سه وجهه مشخص، روش تفکر دکتر شریعتی در ارائه اسلام را متمایز می کنند
اول، ارائه تفسیری مکتبی از اسلام با تعریف و تبیین هرکدام از اجزای یک مکتب و نمودهایشان در یک دین. دوم، تاکید بر واژگان و مفاهیم کلیدی که برای شناخت اسلام حیاتی اند، از جمله توحید، اخلاق، شهادت و الینه شدن. سوم، بیان دوگانگی هایی که به لحاظ فلسفی روشی دیالکتیکی میسازند، برای نمونه مسئله من و ما یا مسئله جمع گرایی و فردگرایی در اسلام که برای توضیح مفاهیم مسئولیت و توحید استفاده میشوند. از سویی این دوگانگیها به لحاظ عملی دو حد نهایت یک مفهوم را نشان میدهند که فهم دین و تحریف دین را در دو نقطه مقابل هم قرار میدهد (و نه فهم دین و ضدیت با دین). مثلا منحط ترین و والاترین اثر بر اندیشه و عقاید مردم را از طریق علما و روحانیون دینی میداند که هر دو درون دینی هستند
متن و اندیشه ای که در طول زمان همچنان خواندنی باقی بماند، متنی است که سوالات زیاد ایجاد کند و به نحوی پاسخ فراهم آورد و در خلال فرآیند تحسین و انتقاد خواننده، هر دو را برانگیزد. این اتفاقی است که در چنین متنی می افتد و بر این اساس، مهم ترین نقد من استفاده از نظریات و اندیشه های متفکرین غربی است بدون اینکه شرح کامل و حتی صحیحی از آنها ارائه شود و برای خواننده ای که با اندیشه های اشاره شده در متن آشنا باشد، حتی گاهی نظرات متفکرین غربی تحریف شده یا با جنبه ای نمایشی به نظر میرسند