کتاب را که شروع کردم فکر میکردم. شاید ایدهی جدیدی نداشته باشد ولی حداقل گرداوری نامهها و مطالب مربوط به اقامت هدایت در هندوستان است. که متاسفانه آن هم نبود. نویسنده کمی از نامهها و مطالبی که دیگران خیلی مفصلتر به ان پرداخته بودند استفاده کرده ولی بعد کتاب تبدیل میشود به شرح تلاش نویسنده برای پیدا کردن محل اقامت هدایت. واقعن برایم عجیب بود وقتی که نویسنده تلاش میکرد ثابت کند که آسانسوری که هدایت در داستانش به ان اشاره کرده همان اسانسور محل اقامتش در بمبئی بوده. خب که چی!!! البته واضح است که نویسنده از عمارتها و مکان هایی که در سفرهایش دیده در داستانهایش استفاده کند. من انتظار تحلیلهای عمیقتر یا حداقل گرداوری جامع مدارک مربوط به این دوره از زندگی هدایت داشتم.اما با من مثل یک توریستی برخورد شد که میخواهد محل اقامت یک نویسنده را ببیند. قسمت دوم کتاب را نخواندم. شاید بعدها. ولی فکر میکنم وقتم صرف خواندن کتابهای بهتری کنم.