نظریهی عدالت دستپخت نهادباوری استعلایی بسیاری از مطرحترین مسائل حوزهی عدالت را ـ حتی چنانچه حسن نیتی در کار باشد ـ به حد نوعی لفاظی کممایه کاهش میدهد. خیزش مردمانی در سرتاسر جهان برای تحقق عدالت بیشتر جهانی ـ و من در اینجا بر واژهی قیاس «بیشتر» تأکید دارم ـ هیاهو بر سر نیازهای کمینهی زیست انسانی نیست. این خیزش همچنین نه برای برپایی جامعهای «سر تا پا عادل» در جهان، که اصلاح عدالت جهانی، با زدودن سامانهایی در حدی تکاندهنده «ناعادل»، است. آدام اسمیت، یاکندرسه، یا مری ولستونکرفت نیز در دوران خود چنین کردند. بهرغم تداوم واگرایی باورها بر سر مسائلی دیگر، میتوان از راه گفتوشنودی همگانی بر سر این مسائل همداستان شد. مردمانی رنجکشیده چهبسا پژواک فریادشان را در شعر شورانگیز شیموس هینی [شاعر و نمایشنامهنویس ایرلندی و برندهی جایزهی ادبیات نوبل] نیز بشنوند: در این سوی گور، تاریخ میگوید، امیدی نَوَرز، زمانی اما، تنها باری در همهی عمر، خیزاب عدالتی منتَظَر، چهبسا جان گیرد، و آنگاه، امید و تاریخ همسرا شوند. با همهی گیرایی انتظاری اینچنین، برای همسرایی امید و تاریخ، مذاق عدالت نهادباوری استعلایی اما چندان پذیرای شهد این گیرایی نیست. این تنگنا تنها شمایی است از نیاز به گذاری جوهری از نظریههای رایج عدالت؛ و مضمون و مایهی این کتاب.
Amartya Kumar Sen is an Indian economist who was awarded the 1998 Nobel Prize in Economic Sciences for his contributions to welfare economics and social choice theory, and for his interest in the problems of society’s poorest members.
Sen was best known for his work on the causes of famine, which led to the development of practical solutions for preventing or limiting the effects of real or perceived shortages of food. He is currently the Thomas W. Lamont University Professor and Professor of Economics and Philosophy at Harvard University. He is also a senior fellow at the Harvard Society of Fellows and a Fellow of Trinity College, Cambridge, where he previously served as Master from the years 1998 to 2004. He is the first Asian and the first Indian academic to head an Oxbridge college.
Amartya Sen's books have been translated into more than thirty languages. He is a trustee of Economists for Peace and Security. In 2006, Time magazine listed him under "60 years of Asian Heroes" and in 2010 included him in their "100 most influential persons in the world".
چند جمله توصیف کتاب را در همین جا خواندید؟ تمامی متن کتاب همین قدر بد و ناامید کننده است. نمی دانم متن اصلی این قدر شلخته و بی سر و ته است، یا شاهکار مترجم است. اگر نظریه عدالت رالز را خوانده باشید و اکنون دنبال کتابی از یکی از شاگردان او برای نقدش هستید، این آن کتاب نیست. استفاده از کلمات قلنبه و سلنبه در متن کتاب (متن یا ترجمه؟) و عدم پیوستگی جملات باعث می شود حتی نتوانید یک صفحه از کتاب را به متوجه شوید. هر چند به ترجمه یک نظریه عدالت رالز هم ایراد وارد است، حداقل می توانید در آن کتاب متوجه شوید نویسنده چه می گوید.