شاعران بزرگ همیشه نثرنویسان بزرگی بودهاند. چرا که از پس آن همه تجربههای شعری، سرانجام حاکمِ آن حاکمِ نامرئی، نحو، شدهاند، و به زبانی در داخل زبان دست یافتهاند. من فکر میکنم دو زبان دارم چون شیوۀ نثر من جزئی از محتوای من است. این را شاعر باید امروز بتواند با خود بگوید... ما باید حرکت چیزها را جانشین شباهت چیزها بکنیم: در نگاه شاعر حجمگرا دیگر چیزی شبیه چیزی نیست، بلکه فاصلهای را فاصلهای دیگر طی میکند. و در این طی است که ما صراحتهای پیشرو را پشت سر میگذاریم تا به چیزها آن چیزی را که ندارند بدهیم. و اینگونه است که در نگاه ما نام استعاره به هم میریزد، و آنچه بر زبان ما جاری میشود همان چیزی است که ما بر آن جاری هستیم، یعنی حرکت ذهن در زبان، و نه واقعیتی کنار واقعیتی
یدالله رؤیایی در ۱۷ اردیبهشت سال ۱۳۱۱ در دامغان به دنیا آمد. آموزشهای دبستانی و دبیرستانی خود را در زادگاهش آغاز کرد و در تهران در دانشسرای شبانهروزی تربیت معلم به پایان رساند. چندسالی به کار تدریس و سرپرستی امور اوقاف دامغان اشتغال داشت. نوجوانی و جوانی او به تمایلات مارکسیستی و مبارزه در حزب توده ایران گذشت. در سال ۱۳۳۲ به دنبال کودتای ۲۸ مرداد و فرار از دامغان، چندی به زندگی مخفی، و ترک و گریز گذرانید و سرانجام در اسفند ماه همان سال دستگیرشده و به زندان افتاد. زندانهای او: زندان باغشاه، زندان زیرطاقی (زیرزمین مخوف پلیس تهران)، زندان موقت، و یک بار دیگر در سال ۱۳۳۶، زندان لشکر ۲ زرهی سلطنتآباد
رؤیائی پس از خروج از زندان اولین شعرهای خود را در ۲۲ سالگی نوشت و در مجلات آن زمان با نام مستعار «رؤیا» منتشر کرد، و همزمان به تحصیلات خود در رشته حقوق سیاسی در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران تا اخذ درجه دکترای حقوق بینالملل عمومی ادامه داد؛ و از آن پس، در وزارت دارایی به استخدام درآمد و به عنوان ذیحساب و سرپرست امور مالی در ادارات و دیگر مراکز دولتی، از جمله وزارت آب و برق، سازمان تلویزیون ملی ایران و… به کار پرداخت
او از مؤسسان شرکت انتشاراتی روزن بود. رؤیایی با چند شاعر دیگر، مانیفست «اسپاسمانتالیسم» را منتشر کردند که بعدها به خلق نگرش تازه شعری با عنوان «شعر حجم» منجر شد