کبوترهای ایلیا برگزیدهای از بهترین داستانهای ضدجنگ در ادبیات معاصر آلمانیزبان است. در این مجموعه، آثار شاخصترین نویسندگان آلمان و اتریش گرد آمدهاند. این داستانها تأثیر جنگ در زندگی و سرنوشت مردم کشورهای درگیر در جنگ جهانی دوم و خشونت آلمان نازی را به تصویر میکشند.
کتایون سلطانی داستانهای کبوترهای ایلیا را از میان کتابها و منابع متعدد ادبی آلمانی انتخاب و ترجمه کرده است.
تو دیگه بچه نیستی. الان جنگ است. روسها دشمن ما هستند. خودت هم حداکثر تا دو سال دیگر سرباز میشوی. آن وقت مجبوری دشمن را بکشی. اگر تو نکشی، دشمن تو را میکشد. فرصتی شده که بتوانی تمرین کنی. بالاخره هر سربازی مجبور است آدم بکشد. برای همین هر چه زودتر آدم بکشی، برات بهتر است، چون بعدش دیگه به کشتن عادت میکنی!
هرچند ژانر ادبیات جنگ جهانی دوم توسط بسیاری از فیلمهای سینمایی و بازیهای کامپیوتری شخم زده شده و پیش از این هم بارها با کتابهای ارزنده و بیادماندنی از این موضوع، مثل شمشیر نقرهای، مواجه شده بودم؛ اما واقعا مجموعه داستان جمعآوری شده خواندنی و تامل برانگیز بود. این مجموعه از داستان بحدی در بعضی موارد متاثرکننده نمود میکرد که در اولین مواجه با کتاب در دوسال قبل نتوانستم مطالعه آن را به پایان رسانم. در تاملبرانگیزی و تاثیرگذاری تفاوتی بین داستان «کبوترهای ایلیا» با پایان تلخ و یا «طناب» با پایان خوب نبود و نویسندگان بخوبی چهره تلخ، زننده و خانمانسوز جنگ جهانی دوم و البته هر جنگی را به نمایش گذاشته بودند. سربازانی که نمیدانند برای چه باید با هم بجنگند و پس پردهٔ آمار پنجاه میلیون کشتهشدههای جنگ جهانی دوم چه میگذرد. نقل قولی از استالین هست که میگوید «مرگ یک نفر تراژدی است اما مرگ میلیونها نفر فقط آمار»، واقعا در پس هر مورد از این «آمار» چند خانواده روح خود را از دست میدهند و اینجاست که باید از قلم توانمند نویسندگانی مانند «هانس بندر» سپاسگزار بود.