زندگی کردن با شک و تردید مثل این است که توی کفشت سنگ رفته باشد.اگر نتوانی سنگ را دربیاوری،باید یاد بگیری چهجوری با وجود سنگ راه بروی.هیچ راه دیگری وجود ندارد. #کبوترهای_وحشی #ایمی_تیمبرلیک ترجمه #نیلوفر_امن_زاده 📝 داستان کبوترهای وحشی از زبان دختربچهای سیزده ساله به نام جرجی برکهات بیان میشه،که خواهرش به طور مشکوکی ناپدید میشود و بعد از مدتی میگویند که او مُرده.جرجی باور نمیکند و برای فهمیدن ماجرای خواهرش و علت ناپدیدشدنش راهی سفری پر ماجرا میشود که طبیعتا این سفر تجربههای زیادی رو برایش به ارمغان میاره...❤️
وقتی که کبوترهای وحشی رو تموم کردم ، دست خودم نبود که گریه کردم، کتاب تاثیرشو قشنگ روم گذاشت. این کتاب رو با هیچی عوض نمی کنم. خلاصه که بگذار کبوترهای وحشی درونت برخیزنت و تو دنبالشان بروی ، هر چقدرم که دور از دسترس باشند ، قلب کبوتر هارا که می تپند، به گوش بسپار و بگذار این آوزت برای ادامه زندگی باشند. بگذار با چشم هایشان درونت را زیر و رو کنند و تو لبخند بزنی و بچرخی ، بین آن همه کبوتر وحشی. اصلا به نظرم همه باید چرخیدن را یاد بگیرند؛) بگذار چرخیدن را یاد بگیرم:)