Jump to ratings and reviews
Rate this book

وقتی همه خوابیم

Rate this book
چكامه چماني كه همسر و فرزندش را در تصادف اتومبيل از دست داده و وكيل خانواده راننده خاطي به او براي دادن رضايت فشار و مزاحمت وارد مي كند، با مرد تازه از زندان آزاد شده اي به نام نجات شكوندي آشنا مي شود. نجات براي چكامه تعريف مي كند كه زماني به دليل مسائل مالي برادران همسرش ترنج (برادران چاوشي) در حبس بوده و با پولي كه ترنج با مايه گذاشتن از شرافت خود فراهم مي كند آزاد مي شود. ترنج وقتي مي فهمد نجات پي به ماهيت كارش برده خودكشي مي كند و نجات اين بار به اتهام قتل ترنج به زندان مي افتد اما پس از پنج سال تبرئه و آزاد مي شود. حالا خانواده نجات براي اين كه او همسر نانجيبش را نكشته طردش كرده اند و برادران چاوشي هم براي مرگ ترنج در پي كشتن اش هستند. چكامه در ازاي فرستادن نوار كاست توضيحات نجات درباره مرگ ترنج براي چاوشي ها، از نجات مي خواهد خواهر معتادش لبخند را كه در سانحه اتومبيل كنار شوهرش بوده بكشد. نجات در ابتدا ترديد نشان مي دهد ولي پس از ملاقاتي مجدد با لبخند، از او مي شنود كه اين چكامه بوده كه با ازدواج با مرد محبوبش، او را به اعتياد سوق داده و اوست كه بايد كشته شود، اما نجات هر دو خواهر را ترك مي كند. چكامه در حالي كه پالتوي نجات را پوشيده با چاوشي ها مقابل سينمايي سوخته قرار مي گذارد و آنجا را محل استقرار نجات معرفي مي كند. چاوشي ها به تصور اينكه او نجات است با چاقو زخمي اش مي كنند. نجات متوجه ماجرا مي شود و خود را به چكامه مي رساند. چكامه در حال مرگ به نجات اعتراف مي كند كه اصلاً خواهري ندارد و خودش مقابل او نقش لبخند را ايفا كرده و در واقع مي خواسته خودش كشته شود تا ديگر درد فقدان شوهر و پسرش را حس نكند

112 pages, Paperback

First published March 21, 2008

3 people are currently reading
111 people want to read

About the author

بهرام بیضائی

70 books44 followers
بهرام بیضایی: مروری بر زندگی و آثار یک اسطوره زنده

بهرام بیضایی، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر و اسطوره‌شناس برجسته ایرانی، در ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود ور در روز ۵ دی ۱۴۰۴ در سن ۸۷ سالگی، دور از وطن، چشم از جهان فروبست. او به عنوان یکی از پیشگامان موج نوی سینما و تئاتر ایران و از تأثیرگذارترین چهره‌های فرهنگی معاصر شناخته می‌شود که با خلق آثاری عمیق و چندلایه، نقشی بی‌بدیل در غنای هنر و اندیشه ایرانی ایفا کرده است.


آغاز راه و شکل‌گیری اندیشه

بیضایی در خانواده‌ای اهل فرهنگ و ادب در تهران زاده شد. پدرش، ذکایی بیضایی، شاعر بود و این پیشینه، او را از همان ابتدا با ادبیات و هنر مأنوس کرد. علاقه‌ی وافر او به سینما و نمایش از دوران نوجوانی آغاز شد و همین علاقه او را به سمت پژوهش‌های گسترده در تاریخ نمایش ایران و جهان سوق داد. بیضایی تحصیلات خود را در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران آغاز کرد، اما آن را ناتمام گذاشت تا به صورت مستقل به تحقیق و آفرینش هنری بپردازد.


حاصل پژوهش‌های ژرف او در همان دوران جوانی، کتاب مرجع و ماندگار "نمایش در ایران" بود که به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع در زمینه تاریخ نمایش ایرانی شناخته می‌شود و تسلط عمیق او بر ریشه‌های فرهنگی و نمایشی ایران را به نمایش می‌گذارد.


کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما

فعالیت‌های هنری بیضایی در دو حوزه اصلی تئاتر و سینما متمرکز است، هرچند قلم او در قالب فیلمنامه، نمایشنامه، پژوهش و داستان‌نویسی نیز آثاری درخشان خلق کرده است.


در عرصه تئاتر، بیضایی با نگارش نمایشنامه‌هایی چون "پهلوان اکبر می‌میرد"، "مرگ یزدگرد"، "چهار صندوق" و "افرا، یا روز می‌گذرد"، جانی تازه به تئاتر ایران بخشید. آثار نمایشی او با بهره‌گیری هوشمندانه از اساطیر، تاریخ و فرم‌های نمایش ایرانی (همچون تعزیه و نقالی) و ترکیب آن با تکنیک‌های مدرن تئاتری، به کاوش در مفاهیمی چون هویت، تاریخ، زن، مرگ و حقیقت می‌پردازند. زبان فاخر، ساختار پیچیده و شخصیت‌پردازی عمیق از ویژگی‌های بارز نمایشنامه‌های اوست.


در حوزه سینما، بیضایی کار خود را با ساخت فیلم کوتاه "عمو سیبیلو" در سال ۱۳۴۹ آغاز کرد و با اولین فیلم بلندش، "رگبار" (۱۳۵۱)، نام خود را به عنوان یک فیلمساز صاحب‌سبک و اندیشمند مطرح کرد. "رگبار" با نگاهی دقیق و شاعرانه به تحولات اجتماعی و تقابل سنت و مدرنیته، آغازگر مسیری بود که با شاهکارهایی چون "باشو، غریبه کوچک" (۱۳۶۴)، "شاید وقتی دیگر" (۱۳۶۶) و "مساف" (۱۳۷۰) ادامه یافت.


فیلم "مرگ یزدگرد" (۱۳۶۰)، که اقتباسی از نمایشنامه خود او بود، نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او و سینمای ایران به شمار می‌رود. این فیلم با ساختاری مبتنی بر روایت‌های متناقض و تمرکز بر مفهوم نسبیت حقیقت، نمونه‌ای درخشان از سینمای فلسفی و تاریخ‌نگر است. "سگ‌کشی (۱۳۷۹) نیز پس از سال‌ها دوری از فیلمسازی، بازگشتی قدرتمندانه برای او بود که با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شد.


سبک و مضامین کلیدی

آثار بیضایی، چه در سینما و چه در تئاتر، از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردارند:


زبان و دیالوگ: استفاده از زبانی فاخر، ادیبانه و در عین حال دقیق و حساب‌شده که به آثار او عمقی چندبعدی می‌بخشد.
اسطوره و تاریخ: بهره‌گیری از اساطیر ایرانی و بازخوانی رویدادهای تاریخی برای طرح مسائل جهان معاصر.
هویت زنانه: توجه ویژه به شخصیت زن و جایگاه او در تاریخ و اجتماع. زنان در آثار بیضایی اغلب شخصیت‌هایی قدرتمند، کنش‌گر و پیچیده هستند.
ساختار روایی: استفاده از ساختارهای روایی غیرخطی، روایت‌های تودرتو و شکستن مرز میان واقعیت و خیال.
پژوهش و دقت: تمامی آثار او بر پایه تحقیقات گسترده و دقیق در زمینه‌های تاریخی، اسطوره‌شناسی و فرهنگی بنا شده‌اند.


مهاجرت و تداوم فعالیت

بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۹ به دعوت دانشگاه استنفورد به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به عنوان استاد مدعو در این دانشگاه به تدریس و پژوهش در زمینه ادبیات و هنرهای نمایشی ایران پرداخت. او در طول اقامت خود در آمریکا نیز از فعالیت هنری باز نایستاد و چندین نمایشنامه از جمله "طرب‌نامه" و "چهارراه" را با حضور بازیگران ایرانی در کالیفرنیا به روی صحنه برد و کارگاه‌های آموزشی متعددی برگزار کرد.


بهرام بیضایی، با بیش از نیم قرن فعالیت هنری و پژوهشی، نه تنها به عنوان یک هنرمند بزرگ، بلکه به مثابه یک اندیشمند و روشنفکر تأثیرگذار، جایگاهی رفیع در تاریخ فرهنگ

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
28 (21%)
4 stars
40 (31%)
3 stars
37 (28%)
2 stars
16 (12%)
1 star
8 (6%)
Displaying 1 - 17 of 17 reviews
4 reviews7 followers
Read
July 16, 2024
این اولین کتابی شد که از آقای بیضایی عزیز خوندم و متوجه چیزی شدم که واقعا روزمو ساخت
من در دوران کودکی فیلمی که بر اساس این فیلمنامه توسط آقای بیضایی تهیه شده بود رو دیده بودم و آخر این فیلم یک صحنه ی ضرب و شتم به وسیله ی چاقو بود که بعد از چندین ساااااال همیشه این قسمت رو یادم مونده بود و من اون موقع اصلا کارگردان و نویسنده رو نمی شناختم و بعدتر هم اسم فیلم رو یادم نیومد که بتونم تو این سال ها دوباره ببینمش
حتی تا همین یک هفته پیش هم دوباره این صحنه رو یادم اومد
ولی امروز صبح که من این فیلم رو دیدم فهمیدم که من از همون کودکی عاشق آقای بیضایی بودم
یعنی اون صحنه ای که تو این مدت همیشه تو ذهنم مرور می شد از آقای بیضایی عزیزم بوده
و خلاصه که یه پیوند بین من و آقای بیضایی صورت گرفت و من دیگه ول کن ایشون نیستم
می خوام همه ی کتاباشون رو بخونم
همه ی فیلم هاشون رو ببینم
همه ی مصاحبه هاشون رو گوش بدم

و تا یه مدت ریویویی درباره ی کتاب هایی که ازشون خوندم نمی نویسم چون می خوام اول خوب ایشون رو بشناسم و معنای همه ی آثارشون رو به خوبی درک کنم
Profile Image for Dream.M.
1,043 reviews656 followers
September 14, 2023
تجربه عجیب غریبی بود چون تاحالا فیلمنامه نخونده بودم. همش قیافه حسام نواب صفوی و حسن جوهرچی جلو چشمم بود.
Profile Image for Mansoor.
708 reviews31 followers
July 10, 2023
لااقل بهتر از فیلم‌های آب‌زیپویی مثل «مرگ یزدگرد» یا «شاید وقتی دیگر». تازگی دیدم کسی بیضایی را کوروساوای فمینیست خوانده بود. بخش کوروساوای قضیه که تکلیفش روشن است. اگر کوروساوا در همه‌ی عمر فقط «هفت سامورایی» و «کاگموشا» را ساخته بود، باز قیاس او و بیضایی حکایت فیل و فنجان می‌شد. اما بیضایی فمینیست هم نیست
Profile Image for Mohammad Hanifeh.
335 reviews88 followers
August 6, 2019
وقتی همه خوابیم، بهترین فیلم بیضایی نیست. اما فیلم تأمل‌برانگیزیه. انگار که کارگردان همۀ دردها و رنج‌هایی که در راه سینما کشیده رو جمع کرده و تو این داستان پیاده کرده. قضیه از این قراره که بیضایی یکی دو سال قبل از این فیلم، می‌خواسته فیلمی به نام لبۀ پرتگاه بسازه که تهیه‌کننده، محمدرضا گلزار رو برای بازیگری تحمیل می‌کنه؛ بیضایی هم از ساختنش منصرف می‌شه. بعد از اون، تصمیم می‌گیره این فیلم رو بسازه که در قسمت‌هاییش به بیان اون تجربه می‌پردازه.
شاید بعضی از بخش‌های فیلم (چه دیالوگ‌ها و چه تکنیک‌های فرمی) به نظر اغراق‌آمیز و تصنعی بیان؛ ولی به نظرِ من می‌تونه تعمدی و در جهت محتوای داستان باشه.

- مثل همیشه! وقت شروع صحبتِ شاهکاره؛ بعدش هرکی سعی می‌کنه یه‌جوری نابودش کنه. چیه درد ما؟ نمی‌دونم! باید خیال کنیم خوابی بود و گذشت... باید خیال کنیم کابوسی بود که می‌تونست بدتر از این باشه.


پی‌نوشت:
در همه‌جای کتاب به اصرار از کلمات (بعضاً من‌درآوردی) فارسی استفاده شده و کلمات به شکلی اغراق‌آمیز حرکت‌گذاری شده‌ن که برای من بسیار آزاردهنده بود.
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
May 28, 2016
شایان شبرخ : خوشحال نیستین که همبازیتون هستم.
پرند پایا : مجبورم خوشحال باشم؟
شایان شبرخ : روزی افتخار می کنین.
پرند پایا : افتخار نمی کنم که واسسادم و دیدم و ساکت موندم.

***

زندان بان ( حسن پور شیرازی ) : نجات شکندی مرخص. اسباب ها جمع چیزی جا گذاشتی مسئولیت خودت. شنیدی نجات شکندی؟ تکرار کن.
نجات شکندی: مسئولیت خودم.
زندان بان : که چی؟
نجات شکندی : چیزی جا نذارم.
زندان بان : چیزی جا نمیذاری.
نجات شکندی : چیزی جا نمیذارم.
زندان بان : از خریت، من جای تو بودم چیزی از اینجا با خودم نمی بردم.
نجات شکندی، یه عکس زده بودی سینه تیفا ل!
نجات شکندی : زنم.
زندان بان : بذار باشه.
Profile Image for حجت سلیمی.
38 reviews15 followers
August 12, 2017
بعد از "مرگ یزدگرد" ،این دومین اثری از بیضایی بود که تموم کردم. واقعا بهت زده ام. حس گنگی عجیبی سرتاپام رو گرفته. فکر نمیکردم انقدر سوپرایزم کنه.قشنگ بود.خیلی قشنگ.
Profile Image for Alireza.
31 reviews2 followers
January 25, 2018
شاید مجبور بشی برای اینکه ثابت کنی دستات پاکه، خون آلودشون کنی
Profile Image for Samane Lou.
343 reviews45 followers
November 20, 2021
هربار میگم دیگه نمایش نامه نمیخونم، دیگه این آخریشه...ولی هی یادم میره...
نمایشنامه خوان خوبی نیستم...نمی چسبه...
همین.
Profile Image for Fateme Beygi.
348 reviews136 followers
August 17, 2014
چقدر این فیلم رو دوست داشتم به خاطر داستان و فیلمنامه ای که داشت و حالا چقدر این فیلمنامه رو دوست دارم.
به این می گن داستان گویی حتی اگه ضدسینما باشه. داستان چکامه رو عجیب دوست داشتم با تمام تعلیق ها و جذابیت شخصیت هاش و بستر واقعیت کارِ سینمایی رو هم می پسندیدم چون کاملا حقیقت سینمامون بود و هست و باید بیان بشه تا همه به خودشون بیان.

تاکید بیضایی عزیز روی پارسی نوشتن شاید اوایل یکم آزاردهنده باشه اما وقتی از معادل های پارسی اصیل استفاده می کنه تازه متوجه خیی چیزها می شیم و می تونم بگم بعضی جاها این معادل سازی ها واقعا جالب و دوست داشتنی تر از کلمات معمولی بودن که به کار می بریم.
Profile Image for Parisa Hoseini.
37 reviews36 followers
May 31, 2018
فیلم نامه‌ٔ غنی بود. چند بار در طول خوانش فیلم‌نامه غافلگیر شدم. نماها و میزانسن ها به خوبی توصیف شده بود
اما فیلمش را که دیدم خیلی دوست نداشتم. یعنی انتظارم بیشتر بود. البته که بیضایی کارگردان کاربلد و چیره دستیست. اما به نظرم خیلی مصنوعی بود. شاید به این دلیل که من فبلا فیلم نامه را خوانده بودم و در ذهنم ساخته بودم. اما با این حال اولین تجربه فیلم نامه خوانی من بود و دوست داشتم باز هم بیشتر در این مورد بخوانم.
Profile Image for G.
155 reviews18 followers
September 9, 2020
تنها فیلم‌نامه فیلم‌شده بیضایی است که قسمت‌هایی از آن در فیلمی که خودش کارگردانی کرده کنار گذاشته شده‌.

فیلم‌نامه‌های مسافران و سگ‌کشی کوچکترین تفاوتی با فیلم ندارند گویی از روی فیلم بازنویسی شده باشند.
Profile Image for Niloo N.
266 reviews481 followers
May 19, 2015
خـيلـى خوب بود!
فيلمنامه خوندن واقعا سخته. نصف مدت كاملا گيج بودم. كلاً هم پيچيده بود داستانش.
يه سكانس هايى يادم مى اومد-مثلا اون قسمتاى اولى كه حسام نواب صفوى اومده بود- ولى تقريبا هيچى از خود فيلم و موضوعش يادم نبود.
بهرام بيضايى واقعا محشره. حتى به نظرم نوشتن ش بهتر از فيلم ساختنشه. :-؟
فقط يه نويسنده فوق العاده ميتونه در عينِ اين كه سينماى ايران رو نقد كنه (تازه اون هم تو سال ٨٧ كه نسبتاً وضع سينما از الان بهتر بوده.) يه داستان هيجان انگيز رو هم توضيح بده.
تا وسطاش هم ميخواستم ٥ بدم، ولى حس كردم اين قضيه چاقوكشى و اينا، خيلى فازِ قيصر و فيلماى دهه چل ايناست. :/
Profile Image for نگآر.
7 reviews
August 4, 2024
بهرام بیضایی هرچی بنویسه شاهکاره
Profile Image for Rêbwar Kurd.
1,031 reviews90 followers
July 11, 2025
در «وقتی همه خوابیم»، بهرام بیضایی بار دیگر مرز میان واقعیت، خیال، و وهم را درامی هنرمندانه می‌سازد؛ فیلمی درباره نوشتن، بازی، سینما، فراموشی، و مرگ. داستان چکامه چمانی، زنی در آستانه‌ی فروپاشی، با مرگ فرزند و همسرش آغاز می‌شود؛ زنی که تنهایی���اش شبیه پاندولی‌ست میان ماتم و تردید. اما بیضایی، با وفاداری به دلبستگی همیشگی‌اش به بازنمایی زن در تقاطع تاریخ و جامعه، این‌بار نیز چکامه را در مرکز درامی روانی و استعاری قرار می‌دهد. مرد زندانی که از ناکجای شهر پیدایش می‌شود، تنها یک انسان نیست: او گذشته است، سایه‌ای از عدالت و خشونت، راوی ناپیدای حقیقت‌هایی که پنهان شده‌اند.

فیلم، هم‌زمان روایت‌گر یک تراژدی انسانی‌ست و نیز بازتاب‌دهنده نقدی بر دستگاه عدالت، بر حافظه‌ی جمعی، و بر کارکرد هنر در بازنمایی واقعیت. وقتی همه خوابیم، چه کسی بیدار می‌ماند تا حقیقت را روایت کند؟ چه کسی در دل شب حقیقت را می‌نویسد؟ چکامه در میانه‌ی آن سکوت و خلأ، سعی می‌کند معنا بیافریند، و «نوشتن» در فیلم بیضایی، نه یک کنش شخصی، بلکه عملی فلسفی‌ست: نجات خویش از فراموشی.

بیضایی، با ساختار درون‌متنی و بازی با روایت‌های چندلایه، ما را به درون جهان‌ خلسه‌آور یک کابوس می‌برد. انتخاب بازیگرها، هم‌چون رنگ‌هایی در تابلوی تاریکِ آگاهی‌اند. شخصیت مرد زندانی همچون روحی سرگردان در میان خاطره و فراموشی، گذشته و رستگاری، بازتابی‌ست از مرد ایرانی در مصاف با تاریخ خود.

«وقتی همه خوابیم» فیلمی است درباره بیداری. درباره لحظه‌ای که زمان از حرکت می‌ایستد و انسان، برای نجات خویش، باید با حقیقت روبه‌رو شود. سینمای بیضایی همیشه این‌گونه است: نه آرامش می‌دهد، نه پایان؛ بلکه گسلی‌ست که مخاطب را در آن می‌افکند، بی آن‌که راه نجاتی نشان دهد. و مگر نه اینکه در جهانی که حقیقت در خواب است، بیدار بودن خود عملی انقلابی‌ست؟
Profile Image for Hamed Salehzadeh.
1 review
February 29, 2020
فیلم خوبیه وقت برای اولین بار دیدمش عجیب لذت بخش بود.
ولی بعد دیدن day for night از تروفو نظرم در موردش عوض شد.
یه جورایی به نظرم ایده رو از تروفو گرفته و بزک کرده. و البته شاهکاری که تروفو خلق کرده کجا و فیلم بیضایی کجا...
Displaying 1 - 17 of 17 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.