سفر چیز خوبی است؛ مخصوصا دیدن ساحل زیبای شما و جنگلهای سرسبز. اما آذرک از کویر خشک و بی آب و علف سردر میآورد.
جادوگر بدجنس در ساحل دریای ناپیدا منتظر آذرک است. آنجا آذرک باید یکی از حرفایترین جادوگرها را از دست او نجات بدهد؛ جایی که جزیرهی وحشتناک و وارونه در انتظار اوست…