ISBN 9789644195747 پارسونز پنج سال از دوران فعالیت دیپلماتیک خود را در ایران گذراند. در این اثر نیز طبق سنت مألوف، شاهد مقاومت و مخالفت انگلیس در برابر انقلاب اسلامی و استقلال طلبی ملت ایران هستیم؛ بهطوری که پارسونز بارها نگرانی و مخالفت خود را از سقوط شاه و وقوع انقلاب اسلامی ابراز میکند. سر انتونی پارسونز، سفیر کبیر سابق انگلیس در ایران که مدت پنج سال، از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ عهدهدار این سمت در ایران بوده است، دیپلمات حرفهای است که قبل از احراز سمت سفیر انگلیس در ایران، در ترکیه، اردن، مصر، سودان و بخرین خدمت کرده و آخرین سمت وی قبل از سفارت انگلیس در ایران، معاونت امور خاورمیانه در وزارت امور خارجهی انگلستان بود. غرور و سقوط بیان خاطرات دوران اقامت او در ایران در مقام سفیر انگلیس است. پارسونز در این کتاب کوشیده تا مشاهدات خود دربارهی اشخاص نظیر: خاندان سلطنتی، رجال مملکتی، سفرا و نمایندگان خارجی و...، همچنین حوادث رخداده طی اقامت پنج سالهاش در ایران: از جمله فراز و نشیبهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، کارها و اقدامات شاه، چگونگی تعارضات بین رژیم و مخالفانش، تظاهرات، اعتصابها و درگیریهای بین ارتش و مردم به پا خاسته و نظیر اینها را تشریح نماید. به دلیل نزدیکی ارتباط با شاه، اعضای خاندان سلطنتی و سران رژیم خاطرات وی میتواند بازگو کنندهی مطالبی باشد که کمتر در اختیار ما قرار داشته است. وی در مقدمه خود نوشته است: این کتاب، حاوی یادداشتهای شخصی است و داعیهی علمی بودن ندارد. در حقیقت تاریخ پرماجرای ایران در دههی ۷۰ میلادی، آنقدر به ما نزدیک است که تاریخ پژوهان و محققین هنوز نمیتواننند آن را با ریزبینی و دقت علمی مناسب بسنجند.
فصول کتاب: زمینهی مأموریت من 1974-1975 رژیم پهلوی سفارت 1976-1977 1978-1979 نگاهی به گذشته و سخن آخر نمایه
من نسخه چاپ اول این کتاب که در سال 1363 به چاپ رسیده است را مطالعه کردم که البته طرح جلدش متفاوت است و نمیدانم آیا نسخ بعدی دستخوش سانسور و اصلاحات ناجوانمردانه شدهاند یا خیر! این کتاب حاوی خاطرات آخرین سفیر بریتانیا در ایران است. سالهای که منتهی به انقلاب 57 و سرنگونی حکومت پهلوی گردید! کتاب حاوی مطالب تاریخی جالبی بود و نویسنده آن خود و دولت خود را از هرگونه دخالت در سرنوشت ایران مبرا میدانست هرچند در جای جای آن از مشورت هایی که به شاه میداد و مورد پذیرشش واقع نمیشد؛ نوشته است. به نظر من شجاعت نویسنده در بیان و توضیح اهداف اقتصادی بریتانیا بویژه در سالهای رونق بازار نفت قابل ستایش بود. به هر روی اگر بریتانیا تا ابد ادعا کند که دستی در تاریخ ایران نداشته است؛ از نظر من علاقمند به تاریخ ادعایی نادرست است. در هر حال اکنون که به گذر این سالها نگاه میکنم و اتفاقات تلخی که برای این سرزمین رخ داد بیش از پیس در میایم [ ملت هایی که تاریخ ندانند و کتاب نخوانند تاریخ بر آنها تکرار خواهد شد. و تنها راه برون رفت ملت ها از چالشهایشان را افزایش آگاهی آنان میدانم]. خواندن این کتاب را به دوستداران تاریخ بشدت پیشنهاد میکنم. جا دارد از مترجم زحمتکش این اثر جناب آقاي پاشا شریفی که با ترجمه عالی خود این کتاب را به زبان پارسی برگردانده اند کمال قدردانی را داشته باشم.
This book provides the history of last few years before the Islamic Revolution of Iran, as seen by the British ambassador to Iran.
The author tries to analyze the situation and events in different situations, and provides sensible reasons for his analysis. I like his way of analyzing things, and I learnt a bit about how should I analyze the political situation of a country.
In many situations he tries to analyze: At year X what was wrong? At year X did we foresee the Shah to be over-thrown? At year X what could be done better? What is a revolution? Who did a revolution?
The author also tries to insist on the point that British government (and also other foreign governments) didn't have a hand in the revolution, and the Islamic revolution was solely done by the people of Iran. He also insists that BBC has independent opinion and it doesn't reflect the British government's views, although it is funded by the foreign and commonwealth office of UK.