خانم «کرستین بک»، دانشجوی ناراضی آلمان شرقی، به بهانة آموختن زبان پارسی و در چارچوب همکاریهای دانشگاهی کشورهای سوسیالیستی، یک ترم در دانشگاه کابل میماند، اما پس از پایان ترم، درست هنگامی که باید به آلمان شرقی برگردانده شود، ناپدید میشود. همة دستگاههای امنیتی جمهوری دموکراتیک افغانستان، آلمان شرقی و شوروی به تکاپو میافتند تا نشانی از او بیابند، اما کرستین خود را زیر برقع پنهان کرده و همراه مجاهدین افغانستان به سوی پاکستان گریخته است. خواننده در این گریز ماجراجویانه با او و چهار مرد مجاهد همراه میشود، از دل کوههای سر به فلک کشیدة خراسان بزرگ و درههای ژرف میگذرد و لحظه به لحظه منتظر ازدواج افلاطونی وی است. «گریز با چادر» برخوردگاه دنیای سوسیالیسم، کاپیتالیسم، و اسلام است.
یه کتاب خوب و جالب از روایت فرار از آلمان شرقی به غربی البته از مسیر افغانستان و پاکستان. یکی از نکات جالب تو این کتاب که نویسنده پنهانش نکرده بحث تمرکز طالبان روی شوهر دادن و احتمالا ازدواج خودشون با این مسافر که بهشون پناه اورده. در کل کتاب خیلی جالب و خوبی بود. مخصوصا نثر فارسی دری کتاب
کریستین بک، دانشجوی ناراضی آلمان شرقی، به بهانه آموختن زبان پارسی و در چارچوب همکاری های دانشگاهی کشورهای سوسیالیستی، خود را یک ترم در دانشگاه کابل می اندازد.(افغانستان در این زمان زیر سلطه شوروی کمونیستی بوده است). اما پس از پایان ترم، درست هنگامی که باید به آلمان شرقی بازگردانده شود، غیبش می زند. همه دستگاه های امنیتی جمهوری دمکراتیک افغانستان، آلمان شرقی و شوروی به خود می افتند تا نشانی از او بیابند. اما کریستین خود را زیر برقع پنهان کرده و همراه مجاهدین افغانستان سوی پاکستان گریخته است. در این گریز ماجراجویانه با او و چهار مرد مجاهد همراه می شویم، از دل کوه های سر به فلک کشیده خراسان بزرگ و دره های ژرف می گذریم. گریز با چادر برخوردگاه دنیای سوسیالیسم، کاپیتالیسم و اسلام است. (بر گرفته از متن پشت کتاب) در کل به نظرم خوب بود، ارزش خوندن رو داره. مخصوصا اینکه دید خوبی به ما ایرانی هایی که فقط از افغانستان کارگراش رو دیدیم می ده.