Jump to ratings and reviews
Rate this book

آیینه کاری سکوت

Rate this book

104 pages, Paperback

Published May 1, 2017

3 people want to read

About the author

نیلوفر بختیاری

2 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
4 (50%)
4 stars
4 (50%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for حسن صنوبری.
286 reviews107 followers
May 29, 2017
از مجموعه شعرهای خواندنی امسال
و از غزلسرایان و ترانه سرایان جوانی که به آینده اش خیلی امید دارم

ابر بودم، حیف تابستان به دنیا آمدم
Profile Image for esmat zarei.
58 reviews4 followers
August 2, 2018
این دومین ریویویم بر این کتاب است :)
امسال در دیدار نیمه رمضانِ شاعران، رهبر انقلاب از لزوم پرداختن شاعران به مضامین اخلاقی سخن گفت. وقتی این عبارات را شنیدم، در جا ابیاتی از این کتاب به خاطرم آمد. چه اینکه وقتِ خواندن این اشعار هم از اخلاق ادبی شاعر بسیار لذت برده بودم. چیزی که دیگر کمتر در کسی می بینیم، چه برسد به اینکه در شعر ببینیم. البته مضامین اخلاقی در شعر قدما فراوان است. اصلا شعر کهن ما حکمت است و حکمت و اخلاق با هم عحینند. اما به نظرم قدرت فهم و به کارگیری اخلاقیات شعر کهن برای انسان معاصر به قوت گذشته نیست. من غیر از آن درجه تنزل ساحت عرفانی انسان، که به نظرم لزوما هم ربطی به انسان معاصر و انسان کهن ندارد و در همه زمانها انسانها در دریافت و ادراک حقیقت متفاوت بوده اند، این بریدگی از حکمت کهن انسان معاصر را به ساحت مدرن او مرتبط می دانم، مدرن را هم متاثر از غرب و دور از ساحت شرقی می دانم. نمی دانم کجا خواندم یا شنیدم که انسان غربی جزء نگر است و انسان شرقی کل نگر. الان که نگاه می کنم هم می بینم در مورد اخلاقیات در شعر کهن این کل نگری صدق می کند. شعر کهن ما با عرفان عجین است و سرشار از حکمت؛ اما به نظرم کلی ست و به تو خوب بودن را توصیه می کند، اما انسان امروزی چگونگی این خوب بودن را نمی تواند از آن یاد بگیرد. یا بلد نیست، یا برای او جز جز تعریف نشده. مثلا در کلیت یک غزل یک نکته اخلاقی حکمی را اشاره می کند و از کلیت آن می توانی آن را برداشت کنی ولی زیاد به یاد ندارم در یک بیت به یک نکته اشاره کند. گفت: «فریاد که آن معنی بیگانه نهفتند»(البته به عنوان یک مخاطب کلی و کم بهره از شعر و تا الان، چه بسا یک انسان آگاه برایم کلی شعر بخواند و نظرم را عوض کند) در روایات اما فراوان فراوان روایات اخلاقی هست که این کار را بکن این کار را نکن. دقیقا جزء به جزء رفتارها را تذکر می دهد. اما در شعر چیز زیادی یادم نمی آید که جزء گویی باشد و بیشتر کلی گویی ست. مواردی هست چون «با دوستان مروت یا دشمنان مدارا» یا «ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم.ووو» اما ما خیلی بلد نیستیم جزئیات را از آن استخراج کنیم. ضمن اینکه دچار معضلات اخلاقی جدید شده ایم که ما را به یادگیری از هم عصرانمان محتاج می کند؛ چنانکه کودکان از همسالانشان می آموزند. همیشه که بار اخلاقی به عهده والدین و معلمها نیست. هم ذات پنداری با کسی هم مرتبه آدمی خیلی وقتها کاراتر هم هست. آدم باید خیلی شاگرد اول باشد که بتواند همیشه پند پدر را گوش بگیرد و درس معلم را بیاموزد.
خلاصه که در شرایطی که آدمها دنبال اصطلاحا «کندن» از هم هستند، که نه تنها حق گرفتنی ست نه دادنی، تا فریاد نزنی، نمی توانی حقت را بگیری، در جامعه ای که اگر مراعات کنی و پاسخ ندهی، یا صداقت به خرج دهی، می گویند ساده است و نمی فهمد، شاعرانش هم کم مقصر نیستند که شعری نگفتند که در لحظات مواجهه آدمی با نفسش، بتواند یادش بیاورد و زمزمه اش کند؛ که به او راه نشان دهد و به آن دلگرم شود. فقط تصور کنید وقتی از کسی رنجیده
اید و قصد تلافی دارید، با زمزمه این بیت به نفستان تمرین می دهید و منصرف می شوید:

با گوشه و کنایه اگر حرف می زنید
من در جواب تکه پرانی نمی کنم

. البته از قدما شعر بیدل به شدت اخلاقی ست . در معاصران و اساتید مثل استاد اسفندقه هم بسیار یادم آمد ولی در شعر جوانترها این غنیمتی ست و البته که شاعر امروز باید شعر دیروز را چراغ راه خود بگیرد و به زبان امروز قابل فهم کند. به عبارت دیگر، آن مفاهیم بلند را مصداق سازی و جزء جزء کند برای انسان ساندویچی امروز. .

*****
ریویوی اول:

به عنوان اثر اول یک شاعر جوان سزاوار پنج امتیاز است. مجموعه شعری که حال آدم را خوب می کند از غزلها تا ترانه ها.

توقیف می شن آدما
می‌رن تو لیست انتظار
اما هنوزم تو دلت
جایی واسه خوبا بذار
699 reviews29 followers
April 18, 2021
من چای می‌نوشم، تو هم گویا دلت اینجاست
از صافی لیوان چای ما جهان زیباست

دریای سرخی هست و در نزدیکی ساحل
مهمانی افتاده، غریقی خسته و تنهاست

امواج ناآرام را سر می‌کشم، اما
گوشم پر از فریادهای آی آدم‌هاست

تو چای می‌نوشی و می‌گویی کمی تلخ است
- این شعر هم؟
با خنده می‌گویی: نه، بی همتاست!

می‌نوشی و از آخر این قصه می‌پرسی
می‌گویمت آخر ندارد، قصۀ دریاست

چون چای دم کرده، همین دم را غنیمت دان
ما را چه به تقویم که دیروز یا فرداست...
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.