ماجرا از آنجا آغاز می شود که طرح داستانی در ذهن نویسنده جرقه می زند و پس از مدتی تردید، داستان را با زنگ تفریح و بازی بچه ها درحیاط مدرسه شروع می کند. بعد به فکر قهرمانان داستان می افتد و نامهای آنها. از آنجا که هر نامی بیانگر نقش آدم ها هم می تواند باشد، نویسنده با تغییر نام ها به زیبایی دو داستان را در دل یک داستان جا می دهد.
داوود غفارزادگان متولد ۱۳۳۸ دراردبیل، بیش از دو دهه است که برای گروه سنی بزرگسال و نوجوان مینویسد. رمان جنگی «فال خون» این نویسنده در امریکا ترجمه شده و مجموعه داستان «ما سه نفر هستیم» از کتابهای برگزیده بیست سال ادبیات داستانی است. از آثار بزرگسال این نویسنده میتوان به کتابهای «راز قتل آقا میر»، «دختران دلریز»، «شب ایوب» و «کتاب بینام اعترافات» و در حوزه نوجوان از «پرواز درناها»، «سنگ اندازان غار کبود» و «آواز نیمه شب» و کتابهای دیگر نام برد.
من در کودکی ام با خواندن این کتاب وارد جهانی شدم که دیگر هرگز از آن خارج نشدم. این کتاب مرا شیفته ی داستان و تخیل و نوشتن کرد. این کتاب مرا شیفته ی خواندن کرد درست زمانی که کودکی سر به هوا و بازیگوش بودم و در جستجوی خودم. دستم را گرفت و مرا در یک گوشه نشاند و بعد با خودش برد به دنیایی که تا پیش از آن هرگز ندیده بودم.