زده که به نظرم کار جالبی نبود و بهتر بود به اسم داستان چهارم که معروف ترین داستان کوتاه این کتاب بود، مثل عنوان خارجی، کفایت می کرد.
در مجموع این کتاب رو به تمام دوستداران ادبیات علمی تخیلی سخت و داستان های کوتاه پیشنهاد میکنم، چون میتونه تا حد زیادی نظر علاقه مندان به این ژانر رو به خود جلب بکنه. در آینده نزدیک آثار دیگر این نویسنده هم باید بخونم چون قلم روان و ایده هایی فراتر از دوران خودش داشته که حتی با ایده های آثار امروزی نیز میتونه رقابت کنه و به نوعی تاریخ مصرف نداره!
This was recommended in our discussion of The Light Brigade, and I am glad I read it. The title story, All You Zombies, is a tightly written time travel tale that took me a while to wrap my head around, even though they reveal quite early on that time travel is going to be a key element. It is quite impressive that Robert A. Heinlein manages to do cleanly in barely more than a dozen pages what took Kameron Hurley a few hundred.
They was a psychological thriller that I guessed the ending of right off the bat, but then went back and for the whole time, not sure if I was right or not. The fact that I was continually second (and third and fourth) guessing myself on this is a testament to the skill of the author to make the reader feel a taste of what the protagonist is going through.
And He Built a Crooked House is a marvel of the written word in that he manages to paint a picture on the page of something that not only is a challenge to represent without images but, to be honest, is difficult if not impossible to represent with pictures either. He invokes a fourth physical dimension with convincing skill and while toying with the limits of our three-dimensional minds to conceive of such a thing, his characters react in an entirely believable fashion. This is the best possible outcome when theoretical mathematics collides with the English language.
Our Fair City is the story with the least science fiction flavor to it, verging more on the edge of fantasy, with a sentient whirlwind. It seems more like his opportunity to poke fun at the ineptness of bureaucracy and government, but it was an entertaining short story none the less.
If you focus on the surprise reveal of The Man Who Traveled In Elephants, you miss out on the real meaning of this story. It paints a picture of a couple who love each other and know exactly what brings them happiness in the world. Sometimes it is easy to forget how fantastical the simple things have become.
حفرههای تاریک لونا، مجموعه داستانهای علمیتخیلی از هینلین عزیز.
حقیقتن اسمی جز شاهکار نمیشه روی اکثر داستانهاش گذاشت. نثر تکلف نداره، متن ساده و روونه، شخصیتپردازیها چیز ویژهای نیست، منطق گاهی اوقات چیزی نیست که باید باشه، اما هیچکدوم از این موارد اهمیتی ندارن. چیزی که آدم رو به شگفتی میکشه و در شگفتی نگه میداره، تخیل و اندیشهی هینلینه!
هینلین از زندگی روی ماه و شهرسازی روی ماه مینویسه، بیست سال قبل از اولین سفر انسان به ماه. زمانی که «رفتن» به ماه یا حتا خارج شدن از جو زمین صرفن یه رویای دوردست برای مردم به شمار میره، هینلین از تمام این هیاهو گذر میکنه و دربارهی زندگی روی ماه مینویسه؛ و نه دربارهی کیفیت زندگی روی ماه، بحثهای علمیتخیلی و بیان تخیلات علمی خودش. نه، هینلین روی ماه درام شکل میده. از کمبود جاذبه و منابع و نبود اتمسفر و ضعف عضلانی و خاک بیحاصل و نبود آب روی ماه نمیگه. از برادری صحبت میکنه که روی ماه گم شده. از دوستی و برادری روی ماه صحبت میکنه. از قهرمانهای روی ماه حرف میزنه، از فداکاری روی ماه. و هنوز نمیفهمم چقدر این نویسنده بزرگه، که میتونه از بزرگترین اشتیاقها و کنجکاویهای بشر جلو بزنه و از «رفتن به ماه» ننویسه، از دوردستترین آرزوهای بشر جلو بزنه و از «زندگی روی ماه» ننویسه، و بدون این که جذابیت بیکرانهی این تخیلات دوردست، که حتا برای الآن که درست هفتاد سال از نگارش این داستانها میگذره هم بیشتر به فانتزی شباهت داره تا واقعیت، مجذوب و درگیرش بکنه، از انسانها روی ماه بنویسه!
عمق ایدهها و اندیشههای مطرحشده توی کتاب، رنگ و بوی عصر طلایی علمیتخیلی رو داره، اما جلای انسانیای که داستانهای لونا دارن، جای دیگری پیدا نمیشه. بینظیر.
یکی از هفت داستان کتاب کافی بود تا بفهمم چقدر مهم و پیشرو بوده است. کتاب علاوه بر جذابیت داستانهایش برایم دلیل حضور هاین لاین در میان سه غول ادبیات علمی تخیلی را اثبات کرد
اگر نسبت به زمان نگارش داستانها بررسیشان کنیم پیشرو بودن او حیرتانگیز است. توجه او به موضوعات سیاسی، اختیارگرایی و آزادیخواهی او را جزو اولین نویسندگان علمی تخیلی میکند که داستانهایشان را میتوان از چند جهت نگاه کرد. هاین لاین قرار نیست با فکتهای علمی و قلم پیچیده گیجتان کند او بیشتر با مضامین انسانی و ترسناک بودن آن درگیر است. هاین لاین قراردادهای روایت داستان علمی تخیلی را بسیار تغییر داد و همواره از او به عنوان یکی از مهمترین نویسندگان در رشد نوشتار این داستانها یاد میشود. اگر با ادبیات اکنون آشنا باشید نزدیکی روایت داستانهای هاین لاین و داستانهای جدید جالب توجه است. شاید از داستانهای کتاب بسیار لذت نبرید اما خوانش ایدههای یکی از اولین بزرگان این ادبیات قطعا لذتبخش است
اشکال داستان های علمی تخیلی قدیمی اینه که هر چه بیشتر از زمان نوشتن اونا گذشته باشه، فرصت بیشتری پیدا میشه تا دیگران از اون ایده ها برای فیلم، سریال، کتاب و ... استفاده کنند. در مورد "حفره های تاریک لونا" هم همین اتفاق افتاده. وقتی داستان ها رو می خوندم به نظرم می رسید تقریبا همه آشنا و تکراری هستن. به غیر از این، تجهیزات انسان هم به طور مسخره ای تو این داستان ها قدیمیه. تو داستان آخر، یکی از شخصیت ها داره از یه خط کش محاسبه که دور گردنش انداخته استفاده می کنه! ولی در مجموع خوب بود. در هر حال این است امتیازهای من به هر داستان
در ضمن اسم اصلی کتاب "همه ی شما زامبی ها" ست که شامل این داستان هاست
• "All You Zombies—" • (1959) • "They—" • (1941) • "—And He Built a Crooked House" (1941) • Our Fair City • (1949) • The Man Who Traveled in Elephants • (1957)
که به جز یک داستان، بقیه هیچ ربطی به کتابی که من خوندم ندارن و مترجم هم هیچ توضیحی راجع به این مسأله نداده
برای این کتاب خلاصهای نمینویسم چون که از چند داستان کوتاه تشکیل شده که با توجه به اینکه کل این کتاب دویست صفحه است پس در نتیجه داستان ها به قدری کوتاه هستند که اصلاً نیاز به معرفی نداشته باشند.
خب، ممکنه که ایم رابرت آنسون رو در ایران زیاد نشنیده باشیم اما به عنوان یک نویسندهی علمی-تخیلی نویس همرده با خیلی از نویسندههای معروف قرن بیستم از جمله آیزاک آسیموف قرار داره. خود من آثار زیادی از این نویسنده نخوندم اما با خوندن این مجموعه داستان های کوتاه کاملا متوجه شدم که چقدر ذهن این نویسنده خلاقه و تونسته با کوچکترین مسائل داستانهای علمی و تخیلی بنویسه.
این کتاب از هفت داستان کوتاه با این اسامی تشکیل شده: خط زندگی، کشیک طولانی، تنگ ماهی، همهی شما زامبیها، حفرههای تاریک لونا، آقایان بفرمایید بنشینید و نامناسب.... از بین اینها داستان خط زندگی، کشیک طولانی و حفره های تاریکی لونا رو خیلی دوست داشتم و با اینکه داستانهایی کوتاه بودند اما واقعاً مفهوم کاملی داشتند. بقیه داستانها هم خوب بودن اما حس میکنم اگر چند صفحه بیشتر بهشون پرداخته بود و یکمی بیشتر توضیح میداد درکشون برام بهتر بود.
در کل اگر کتابهای علمی-تخیلی دوست دارید و میخواید که یک مجموعه داستان کوتاهی در این ژانر هم بخونید این کتاب گزینه خوبیه که امیدوارم ازش لذت ببرید.
چقدر باگ داره این گودریدز لعنتی بیخیال راجب به کتاب دوباره میگم خیلی خوب بود. تمیز هر داستان کوتاهش قابلیت تبدیل به یه داستان بلند یا مثلاً اقتباس تلویزیونی رو داره، و اینکه با توجه به سال انتشار، کتاب بی شک یه شاهکار محض علمی تخیلی به حساب میاد. اینم بگم که داستان آخرش بدجور منو یاد قیام سرخ انداخت. شب خوش دوشنبه شب دی 99
با خوندن این کتاب تازه هاین لاین رو کشف کردم! قبول دارم برای این کشف یه کم دیره اما دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه! :) کتاب ۷ تا داستان داره که یکی از اون یکی بهتره. به نظرم ویژگی بارز همه اونها، توجه ویژه به سیاست و نظام اجتماعیه و اینکه حتی اگر غمناک تموم بشن باز پایانشون خوشه! فضاسازیها عالیه و شخصیتها و محیطهای عجیب و بیگانه چنان زنده هستن که انگار همین دنیای معمول ما هستن. داستان "خط زندگی" شاهکار بود و از نظر من گل سرسبد کتاب. بعدش داستان "همه شما زامبیها" قرار میگیره که فیلم جذاب predestination از اون اقتباس شده. کشیک طولانی هم سومین داستان محبوبم بود. اما مهم اینه که هر کدوم از این داستانها نکتهای رو در دل خودش پنهان داره که آدم رو به تفکر وا میداره. درباره ترجمه نظر نمیدم(لااقل کارراهاندازه!) اما اون آقایی که اسم خودش رو گذاشته ویراستار، عارش بیاد. درباره صفحهآرایی تندیس هم که دیگه حرفی نمیزنم. طرح جلد نسبتا خوبه هرچند ربط چندانی به داستانها نداره! در کل تندیس است دیگر، چاپ کن و بنداز!
پیش از این، فقط کتاب «هیولایی از فضا» رو به قلم هاینلاین خونده بودم و احتمالاً جون قشر هدفش، سنین پایینتر بود، چندان ازش خوشم نیومد و دلیل این همه سر و صدا در موردش رو هم نمیفهمیدم. دیگه هم دنبالش نرفتم تا این که با این کتاب آشنا شدم.
این کتاب که مجموعهای از داستانهای کوتاه هاینلاینه بهم نشون داد که چرا هاینلاین رو در جایگاه یکی از سه غول علمیتخیّلی قرار میدن و اون رو همردیف آسیموف و کلارک میدونن. داستانها همه عالی بودن و به خوبی تونستن اون روحیهٔ علمیتخیّلیطلب من رو سیراب کنن.
This audiobook of stories by Robert Heinlein was pretty good. The narrator had a little bit of a monotone going on, but overall I did enjoy this collection.
حسین شهرابی توی مقدمهای که برای مجموعهی بنیاد نوشته بود توضیح میداد که این مجموعه برای طرفدارهای دو آتیشهی علمی تخیلیه، اگه از این دسته نیستین کتاب رو یا نمیپسندین یا کلا نمیفهمین. به نظرم این کتاب هم به شدت نیازمند یک مقدمه بود که توضیح میداد چرا هاین لاین اهمیت داره و چرا این مجموعهی داستان رو باید خوند. اگه طرفدار علمی تخیلی نباشین و خیلی احتمالش کمه که با هاین لاین بشه ارتباط برقرار کرد. برای درک جایگاه این نویسنده همین بس که توی خیلی از کتابهای آموزش نویسندگی به روشها و داستانهاش ارجاع داده شده و مطمئنا اگه نویسندهی ادبیات ژانری نبود با توجه به نثر و سبک نوشتاریش یکی از کسانی میشد که همه میشناختن، اما هاین لاین ترجیح داد که توی دورهی طلایی علمی تخیلی این سبک رو پرورش بده، تا جایی که میشه گفت بدون داستانهای اون ادبیات علمی تخیلی روند خیلی متفاوتی رو طی میکرد.
حالا بهتره سراغ خودِ کتاب بریم. کتاب حفرههای تاریک لونا مجموعهی ششتا از داستان های هاین لاینه که چهارتاشون توی فضا میگذرن. هاین لاین تمام این داستانها رو پیش از شروع اکتشافات فضایی نوشته، زمانی که نویسندههای همدورهش مثل سیکلارک و آسیموف داشتن روی پیشرفتهای تکنولوژی و چالشهای بشر برای سفر به ماه صحبت میکردن، هاین لاین سعی میکرد تراژدیهایی که ممکنه روی ماه اتفاق بیوفته رو بنویسه. برای مثال خودِ داستان حفرههای تاریک لونا یکی از بهترین نمونههای داستان کوتاه علمی تخیلیه. الان که بیشتر از شصت سال از اولین سفر ما به ماه گذشته، هنوز هم بشر برای نوشتن داستانهایی توی فضا میگذرن ناچاراً سراغ یکسری موضوع مشخص میره، از اون سمت هاین لاین در مورد برادری و قواعدی که مردها برای دنیای خودشون میذارن صحبت میکنه، یک خانوادهی هستهای که توسط دوتا احمق اداره میشه رو نشون میده و مفاهیمی مثل مهندسی واقعیت و ارزش ما در دنیای اطرافمون رو مورد بررسی قرار میده، اونم نه به شکلی که نویسندههای هم دورهش انجام میدادن. همینطور توی داستانهای دیگهش (دقیق تر بگم: رمان Stranger in a Strange Land) هاین لاین ریشهی اولیهی یکسری از سبکها مثل سایبرپانک رو میسازه که هنوز هم تاثیر زیادی روی دنیا دارن.
به نظرم اگه به علمی تخیلی علاقه دارین و تا الان هم مطالعهی نسبتا خوبی توی این زمینه داشتین، حتما حفرههای تاریک رونا رو هم بخونین، چون از هر خطش لذت میبرین. وگرنه، نمیدونم... شاید کتاب خوبی نباشه براتون.
هاین لاین یکی از سه غول علمی تخیلی است که نامش همیشه در کنار آیزاک اسیموف و آرتور سی کلارک به عنوان بزرگان این ژانر قرار میگیره. این کتاب هم مجموعه ای از هفت داستان کوتاهه که سه داستان آخر در جهان مشترکی روایت میشن .داستان های همه شما زامبی ها و تنگ ماهی برام نسبت به بقیه جذاب تر بودن.این اولین باره که قلم هاین لاین رو میخوندم و باید بگم که نسبت به آسیموف و کلارک بسیار روان تر مینوشته و فضاسازی هاش به بهتربن شکل پیاده سازی میشدن.حتما سراغ آثار دیگش هم در آینده خواهم رفت و مطالعه این کتابم پیشنهاد میدم قطعا خوندنش خالی از لطف نیست.
Nothing much is better than Heinlein when he's good, and in this collection he is very, very good. After seeing the movie "Predestination", I picked this up to read the short story it was based on. This is one of those very rare times when the movie is as good as the story--and the story is great.
And the other four stories aren't shabby--not shabby at all. Heinlein, you are the master!
Grabbed this audio from the library after watching Predestination- which is from the first story in this anthology called All You Zombies. The movie did a remarkable job with a very short story, I enjoyed both immensely, the narrator did a great job, I highly recommend if you like older sci fi (this was written in 1958)
1- خط زندگی - ۵ - دکتر پینرو که دستگاهی ساخته بود که زمان مرگ افراد را مشخص میکرد. زمان خط شدن رسانایی بدن در بعد زمان. در آخر رییس شرکت بیمه آمالگامتد شخصی را برای کشتنش اجیر کرد. بعد از مرگش، درانجمن علمی، نامه پیشبینی مرگش را دیدند که زمان مرگ خودش را به درستی پیشبینی کرده بود.
۲- کشیک طولانی - ۴ - جانی دالکوییست، ستوان افسر دوم بمبها در پایگاه ماه. سرهنگ تاورز ارشد بمبها، فرمانده را کشته بودند. جانی بعد از ازکارانداختن مغز بمبها با خراب کردن هسته پلوتونیومیشان بر اثر رادیواکتیو مرد و با احترام به زمین انتقال داده شد و دفن شد.
۳- تنگماهی - ۳ - ستونهای کاناکا و واهینی که ستونهایی از آب هستند که حدود چندین مایل از دریا به بالا رفتهاند، توپهای آتشین لاگرانژ، ویلیام آیزنبرگ، کاپتان بلیک در کشتی ماهان، دکتر گریوز که پیره و آیزنبرگ در کشتی ماهان نزدیک دو ستون هستند تا با گوی غواصی به درون ستونها بروند برای آزمایش. یکیشان را گوی آتشین ناپدید میکند و اون یکی بالا میره و به دانشمند دیگر در یک زندان ملحق میشه که حالت کروی و سفیده. و گریوز میمیره و جسمش هم مثل فضولاتشان وقتی میخوابند محو میشه. این یکی هم آخرش میمیره ولی قبل از مرگ موفق میشه روی بدنش نوشتهای با زخم بنویسه: آگاه باشید. آفرینش هشت روز طول کشید.
۴ - همه شما زامبیها - ۵
۵ - حفرههای تاریک لونا - ۳ - خانوادهای که برای کار پدر به ماه رفتهاند. برای بازدید از دشت ماه با یک تور گردشی بیرون میروند ولی بچه کوچک خانواده گم میشه و پسر بزرگتر پیداش میکنه.
۶ - آقایان، بفرمایید بنشینید - ۴ - درباره خبرنگاری که بر ماه رفته تا گزارش تهیه کند. او از یکی از تونلهای ماه دیدن میکند که برای رفع خطرات احتمالی ساخته شدهاند. در آنجا یک راکت روی ماه سقوط میکند و تونل سوراخ میشود و هوا نشت میکند. کارگری با نشستن روی سوراخ جان خود را به خطر میاندازد تا اینکه نجات پیدا میکنند. کانسکی کارگر
۷ - نامناسب - ۵ - سرباز اندرو جکسون لیبی. گروهی که برای تبدیل سیارک ۸۸ به ایام۳ به آن اعزام شدند و با یک سری انفجار، آنرا از مدار اصلیاش خارج کردند تا به یکی از ۳ ایستگاه میانی بین زمین و مریخ تبدیل شود. سرباز لیبی هنگامی که دستگاه محاسیات انفجارها از کار افتاد کار محاسبات را انجام داد.
This entire review has been hidden because of spoilers.
A small collection of short stories by Robert A Heinlein. Most notable in terms of readership outside of this collection would be that the title story is the inspiration for the movie "Predestination" starring Ethan Hawke and Sarah Snook. The other stories in this collection more or less follow fashion of this opening story. Often this means two more or less disembodied voices talking their way through an interesting topic of science fiction one way or the other. The story "They" which is a kind of classic structure of a character trying to determine whether or not the objectivity they observe is actual a subjectivity they're experiencing. I think everyone's written a story like that at some point, especially given it's a common developmental part of being human.
Over all the collection is slight, but interesting. There's not a lot of meat here, but there's a lot of careful thought, and solid writing. It's weird to jump around in Heinlein's career from the stories built on towering premises and ones built on adventure. This is one is smaller, more subtle ideas.
This is one of Heinlein's more charming collection of stories. A fairly quick listen (I read this as an audiobook, thank you Spider Robinson), these five stories will leave you smiling. I got this through the Hoopla Digital service - a free service that lets you read ebooks, listen to audiobooks and musical recordings and also lets you watch movies and TV shows. Much like Overdrive, this service lets you check out an item for a month and you can check it out again if you don't finish it by the end of the month and pick up right where you left off. A great service. I highly recommend it.
Like finding one of grandma's old recipes and finally savor in those wonderful flavors that had been slowly fading in your dreams.
Heinlein blended story-telling craft and imagination to grab this youngster by the collar and haul him off to amazing, joyous and tragic new vistas of the human experience. These few stories, perhaps not his best, but damned good, remind me of those heady days exploring those vistas, and of the feel of life-changing wonder.
همه ی داستان ها سطح خوبی داشتن و ایده های جالبی رو مطرح میکردن جا به جایی سیارک ها برای ساخت ایستگاه فضایی،مرکز نگهداری بمب های اتمی روی ماه ،تونل های مفصلی شکل در عمق ماه؛دستگاه تعیین زمان مرگ و..... که شاید یه زمانی مثل پیش بینی های ژول ورن تبدیل به واقعیت بشن. اقتباس سینمایی از روی داستان (همه ی شما زامبی ها) بنظرم از خود داستان بهتر و درگیر کننده تر بود . اما متفاوت ترین و جالب ترین داستان (تنگ ماهی) بود.
کتاب رو تموم کردم اگه بخوام داستان ها رو از قوی ب ضعیف بگم به این ترتیب میشن همه ی شما زامبی ها ک واقعا خیلی جالب بود برام بخصوص پیچش زمانی داستان و بعد تنگ ماهی ک این ایده ک موجودات فضایی چ جور میتونن باشن واسم جالب بود و بعد خط زندگی اونیکی داستان های کتاب زیاد جالب نبودن و حوصله سر بر بودن و اخر داستانشون بی معنا و بی هدف بود حس کردم
A small collection of weird short stories with sci-fi elements. The tone of the stories reminded me of Ray Bradbury, maybe because there was this slightly off-beat and melancholia to them. All the stories ponder some sort of concept and run away with it to play; I love that because you can see the openness of Heinlein to all the possibilities of reality and human variety. That's why I have always loved science fiction: the openness to all. In sci-fi, all humans, whatever form they come, are accepted and lifted to the center of the story as fully formed and loved actors. For example, in this collection, All You Zombies don't shy away from playing with both time travel and gender. I can say no more to ruin the story for you. Oh, of course, we can see some of the dust of the decades compared to how things have changed, but with Heinlein and most old-school sci-fi writers, you can see the compassion and inclusion for all.
There are five stories in this collection. All of them are relatively short. I went in wanting to read All You Zombies, but I fell in love with “They—” and “—And He Built a Crooked House”. That's because time travel doesn't currently tickle my nerves. With They—, I loved the dichotomy of insane and sane. Again I would love to rant about medical conditions connected to this short story and how Heinlein has played with it here, but I would give away too much. With the —And He Built a Crooked House, Heinlein combined my two favorite things: M. C. Escher's pictures and space and time continuum. Our Fair City was an okay read. I liked the political aspect of it and the tongue-cheek tone. Last, there was The Man Who Traveled with Elephants with a bitter-sweet story of love and creating the life you want for yourself. I love the idea, but for some reason, the story itself doesn't speak to me. Maybe it was not the right time for me, or I was too distracted when I read it.
Like with all short story collections, there are hits and misses, but I wonder here if I was more biased towards some, not because of the quality but because of my current mood. I love Heinlein's writing style. It has always worked for me. There is this dreamy quality to it, and he always throws in some concept you can contemplate. Just the way I like my stories.
Thank you for reading, and have a beautiful day <3