مقدمه بر کتاب اکون آبادی ها : کار اقتصاد دنیا چه طوری به این جا کشید؟
توی اکونآباد، دست طبیعت کاری کرده که همه تک محصولی بودند و نسل در نسل در خانه باغهایشان تنها یک محصول تولید میکردند و فقط و فقط هم از همان میخوردند. مثلا سیب محور و موزمحور و بادمجانمحور و هلومحور و… فقط محصول خودشان را میخوردند. تا این که یک روز دست بر قضا یکنفر در اکونآباد مال یکی دیگر را میخورد و بخور بخور شروع میشود. سنگ بنای بیشتر تئوریهای اقتصادی و… در اکونآباد گذاشته میشود و کلی هم میانبرهای توسعه و پیشرفت را اکونآبادیها برای اولین بار تجربه میکنند. حتما باورتان نمیشود که گلدکوئست، شرکتهای هرمی، پول، بانک، اختلاس، کوپن و… حتا روشنفکری هم محصول اکونآبادیهاست.
پوریا عالمی فعالیّت مطبوعاتی خود را با روزنامۀ نوروز و روزنامۀ همشهری و مجله گلآقا از سال ۷۸ آغاز کرد. ستونهای «فال فهوه» و «مادر رجب» در روزنامۀ اعتماد ملّی، ستون «کاناپه» در روزنامه اعتماد، ستون «نشر اکاذیب» در روزنامه قانون، ستون «از هر نظر بیضرر» در روزنامه شرق، داستانهای طنز «آسانسورچی» در مجله چلچراغ از ستونهای پرخواننده او بودهاست. یکی از آثار او تحتعنوان «پنجره زودتر میمیرد» برندهٔ جایزۀ هوشنگ گلشیری شد.
اکونآبادیها کتاب خوبی است. مثل همهی کارهای پوریا عالمی نوشتاری روان و گیرا دارد. طنز ملایم و لذتبخشی دارد که وقتی کم کم در طول کتاب به منطقش عادت کنی میتواند خوب هم بخنداندت. کتاب آنقدر جذاب نوشته شده که بعید است بعد از چند فصل اول کتاب را به راحتی نیمهکاره رها کنید. از طرفی ایدهی کتاب پیش از خواندن سنگ بزرگ و بعیدی است. توضیح منطق و پیشینهی اقتصاد در یک کتاب طنز با داستانی بیشتر کودکانه سنگ بزرگی است که پوریا عالمی تا حد زیادی از عهدهاش برآمده. از طرف دیگر اما کتابی در مورد تاریخ اقتصاد هرچند به زبان طنز نمیتواند از موضوع بسیار مهم و موثری مثل کمونیسم و دلایل ظهور و سقوطش بیتفاوت بگذرد و آسیب نبیند. پرداخت کتاب به این نوع از نگاه به اقتصاد بسیار بیشتر از سایر بخشهای کناب دمدستی، سرسری و از روی بیحوصلگی بود. انگار نویسنده دوست نداشته باشد در این مورد بنویسد اما نتوانسته از اشاره به آن نیز بگذرد. کتاب در نهایت با یک بیانیهی خواندنی و جالب به پایان میرسد و خوانندهی مشتاق، منتظر میماند تا نویسنده وعدهی نوشتن چنین کتابی دربارهی اجتماع و سیاست را عملی سازد.
فقط اگه دنبال طنز روزنامه ای با ارجاعات و تیکههای سیاسی هستید این کتاب رو بخونید پیش از هرچیز لازمه تاکید کنم که نویسنده طنزپردازی تواناست و حرفی و نقلی در نقض این گزاره ندارم ولی این کتاب به خصوص با اون موضوع به نظر من یه شکست باید حساب بشه. چون کتاب کمی خواسته به اصولی اقتصادی و پیشینهی اونها (اگه نگیم تاریخ اقتصاد) اشاره کنه و با اون همه رفرنسهای بیربط جامعه ایرانی و مسائل سیاسی به نظر من کار رو از یه سطح قابل قبولی به سطح بی مزهای آورده پایین. .و از اون بدتر حتی روند تاریخی اقتصاد رو هم نقض کرده و دلایل بیربط برای خیلی از موارد ذکر کرده به خصوص اینکه کتابهای مصور خیلی خوبی در زمینهی تاریخ اقتصاد داریم که پیشنهاد میکنم بخونیدشون. کتاب انتشارات ”دی-کی“ رو دوست داشتم. همین طور کتاب مایکل گودوین. همین طور فکر میکنم یه سایتی هم بود که الان یادم نیست. سرچ کنید. این کتاب فقط یه طنز اجتماعلی-سیاسی اقتصادیه. متاسفانه بعضی جاهاش هم بیخودی کش داده شده. تصویرگری رو البته پسندیدم و خیلی وقتا فقط برمیگشتم و فقط نقاشیهاش رو نگاه میکردم.
کتابی در رابطه با علم اقتصاد و چگونگی تشکیل سیستم های اقتصادی با چاشنی طنز و کاریکاتورهایی بانمک که به طور کلی جالب ارائه شده، اما طنز کتاب، در بسیاری از موارد به زور به خورد متن داده شده و اونجور که باید و شاید به دل نمیشینه، صرفا بخاطر شناختم از پوریا عالمی از زمان چلچراغ، کتاب رو به دست گرفتم و با زحمت به اتمام رساندم
عالی بود از پوریا عالمی کمتر از این انتظار نمی ره! کتاب خوبی بود... همه مفاهیم و همه تاریخ رو در قالب یه طنز گیرا بیان کرد. و البته چاشنی سیاسی که تو همه کارای وی هست. در کل کتابیه که وقتی شورو کنی تا تموم نکنی نمیتونی بزاریش زمین!