این کتاب حاصل کار روزنامهنگاری من در فصلنامه سفر (1370-1372) و مجله زمان (1373-1379) است... در این دوره و در این مجلات با کسانی گفتوگو میکردم و میکردیم که به سفرهای بسیار دست زده بودند. تعداد آن گفتوگوها زیاد است که پارهای از آنها را، که خیال میکنم به خواندن دوباره میارزد، در این کتاب گرد آوردهام. در آن مصاحبهها از مصاحبه شوندگانی که به طور حرفهای سفر میکردند، از جمله میپرسیدیم که برای چه سفر میکنند یا چرا سفر میکنند که نام این کتاب نیز برگرفته از همان سوال است... . (از مقدمه کتاب)
کتاب «چرا سفر میکنید؟» کتابی خواندنی بود. مجموعه مصاحبههای سیروس علی نژاد در دههی 70 با آدمهای اهل سفر ایران. بهخصوص که این آدمها در زمان مصاحبه همه بالای 40-50 سال دارند و از جوانیشان اهل سفر بودهاند. یعنی از روزگاری که سفر بهسادگی امروز نبوده و فقط عشق به سفر بوده که آن را ممکن میکرده. خیلیهایشان این روزها در بین ما نیستند و به رحمت خدا رفتهاند. مصاحبهها جذاب و خواندنی بودند. حواشی، تجربهها، قصهها و روایتهایشان پر از نکات یادگرفتنی بود. برای من مثلاً بهشخصه شرح دوصفحهای منوچهر ستوده از سفرش به ارومچی و دیدار فارسیزبانهای کشور چین یک دنیا معنا و مفهوم و تفسیر بود. یاد این افتادم که چند سال پیش چینیها ارومچی را به خاک و خون کشیدند و ما ایرانیها هیچ کاری نکردیم. نه دولتمان و نه خودمان... بله قدرتش را پولش را نداشتیم. ولی قلمش را که داشتیم و داریم.. 5 مصاحبهی آخر (مصاحبه با جمشید گیوناشویلی و منوچهر صانعی) مرتبط با پرسش اصلی کتاب نبود، ولی باز هم جذاب و خواندنی و یادگرفتنی بودند. نشستم تکههایی از مصاحبهها را که مربوط به سؤال اصلی کتاب بود رونویسی کردم و در یک جدول خلاصه کردم. دلایل خیلی متنوع، مستند و قشنگ و قابلتأملی شدند: http://hajsayyah.mihanblog.com/post/90
با پیشفرض خوندن یه کتاب سراسر کلیشه در مدح سفر شروعش کردم ولی تموم که شد دیدم ازش کلی نت برداشتم.برخلاف عنوان کتاب ، گفتگوها هم فقط محدود به سفر نبود و در مورد موضوعات مختلف فرهنگی صحبت شده بود
اولین کتابی که بعد از مدتها در یک نشست خواندم. کتاب خوشخوان و روانی است و پر از اطلاعاتی که شما را به سفر رفتن تحریص میکند. پنج گفتوگوی اول البته از بعدیها به مراتب جذابترند. مشکل کتاب این است که یکدست نیست.
بعد از خواندن اين كتاب فكر ميكني بيشتر سفر كردي ، بیشتر تجربه كردي و بيشتر زندگي كردي، ياد مي گيري جرأت بيشتري به خرج بدي ، جرأت نه از اين لحاظ كه كارهاي شق القمر انجام دهي، جرأت از اين لحاظ كه زندگي را سخت نگيري، و به ساده ترين شكل ممكن برگزارش كني
کتاب «چرا سفر میکنید؟» مجموعهای از مصاحبههای سیروس علینژاد با تعدادی از بزرگان این عرصه بوده که قبلا در مجلات سفر و زمان چاپ شده است. بعضی از مصاحبهها بسیار پرمحتوا و پر از مسایل و نکات آموزنده است و بعضی دیگر در حد یک مصاحبه معمولی. به شخصه از بخشهای «ایرج افشار» و «منوچهر ستوده» بسیار لذت بردم. این دو بزرگوار به قدری مسلط و باتجربه بودند که از هر پاراگراف از صحبتهایشان سرنخها و مطالب جالبی برداشت میشود. بخش منوچهر صانعی نیز که به تهرانشناسی میپردازد، علیرغم پرشاخ و برگ شدن مصاحبه پر از اطلاعات و نکات ریز تحقیقاتی است که برای علاقمندان به موضوعات مرتبط با تهران قابل تامل هستند البته در این بین نیز چند مصاحبه بود که نسبت به بقیه ضعیفتر و بیربط بودند که گاهی خواندن آنها از حوصله خارج بود در کل خواندن این کتاب برای آشنایی با مصاحبهشوندگان و ترغیب جهت مطالعه آثارشان و همچنین ایده گرفتن در باب سفر و گردشگری مناسب است و نباید انتظاری بیشتر از این از آن داشت. و همچنین بدلیل سبک نگارش آن (مصاحبهی روزنامهای) مطالعه کتاب سریع و راحت خواهد بود
پارسال، اواخر اسفند ماه بود که آماده شده بودم برای یک سفر جادهای حدودا ۷۰۰۰ کیلومتری، ۲۳ اسفندماه سال ۱۳۹۷. چند روز قبل از شروع سفر، برای اولین بار بود که که اسم این کتاب رو توی پادکست رادیو دیو، اپیزود بیستم شنیدم؛ اسم این اپیزود بود “همچون سنگی غلطان” و موضوع پادکسپ “سفر” بود!
بعد از اینکه کلی فروشگاه و سایتهای فروش کتاب رو زیر و رو کردم بالاخره تونستم این کتاب رو ۲ هفته پیش، اوایل بهمن ماه سال ۱۳۹۸، تهیه کنم و با کلی ذوق و شوق مشغول خوندنش بشم!
شروعش کردم. بخش یک، مصاحبه با ایرج افشار رو خوندم، کیفور شدم؛ رسیدم به بخش دوم، مصاحبه با همایون صنعتیزاده؛ بخش سوم، مصاحبه با منوچهر ستوده و الی آخر؛ لبریز از لذت شدم با خوندن هر کدوم از بخشهای ۱۲ گانه این کتاب.
برای آدمی مثل من که معتاده به سفر و زندگیش در سفر خلاصه میشه و از طرفی علاقهمنده به عکاسی، خوندن این کتاب بینظیره؛ کتاب مملو هست از جاهای تازه، مرموز و بکر برای سفر، که نرفتم و باید برم. آدمها، فرهنگها و چالشهای جدیدی که باید سر راهشون قرار بگیرم و لذت زندگی و زنده بودن رو با تمام وجود بچشم و لبریز بشم از تجربههای جدید.
از طرفی، بنظر من این کتاب با اکثر کتابهای نوشته شده در مورد سفر و مسافرت یک تفاوت اساسی داره و اون تفاوت در این هست که تمام مصاحبهشوندگان هم عصر و هم دوره خود ما هستن، انسانهایی که عمر خودشون رو وقف علاقهی خودشون و سفر کردن؛ دیدگاه کلیشهای در مورد سفر ندارن و دیدگاه هر کدومشون در مورد سفر دیدگاهی واقعی، بدور از کلیشه و ملموس هست. سفر رو با وجود تمام خوبیها و مشکلاتی که داره دوست دارن و در موردش صحبت میکنند. تا به اینجا این تنها کتابی هست که خیلی دوست دارم امتیازی بیشتر از ۵ ستاره بدم بهش، ولی نمیشه.
علاوه بر همهی اینها، این کتاب به قدری برای من با ارزش هست که بعد از صرف نصف روز زمان، عکسهایی از هر کدوم از افراد مصاحبهشوندهٔ داخل کتاب به همراه اسم عکاسی که عکسها رو از این شخصیتها گرفته پیدا کردم و عکس هر شخصیت رو چسبوندم به اول بخش هر کدوم از اونها و این کار برای شخص من بینهایت با ارزشه.
ای کاش هیچ خطکشی و مرزبندیای توی دنیا نبود.
«سفر تظاهر بیقراری ذهن آدمی است». - هوشنگ دولت آبادی
مصاحبه با خانم ایران درودی بیشتر به دلم نشست، بخش هایی از همین مصاحبه: 《زندگی یک حادثه است و من دلم می خواهد این حادثه را در تمامیت اش زندگی کنم. می خواهم پرتر و غنی تر زندگی کنم، می خواهم ببینم چطور می شود با آدم هایی که نمی شناسم، ارتباط برقرار کرد. چطور می شود ساده زندگی کرد، چطور می شود از داشتن یک چیز ناقابل خوشحال شد. میخواهم این ها را از دیگران یاد بگیرم.》 《در پس چهره هر شهری می خواهم ارزش آدم ها را ببینم. همیشه به دنبال این هستم که بشر به چه فکر می کند، کجا می رود، چه چیزی پیدا کرده، آیا چیزی پیدا کرده که من با آن بتوانم با غمم کنار بیایم؟ بعد می بینم این برمی گردد به این که هر کسی به اندازه غنای ذهنی اش می تواند با این چیزها کنار بیاید. زیبایی شهر ها خیره ام نمی کند. من دنبال آدم ها هستم، دنبال این هستم که شاید یک آدمی را پیدا کنم که یک رازی را به من بگوید.》 《این کشور (هندوستان) از نظر فرهنگ و آدم هایش برایم خیلی جالب است، از نظر اعتقادات مذهبی شان، تفکرشان، برداشت شان از زندگی و ... می روم از آن ها یاد بگیرم که چطور می شود زندگی کرد. ما آدم ها با همه چیزهایی که دور و برمان هست باز قادر نیستیم به جوهر زندگی فکر کنیم و از موهبت زیستن احساس شادمانی کنیم.》 《کویر را خیلی دوست دارم، به خاطر ایهام و رازگونگی اش. هر چیزی را که برایم جای فکر کردن باقی بگذارد، دوست میدارم.》
کتاب بسیار جالبی است خواننده را با خود به درون دنیای شخصیت های بینظیرش میبرد کسانی که در طول عمر خود آنقدر سفر کرده اند که طبیعی است بپرسیم چرا سر میکنید؟؟
کتاب خواندنی بود. به خصوص که دوست عزیز اهل سفری آن را هدیه داده بود. به نظرم مصاحبه شونده ها خیلی انسان های پر عمقی بودند. به شخصه مصاحبه با نصرالله کسراییان، ایران درودی و منوجهر صانعی برایم جذاب تر بودند. چند قسمت از مصاحبه ها که برایم جالب بود رو در زیر می آورم:
"... گفتم من زیبایی نمی بینم. گفتند مگر از این قشنگ تر می شود گفتم زیبایی در حقیقت انعکاس روح خود آدمی اس. مادام که آدم روحش آزاد و رها نباشد، نمی تواند زیبایی رو درک کند"
بخشی از مصاحبه با امیر کاشفی
--- "اغراق نیست اگر بگویم من در خاک سرزمینم ریشه دارم نه فقط به خاطر ساختار های فرهنگی و سنتی بلکه به خاطر عزیزانی که در آن به ابدیت پیوست اند. "
بخشی از مصاحبه با ایران درودی
----
"... مثلا این که چرا متولد شده ام را نمی فهمم. همین طور چرا باید بمیرم را. راستش را بخواهید به گمان من این مقدر مطلق فاقد منطق است یا دست کم آن طور که من می بینم منطقی ندارد پس باید دربرابر آن مقاومت کرد .."
.اگر مثل من عاشق سفر باشيد حتما از اين کتاب خوشتون مياد .من 5 گفتگوی اول رو از بقيه بيشتر دوست داشتم، به خصوص گفتگو با ايران درودی، نصرالله کسراييان و ايرج افشار
مجموعه مصاحبه ها که با عنوان "چرا سفر میکنید" منتشر شده است این توقع را ایجاد میکند که همه مصاحبه ها پیرامون سفر و دلایل سفر باشد که اینگونه نیست. برخی از مصاحبه ها بسیار جذاب و دلنشین بودند و تاثیر عمیقی بر روی من گذاشتند.. آشنایی با برخی شخصیت های کمتر شناخته شده برای من بسیار جالب بود. افراد فرهیخته ای که مشتاقم بیشتر در باره آنها بخوانم و بدانم. آخرین مصاحبه، که گفتگو با آقای مرحوم منوچهر صانعی بود؛ هر چند ارتباطی به سفر نداشت، بسیار خواندنی است.
{ انگیزههای درونی است که مرا به این کار واداشته است. من آدمی هستم که زیر سقف برایم مشکل است زندگی کنم. به قشقاییها میمانم. از اتاق و نشستن در کنج خانه بدم میآید. دلم میخواهد حرکت داشته باشم، سیر بکنم، بگردم، چیزهای تازه ببینم، جاهای تازه ببینم، آدمهای تازه . ببینم، این انگیزه من است و کسی مرا در این زمینه تربیت نکرده است. }
یازده مصاحبهای که حداقل هفتتایش شما را پشیمان نمیکند و از مطالعهاش لذت میبرید. آدمهای مهمی در تاریخ ایران، از چگونگی، چیستی و چرایی سفرهایشان میگویند. اگر اهل نوشتن هستید، این کتاب را توصیه میکنم، چون بعید میدانم نوشتن بدون سفر ممکن باشد. البته که احتمالا خیلی سخت در بازار پیدا بشود.
خیلی کتاب جذاب و خوبی بود. نکته غم انگیز اینه که نسخه ای که من خوندم و چاپ سال 97 بود، تیراژش فقط 330 نسخه بود! مصاحبه های خیلی جذابی تو کتاب هست با آدمهای عاشق سفر، مخصوصا مصاحبه با منوچهر صانعی که خیلی آگاه و مطلع بوده و متاسفانه خود منوچهر صانعی هم سرانجام تلخی داشته. در کل خیلی جذاب بود و به کسایی که اهل سفر هستن خوندنش رو توصیه می کنم.
کتاب مجموعه ای از مصاحبه هایی است که در فصلنامه سفر و مجله ی زمان انجام شده. البته که نام های روی جلد مثل ایرج افشار ،همایون صنعتی زاده ، منوچهر ستوده به اندازه کافی ترغیب کننده هستند اما نگاه متفاوت و عمیق به سفر و معنای آن، کتاب رو به یکی از لذت بخش ترین چیزهایی که خونده بودم تبدیل کرد.
بعضی از گفتگوها به شدت جذاب بودند و چندتایی هم معمولی ولی بیشترین قسمت جذاب گفتگوی آخر بود که زیاد ربطی به موضوع سفر نداشت ولی برای من خیلی جالب بود چون مربوط به تهران قدیم بود
عنوان غلطاندازی دارد. بهجای اینکه دربارهٔ دلایل سفر باشد به خاطرهگویی افراد شاخصِ نامبرده ختم شده. با اینحال اطلاعات خوبی از خواندن این مصاحبهها بدست میآید. من یکی که دوستش داشتم.