درک عشقی که پس از مرگ دست در دست تو به دیار باقی میشتابد،برای منی که سالها را پشت سر گذاشتم تا در کنار همسرم آرام بگیرم مفهوم بیگانه ای نبود.
زندگی ، برای اینطور دلبستگی های عاشقانه،همیشه کوتاه است.
اینکه شاخه ی ظریفی مثل مونس،چطور دلبسته ی فرد زمختی مثل مردخای شد، پیچ و تابی از رموز عشق است و تاریخ ادبیات از این امثال کم ندارد،مثل لیلی و مجنون....
داستان شیرینی بود و شیرین ترین نکته اش آنکه،آنگاه که همه چیز را از کف داده ای،دلدادگی، دارایی نامیراییست که حتی پس از مرگ شیرینی اش به کامت می ماند...