Jump to ratings and reviews
Rate this book

رفتیم بیرون سیگار بکشیم هفده سال طول کشید

Rate this book
ادبیات روس دهه‌های اخیر با وجودِ داشتن داستان‌نویسان برجسته‌ای که شهرت بین‌المللی دارند، کمتر به مخاطبان فارسی‌زبان معرفی شده است. در این کتاب نُه داستان از هفت نویسنده‌ی معاصر روس (دینا روبینا، لودمیلا اولیتسکایا، لودمیلا پتروشفسکایا، آندری گلاسیموف، ویکتور پِلِوین، میخاییل یلیزاروف و زاخار پریلِپین) به فارسی ترجمه شده است، داستان‌هایی که اتفاقی انتخاب نشده‌اند و جهان‌شان کم‌وبیش به‌هم نزدیک است. قهرمانان این داستان‌ها از لایه‌هایی از جامعه انتخاب شده‌اند که در گذشته امکانی برای رساندن صدایشان به گوش خوانندگان پیدا نمی‌کردند و چه بسا وجودشان نادیده گرفته می‌شد. تنهایی، روزمر‌گی و خشونت موجود در زندگی این قهرمانان، که بازتاب مستقیم شرایط اجتماعی روسیة پس از فروپاشی اتحاد شوروی نیز هست، به خوبی در این داستان‌ها احساس می‌شود. مقدمه‌ای کوتاه درباره‌ی هر کدام از این نویسندگان، نیز در آشنایی خواننده با زندگی و سبک هنری و آثار لئ مؤثر است. همة این نویسندگان در حال حاضر زنده هستند و مشغول نوشتن و همین مسئله کتاب را جذاب‌تر می‌کند. رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید... کتابی ا‌ست از جهانِ نه‌چندان مهربانِ نویسندگانی که سیگار کشیدن‌شان هنوز تمام نشده است.

192 pages, Paperback

Published January 1, 2017

67 people are currently reading
941 people want to read

About the author

آبتین گلکار

58 books1,698 followers
مترجم آثار ادبیات روسی

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
77 (9%)
4 stars
222 (26%)
3 stars
362 (42%)
2 stars
131 (15%)
1 star
61 (7%)
Displaying 1 - 30 of 163 reviews
Profile Image for Zsa Zsa.
777 reviews96 followers
August 25, 2017
ترجمه خوب بود اما اونقدى كه فك ميكردم به داستان كوتاه معاصر روسى علاقه ندارم، دوتا داستان قشنگ داشت ولى بقيه به نظرم خسته كننده بودند، بيشتر منتظر بودم تموم شن
Profile Image for Gypsy.
434 reviews721 followers
January 3, 2019

نمی‌تونم بگم دوستش نداشتم. من از ادبیات روس کم خوندم، از غول‌هاش هم کم خوندم. ولی از عاشقان داستان‌کوتاهم، روسیه رو دوست دارم، فضای سردش رو دوست دارم و اینکه داستان‌ها درواقع از کشورهای شوروی سابق بودن به داستانا وسعت و تنوع داده بود. چندتا داستان اول رو دوست داشتم، بعد دو سه تا داستانِ وسط افت کرد برام و تا آخر هم با افت تموم شد. ولی توی اون داستان‌های افت‌کرده هم چیزهایی بود که از خوندنش لذت می‌بردم. نه که بگم این دیگه چی بود.

نمرۀ واقعی سه و نیم.
Profile Image for Amin.
419 reviews442 followers
November 8, 2020
از ترجمه روان و شیوای دکتر گلکار که بگذریم، فضای داستانها عموما در تلاش برای خلق فضایی سوررئال بودند که به عقیده من در جلب نظر خواننده و نگاه استعاری یا تلویحی هم چندان موفق نبودند. شاید سایه سنگین نویسندگان کلاسیک و رئالیست در تاریخ ادبیات روسیه نویسندگان جدید را وامی دارد تا این
گونه دنبال پیدا کردن روزنه جدیدی برای عرض اندام باشند اما فضای فکری هرچه بوده، نتیجه نه چندان جذاب از کار درآمده و نه قابل تامل و موشکافی. اگر داستایوسکی و تولستوی و تورگنیف در بستر تغییرات سیاسی و اجتماعی دوران خودشان، ظریف ترین ابعاد روحی و روانی انسان تجربه کننده این تغییرات را موشکافی می کردند، تجربه سی سال پرتلاطم اخیر روسیه هم شاید انتظارات را از نسل جدید نویسندگان بالا برده بود تا کمی ما را با تلاطم های روحی معاصر آشنا کنند
Profile Image for Zahra.
85 reviews43 followers
March 17, 2017
یکی از بهترین مجموعه‌داستان‌هایی که تا به حال خوندم. خصوصا که با فضای داستانهای معاصر روس اصلا آشنا نبودم و برام یه دنیای تازه بود. کتاب رو طی سه چهار ساعت، تو قطار تهران به مشهد خوندم و خیلی بهم مزه داد. به‌جز داستان «پالتو سیاه» بقیه‌ی داستانها رو دوست داشتم. ترجمه‌ی آبتین گلکار هم مثل همیشه عالی و خلاق بود، لذت بردم و یاد گرفتم
Profile Image for Shima Mahmoudi.
105 reviews57 followers
August 18, 2017
داستان اولش که در مورد سندرم داون بود خیلی دوست داشتنی بود. کلا داستانهاش عالی بودن و ترجمه ها روان و زیبا. نشر چشمه همیشه کتابهای خوبی چاپ کرده.
مرسی از فیدیبو که رایگان کتاب رو در اختیار مردم قرار داد.
Profile Image for Hossein Bayat.
172 reviews33 followers
October 11, 2023
ما فارسی‌خوانان، با ادبیات روس غریبه نیستیم.
تولستوی، داستایوفسکی، چخوف، بولگاکف و... از بازیگران اصلی صحنه کتابخانه‌ها و کتابفروشی های ما بوده و هستند.
عجیب اینجاست که در این میان هر چه قدر که به عصر حاضر نزدیک‌تر می‌شویم؛ سهم ادبیات روس کمتر و کمتر می‌شود.
آقای آبتین گلکار در این مجموعه تلاش کرده است که خوراکی برای مخاطبین فارسی زبان تهیه کند که به این ولع‌شان پاسخ دهد.
۹ داستان کوتاه از ۷ نویسنده روسی زبان.
داستان‌ها اغلب در فضای شوروی گورباچوف یا روسیه‌ی بعد از شوروی اتفاق می‌افتد و اشارات سیاسی و تاریخی زیادی در کتاب هست که آقای گلکار تلاش کرده به فراخور حال داستان، در‌پاورقی تعدادی از اونها رو توضیح بده.

بین داستان های این کتاب می‌تونم بگم:

یک) داستان‌کوتاه هایی که دوست نداشتم: (۱,۲)
حیوان وحشی، حادثه خانوادگی

دو) داستان های متوسط تر: (۳)
رفتیم بیرون سیگار بکشیم...، دختر بخارا

سه) داستان هایی که بیشتر که دوست داشتم: (۵,۴)
پالتوِ سیاه، زن آدم‌کش، وان گوگ، آدم کش و دوست کوچکش، نیکا

نوع خیال‌انگیزی قلم بعضی از این نویسندگان برای من خیلی تازه بود. داستان وان گوگ خلاقانه و به شدت جسورانه نوشته شده بود و آنچه که دوست دارم از این کتاب برام بمونه داستان زن آدمکش بود. زن آدمکش، با قلمی که طنازی منحصر به فردی داشت که حتی گذر از صافی ترجمه هم شوخی‌های اون رو بی مزه نکرده بود.
Profile Image for ع. ر. افّلا.
73 reviews20 followers
Read
May 19, 2025
چند شب پیش با دوستم حمید حرف می‌زدیم، و او گفت که برایش جالب است فضای آسایشگاه‌های روانی را از نزدیک ببیند، من هم بهش گفتم واقعا هم جالب است، من هفت بار آنجا بودم، پنج بار داوطلبانه. هر بار به روان‌پزشک دانشگاه می‌گفتم قصد خودکشی دارم و او هم برای آسایشگاه درخواست می‌داد (دو بار دیگر را واقعا خودکشی کرده بودم). اما آنجا از چه حیث جالب بود؟ و آیا معنای فیلم پروازبرفرازآشیانهٔ‌فاخته برایم تغییر کرد؟ البته که کرد! صبا می‌گفت من (افلا) فاخته‌ام. می‌گفتم فاخته چیست، می‌گفت فاخته پرنده‌ای ست که پس از زاییدن، تخمش را در آشیانهٔ دیگر پرنده‌ها می‌گذارد. آنجا هم یاد آسایشگاه افتادم. آنجا بیماران متنوع، زندانیان اوین و سربازان همراهشان را می‌دیدی (بیمارستان لقمان، نزدیک دانشگاه بهشتی). هر کسی ماجرای خودش را داشت. مردی که وقتی فهمید قرار است برود کمپ یک تیغ ریش‌تراشی روی زبانش گذاشته تا گلوی خود را در فرصت مناسب ببرد. مردی که معتقد بود همه‌چیز را از چشم سومی که به دست آورده می‌بیند. پسری که هذیان می‌گفت اما لابه‌لایش جملات شدیدا حکیمانه می‌شنیدی. جوانی که اصلا قرار بوده برود بیمارستان، نه اینجا، اما توی اورژانس بیمارستان وقتی اصرار کرده بهش سیگار بدهند و نداده‌اند، با سر رفته توی آیینه و تکه‌ای ازش برداشته و صورتش را خط‌خطی کرده. اما این کجایش شد لذت آسایشگاه؟ خب، نزد آنان مجبور نبودی ماسک بزنی. حتی نزد سربازان همراهشان. ما همه به گا بودیم. کسی چیزی برای پنهان‌کردن نداشت. کسی به چیزی افتخار نمی‌کرد. کسی شکست را مذموم نمی‌دانست. کسی وضع بهتری از دیگری نداشت. اما تمام لذتش این نبود. قرص‌هایی که می‌دادند، آمپول‌ها. یکبار داشتم با پرستاری حرف می‌زدم که وسط صحبت‌هایمان دکتر صدایش کرد و برگشت ببیند چه می‌گوید، من هم داد زدم: وقتی داری با من صحبت می‌کنی به من نگاه کن، و او هم در کمال بی‌شرمی یک لحظه نگاهم کرد و دوباره رویش را به طرف دکتر برگرداند، من هم با تمام قدرت به پنجره‌ای که میانمان بود کوبیدم و وقتی فهمیدم شیشه‌ای نیست و نمی‌شکند چند بار دیگر هم کوبیدم تااینکه پرستار دیگری آمد و هلم داد، من هم هلش دادم، سعی کرد مرا در میان دستانش قفل کند که با آرنج زدم توی شکمش. آمدند جدا کردند، بیمار و پرستار. بعد کشان‌کشان بردندم سمت تخت که آمپول بزنم، من هم مانند کسی که می‌خواهد بهش تجاوز شود مقاومت کردم و گفتم تا آن پرستار معذرت‌خواهی نکند حق ندارند آمپول بزنند، و او آمد و عذرخواهی کرد، و از ته دلش هم این کار را کرد. می‌دانی؟ جلوی پرستار و دکتر هم لازم نبود نقش بازی کنی. اما لذت اصلی ملاقاتی بود. لحظه‌شماری می‌کردم برای ملاقات. یک روز دوست‌دختر دوستم آمد و در آغوشم گرفت و کتابی بهم داد، همین کتاب، گفت: چون خیلی سیگار می‌کشی. و نصفه‌شب وقتی قرص‌های خواب اثر نمی‌کردند، پتویم را بردم و کف راهرو پهن کردم تا با نور اتاق پرستار، کتاب را بخوانم.
Profile Image for Hani.mnt.
64 reviews9 followers
October 3, 2024
من واقعا تک‌تک داستان‌های این کتاب رو دوست داشتم و باعث آشنایی بیشترم شد با دنیای ادبیات و نویسنده‌های روسی و اوکراینی، به خصوص در حوزه‌ی داستان کوتاه😮‍💨🤍
۹ اثر از ۷ نویسنده با تم تنهایی و شرایط اجتماعی روسیه بعد از فروپاشی شوروی.
Profile Image for Bekhradaa.
142 reviews60 followers
September 25, 2018
۴۰۴
چقدر حیف است که هوس پیدا کردن خصوصیات خود در نسل های پیشین خانواده در سنی سراغ آدم می آید که موج های عظیم زمان بی هیچ گذشتی تراشه های زندگی آدم را با خود می برند. ولی آیا این دقیقا به همان علت نیست که هر زندگی جدید از نو در مسیر همان سرگذشت های پیشین بغلتد و بغلتد؟ دوره جوانی با آن عطش حیوانی به زندگی در لحظه حاضر، هر چیزی را که پیش از خود وجود داشته جارو می کند و دور می ریزد. این بهترین سد میان سیلاب زمانه و دریاچه حافظه انسانی است.

۴۰۸
اشک ریختن من برای عمو میشا تازه شروع شده است، وقتی برایم مثل روز روشن شده که واقعا دیگر هیچ وقت او را نخواهم دید، هیچ وقت. این واژه درست در لحظه ای به عریان ترین شکل در برابر ما پدیدار می شود که حکایت دارد به پایان نزدیک می شود، ولی ما میخواهیم ادامه اش را بشنویم. هر چند خیلی خوب می دانیم حکایت های واقعی چقدر بی رحمانه قطع می شوند
Author 1 book314 followers
August 17, 2018
اگر به ادبیات دوره ی تولستوی ادبیات عصر سیمین میگفتن، پربیراه نیست که به ادبیات امروز روسیه ادبیات «عصر مسین» بگیم. به نظرم انقلاب اکتبر هنر رو در روسیه اخته کرد.
ترجمه ی کتاب نیاز به تعریف نداره. به نظرم میشه این کتاب رو جلد بعدی کتاب تاریخ ادبیات قرن بیستم روسیه به حساب آورد. چون مترجم قبل از آوردن هر داستان، گزیده ای از شرح حال هر نویسنده ی اون داستان رو بیان می کنه.
Profile Image for ستاره‌ی دنباله‌دار.
41 reviews20 followers
June 8, 2019
نمیدونم داستان های کوتاه عجیب غریب هستن یا این مجموعه این شکلی بود!
کلا فضای غریبی داشتن داستانها!

بهترین داستان این مجموعه ب نظرم “نیکا” بود
Profile Image for Fazi.
30 reviews7 followers
November 3, 2022
داستان های کوتاه از نویسندگان معاصر روس
داستان ها به اندازه عنوان کتاب جذاب نبود .
داستان هایی که دوست داشتم: پالتو سیاه از لودمیلا پتروشفسکایا، وان گوگ از یلیزاروف
و یک داستان از ویکتور پلوین به اسم نیکا.
نیکا……نیکا
Profile Image for Farimah Jalalpour.
45 reviews7 followers
July 28, 2023
متاسفانه قدر این کتاب دونسته نشده و ترجمه‌ی آقای گلکار بسیار عالی بود.
229 reviews119 followers
August 31, 2017
مجموعه نه داستان کوتاه از نویسنده های روس. البته داستانای کوتاهش چندان هم کوتاه نیستن!

من هیچ وقت علاقه مند به ادبیات روس نبودم. داستان کوتاه هم هیچ وقت سبک مورد علاقه ی من نبوده. ولی این کتابو دوست داشتم. البته نیمه ی اول کتاب واسم جذاب تر بود.
Profile Image for Sadra Aliabadi.
91 reviews83 followers
October 22, 2017
لذت بردم.
فکر میکنم دلیل این که خیلی ها خوششون نیومد از کتاب این بود که با دو تا از ضعیف ترین داستان ها کتاب تموم شد. در حالی که داستان های وسط وحتا اول کتاب لذت بخش بود خوندنشون(حداقل برای من).
همین.
Profile Image for Sara Bakhshiani.
241 reviews43 followers
August 20, 2021
طبق معمول از کتاب هایی که چندتا داستان جدا داره خوشم نمیاد ولی این کتاب چون پیشنهاد دوستم بود و
اینکه دارم کتاب برادران کارامازوف میخونم دوست داشتم چندتا داستان روسی دیگ هم بخونم
برای همین بعد از مدت ها شروع کردم به خوندنش
کلا از نه تا داستان چندتاش از نظر من خاص و ارزش خوندن داشت که اسمشون و میگم همراه با نویسنده هاشون که
کلا هدف کتاب هم همین بود که نویسنده های روس معرفی کنه:))))
.
.
پالتو سیاه از لودمیلا پتروشفسکایا
حادثه خانوادگی از آندری گلاسیموف
نیکا از ویکتور پلوین
رفتیم بیرون سیگار بکشیم... از میخاییل ییلراروف
وان گوگ هم که از نویسنده بالا بود بازم
(فکر کنم بخاطر همین اسم کتاب و از داستانش ورداشتن چون هردو داستانش خیلی خوب بود)
آدم کش و دوست کوچکش از زاخار پریلین
همین.
Profile Image for Sanaz.
63 reviews53 followers
July 13, 2017
مجموعه خوبی بود. یکی از دوتا از داستان‌ها بیش از حد طولانی و در نتیجه خسته کننده بودند. نکته دیگه این که داستان‌ها مربوط به روسیه معاصر بودند ولی اون قدر که انتظار داشتم یا شاید اون قدری در پشت جلد ادعا شده، حال و هوای روسیه معاصر رو به خواننده منتقل نمی‌کرد. شخصا خیلی جاها حال و هوای داستان را با توجه به دانسته‌های قبلی تجسم می‌کردم.
از این مجموعه این داستان‌ها رو از دست ندهید. ملموس‌تر و واقعی‌تر از بقیه بودند و ساختار بهتری هم داشتند
دختر بخارا
زن آدم‌کش
حادثه خانوادگی
آدم‌کش و دوست کوچکش
Profile Image for Mahdiye HajiHosseini.
563 reviews31 followers
April 2, 2023
.
روس‌ها مردم عجیبی هستن و خودشون هم اینو به خوبی می‌دونن. با اینکه ادبیات شناخته شده‌ای در دنیا دارن اما بیشتر به کلاسیک‌هاشون شناخته میشن و داستان‌های جدیدترشون اون معروفیت رو نداره. این داستان‌های کوتاه هم به اندازه خود روس‌ها عجیبن و در عین اشنایی تازه و جدیدن. من از خوندنشون لذت بردم.

لینک طاقچه
Profile Image for Smn Hgh.
168 reviews25 followers
August 12, 2018
اين كتابو تو طرحِ متروي فيديبو خوندم (و به نظرم انتخاب مناسبي بود چون مجموعه اي از داستان هاي كوتاه از نويسندگان روس بود و با توجه به اينكه طرح متروي فيديبو يه ساعتس پيوستگي از دست نميرفت)

داستان هاي جالبي بود و به نظرم تو همشون يه خلاقيتي خاصي نهفته بود كه كشش ايجاد ميكرد،
از نظرم اين سه تا واقعا جذاب بودن:
١-زنِ آدمكش
٢-رفتيم بيرون سيگار بكشيم، ١٧ سال طول كشيد
٣- دخترِ بخارا

در وهله دوم هم :
٤- پالتوي سياه
٥-نيكا

كلا اين مجموعه ٩ تا داستان داشت.
Profile Image for MiNa Sal.
163 reviews27 followers
July 10, 2017
یک کتاب خوب با داستانهایی از نویسندگان معاصر روس
Profile Image for Mohammad.
138 reviews60 followers
February 2, 2019
هم داستان خوب داشت، هم معمولی، هم بد، ولی در کل کتاب خوبی بود. نیمه اول بهتر بود.
داستان های اول، فضای ادبیات کلاسیک روس رو برام تداعی کردن، ولی از نیمه به بعد چندان مرتبط با اون فضا نبود به نظرم.
داستان های "زن آدم کش" و " نیکا" رو دوست داشتم واقعا. زن آدم کش واقعا دلنشین بود و نیکا خیلی نگاه جالبی داشت و یه جور مشاهده دقیق بود و من تونستم باهاش ارتباط خوبی بگیرم. نگاهی داشت که ادم در مقاطعی بهش میرسه. یه جور سرگردانی و اینکه میخوای تو یکی دقیق بشی به امید کشف خودت، به امید پیدا کردن یه چیز تازه.
داستان "دختر بخارا" فضای دلنشینی داشت برام، شبیه همون ادبیات کلاسیک. داستان "حادثه خانوادگی" هم خوب بود، واکاوی جالبی بود از گذشته که جرقه اش شاید یک مسئله بی اهمیت باشه.
بقیه داستان ها نسبتا خوب، معمولی یا حتی بد بودن.
وان گوک" رو اصلا نفهمیدم. داستانی هم که عنوان کتاب ازش برداشته شده، برخلاف عنوان بسیار جذابش، اصلا خوب نبود".

جزئی تر تو استاتوس ها نوشتم.
Profile Image for sAmAnE.
1,373 reviews155 followers
August 6, 2024
.
اشک ریختن من برای عمو میشا تازه شروع شده است، وقتی برایم مثل روز روشن شده که واقعا دیگر هیچ وقت او را نخواهم دید. این واژه درست در لحظه ای به عریان ترین شکل در برابر ما پدیدار می شود که حکایت دارد به پایان نزدیک می شود، ولی ما می خواهیم ادامه اش را بشنویم. هرچند خیلی خوب می دانیم، حکایت های واقعی چه قدر بی رحمانه قطع می شوند.
📝مجموعه داستان هایی از نویسندگان مختلف روسی با فضای داستانی متفاوت 🙂داستان زن آدمکش برای من خیلی جالب بود👍📚
#رفتیم_بیرون_سیگار_بکشیم_هفده_سال_طول_کشید
#ترجمه #آبتین_گلکار
#مجموعه_داستان
Profile Image for Mehrzad.
233 reviews28 followers
March 2, 2018
زمان مناسبی برای مطالعه کتاب غیر درسی نبود، ولی کتاب مناسبی بود.

فرق چندانی نمی کنه شما از چه برهه زمانی ای دست روی ادبیات روسیه بزارید. قلم نویسندگان این کشور هیچ موقع شما رو ناامید نمی کنه :).

داستان های کتاب ربط چندانی به هم نداشتن، عنوان کتاب ربطی به موضوعیت کلی داستان ها نداشت، عملاً عنوان یکی از داستان های کوتاه بود که اون هم ربطی به داستانش نداشت! و ترجمه، اونقدرها روان نیست، ولی این که سعی بالایی شده به متن اصلی وفادار بمونه، قابل تقدیره.

//
Profile Image for Shakiba Bahrami.
319 reviews90 followers
October 4, 2018
در عالی بودن آبتین گلکار شکی نیست ولی میگفتن دیالوگ ها رو ادبی ترجمه میکنه که این طور نبود و باعث شد خیلی راحت تر کتاب رو بخونم.
نمیدونم چرا مترجم ها سعی دارن کلمات قلنبه سلنبه بیارن، امانت داری تا کجا؟
کتاب ترجمه شده با اصلش اصلا یکی نیست.
مترجم هر کتابی رو که ترجمه میکنه مال خودش میکنه‌ پس این همه سخ�� گیری واسه ترجمه دقیق باعث میشه فقط خواننده آزار ببینه. چیزی که موقع خوندن "قمار باز" داستایوفسکی با ترجمه صالح حسینی حس کردم
Profile Image for Mohammad Ali Shamekhi.
1,096 reviews312 followers
October 13, 2017

چیزای جالب اینجا و اونجاش پیدا می شد اما نه درحدی که بگم وای چه کتابی بود. ترجمه هم از نظر روانی فارسی خوب بود اما عالی نبود - در مواردی احتمالا برای رعایت دقت متن زمخت می شد و حتی به ابهام می کشید
Profile Image for Pooya Kiani.
415 reviews124 followers
August 19, 2022
ترجمهٔ آبتین گلکار از داستان‌ها بی‌نقص است.
نیمی از داستان‌ها در خور توجهند:
حادثهٔ خانوادگی - دختر بخارا - زن آدمکش - آدمکش و دوست کوچکش

لحن‌ و سبک روایی نویسنده‌های روسی که در این مجموعه با آن‌ها مواجه می‌شویم هم آنقدر با یکدیگر متفاوت است که متوجه شویم خوانندهٔ روس حدودا چه چیز گیرایی در هر کدام پیدا کرده و می‌کند و هم آنقدر به دیگری شباهت دارد که احساس مواجهه با داستان‌هایی از یک بازهٔ تاریخی و سیاسی از زندگی آدم‌هایی را داشته باشیم که خیلی خوب حرف و سکوت همدیگر را می‌فهمند.
لحن تراژی‌کمیک و حضور هر دم دلهرهٔ هستی، وجه مشترک داستان‌های این کتاب بود.
Profile Image for Mehdi EbrahimZadeh.
69 reviews31 followers
February 6, 2018
کتاب بدی نبود، عالی هم نبود!
تازه فهمیدم به داستان‌های کوتاه روسی علاقه چندانی ندارم.
نمی‌خوام بگم فقط یکی‌دوتا از داستان‌هاش خوب بود؛ اما من فقط همون یکی‌دوتا رو دوست داشتم.
به نظرم ترجمه هم خوب و بدون تکلف بود.
Profile Image for Niyousha.
642 reviews76 followers
May 8, 2022
با اینکه این کتابو توی روزایی خوندم که کمترین تمرکز ممکن رو دارم ولی خیلی عالی بود
Profile Image for Arman.
360 reviews353 followers
May 19, 2017
مجموعه خوبی بود. اما برخلاف ادعای ناشر محترم (مندرج در پشت جلد کتاب)، هیچکدام از داستان ها تصویری از امروزِ جامعه ی روسیه را تصویر نمی کنند.
بیش تر داستان ها، تصیرگر انسان هایی ست که گویی برای گذر از گذشته شان(جامعه سوسیالیستی) با همه ی تشویش ها و ملال هایش به سوی جامعه مدرن امروز، در حال بستنِ چمدان خاطراتِ خوب و تلخشان می باشند. انسان هایی که می کوشند خود را از ملال و سیاهی اطراف شان جدا کنند، حتی اگر به قیمت خودکشی کردن_ در داستان "پالتوی سیاه".

توصیه ی آخر بنده به خوانندگان احتمالی کتاب این است که به نقش کلیدی زنان در داستان ها توجه نمایید.
و داستان های پیشنهادی از این مجموعه:
نیکا
زن آدمکش
وانگوک
Profile Image for Shaghayegh.
67 reviews109 followers
July 17, 2018
کتاب شامل چند داستان کوتاه از نویسنده‌های معاصر روسیه‌ست .داستان‌های بدی نداشت‌. به جز یکی دوتا داستان خصوصن خود داستان " رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید" که بر خلاف اسم جذابش اصلن جذاب نبود :)))))، بقیه داستان‌ها نسبتن خوب بودند.
با اینکه کتاب بدی نبود و قطور هم نیست ولی تموم کردنش واقعن سخت بود :)))
علتشم میتونه این باشه که کلن ماهیت داستان کوتاه همینه ولی خیلی طول کشید تا تموم شد :))))
Displaying 1 - 30 of 163 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.