گوسفندی که خیلی کوچک بود داستانی کودکانه و مصور نوشته راب لوئیس درباره گوسفندی به اسم فرفری است که جثه خیلی کوچکی دارد و به این خاطر ناراحت است.
خلاصه کتاب گوسفندی که خیلی کوچک بود فرفری بزرگ نمیشد و گوسفندهای دیگری که در حال رشد بودند او را مسخره میکردند. فرفری خیلی غصه میخورد تا این که یک روز تصمیم گرفت برای این که بزرگتر به نظر برسد خودش را با چیزهای سفیدی مثل شکوفههای سفید و پشم گوسفندان دیگر بپوشاند.
این گوسفند کوچولو مدام مسخره میشد اما یک روز کاری بزرگ انجام داد. کاری که جان گوسفندان دیگر را نجات داد.
با شنیدن این داستان کودکان با مفاهیمی مثل شجاعت، کمک به همنوع، مسخرهنکردن دیگران، نیاز داشتن به کمک دیگران و... آشنا میشوند.
متن کتاب ساده و کوتاه است و برای کودکان کمبینا مناسب سازی شده است. متن داستان در هر صفحه با قلم بسیار بزرگ دوباره نویسی شده و در کنار هر تصویر قرار گرفته است.
خواندن کتاب گوسفندی که خیلی کوچک بود را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم این کتاب مناسب کودکان ۶ تا ۹ ساله است.
درسته که برای گروه سنی الف بود، اما میخوام هر شب جهت استرسزدایی داستان کودک بخونم:))) . فرفری که از نظر ظاهری تو این داستان با بقیه فرق داره (کوچکتره) برای اینکه به چشم «دیگری» بهش نگاه نکنن خیلی کارها میکنه. در آخر هم با ایفای نقش «قهرمان» از این دیگری بودن خلاص میشه. دقت کردید دیگه، بقیه نگاهشون تغییر نمیکنه، فرفری کنار برچسب دیگری یه برچسب دیگه هم میگیره «ناجی». یعنی برای مسخره نشدن به خاطر تفاوتت باید یه کار خیلی خوب بکنی تا محبوب بشی، مثل نجات دادن بقیهی گوسفندها از دست گرگ بدجنس! نمیدونم با زاویهدید بزرگسال میخونم اینارو کار درستیه یا نه، اما سیر پیشروی داستان رو دوست نداشتم و اینکه این داستانها به نوعی اولین مواجههی بچهها با یه سری مسائله و باید دقیقتر باشه. نمیدانم.
یکی کامنت گذاشته:« مناسب برای کودکانی که اعتماد به نفس ندارند» Duuuuude:)))))))
تصویرگری خوب، ترجمهی روان و محتوای خوب. مناسب برای کودکانی که از نظر جسمی یا روانی تفاوتی دارند و البته مناسب برای سایر کودکان تا یاد بگیرند و درک کنند که این تفاوتها را تمسخر نکنند.
فرفری گوسفند سفیدی است که در یک صبح درخشان بهاری به دنیا می آید. روزها می گذرد اما فرفری بزرگ نمی شود! گوسفندهای دیگر فرفری کوچولو را مسخره می کنند و می خندند. فرفری غصه می خورد و برای اینکه بزرگ به نظر برسد خودش را با برف سفید و شکوفه های سفید گیلاس و پشم های سفید چیده شده بقیه گوسفندان می پوشاند اما بازهم او را مسخره می کنند و می خندند.
داستانی ساده و روان برای یاد دادن اینکه از تفاوتها ناراحت نباشیم، به اون احترام بذاریم چرا که تفاوتها تواناییهای دیگری به فرد میدن. تصویرگریش خوب بود اما جا داشت خیلی بهتر باشه.