مجموعه حاضر تحت عنوان مستند داستانی «کف خیابون» به بررسی رویدادهای خاصی پرداخته که حاصل اطلاعات سوخته و جمعآوری شدهی نویسنده است که در لباس داستان درآمده و شبهای زمستان ۹۵ از طریق کانال تلگرامی «دلنوشتههای یک طلبه» میهمان خلوتهای هزاران جوان مومن انقلابی بوده است. این داستان از زبان یک مامور امنیتی دخیل در حوادث سال ۸۸ روایت میشود.
کتاب داستان «کف خیابون» نوشته محمدرضا حدادپور جهرمی
مستند داستانی «کف خیابون» که از خودکشی نوجوانی به نام افشین به دلیل بی بند و باریهای خواهر و مادرش (!) آغاز می شود، با درایت، کاردانی و فداکاری تیم چهار نفره امنیتی: (محمد، ابوالفضل، عبداللهی و ٢٣٣ و همکاریهای افشین؟)، منجر به شناسایی سازمانهای اطلاعاتی خارجی که در پوشش مزون و باشگاه و ... فعالیتهای گسترده خود را برای فتنه و کودتا در انتخابات سال ٨٨ سازماندهی میکنند.
همه چیز از تلگرام شروع شد! «کف خیابون» که نویسنده آن را مستند داستانی مینامد، ابتدا به صورت نوشتههای پیدرپی در پیامرسان تلگرام منتشر میشد. نویسنده که طلبه علوم دینی است، در کانال شخصی خود «دلنوشتههای یک طلبه» با ذوق و پشتکار عالی خود، به انتشار تدریجی «کف خیابون» پرداخت. بیش از هر چیز، این اثر مورد استقبال قرار گرفت و به شهرت نویسنده انجامید.
نقدها و سؤالات البته از همان موقع برخی سؤالات و مخالفتها نیز وجود داشت و هنوز نیز وجود دارد. از آن جمله: حجم قابل توجه مضامین بالای ۱۸ سال در زمینه مسائل جنسی و اخلاق عمومی. (آیا برای پرفروششدن کار، باید از هر وسیلهای استفاده کنیم؟!) صحت اتفاقات و رویدادها. جنبههای فنی و نگارشی و لزوم ویراستاری داستان. تا جایی که برخی اساساً او را نویسنده ندانستهاند.
دیگر آثار بالای ۱۸ سال گفتنی است حجتالاسلام حدادپور جهرمی پس از این کتاب، داستانهای دیگری نیز با عناوینی چون «تب مژگان»، «حیفا»، «نه»، «حجره پریا»، «همه نوکرها» و «دفترچه نیمسوخته یک تکفیری» نیز منتشر کرده است که به نظر میرسد همه آنها را بتوان در گونه «مستند امنیتی» طبقهبندی کرد. متأسفانه تقریباً همه این آثار تنها برای مخاطب بالای ۱۸ سال مناسب هستند!
چرا این کارها مورد توجه قرار گرفت؟ نکته قابل توجه استقبال فراوان از آثار این نویسنده است. برخی، با توجه به مضمون خاص و استقبال ناگهانی از اثر، آن را مشکوک دانستهاند و احتمال وجود توطئه را جدی اعلام کردهاند. اما به نظر من، او از ظرفیت فضای مجازی استفاده کرد و خدا هم خداست اثرش دیده شود. دربارهاش صحبت شد و مورد توجه قرار گرفت. به همین سادگی! نیت خالص نویسنده در کنار استفاده پرتکرار از تعلیقها هم باعث شده داستانهایش کشش داشته باشد و خوانندگان نتوانند به راحتی، کتاب را زمین بگذارند. نثر فریبنده محاورهای هم بیتأثیر نیست. بله! شبهداستانهای یک نانویسنده هم میتواند برای مخاطب عمومی خواندنی باشد. ضمن اینکه محتوا و حرفهای ناگفته جبهه انقلاب اسلامی آنقدر زیاد است که حالا حالاها جا دارد امت حزبالله به عرصه وارد بشوند و واقعیتها را بنویسند.
و اما کف خیابون و محتوایش! نیمه اول کتاب هیچ ربطی به فتنه ۸۸ (انتخابات و مسائل سیاسی) ندارد. حداکثرش این است که شبکهای از فساد سازمانیافته وجود دارد که در کار مزون و باشگاه است و البته این بیغیرتیها در سطح بینالمللی هم هست. اما نیمه دوم کتاب که به انتخابات نزدیک میشود، در ترسیم شرایط فتنهگون آن سال نسبتاً خوب و موفق و ستودنی عمل کرده است.
دیگر آثار نویسنده نویسنده آثار جدیتر پژوهشی دینی هم دارد: * چرا شیعه هستم؟ * چرا سنی نیستم؟ * شرح خطبه امام حسین در منا * گناهشناسی * ما قبل الشهاده: جریان شناسی تاریخ اسلام از غدیر تا کربلا (دو جلدی)
اطلاعات کتابشناسی کف خیابون مستند داستانی کف خیابون، نوشته محمدرضا حدادپور جهرمی (متولد ۱۳۶۳) چاپ دوازدهم (۱۳۹۷) ۵۰۰۰ نسخه، ۳۰۸ صفحه، ۲۱۰۰۰ تومان ناشر: مؤلف (شیراز: محمدرضا حدادپور جهرمی). چاپ قبلی: نشر مصلی
راستی درباره فتنه، یکی از کتابهای خوبی که به اتفاقات فتنه واقعی کف خیابون (۲۳ خرداد تا ۳۰ خرداد ۱۳۸۸) پرداخته و مستند واقعی است، کتاب «خاطرات یک لباسشخصی» است که بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیهالسلام (نشر سدید) منتشر کرده است.
هیچوقت فکر نمی کردم اون اتفاقات اون سالها تا این حد برنامه ریزی شده و از بیرون مرزها طراحی شده که مملکت رو دچار بحران بزرگی کنه یه سیاستمدار و تیمش تا چه حد می تونن خائن باشن این کتاب از واقعیت های وحشتناکی از اون اتفاقات پرده برداشت فضاسازی ها رو به خوبی از پس شون براومده بود اما خب یکسری تصویرسازی هایی حاشیه ای دیگه رو که وجودشون خیلی هم ضروری نبود و ایشون انگار خیلی هم در آثارشون اصرار دارن بهش بپردازن رو دوست نداشتم و شاید این آخرین کتابی باشه که ازشون خوندم : )
از اونایی بود که نمی تونستم کتاب رو کنار بذارم خیلی استرس داشت.. بعضی قسمت هاش قلب آدم رو می فشرد...شدید... "همه به خون نیاز دارند، چه حق ،چه باطل!حق برای پیشبرد اهدافش،باطل هم برای پیشبرد اهدافش!اما باطل،به جان بی گناه و باگناه می افتد ولی حق،حاضر است خودش را فدا کند تا با خونش بقیه بیدار شوند!"
یک کتاب فوق العاده که وقتی شروعش میکنی خیلی سخت میتونی کنارش بذاری. روایت مستند از زبون نویسنده واقعا عالیه و کامل تو رو توی موقعیتها قرار میده. وقتی کتاب رو خوندم با خیلی از وقایع روبرو شدم که اصلا فکر نمیکردم چنین پیچیدگی داشته باشن. خوندنش رو به همه پیشنهاد میکنم و فکر میکنم در بصیرت پیدا کردنمون تاثیر خیلی خوبی داشته باشه.
از نویسنده ش خوشم نمیومد،به واسطه کانال تلگرامش، برای همین هیچوقت سعی نکردم به خوندن کتاب هاش، این کتابم یجور انگار افتاد تو پاچم که بخونمش. شروعش کردم. دیگه نمیشد کنارش بذارم. وقت هایی ام که نمیتونستم بخونم مدام بهش فکر میکردم. واقعیتش با خوندنش خور میشدم، میشکستم و انگار قلبم مچاله میشد از اتفاقاتی که جلو چشمم ازشون پرده برداشته میشد.انصافا دست و پنجه نویسندش درد نکنه و خدا بیامرزه شهدای اون روزها رو...
اولین کتابی بود که از حدادپور جهرمی بعد از سروصدایی که کرده بود میخوندم، تا جای خوبی از کتاب حس روزنامه حوادث خوندن رو داشتم، البته همراه با ابهامات امنیتی و جذابیتهای جنسی... بعد از خوندنش هم مطمئن شدم که کار خوبی کردم که از کتابخانه نوجوانان مجموعه فرهنگیمون برداشتمش...
همه به خون نیاز دارند، چه حق، چه باطل! حق برای پیشبرد اهدافش، باطل هم برای پیشبرد اهدافش!اما باطل، به جان بیگناه و باگناه میافتد ولی حق، حاضر است خودش را فدا کند تا با خونش بقیه بیدار شوند. --- از اون کتابهای جذاب و پرکشش که وقتی به دست میگیری، به دستت میچسبه و نمیتونی زمین بذاریش!
درود بر شهدای عرصهی امنیت که در غربت و گمنامی به شهادت میرسند و هیچ نام و نشانی ازشون به میون نمیاد ❤
کتاب حاضر روایتی است از یافتهها و عملیات یک تیم ضدجاسوسی ک اطلاعاتی در زمان فتنه ۱۳۸۸ ایران. سوژه خوب است ولی داستان و روایت خیلی معمولی، بدی این مستندهای داستانی این است که نمیفهمیم کجایش واقعی و کجا زاده ذهن نویسنده است و چقدر مستند است و این مطلب حداقل من را خیلی آزرده کرد. آیت بیاعتمادی به داستان و نویسنده. به نظرم فروش کتب آقای جهرمی بیش از هرچیز به خاطر روایتهای کم حیا و بیپرده از موضوعات غیراخلاقیست و گرنه خیلی نقطه برجسته دیگری ندارد. :)
خب این اولین تجربه خوندن نستند داستانیم بود و خب تجربه خوبی بود! این روایت این داستان به شما نشون میده که گاهی اتفاقای کوچک و بی اهمیت میتونه چه عمق و ژرفی داشته باشه، چیزایی که ما بی توجه از کنارش رد میشیم و اصلا فکر نمیکنیم که همون چیزای ساده چطور میتونن شرایط ما رو دگرگون کنن، کی فکرش رو میکرد که یه تماس از یه مغازه و چیزی که هر روز اتفاق می افته اینبار همه چی رو به یه فتنه وصل کنه!؟ این کتاب روایتگر قسمت کوچکی از فتنه ۸۸ هست و نویسنده سعی میکنه شما رو اینبار از نگاه یه مامور به دل این ماجرا ببره!این کتاب از اون کتاب هایی هست که نمیشه گذاشتش زمین و هی دلت میخواد بدونی بعدش چه اتفاقی میفته، یه کتاب که هم باهاش هیجان زده میشی از اطلاعات جالب و کار های عجیب و تشکیلات و ...هم نگران میشی هم ناراحت ، نمیدونم چقدر از این کتاب واقعیت داره اما سبک نویسنده که خیلی ساده هست و انگار دو��تتون داره براتون از خاطره هاش تعریف میکنه باعث میشه که شما حس صمیمیت بیشتری با شخصیت های کتاب کنید! توی طول این کتاب با خودم فکر میکردم وحشی گری توی یه انسان به چه حدی میتونه برسه که اینطور کارایی بکنه!!؟ و گاهی فکر میکردم که یه نفر چقدر میتونه فدارکار باشه؟ فکر میکنم بعد از خوندن این کتاب چیزی که از ذهنتون پاک نشه روایت ۲۳۳ باشه ،اگه توی این کتاب بخواید عاشق بشید بازم میتونه ۲۳۳ باشه!!
کتاب خیلی خوبیه. در حقیقت روشن گری هایی که داره ، مطالبی که توش گفته شده ،طرز پیشبردن داستان و اتفاقایی که میوفته قشنگ این حس رو تو خواننده ایجاد میکنه که انگاری واقعا تو بطن ماجرا هست و داره پا به پای راوی پیش میره.
کتاب داستانی بسیار مفیدی بود. بعد از سالها که از فتنه ۸۸ میگذره، تازه میبینم چطور یک انقلاب قلابی رو شبیهسازی کرده بودن و آنتیتز انقلاب رو در قم ایجاد کرده بودن. خدا به این مردم برکت بده که ۹ دی هرچی این انگلیسیا و دنبالههاشون و مزدوراشون رشته بودن رو پنبه کردن. لا حول و لا قوة الا بالله
عالی بود ممنون از کسانی که بعضی از اینا رو میگن تا مردم بفهمند که چقدر سرباز های گمنام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تلاش میکنند مظلومانه شهید میشوند برای سرزمینمون
بعد از خوندن این کتاب تصمیم گرفتم که باقی آثار این نویسنده رو هم بخونم حتی کتاب های غیر داستانیشون رو. مطالبی که در این کتاب نوشته شده خیلی دور از ذهن نیست و خیلی بعید نیست که عده ای بخوان دست به همچین کارایی برای پیشبرد اهدافشون بزنن اما بازم چیزی از هولناک بودن ماجرا کم نمیکنه. تصور این موضوع که همینجا بیخ گوش ما، کف همین خیابونا، داره اتفاقاتی میوفته که تشخیص حق از باطل رو این همه سخت میکنه واقعا ترسناکه. https://taaghche.com/book/90886
مشخصا، قسمت عمده ای از کتاب بر اساس واقعیت بوده است، اما شخصیت ها و توصیفات و برخی خرده اتفاقات از دل تخیل نویسنده بوده است. نا تمام گذاشتن بسیاری از جملات توی ذوق می زند، بعضی اتفاقات را بسیار سر بسته گفته. به نظرم خود نویسنده با اغراق های بسیار، که حتی شاید اتفاق افتاده باشد، عنصر باورپذیری را لگد مال می کند. در کل به عنوان مستند داستانی، اثر خوبی است و جذابیتی مثل فیلم های دو صفر هفت یا عملیات غیر ممکن دارد.
کتاب هست که در آن حقیقت فتنه 88 را می یابید. یک مامور امنیتی داستانی نقل می کند زمان فتنه 88 را. بسیار جذاب و عالی. چه انحراف های فکری و فرهنگی در ایران هست. آیا در فتنه 88 دختری که این قدر رسانه ای غربی گفتند که کشته شده و امنیتی ها کشتند و .... آیا راست هست؟ آیا این طور بوده؟
داستان جالبی بود از وقایع سال 88 کمی تخیل بن میاه داستان هست به نظرم . ولی در کل جذاب نوشته شده است پس از اینکه سریال گاندو رو دیدم فهمیدم ریتم داستان کتاب با این سریال مشابه است
کتاب مستندي که از زمان خوندنش اصلا نميتونستم يک لحظه هم کنار بزارمش . کامل درگير ميکنه و خواننده را از وقايع جامعه آگاه ميکنه . از آن دسته از کتاب هاست که دوست دارم باز بخوانمش.
راستش باید اعتراف کنم کتابی با این مضمون امنیتی و پلیسی برای من جذاب بود اما در این کتابهایی که تا الان از اقای حدادپور خواندم و تعریف کردنشون از روابط زننده با این جزییات واقعا حال بهم زن بوده .