خوندن این کتاب سراسر لذت بود. برای منی که علاقه مندم به کتب و روایات کهن، نسخه های خطی و کتاب های نادر مرموز و کندوکاوشون و زیستن در لابه لای تاریخ، کنار شخصیت های برجسته.
کتاب چند پاره داره. پاره ی اول روایت نویسنده ای است که به چنین کتابی برخورده و نتونسته ازش دست بکشه. پاره ی بعد متعلق به مصصح یا یابنده ی نسخه ی اصل کتابه، پاره ی دیگه سفرهای عبدالله و پاره ی انتهایی ماجرای سفر عبدالله در پی عشق. پاره های نویسنده و مصحح بیشتر اول و انتهای کتاب حضور دارن منهای حضور سایه وار در پانویس ها. پاره ی سفر و ماجرای عشق اما درهم تنیده ان. یکی بعد دیگری. پاره ی سفر بیان نمادین و رمزی طی طریق عبدالله است و پاره ی ماجرا بیان داستانی چگونگی این سفر با حضور فاطمه و ابوالحسن خرقانی و مریدان و ابن سینا.
علاوه بر نثر باستان گرای کار، وجود خواب ها، حضور دو شخصیت برجسته ی حقیقی و تقابلشون و مقوله ی تردید در ایمان همه و همه باعث شدن تا من بیشتر غرق این کتاب بشم. مدت ها بود چنین چیزی نخونده بودم. ساده است اما نه به معنای سطحی بودن، بلکه درگیر کننده است و شما کاملا اسیر تنش و بی قراری شخصیت و موضوع می شین. البته اون موضوع مستند بودن وقایع یا ارجاع دادن به نسخه ی اصیل کتاب اول برام جذاب بود و حقیقی به نظر می اومد اما کم کم حس کردم که این از اون شگردای داستانیه و واقعیت نداره. همین که یقین نداشتم و ندارم فرض اول درسته یا فرض دوم هم خوشاینده و به نوعی درون مایه ی کار رو توی ذهن من تقویت کرد و می کنه.
برای من جذاب ترین فصل ها یکی فصل سرآسیمه در شب بی انتها بود و دیگری فصل های مربوط به جدل شیخ و ابن سینا بود و آخرین رویا بود که خبر از آینده و سرنوشت فاطمه می داد... .
اگرچه که رمان کمی ناتمام به پایان می رسه یا بهتره بگم پایان بندی مناسبی نداره و مخاطب رو به جمع بندی خاصی نمی رسونه در صورتی که روند داستان چنین پیشرفتی داره و پایانی از این نوع می طلبه و تعدادی از پاره ها هم وابستگی و غنا ندارن و اگه حذف بشن هم خللی در جریان روایت وارد .نمی شه تصاویر رو هم من خیلی درکش نکردم. یعنی ربطی بین اونا و متن نیافتم در حالی که انتظار داشتم چنین چیزی بینشون باشه یا تصویر حالتی از پیش اگاهی نسبت به بخش بعد از خودش بده.
پ.ن: اگه تجربه ی تلخ و سختی در زندگی داشتین، اگه تغییر بزرگی توی باوراتون رخ داده و اگه مشکلی در گرفتن ارتباط با نثر ادبی و کهن ندارین، بخونینش اما اگه اینطور نیستین، شاید این جنس تردید، اندوه و بی قراری رو درک نکنین و خوندن نثر هم سختتون باشه و نه تنها لذت نبرین، بلکه پشیمون هم بشین. انتخاب با شما و سلیقه تونه.