Jump to ratings and reviews
Rate this book

Child Sacrifice in Ancient Israel

Rate this book
Among the many religious acts condemned in the Hebrew Bible, child sacrifice stands out as particularly horrifying. The idea that any group of people would willingly sacrifice their own children to their god(s) is so contrary to modern moral sensibilities that it is difficult to imagine that such a practice could have ever existed. Nonetheless, the existence of biblical condemnation of these rites attests to the fact that some ancient Israelites in fact did sacrifice their children. Indeed, a close reading of the evidence―biblical, archaeological, epigraphic, etc.―indicates that there are at least three different types of Israelite child sacrifice, each with its own history, purpose, and function. In addition to examining the historical reality of Israelite child sacrifice, Dewrell’s study also explores the biblical rhetoric condemning the practice. While nearly every tradition preserved in the Hebrew Bible rejects child sacrifice as abominable to Yahweh, the rhetorical strategies employed by the biblical writers vary to a surprising degree. Thus, even in arguing against the practice of child sacrifice, the biblical writers themselves often disagreed concerning why Yahweh condemned the rites and why they came to exist in the first place.

252 pages, Hardcover

Published May 30, 2017

Loading...
Loading...

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
11 (61%)
4 stars
6 (33%)
3 stars
1 (5%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for فؤاد.
1,167 reviews2,488 followers
August 14, 2026
قربانی کودکان در اسرائیل باستان

در جهان باستان قربانی کودکان نامعمول نبود. قدیمی‌ترین بخش‌های کتاب مقدس به این قربانی فرمان می‌دهد:

پسران نخست‌زاده‌ات را به من بده. با گاوان و گوسفندانت نیز چنین کن. نخست‌زادهٔ آن‌ها را هفت روز نزد مادرشان نگاه دار، ولی در روز هشتم آن را به من بده. (خروج ۲۲: ۲۹-۳۰)


هدف از این قربانی متفاوت بود.

گاه فرزند اول را به خدایان اهدا می‌کردند تا خدا در مقابل فرزندان بیشتری ببخشد و از ایشان محافظت کند. در داستان قربانی ابراهیم، خدا به ابراهیم می‌گوید از آن جا که فرزند خود را از من دریغ نداشتی، به تو فرزندان بی‌شمار خواهم داد. (پیدایش ۲۲: ۱۶-۱۷) در داستان سموئیل، مادر سموئیل فرزند اول خود را به خدا تقدیم می‌کند (گرچه نه برای قربانی، بلکه برای خدمت مادام‌العمر در معبد) و در مقابل خدا به او فرزندان زیاد می‌بخشد. (۱ سموئیل ۲: ۲۰-۲۱) و در احکام محصولات کشاورزی نیز می‌بایست محصول درختان را در پنج سال اول تقدیم خدا کرد تا در مقابل خدا بر محصول بیفزاید. (لاویان ۱۹: ۲۳-۲۵)

گرچه پیامبران کتاب مقدس بر این رسم می‌تازند، که نشان می‌دهد این رسم میان اسرائیلیان باستان وجود داشته، اما به نظر نمی‌رسد که چندان شایع بوده باشد. چرا که در داستان‌های کتاب مقدس از پیشینیان و پادشاهان، نخست‌زادگان زنده‌اند و به ندرت اشاره‌ای به قربانی نخست‌زاده مشاهده می‌کنیم.

گاه قربانی نخست‌زادگان در مواقع بحران انجام می‌شد. باور آن بود که قربانی فرزندی چنان ارزشمند که میراث‌دار خانواده است، خدایان را زیر دینی چنان عظیم می‌برد که ناگزیر لطفی بزرگ در حق قربانی‌کننده خواهند کرد و بحران را برطرف خواهند نمود. در کتاب مقدس، میشاع پادشاه موآب وقتی در محاصرهٔ اسرائیلیان قرار می‌گیرد و نابودی پادشاهی خود را نزدیک می‌بیند، بر دیوار شهر رفته، نخست‌زادهٔ خود را به عنوان قربانی سوختنی تقدیم کَموش، ایزد حامی موآب، می‌کند. بنا به کتاب مقدس این قربانی به واقع اثر می‌کند، خشمی عظیم علیه اسرائیلیان برانگیخته می‌شود و اسرائیلیان وادار به عقب‌نشینی می‌شوند. (۲ پادشاهان ۳: ۲۷) مورخان رومی نیز گزارش کرده‌اند که کارتاژی‌ها، مهاجران کنعانی ساکن در شمال آفریقا، در زمانۀ بحران فرزندان نخست‌زادۀ خود را برای کرونوس یا ساتورن قربانی می‌کردند.

گاه قربانی کودکان برای عمل به نذر بود. قربانی‌کننده نذر می‌کرد که اگر خدایان لطفی خاص در حق او بکنند، در مقابل هدیهٔ ارزشمندی به ایشان تقدیم خواهند کرد، از جمله کودکان خود را. اگر آن لطف خاص به واقع محقق می‌شد، نذرکننده هدیه‌ای که وعده داده بود را تقدیم خدایان می‌کرد. نمونه‌ای از این شکل قربانی را در ماجرای یَفتاح مشاهده می‌کنیم. یَفتاح، یکی از رهبران اسرائیلیان پیش از تأسیس نظام پادشاهی، نذر می‌کند که اگر در جنگ پیروز شود، پس از بازگشت هر چه از در خانه‌اش بیرون آید را برای یهوه قربانی خواهد کرد. یَفتاح پیروز می‌شود و چون بازمی‌گردد، دخترش آوازخوانان و دف‌زنان به استقبال پدر بیرون می‌آید. پدر جامه می‌درد و سوگواری می‌کند، اما باید به نذر خود عمل کند. در نتیجه دختر را به عنوان قربانی سوختنی به یهوه تقدیم می‌کند. (داوران ۱۱: ۳۰-۴۰)

یهوه یا مولِک؟

در کتاب مقدس بارها از قربانی کودکان «برای مولِک» سخن به میان رفته است:

فرزندان خود را در آتش برای مولِک (به عبری: لِ‌مولِک) تقدیم مکن و با این کار نام خدای خویش را بی‌حرمت مساز. (لاویان ۱۸: ۲۱)


باور سنتی آن بود که مولِک نام خدایی کنعانی همچون بعل، کَموش، و عشتاروت بوده است که اسرائیلیان فرزندان خود را برایش قربانی می‌کردند. در قرن بیستم با کاوش‌های باستان‌شناسی کتیبه‌های فراوانی در منطقهٔ کنعان کشف شدند اما نامی از خدایی به نام مولِک در هیچ کجا به چشم نمی‌خورد.

در سال ۱۹۲۱ گروهی از باستان‌شناسان فرانسوی در شمال آفریقا، محل سکونت کارتاژی‌ها (مهاجران کنعانی در شمال آفریقا) موفق به کشف گورستانی شدند که در آن بقایای سوختهٔ حیوانات و کودکان در کوزه‌هایی دفن شده بود. این گورستان با الهام از منطقه‌ای مشابه در اورشلیم که کودکان قربانی می‌شدند، (ارمیا ۷: ۳۱) «توفِت» نامیده شد. افزون بر این بقایا، ستون‌های یادبودی نیز در این گورستان و در جاهای دیگر کشف شدند که بر روی آن‌ها، قربانی‌کنندگان بیان کرده بودند که برای عمل به نذر خود، برّه یا آدمیزادی را به درگاه خدایان قربانی کرده‌اند.

تقدیم به سرور بَعل‌حَمّون، و تقدیم به بانو تانیت، سیمای بَعل. نذری که حَمیلکَت پسر بو-عَشتاروت پسر نَبال سوگند خورده بود ادا کند: قربانی وعدهٔ آدمیزاد. زیرا بَعل‌حَمّون صدایش را شنید و او را برکت داد.


واژه‌ای که در این جا «قربانی وعده» ترجمه شده، در کتیبه‌ها به صورت «مُلْک» آمده است. این واژه در زبان آرامی (زبانی هم‌خانواده با زبان کارتاژی و عبری) نیز وجود دارد و به معنی «وعده» است. در این شکل از قربانی، نخست شخص به ایزد وعده می‌دهد که اگر ایزد چنین و چنان لطفی در حقش بکند، به او قربانی تقدیم خواهد کرد. پس از آن که شخص به واقع به خواسته‌اش رسید، به وعدۀ خود عمل می‌کرد و قربانی تعیین‌شده را به ایزد تقدیم می‌کرد. این همان واژه‌ایست که در کتاب مقدس به صورت «مولِک» درآمده. (چرا حرف لام در مُلْک ساکن است و در مولِک کسره دارد؟ کمابیش به همان علت که فارسی‌زبانان لوستْر را لوستِر تلفظ می‌کنند.) مولِک نه نام یک ایزد، بلکه نام گونه‌ای قربانی است. اسرائیلیان باستان فرزندان خود را نه برای خدایی بیگانه، بلکه برای یهوه قربانی می‌کردند و کتاب مقدس می‌گوید این کار نام یهوه را بی‌حرمت می‌سازد.

اما در کتاب مقدس گفته شده که کودکان «برای» مولِک قربانی می‌شدند. آیا این دلیل نمی‌شود که مولِک نام موجود دریافت‌کنندهٔ قربانی است، نه خود عمل قربانی؟ حرف اضافهٔ «ل» در زبان عبری علاوه بر معنای «برای»، گاه معنای «به عنوان» نیز می‌دهد. برای مثال خدا به ابراهیم دستور می‌دهد:

پسرت را... «به عنوان» قربانی سوختنی (به عبری: لِ‌عُلا) تقدیم کن. (پیدایش ۲۲: ۲)


در خصوص مولِک نیز حرف «ل» بیانگر گونهٔ قربانی است، و آیهٔ ابتدای بحث باید این‌گونه ترجمه شود:

فرزندان خود را در آتش به عنوان مولِک تقدیم مکن و با این کار نام خدای خویش را بی‌حرمت مساز. (لاویان ۱۸: ۲۱)

این نظریه بلافاصله پذیرفته نشد. برخی مخالفان به کتیبه‌هایی از کنعان اشاره کردند که واژهٔ «ملک» در آن‌ها به کار رفته بود و این نظریه را توسعه دادند که «ملک» نام ایزد جهان زیرین بوده. اما در خط میخی پیش از نام خدایان علامتی شبیه به ستاره (موسوم به «دینْگیر») می‌آید که پیش از واژهٔ «ملک» به چشم نمی‌خورد. محققان دیگر بر آنند که «ملک» در این کتیبه‌ها به پادشاهان درگذشته اشاره دارد که باید برایشان آیین پرستش مردگان به جا آورده و به ایشان قربانی تقدیم می‌شد. و در هر حال، هیچ گاه قربانی‌های «ملک» کودکان نیستند.

یکی دیگر از مخالفان، مارتین بوبر، فیلسوف یهودی، به لاویان ۲۰: ۵ اشاره کرد که در آن عبارت «زناکاری از پیِ مولِک» آمده است؛ عبارتی که در کتاب مقدس در مورد خدایان بیگانه به کار می‌رود. اما وقتی به ترجمۀ یونانی قدیمی کتاب مقدس (موسوم به سبعینی) مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم که حرف اضافهٔ «از پیِ» به صورت «با» ترجمه شده: زناکاری «با» مولِک؛ عبارتی که در مزمور ۱۰۶: ۳۹ نیز به کار رفته: «با کارهای خویش (اشاره به قربانی کودکان) زناکاری کردند.» به نظر می‌رسد در لاویان ۲۰: ۵ نیز کاتبان بعدی که تصور می‌کردند «مولِک» نام یک خداست، حرف اضافهٔ «با» را به «از پی» تغییر داده‌اند، در حالی که در متن عبری که در اختیار مترجمان یونانی قرار داشته، حرف اضافه به صورت «با» ثبت شده بوده است.

الغای قربانی کودکان

قدیمی‌ترین بخش‌های کتاب مقدس به قربانی پسران نخست‌زاده فرمان می‌دهد:

پسران نخست‌زاده‌ات را به من بده. با گاوان و گوسفندانت نیز چنین کن. نخست‌زادهٔ آن‌ها را هفت روز نزد مادرشان نگاه دار، ولی در روز هشتم آن را به من بده. (خروج ۲۲: ۲۹-۳۰)

با این حال این فرمان به زودی به اشکال مختلف لغو شد.

۱. برّهٔ جایگزین
برخی بخش‌های کتاب مقدس این فرمان را با «فدیه» لغو کردند. فدیه گونه‌ای قربانی جایگزین بود: به جای قربانی کردن پسر نخست‌زاده که می‌بایست قربانی شود، می‌شد برّه‌ای را به جایش قربانی کرد.

باید نخستین ثمرۀ هر رَحمی را تقدیم خداوند کنی. از چارپایان تو نیز همۀ نخست‌زاده‌های نَرینه از آنِ خداوند است. نخست‌زادۀ الاغ را با بره‌ای فدیه بده، ولی اگر فدیه نمی‌دهی، گردنش را بشکن. هر نخست‌زادۀ آدم را از میان پسران خود فدیه بده. (خروج ۱۳: ۱۲-۱۳)

برخی محققان داستان قربانی ابراهیم را به همین شکل خوانده‌اند: یهوه در ابتدا پسر نخست‌زادهٔ ابراهیم را از او می‌طلبد (پیدایش ۲۲: ۲؛ همچون خروج ۲۲: ۲۹-۳۰) اما سپس به او اجازه می‌دهد که برّه‌ای را به جای پسرش قربانی کند. (پیدایش ۲۲: ۱۳؛ همچون خروج ۱۳: ۱۲-۱۳) بنا بر این خوانش، مؤلفان داستان قربانی ابراهیم خواسته‌اند این تحوّل دینی جدید را به شخصیتی قدیمی نسبت دهند تا این‌گونه به آن مشروعیت ببخشند.

۲. خدمت مادام‌العمر لاویان
برخی بخش‌های کتاب مقدس این فرمان را به شکل دیگری لغو کردند. در این بخش‌ها کودکانی که از آنِ یهوه بودند، به جای آن که برای یهوه قربانی شوند، وقف خدمت مادام‌العمر در معبد یهوه می‌شدند. نمونه‌ای از این را در داستان سموئیل می‌بینیم. مادر سموئیل که نازا بود، نذر کرد اگر صاحب فرزند شود، او را به یهوه تقدیم خواهد کرد، اما نه به عنوان قربانی، بلکه به عنوان خادم مادام‌العمر معبد. (۱ سموئیل ۱: ۲۴-۲۸)

این رسم سپس توسعه یافت. در کتاب اعداد یهوه می‌گوید تمامی نخست‌زادگان بنی‌اسرائیل از آنِ یهوه هستند، اما به جای آن که تمام نخست‌زادگان بگیرد، تنها قبیلهٔ لاوی را می‌گیرد تا مادام‌العمر در معبد او خدمت کنند.

اینک من لاویان را از میان بنی‌اسرائیل، به عوضِ هر نخست‌زادۀ اسرائیلی که رَحِم را می‌گشاید، برگرفته‌ام. پس لاویان از آنِ من خواهند بود زیرا همۀ نخست‌زادگان از آنِ منند. (اعداد ۳: ۱۲-۱۳)

وظیفهٔ بنی‌اسرائیل آن است که به جای نخست‌زادگان خود که آزاد شده‌اند، پنج مثقال نقره به معبد بپردازند تا این‌گونه این لاویان را تأمین مالی کنند. (اعداد ۳: ۴۴-۴۸)

۳. حذف، انکار و گس‌لایتینگ
کتاب تثنیه که بازنویسی تورات است، به کلی فرمان قربانی نخست‌زادگان را حذف کرده است. این‌گونه دیگر نیازی به تبدیل قربانی به فدیه یا خدمت مادام‌العمر لاویان پیدا نمی‌شود. ارمیا، پیامبری در اواخر دوران پادشاهی یهودا، اندیشه‌ای نزدیک به کتاب تثنیه دارد و از همین رو به کلی انکار می‌کند که یهوه هیچ گاه فرمان به قربانی کودکان داده باشد:

ایشان مکان‌های بلندِ توفِت را در وادی بِن‌هِنّوم بنا کرده‌اند تا پسران و دختران خویش را در آتش بسوزانند، کاری که بدان امر نکرده و از خاطر خود نگذرانده بودم. (ارمیا ۷: ۳۱)

اما حزقیال، پیامبری در دوران تبعید بابلی، که خود کاهن است و با متن کهانتی (به خصوص کتاب‌های لاویان، اعداد) کار می‌کند، نمی‌تواند فرمان قربانی کودکان را انکار کند. در نتیجه راهبرد دیگری در پیش می‌گیرد و می‌گوید گرچه این آیین به فرمان یهوه بوده، اما این فرمان به هدف تنبیه بنی‌اسرائیل به کیفر نافرمانی‌های ایشان صادر شده بود. تا این‌گونه بنی‌اسرائیل با سوگ عزیزانشان که به دست خود کشته‌اند، مجازات شوند. در نتیجه این فرمانی حقیقی نیست و نباید بدان ملتزم بود.

زیرا قوانین مرا به جای نیاوردند و فرایض مرا خوار شمردند... بنابراین من نیز فرایضی بدیشان دادم که نیکو نبود و قوانینی که بدان زیست نتوانستند کرد. و ایشان را به هدایای ایشان همچون قربانی نخست‌زادگانشان نجس ساختم تا ایشان را به هراس افکنم تا دریابند که من یهوه هستم! (حزقیال ۲۰: ۲۴-۲۶)

بدین ترتیب، فرمان قربانی کودکان تا دوران تبعید بابلی به طرق مختلف الغا شده بود: از طریق فدیه دادن یک برّه، یا خدمت مادام‌العمر لاویان در معبد، یا حذف، انکار و وارونه‌نمایی فرمان.
Displaying 1 of 1 review