«آپارتمان روباز» یک رمان اجتماعی است که با رویکرد مسائل عاطفی میان جوانان نوشته شده است. داستان این رمان که تمی عاشقانه دارد از یک مجلس ختم شروع می شود؛ مجلس ختم مادر قهرمان داستان و دیدن پیام تسلیتی در روزنامه که از سوی دختری صادر شده است که روزگاری با او دارای رابطه ای عاطفی بوده است: «وقتی توی روزنامه اسم بنفشه جمالی را پای پیام تسلیتی با این مضمون دیدم که درگذشت مادر عزیزت را تسلیت می گویم، شوکه شدم. چنین معرفتی را از او سراغ نداشتم. دیدن اسمش مرا از فکر مرگ مادر غافل کرد. رفتم توی اتاق طبقه سوم خانه پدری که به خصوص دوران دانشجویی ام را در آن گذراندم و غرق خاطراتی شدم با بنفشه...»
علی مؤذنی متولد سال ۱۳۳۷ در تهران و فارغالتحصیل رشته ادبیات نمایشی از دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. مؤذنی در زمینههای داستاننویسی نمایشنامهنویسی و فیلمنامهنویسی فعالیت دارد.
داستان کتاب، خیلی ساده و سرراست و دمدستی بود و نثرش، نثرِ عادی و روان و رونده تنها ویژگی خاص کتاب این است که کتاب دو پایان دارد، آن هم با سبکی خاص کتاب خوبیست، ولی از علی موذنی انتظار بیشتری داشتم؛ انتظار اینکه کتاب جدیدش بهتر از قبلی ها باشد از این نظر، رضا امیرخانی خیلی بهتر عمل کرده و میکند علی موذنی هنوز شاهکارش را ننوشته و ما منتظر شاهکارش هستیم
آبکی. جنسیتزده. ازین فازا که: نه امیر. من که بهت گفتم ازت بدم میاد گفتم که تو اصرار کنی. تو چرا منو ول کردی؟ باید حرفمو برعکس میفهمیدی! خب لعنتی، بخاطر همین چیزاست که مردم وقتی میگن نه، یه سری فکر میکنن طرف داره ناز میکنه.
امیر نشاط امیر نشاط دانشجوی جوانی بود که عاشق همکلاسی خود بنفشه می شود. اما بنفشه دختری سرب ههوا است که نه فقط امیر نشاط، بلکه جوانان زیادی را هواخواه خود کرده. امیر برای رسیدن به بنفشه سخت یهای زیادی را متحمل می شود، تا جایی که کارش به زد و خورد با یکی از همین عاشقان سین هچاک نیز کشیده می رسد و همین بهانه ای می شود برای بنفشه تا محبت امیر نشاط را با پا پیش بکشد و با دست پس بزند. همین هم بود که بنفشه را از بی توجهی به شک و تردید می اندازد و کم کمک به امیر نشاط جدی تر فکر می کند. اما امیر نشاط با بی تجربگی ها و بنفشه هم با شیطنت هایش کار را به جایی می کشاند که امیر نشاط با رنجش از رفتار بنفشه عرصه را مقابل رقبا خالی می کند و با خاله اش از ایران می رود. حال امیر نشاط که نمایش نامه نویس مطرحی هم شده بعداز چندسال بازگشته و با دیدن پیام تسلیتی در روزنامه، به یاد دل باختگی سال های قبلش می افتد و سعی می کند شانس خود را دوباره امتحان کند. اما ماجرا به همین سادگی نیست. این بار بنفشه که محبوب سال های قبل او بوده متفاوت تر از قبل ظاهر می شود تا درنهایت امیرنشاط را نیز به انتخاب متفاوتی سوق دهد.