تدوین و ترجمه: حسین شهرابی آیزاک آسیموف: آخرین سوال منطق رِی برادبری: تماس شبانه, به خرج مقصد نَه شب, نَه روز آرتور سی کلارک: نُه میلیارد نام خدا ستاره برابرت شکلی: درمان ناساز زیارتِ زمین سرگئی لوکیاننکو: جایی که دشمن پستفطرت کمین کردن (ترجمه محمدرضا باقری) استانیسلاو لِم: سفر هفتم (ترجمه صادق مظفرزاده) فرهاد آذرنو: صلح مطلق فرهاد ارکانی: رزم
Ray Douglas Bradbury was an American author and screenwriter. One of the most celebrated 20th-century American writers, he worked in a variety of genres, including fantasy, science fiction, horror, mystery, and realistic fiction.
Bradbury is best known for his novel Fahrenheit 451 (1953) and his short-story collections The Martian Chronicles (1950), The Illustrated Man (1951), and The October Country (1955). Other notable works include the coming of age novel Dandelion Wine (1957), the dark fantasy Something Wicked This Way Comes (1962) and the fictionalized memoir Green Shadows, White Whale (1992). He also wrote and consulted on screenplays and television scripts, including Moby Dick and It Came from Outer Space. Many of his works were adapted into television and film productions as well as comic books. Bradbury also wrote poetry which has been published in several collections, such as They Have Not Seen the Stars (2001).
The New York Times called Bradbury "An author whose fanciful imagination, poetic prose, and mature understanding of human character have won him an international reputation" and "the writer most responsible for bringing modern science fiction into the literary mainstream".
نظر شاید نامحبوب: نوشتن داستان کوتاه خوب، خیلی سختتر از نوشتن داستان بلند خوبه.
اسم کتاب کاملاً گویای هدفشه. مولف با هدف آشنایی بیشتر خوانندهی فارسیزبانِ ناآشنا یا غریب با علمیتخیلی، مجموعه داستان کوتاهی به انتخاب خودش جمعآوری کرده. تقریباً تمام داستانها پیشتر جایی منتشر شدند (حالا یا در نشریهها یا در سایتهای فارسیزبان). نویسندههای خارجی که توی این کتاب اثری ازشون چاپ شده، همه افراد اسمورسمدار هستند. مولف اولِ کتاب پیشگفتار مفصلی دربارهی اینکه علمیتخیلی چیست، تاریخچهی کوتاهی از این ژانر و معیارهاش برای انتخاب داستانها آورده (که بعضی بخشهاش خواندنی بودند).
اما حالا برگردم به نظر شاید نامحبوبم. داستان کوتاه خوب کم پیدا میشه. شاید منصفانهتر باشه که بگم من داستان کوتاه خوب، کم خوندم. کمتر داستانی توی این کتاب نظر من رو به خودش جلب کرد و تازه من با علمیتخیلی بیگانه نیستم. از دوازده داستان کتاب، ایدهی «آخرین سوال» آسیموف رو دوست داشتم (اجراش رو نه)، «منطق» آسیموف خوب بود. دو داستانی که از رابرت شکلی آورده شده، «درمان ناساز» و «زیارت زمین» گرچه داستانهای فوقالعادهای نبودن، نگارششون رو دوست داشتم و از بقیهی داستانهای این مجموعه بیشتر خواننده رو دنبال خودشون میکشیدن.
بهترین داستان کتاب به نظرم «سفر هفتم» از استانیسلاو لم بود؛ خلاقانه، بامزه، خواندنی. قبلاً برای خوندن سولاریس مردد بودم، اما بعد خوندن این داستان میخوام که اون کتاب رو هم بخونم.
سه تا داستان خیلی کوتاه هم داشت: «جایی که دشمن پستفطرت کمین کرده است» در عین کوتاهی، ایدهاش رو خوب به مخاطب منتقل میکرد. به نظر من داستان کوتاه موفقی بود. بین دو داستان از نویسندههای ایرانی هم «صلح مطلق» فرهاد آذرنوا رو دوست داشتم. به دام زیادهگویی نیفتاده بود.
امتیازم بهش 2.5 ستاره است، اما دست و دلم نمیره که به بالا گردش کنم. برای همین 2 ستاره میدم.
خاطره ها دردناکند. خاطره ها همانجور که یه بار پدرم گفت، مثل جوجه تیغی میمانند. بروند به درک! ازشان پرهیز کن. ناراحتت میکنند. کارت را به گند میکشند. کاری میکنند به گریه بیفتی. تیغها دارند فرو میروند به تنت. چند دقیقه بعد نمیتوانی ناهار بخوری، آن وقت از خودت میپرسی چرا. بابت این است که راه رفتن روی تیغ بهت آسیب زده. برود به جهنم! اگر نتوانم بخورمش یا بهش دست بزنم یا بوش کنم یا روش دراز بکشم،بیندازش توی خورشید! من روی زمین مردهام!زمین هم برای من مرده.
ما همه ابلهیم. همیشه. ما هرروز طور دیگری میشویم.خیال میکنم امروز دیگر احمق نیستم. درسم را خوب یاد گرفتم. دیروز دیوانه بودم ولی نه امروز صبح. بعد فرداش میفهمیم که بله، ما امروز هم دیوانه بودیم.گمان کنم تنها راهی که میتوانیم رشد کنیم و پیشرفت کنیم، همین است، این واقعیت را بپذیریم که کامل نیستیم و متناسب با آن زندگی کنیم.
کتاب رسالتش رو، یعنی علاقهمند کردن خواننده عام ایرانی به ادبیات علمیتخیلی، به خوبی انجام میده. آقای شهرابی در ابتدا ذکر کرده دلایلش برای انتخاب این داستانها چی بوده، اعم از اینکه چندلایه و تفکربرانگیز باشن و زیاد طولانی نباشن. به نظر من این معیارها معیارهای خوبی برای چنین مجموعه داستانیه. ولی در نهایت، اینکه داستان باید چیزی به جز فقط یه داستان خوب باشه برای اینکه خواننده رو ارضا کنه، با لایههای نهانتر و استعارهها و مفهوم پنهان رو قبول ندارم. متوجهم که شاید خواننده ایرانی که ادبیات علمیتخیلی در نظرش سخیفه ممکنه با این عناصر نظرش عوض بشه. (کما اینکه این کتاب احتمالاً اگر نظرش رو عوض نکنه، تلطیف میکنه) به هر جهت، داستانها سرگرمکننده هم بودن. قطعاً در لیست کتابهایی که باید به زودی بخونمشون جای ویژهای برای داستانهای برادبری و رابرت شکلی باز میکنم.
با اینکه بیشتر داستانهای این کتاب رو خونده بودم ولی باز حال و هوای خوبی داشت و ارزشش رو داشت که یه عالمه دنبالش بگردم تا بالاخره چاپ دوم کتاب رو گیر بیارم بهترین داستانهای کتاب ( چهار ستاره ها) به شرح زیر هستن: "نه میلیارد نام خدا" آرتور سی کلارک ( با اینکه قبلا چندین بار در مجموعه های مختلف خونده بودمش) "جایی که دشمن پست فطرت کمین کرده است" سرگئی لوکیاننکو "سفر هفتم" استانیسلاو لم "رزم" فرهاد اردکانی ( تنها داستان پنج ستاره :)
نمیدونم هدف از تدوین این عنوان چی بوده . کسی که علمی تخیلی دوست نداره چرا باید بیاد مجموعه داستان کوتاه علمی تخیلی بخونه ؟ این عنوان معجزه نمیکنه . شاید بهتر بود نام این عنوان رو میزاشتن علمی تخیلی برای انها که علمی تخیلی نخوندن که باز میشد دلیل تراشی کرد که چه فایده ؟ مسئله اینه که تمام داستان هایی که در این عنوان جمع اوری شده یا در عنوان دیگر منتشر شده یا در سایت فانتزی دات ای ار در دسترس است . به غیر از داستان هایی که جمع اوری شده یک مقدمه در مورد چیستی علمی تخیلی این عنوان داره که بد نیست و هدف بنده از مطالعه هم همون مقدمه بود و همچنین دو داستانک از دو نویسنده ی ایرانی در بخش های معرفی نویسنده ها هم ایراد های نگارشی مانند معیار قرار دادن زمان نگارش این عنوان در تاریخ هارو شاهدیم و شاید در مواردی چند سال دیگه اطلاعاتی که در این بخش ها داده شده استفاده ی خود رو از دست بدن . یک مورد بانمکی هم که اقای شهرابی انجام داده که حیفه نگم اینه که در پاورقی ها سورس هارو عنوان کرده ولی در یک مورد سورسی که ذکر کرده خودشون هستند با اسم مستعار مشهورشون "مهرایین اخوت" . خوب چه کاریه 😂
علمل تخیلی برای آنها که علمی تخیلی دوست ندارند!ـ شما چطور؟ میونتون با علمی تخیلی چطوره؟ اگر دنبال یه نقطهی شروع خوب میگردید فکر کنم این یکی رو دوست داشته باشید.ـ آقای حسین شهرابی که نامی شناخته شده در دنیای ترجمه ایران به خصوص ژانر علمی تخیلی هستن این کتاب رو تالیف و ترجمه کردن؛ حالا چرا؟ میتونید از زبون خودشون بشنوید:ـ راستش این ایده مال خودم نیست؛ منظورم "علمی تخیلی برای آنها که علمی تخیلی دوست ندارند" است. این اسم را روی یک کتاب آن ور آبی دیدم، اما با خواندن بعضی از داستانهایش به نظرم آمد ترجمه شان به فارسی بعید است چنگی به دل آن دسته از خوانندههای فارسی زبان بزند که "علمی تخیلی دوست ندارند" بابت همین خودم نشستم و از میان داستان هایی که خوانده بودم یا ترجمه کرده بودم چندتایی انتخاب کردم...》ـ در ابتدای کتاب آقای شهرابی در پیشگفتاری جالب توضیح میدن که علمی تخیلی اصلا چی هست، تاریخچه اون چیه، نویسندههای برجسته این سبک و آثارشون رو معرفی میکنن و...ـ کتاب 12 تا داستان داره از 8 تا نویسنده؛ تنوع خوب داستانهای انتخاب شده کمکتون میکنه تا کمی بیشتر به ذائقه خودتون در دنیای علمی تخیلی پی ببرید.ـ این نکته لازم به ذکره که بیشتر داستان های این کتاب قبلا در سایت فانتزی.آیآر و مجلات مختلف به چاپ رسیدن و شاید با کمی جستجو بتونید پیداشون کنید اما اگر کتاب کاغذی رو ترجیح میدید، نشر هیرمند این امکان رو براتون فراهم آورده.ـ پس امیدوارم به هر نحو از مطالعه این کتاب لذت ببرید. :)ـ
نظر شاید نامحبوب: نوشتن داستان کوتاه خوب، خیلی سختتر از نوشتن داستان بلند خوبه.
اسم کتاب کاملاً گویای هدفشه. مولف با هدف آشنایی بیشتر خوانندهی فارسیزبانِ ناآشنا یا غریب با علمیتخیلی، مجموعه داستان کوتاهی به انتخاب خودش جمعآوری کرده. تقریباً تمام داستانها پیشتر جایی منتشر شدند (حالا یا در نشریهها یا در سایتهای فارسیزبان). نویسندههای خارجی که توی این کتاب اثری ازشون چاپ شده، همه افراد اسمورسمدار هستند. مولف اولِ کتاب پیشگفتار مفصلی دربارهی اینکه علمیتخیلی چیست، تاریخچهی کوتاهی از این ژانر و معیارهاش برای انتخاب داستانها آورده (که بعضی بخشهاش خواندنی بودند).
اما حالا برگردم به نظر شاید نامحبوبم. داستان کوتاه خوب کم پیدا میشه. شاید منصفانهتر باشه که بگم من داستان کوتاه خوب، کم خوندم. کمتر داستانی توی این کتاب نظر من رو به خودش جلب کرد و تازه من با علمیتخیلی بیگانه نیستم. از دوازده داستان کتاب، ایدهی «آخرین سوال» آسیموف رو دوست داشتم (اجراش رو نه)، «منطق» آسیموف خوب بود. دو داستانی که از رابرت شکلی آورده شده، «درمان ناساز» و «زیارت زمین» گرچه داستانهای فوقالعادهای نبودن، نگارششون رو دوست داشتم و از بقیهی داستانهای این مجموعه بیشتر خواننده رو دنبال خودشون میکشیدن.
بهترین داستان کتاب به نظرم «سفر هفتم» از استانیسلاو لم بود؛ خلاقانه، بامزه، خواندنی. قبلاً برای خوندن سولاریس مردد بودم، اما بعد خوندن این داستان میخوام که اون کتاب رو هم بخونم.
سه تا داستان خیلی کوتاه هم داشت: «جایی که دشمن پستفطرت کمین کرده است» در عین کوتاهی، ایدهاش رو خوب به مخاطب منتقل میکرد. به نظر من داستان کوتاه موفقی بود. بین دو داستان از نویسندههای ایرانی هم «صلح مطلق» فرهاد آذرنوا رو دوست داشتم. به دام زیادهگویی نیفتاده بود.
امتیازم بهش 2.5 ستاره است، اما دست و دلم نمیره که به بالا گردش کنم. برای همین 2 ستاره میدم.
اولش ارتباط نمیگرفتم اما بعدش شیفتهش شدم کاش بازم ازین مدل کتابا پیدا کنم. چنتا داستانش عمیقا روم تاثیر گذاشتن همچنین داستان «سفر هفتم» باعث آشناییم با استانیسلاو لم شد و کتاب محشر «سولاریس» رو خوندم و واقعا از این جهان پرکشیدم. یاد اون روزها بخیر