وقتی کتاب بار اول در سال ۱۳۷۲ انتشار یافت، با همه نارساییهایی که از لحاظ چاپ و فراهم آوردن یادداشتهای توضیحی لازم از نظر ناشر و مترجم داشت، مورد استقبال قرار گرفت. آقای موذن جامی در مجله آیینه پژوهش نقد و معرفی مبسوطی درباره آن نوشتند و گفتند که با توجه و تعدد خطوط و زبانهایی که در آن بکار رفته، نسبت به کتابهایی که معمولا در ایران چاپ میشود، یکی از کمغلطترین کتابهاست. شادروان هرمز وحید، کارشناس بیهمتای صفحهآرایی کتاب از آن بهخاطر کاربرد واژههای بیگانه به حروف اصلی تمجید نمود. دوست ارجمند درگذشته شادروان دکتر محمدحسین روحانی که زحمت مقابله آیات و تصحیح کتاب را در غیاب مترجم برعهده داشتند، بعدا نیز مقاله در نقد و بررسی آن در مجله آیینه پژوهش به چاپ رسانیدند، و مرا بیش از پبش رهین منت خویش ساختند. خداوند روانش را شاد دارد. آقای کاظم برگنیسی نیز مقالهای تحلیلی درباره آن در نشر معارف منتشر ساختند و بعضی از اشتباهات را یادآور شدند که بهعلت آنکه راهنمای سودمندی برای خواننده ناآشنا به این گونه مقالات فراهم میساخت، با اجازه مولف آنرا در آغاز این چاپ آوردیم. نقد آقای موذن جامی و روانشاد محمدحسین روحانی را در موخره کتاب قرار دادیم.
از تاثیری که این کتاب در پژوهشهای قرآنی، ترجمه قرآن، توضیح و تفسیر لغات قرآن داشته است پرسخن نمیتوان گفت. نگاهی به این نوع آثار و ارجاعات مکرر آنها به واژههای دخیل در قرآن مجید از درجه تاثیر و سودمندی کتاب، خود حکایت میکند…
موضوع کتاب بررسی واژه های دخیل و یا غیرعربی در قرآن است. اهمیت این موضوع زمانی مشخص می شود که بدانیم وجود هرگونه واژه غیرعربی در قرآن توسط مفسران و قرآن پژوهان جزمگرای مسلمان، در سده های مختلف، انکار می شده است و از نظر آنان پذیرش چنین موضوعی مغایر نص قرآن بوده که زبان کتاب وحی را عربی معرفی می کند.
آرتور جفری، در زمره شرق شناسان بزرگ اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم قراردارد. وی که به تعداد زیادی از زبانهای شرقی تسلط داشته، با گردآوری نظرات لغت شناسان و مفسران مسلمان و مستشرقان اروپایی و بررسی این نظرات، اثری ارزشمند خلق کرده است. وی 275 لغت غیرعربی قرآن را به ترتیب حروف الفبا ردیف و ریشه های زبانی آنها را مشخص کرده است.
نکته مهم درباره این کتاب محققانه این است که پیش فرض نویسنده آن، بشری بودن "لفظ" قرآن است. یعنی جفری معتقد است که اگر هم "معنا" را الهی و از جانب خداوند بدانیم، لفظ و کلمات استفاده شده در قرآن، کلماتی هستند از آن خود پیامبر. جالب انجاست که مطالب کتاب شامل تحقیقات جفری و دیگر محققان بر روی کلمات قرآنی نیز این فرض را اثبات می کنند. به عبارت دیگر با مطالعه این اثر، مخاطب کتاب می تواند به این نتیجه دست یابد که لفظ قرآن، چیزی نیست جز بیان انسانی مفاهیمی که منشائی الهی دارند.
در تایید نظر فوق می توان به اشتباهاتی اشاره کرد که در داستانهای قرانی نسبت به اصل آنها در عهدین بوجود آمده است. مثل داستان حضرت مریم که با داستان مریم خواهر حضرت موسی خلط شده و یا داستان جالوت که صورت آشفته ای از داستانی دیگر در عهد عتیق است. و یا نامهایی چون جالوت، [کوه] جودی، قارون، یحیی و ... که نتیجه قرائت و یا ثبت اشتباه نامهایی است که اصلش در فرهنگهای همجوار وجود داشته است.
این کتاب با دو مقدمه عالمانه از مولف و مترجم، یک مقاله علمی و تحقیقی از کاظم برگ نیسی و دو نقد بیشتر مومنانه (و نه محققانه) از دو محقق ایرانی چاپ شده است که به ویژه مقدمه مولف و مقاله کاظم برگ نیسی خواندنی و قابل تامل هستند.
یک بار موقع آشنا شدن با زبان عبری و یک بار موقع مطالعه کتاب مقدس، به کلماتی برخوردم که معنای بعضی اصطلاحات قرآنی را در نظرم عوض کرد. حساس شدن روی کلمات خارجی در قرآن باعث شد به این کتاب بر بخورم. خیلی کتاب خوبی بود. جدا از متن اصلی که هم حالت رفرنس دارد و هم به خاطر نکات فرعی و توضیحات ذیل هر واژه، میتوان آن را از ابتدا تا انتها خواند؛ مقدمه های بسیار خوبی داشت. هم مقدمه های آقای برگ نیسی و دکتر بدره ای، هم پیشگفتار خود جفری، همگی پربار بودند و ادبیات مناسبی داشتند. البته در انتهای کتاب دو نقد از دکتر موذن جامی و دکتر روحانی آمده که هرچند مطالب خوبی هم دارند، قابل مقایسه با مقدمه ها نبوده و ادبیات احساسی و هیجانی دارند.
کلمات زیادی را میتوان به لیست جفری افزود. بعضی از کلماتی که قبل از این کتاب برای خودم یادداشت کرده بودم در لیست جفری نبود، توی موخره دکتر موذن هم به کلمات دیگری اشاره شده. گاهی هم توضیحات و تحلیل های جفری قانع کننده نیست، اما به هیچ عنوان مثل دو ارزیابی آخر کتاب، جفری را به بی انصافی و جهالت محکوم نمیکنم. تنها نظرم در این باره این است که از یک کتاب و یک مولف توقع نمیرود مشکلات یک علم را به کلی حل کنند. این موضوع به جای خلاصه شدن در یک کتاب و چهار نقد، باید یک رشته در حوزه و دانشگاه ما باشد و بعد از صد سال شاید کتاب های محکم تر و پخته تری حاصل پژوهش های دانشجویان این رشته باشد.
Detailverliebt und minutiös geht Arthur Jeffery den Lehn- und Fremdwörtern im Koran nach. Da haben wir z.B. das berühmte "ṣirāt" in "ṣirāṭ al-mustaqīm" von lat. strata (über griech. und aram.), "fīl" von mittelpers. oder das mysteriöse "raqīm" in der Sieben-Schläfer-Erzählung, das Jeffery auch nicht so recht zuordnen kann. Auch wenn manches überholt scheint, ist es immer noch ein wichtiges Nachschlagewerk für jeden Korankenner.
دکتر آرتور جِفرِی، خاورشناس استرالیایی، در کتاب «واژههای دخیل در قرآن مجید» که پژوهشی دربارۀ ریشهشناسی برخی از کلمات بیگانۀ وارد شده در زبان عربی است، به معرفی حدود ۳۵۰ واژۀ غیرعربی در قرآن پرداخته است. واژههایی ازجمله «برزخ»، «سِفر»، «رحیق»، «قصر» و «بهیمه» که به ترتیب اصالتی پهلوی (جفری، ۱۳۸۶: ۱۳۹)، آرامی (همان: ۲۵۳-۲۵۴)، سریانی (همان: ۲۱۸)، لاتینی (همان: ۳۳۶) و عبری (همان: ۱۴۷-۱۴۸) دارند.