این رمان به گفتهی مترجم خود تنها سرگذشت یک زن نیست؛ بلکه سرگذشت نسل زنانی است که با همهی شایستگیهای خود و علیرغم به دوش کشیدن بار سنگین زندگی جامعه نه تنها سهمشان بلکه وجودشان را نیز در طول قرنهای متمادی به رسمیت نشناخت؛
داستان این رمان نشانگر تفکر و چهرهی جامعهی اروپایی در ۱۰۰ سال گذشته است؛
اِما فارست، دختر آسیابان، در فضایی زندگی میکند که نگاه حقیرانهی جامعه، بهخصوص پدرش، به او اجازه نمیدهد که با وجود تواناییهای تحسینبرانگیزش، خود را بیرون از خط و مرزهای جنسیتی که برایش کشیده شده، ببیند و باور کند؛ او در طول زندگی خود از تبعیضها و خواسته نشدنها رنج میبرد. خود را غاصب جای پسری میبیند که پدرش اشتیاق تولدش را داشت. پدری که ناکامی و بغض این نداری را با بیتوجهی، بیمهری و جفاپیشگی به اِما تسکین میدهد و تا بدانجا سقوط میکند که حاضر میشود برای به دست آوردن نوهی پسر، با دختر و عشق او به قمار بنشیند؛ اِما با وجود تمام این رنجها و موانع، با رفتارهای غلط دوران خود مبارزه میکند و شایستگیهای خود را برای وارث آسیاب بودن اثبات میکند و در نهایت خود را مییابد؛ رمان دختر آسیابان چهرهی زن را در سالهای نه چندان دور اروپا بهخوبی نمایان میکند؛
Born in Gainsborough, Lincolnshire, Margaret Dickinson moved to the coast at the age of seven and so began her love for the sea and the Lincolnshire landscape. Her ambition to be a writer began early and she had her first novel published at the age of twenty-five. This was followed by many further titles including Plough the Furrow, Sow the Seed and Reap the Harvest, which make up her Lincolnshire Fleethaven Trilogy. She is also the author of Fairfield Hall, Jenny's War and The Clippie Girls. Margaret is a Sunday Times Top Ten bestseller.
شاید به خاطر علاقه ام به کتاب های جنایی، معمایی و علمی تخیلی باشه که زیاد از کتاب هایی با روند داستانی کند و سیر تک خطی خوشم نمیاد. ولی این کتاب درست به مدت یک هفته مرا چنان با قدرت درزمان به عقب برد که در اوج شگفتی با شخصیت های اصلی داستان همراه شده و از درد و رنج هایشان غصه دار شدم و با شادی شان خندیدم. قلم نویسنده چنان استادانه تمامی وقایع و اتفاقات رو به تصویر کشیده که به هیچ وجه بوی کهنگی نمی دهند و خواننده خیال میکند که به تماشای فیلمی زیبا نشسته است. درسته که تکه هایی از داستان غیرقابل باور و حتی گاهی همراه با اغراق نوشته شده و یا جاهایی نیز توضیح درستی درباره حل و فصل شدن دسیسه ها ارائه نشده... ولی گذشته از تمام کاستی هایش، داستان با قدرتی بیش از پیش به جلو میره و در این مسیر تکراری و کلیشه ای به تمامی مسائل اجتماعی آن زمان، از جنگ گرفته تا مشکلات مردسالاری و حق و حقوق پایمال شده ی زنان می پردازد و این در واقع چیزی است که مطمئنا باعث هر چه بیشتر سنگین شدن کفه ی ترازو شده و خواننده را به ادامه ی داستان ترغیب می کند. خطی مشی ثابتی که نویسنده از ابتدای داستان در پیش گرفته با تضاد های متفاوتی که در کنارش وجود دارند ( مثل تضاد بین زندگی شهری و روستایی همراه مزیت ها و مضرات شان) هارمونی جالب قابل توجهی رو به وجود آورده است. یکی از مهمترین این دوگانگی ها به خاطر هوشمندی نویسنده در سیر نسلی این خانواده است که سه نسل را به تصویر کشیده و با این کار به آسانی و به سرعت تغییرات ایجاد شده در جهان را به اقتضا زمان یاد آور شده است. مثل تغییر تفکرات و دیدگاه ها و همین طور فراموشی سنت ها ی سفت و سخت و در کل تضاد بین پیر و جوان . همین طور یکی از ویژگی های این نوع روایت خطی توانایی نشان دادن هر دو حالت اجتماعی قبل و بعد از جنگ است ، چنان که به سادگی اطلاعات مفید بسیار زیادی را درباره شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و مخصوصا تاثیرات روانی جنگ به خواننده ارائه می کند. در ادامه، درباره شخصیت ها به نظرم به اندازه کافی پخته و پرداخته نشدند و نکات مبهم زیادی در تصمیمات و تفکرات شون درباره اتفاقات اطراف شان وجود دارد، که البته شاید اگر به تمامی آنها به اندازه توجهی که به شخصیت اصلی: اما شده، میشد، باید کتابی سه برابر این حجم را می خواندیم!!!! ولی به هر حال، جاهایی از داستان همچنان گنگ هستند و به نوعی ردی از غفلت و سربه هوایی نویسنده به حساب میاد که بهتر بود رفع می شد: مثل ناپدید شدن کلی لئونارد بعد از آن همه نقشه کشی و توطئه که در حالت کلی در تضاد با شخصیت حیله گر و تسلیم ناپذیر او بود. در نهایت، این رمان دارای چنان عمقی از مطالب و موضوعات متفاوت است که به صد ها نوشته ی بلند تر از این برای تفسیر ش نیاز دارد که از عهده من خارجه!!! بعد از همه این حرف ها، یکی از بزرگترین نکات قوت و ویژگی این کتاب ترجمه بی نقص و بسیار روان خانم مفتاحی است که رنگ و بوی متفاوتی رو به داستان بخشیده و در هر چه بیشتر باورپذیر تر شدن آن تاثیر خیلی زیادی دارد که از همین جا از تلاش هاشون تشکر می کنم. در کل در کنار تمام کم و کاستی هایی که این رمان چه در محتوا و سیر داستانی و چه در پختگی شخصیت ها و نکته اتصال داستان ها وجود دارد، حتما پیشنهاد می کنم که یک بار با اما، دختر آسیابان به دنیای متفاوت و رنگی گذشته او سفر کنید و با تلاش های وی برای زندگی همراه شده و لذت ببرید. مطمئن باشید که پشیمون نمیشید.
The miller was a vastly important person in the community at one time, as all the farmers had to bring their grain to him. This book looks at the family life of the millers and how they coped with a massive engineering project in the garden, mending and patching, fearing storms which damaged sails.
The daughter in the story marries away from this environment - I thought she asked far too few questions of her husband like where did he keep going to on business and what sort of business was it. By the time she returns, sadder and wiser, with her own children, the mill has been overtaken by modern machinery and there seems little point in repairing the storm damage.
Which brings us to the modern day and the question of what do you do with a windmill? A good solution is found. This is an enjoyable look at countryside life and a way of life now lost.
I had high hopes with this book, but it circled back to nothing. The story built up, and there was no progress, no lessons learnt, nothing. I mean, real life can be like that. However, this is not how expected the story would end.
Emma is the only child of Harry Forrest, a widower who is running the local mill in the 1910's which was built by his own father. Harry has never overcome his disappointment that he has no sons, and he takes this out on Emma on a regular basis. This is Emma's life story, beginning when she is a young woman, helping her father at the mill and trying to earn his approval and love. The story takes us through her life with all of its joys and heartbreaks, always with the mill a prominent "character" in the story. Emma's life is not only impacted by the family and friends surrounding her, but also by the important events of the time, such as a world war and the rapid progress in industry. The novel was a bit slow at times, but overall, I enjoyed the story.
داستان خیلی قشنگی ه با اتفاقات و حوادث زیادی همراهه... خسته کننده نمیشه و هر صفحه چیز تازه ای داره... حس و حال خیلی خوبی میشه ازش گرفت:) فقط یک مشکل داشت... آخه قرار نیست که چون بچه ای که به دنیا میاد شبیه یک شخص دیگس همه سرنوشتش مثل اون باشه... حتی چیز هایی که واقعا به ژنتیک بی ربطه! و این اتفاق نه یک بار بلکه برای هر بچه در طول داستان می افته و این زیادی از حده... جز این مورد بقیه داستان خیلی دوست داشتنی بود
بد نبود اما خب خیلی هم انطور که در توضیحات کتاب امده خوب و عالی نبود. انتظار داش��م وقتی از مقاومت زنان در برابر مردسالاری گفته میشه شخصیت اصلی داستان قویتر و محکمتر باشه. انتظاراتمو براورده نکرد
کشش داستانی جالبی داشت و همین طور برام جالب بود که در ایران هنوز خیلی از دختر ها با همین طرز فکر رو به رو هستند و هنوز هم خیلی از خانواده ها در حسرت پسر دار شدن میسوزند با این که حتی شغلشون هم موروثی نیست. سرگذشت اِما پر فراز و نشیب بود و چالش های یک زن در جنگ های جهانی رو به خوبی به تصویر کشیده بود
من دوسش نداشتم احساس میکردم دارم رمان فهیمه رحیمی نسخه خارجیش رو میخونم !! ششصد صفحه راجع به "اما" خوندم اما اصلا هیچ احساس نزدیکی به شخصیت داستان نداشتم.
رمان زیبا و پرکشش و پراز فراز و نشیب اما هیچ ارتباطی با مبارزه با افکار مردسالارانه(جملهی روی کتاب) نداشت. به طرفداران ژانر کلاسیک و درام پیشنهاد میکنم.
روی جلد کتاب نوشته " مبارزهی زنان با افکار مرد سالارانه" ولی خب، چیز آنچنانی من از مبارزه ندیدم، تا آخر داستان تقریبا تن دادن به زیر سایهی مرد بودن مشهود بود.
This entire review has been hidden because of spoilers.
I was perusing my libraries audiobook shelves when I came upon this book. It was short and I love a good historical book. The past fascinates me and I love to get a picture of life back then. This story starts out in 1918 with Emma working on the family Mill.Her father doesn't want to matter her intended fiance because he thinks he's just after the Mill.My heart really went out to Emma. She was never good enough for her father.
Throughout Emma's life she is dealt the hard card. She's married a man who doesn't love her, gambles all their money away and doesn't take care of her like he should. He's just after the Mill. The reason she wasn't allowed to marry Jamie in the first place. She just keeps going and going. The ending storyline was quite a surprise to me and I was hoping everything would turn out right. Emma deserved so much. It seemed like she just kept losing everything and everyone dear to her. It was time her had some happiness.
I love this time period and I love reading about women's hardships. It was easy on the ears and short too. I love me a short audiobook!