من هیچوقت عضو کانون پرورش فکری نشدم. تنها مواجههام با کانون، زمانی بود که مدرسهمان ما را به بازدید از ساختمان کانون برد و من محو زیبایی آنجا شدم. بعد از آن بارها از پدر و مادرم خواهش کردم مرا به کانون ببرند، ولی هر بار که موفق شدم، مرکز تعطیل بود. با این حال، کتابهای کانون را زیاد داشتم و معمولاً میدانستم کتابهایی که علامت کلاغ رویشان بود، کتابهای خوبی هستند!
وقتی روایتهای اول این شماره از آنگاه را خواندم، چندان جذب نشدم و نگران بودم که شاید این شماره را دوست نداشته باشم، اما به مرور چند روایت خوب جبران کردند و این شماره برایم خواندنی شد.