Jump to ratings and reviews
Rate this book

اینجا همه‌ی آدم‌ها این‌جوری‌اند

Rate this book
شش داستان برگزیده‌ی دهه‌ی نود: «آسمان سیاهِ شب / جرمی کِین»، «مردی با کت و شلوار مشکی / استیون کینگ»، «هلیم ِ جان‌سخت / وانگ مِنگ»، «زندگی شهری / مری گوردن»، «خرابکار / ها جین»، و «اینجا همه‌ی آدم‌ها این‌جوری‌اند / لوری مور»ا

220 pages

First published January 1, 1998

7 people are currently reading
174 people want to read

About the author

Jeremy Kane

2 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
52 (19%)
4 stars
97 (35%)
3 stars
94 (34%)
2 stars
23 (8%)
1 star
7 (2%)
Displaying 1 - 30 of 37 reviews
Profile Image for Parinaz.
117 reviews124 followers
March 7, 2023
مجموعه‌ای‌ از داستان‌های کوتاه از نویسندگان مختلف. شش داستان برگزیده‌ی دهه‌ی نود در این کتاب جمع آوری شده است.
همه‌ی داستان‌ها را دوست داشتم، این‌گونه که یکی را بیش‌تر، آن‌ یکی را کمی بیش‌تر و دیگری را خیلی بیش‌تر.
هرکدام از داستان‌ها به نحوی خاص، متمایز و خواندنی‌است.
_
استیون کینگ درباره‌ی داستان مردی با کت‌وشلوار مشکی که برنده‌ی جایزه‌ی اُ.هنری شده است می‌گوید:
"به‌گمانم در داستان مردی با کت‌وشلوار مشکی درباره‌ی‌ ترس از پایداری شر می‌نوشتم و این‌که چگونه پیروزی بر شر، حتی در بهترین حالت، موقتی است."
لوری مور درباره‌ی داستان این‌جا همه آدم‌ها این‌جوری‌اند می‌نویسد:
"بعضی چیز‌ها هست که نوشتن درباره‌ی آن‌ها خود به بخشی از داستان تبدیل می‌شود، مثل این مورد. ولی نوشتن درباره‌ی نوشتن درباره‌ی نوشتن؟ کار سختی است."
Profile Image for shizuku.
124 reviews26 followers
April 25, 2023
کتاب از شش داستان کوتاه از نویسندگان مختلف تشکیل شده ،من همه داستان ها رو دوست داشتم و هرکدوم به شکلی احساسات من رو تحت تاثیر قرار دادند.از هر داستان یک ریویو کلی میگم و بعد قسمت های مورد علاقم از کتاب.
.
داستان اول ،آسمان سیاه شب در مورد مرد پیری به نام پیتر مارتین هست که حافظه خودش رو از دست داده و زمان برای اون در یک نقطه متوقف شده ،ما ماجرای رفتن پیتر رو به خانم سالمندان رو می خونیم اما چیزی که این داستان رو خاص میکنه اینه که پیتر خودش راوی داستان هست و باعث میشه داستان رو بیشتر حس کنیم انگار این ما هستیم داریم وارد خانه سالمندان می شیم و با استرس نداشتن پول و به یاد نیاوردن چهره ها حتی دقایقی بعد از دیدنشون مواجه می شیم.قبلا گفتم که داستان هایی با مفاهیم سالمندی مورد علاقه من هستند و این داستان هم مستثنا نیست.

داستان دوم در مورد پیرمردی به نام گری هست که در دوران پیری خودش تصمیم میگیره خاطره ای از کودکی خودش که براش بیشتر از همه خاطره هاش واضح و روشن بوده ،تعریف کنه،داستان از جایی شروع میشه که گری بعد از مرگ برادرش ،روزی تصمیم میگیره برای ماهیگیری به کنار دریاچه بره و پدر و مادرش اون رو از رفتن به قسمتی از دریاچه منع میکنن و ماجرا از اینجا شروع میشه ،اتفاقات سورئالی که افتاد رو خیلی دوست داشتم و اون درگیری گری با اضطراب از دست دادن مادر،اگه اون اتفاق رو بگم قسمت قشنگش اسپویل میشه پس🤫
.
داستان سوم هلیم جان سخت،داستانی که کمتر از بقیه دوستش داشتم ،در مورد خانواده ای هست که نسل اندر نسل باهم زندگی میکنن و یک روز تصمیم میگیرن منوی غذایی ثابت و همیشگیشون که سال ها ازش استفاده میکردن رو تغییر بدن و غذاهای بهتری رو وارد منو کنن و برای اینکار یک انتخابات راه می اندازن که یک نفر مسئول این کار بشه و خب ماجراهای بعدش...داستان به طور استعاره آمیز به مباحثی مثل دیکتاتوری ،انتخابات و وضعیت عامه مردم هم پرداخته ،اما برای من خیلی قوی نبود.
.
داستان چهارم زندگی شهری در مورد دختری به نام بئاتریس بود که مشکلات خانوادگی خودش رو داره از نظرش پدر و مادرش آدم های نفرت انگیزی هستند و حتی خونه ای که دارند برای سرپوش گذاشتن بر روی یک جنایت در محلی دور از جاده بوده بئاتریس حس این رو داره که حریم خصوصی خودش رو نداره و اون قسمتی که با یک پرده برای خودش اتاق می ساخت رو خیلی دوست داشتم ،تا اینکه بئاتریس با پسری به نام پیتر آشنا میشه و زندگی شهری خودش رو در یک آپارتمان شروع میکنه و چالش های آپارتمان و زندگی شهری...
(راستی فکر میکنم اسم پیتر بیشترین اسم استفاده شده توسط نویسنده ها بوده🤭)
.
داستان پنجم خرابکار،این داستان رو هم خیلی دوست داشتم ،وقتی جرم و جنایت به دنبال آدم ها میاد،داستان در مورد زن و شوهری هست که خیلی ساده کنار یک خیابون نشستن و دارن غذا میخورن تا اینکه پلیسی که در اون نزدیکی هست آب رو به سمتشون پرتاب میکنه و وقتی که شوهر شاکی میشه ،بحث جدی تر میشه ،و رفته رفته با اینکه مرد کاری نکرده پرونده ای براش شکل میگیره و حتی شاهدانی پیدا میشن که مرد مقصر بوده و به پلیس حمله کرده و نظم عمومی رو به هم زده ،داستان رو خیلی دوست داشتم ،اینکه واقعا خیلی ها با اینکه مجرم نیستند اما توی جامعه مجازات و تحقیر می شن و بر علیه شون پرونده سازی.
.
و داستان ششم اینجا همه آدم ها اینجوری اند ،از اینجا شروع میشه که یک مادر توی پوشک بچه خون میبینه و اولش سعی میکنه با خوش خیالی با این اتفاق مواجه بشه که چیزی نیست اما وقتی با اورژانس تماس میگیره اورژانس میگه سریعا کودک رو به بیمارستان برسونید ،و کودک توده ای سرطانی در کلیه اش داره ،از قضا کودک که تازه غان و غون کرده بوده در طول داستان کلمه بای بای دد رو تکرار میکنه و ما در طول داستان مواجه پدر و مادر و احساسات عمیقی رو ناشی از این بیماری تجربه میکنیم،احساسات پدرو مادرهای دیگه،پزشک ها و اینکه واقعا مثل اسم داستان اینجا همه آدم ها اینجوری اند و هر کسی به نوعی داره با این غم و ترس از دست دادن مواجه میشه .

کتاب رو خیلی دوست داشتم و جز کتاب های عزیز من شد.
قسمت های مورد علاقه ام از کتاب :

ایــن طبیعت آدمیزاد است که بعد از مردن آدمها دفتر خاطراتشان را نگاه احتمالاً نوشته ام را خواهند خواند.
.
پیروزی بر شر حتی در بهترین حالت موقتی است.
.
مادرم آمد دم در و در حالی که دست چپش را بالا برده و سایبان چشم هایش کرده بود نگاهم کرد هنوز هم میتوانم او را در همان حالت مجسم کنم انگار به عکس آدمی نگاه کنی که بعدها بلایی سرش آمده یا ناگهان مرده باشد
.
فریاد زدم «نه!» یاد مادرم افتادم که داشت نان درست میکرد یاد که روی پیشانیاش افتاده بود و تا روی ابرویش می آمد، یاد اینکه زیر آفتاب تند صبح روی ایوان ایستاده بود و ترس دوباره وجودم را فرا گرفت اما این بار به خاطر خودم نمیترسیدم بعد یادم افتاد که وقتی با چوب ماهیگیری ام راه میافتادم چه قیافه ای ،داشت آن موقع که توی درگاه آشپزخانه ایستاده و دستش را سایبان چشمهایش کرده بود و یادم افتاد که آن لحظه چطور نگاهم کرده بود مثل تصویر کسی که انتظار داشته باشید دوباره ببینیدش اما دیگر هرگز او را نمیبینید.
.
همیشه بدترین چیزهایی را که به دلمان می افتد باور میکنیم.
.
در دنیا دو نوع قانون وجود دارد: مستند و غیر مستند به بیان دقیقتر قوانین غیر مستند الزام آور نیستند. در توضیح حرفش گفت که مثلاً در قانون اساسی آمریکا تعداد حدنصاب آرا برای انتخابات ریاست جمهوری نوشته نشده و به مفهوم دقیق کلمه قانون .نیست صرفاً قرار داد .است به اعتقاد ،او رکن اصلی دموکراسی حکومتِ اکثریت بود ولی اکثریت چه بود؟ آیا اکثریت نسبی نبود؟ اکثریت چیست؟ هر چیزی بیش از نصف؟ اکثریت مطلق چیست؟ هر چیزی بیش از دو سوم؟ همه چیز به سنت و مفاهیم حاکم بستگی دارد
.
در نهایت خودت به تنهایی رنج می کشی ولی در آغاز همراه کلی آدم دیگر هستی.
.
بیمارستان صرفا تشدید روند ظالمانه و دشوار زندگی ست.
Profile Image for Raha.
106 reviews42 followers
February 16, 2019
دلم از انبوهِ جواب های بیهوده ای که در پاسخ به سوالاتِ سمجِ خودم، از اطرافیانم میشنوم، به درد میاد😑
داستان غم انگیزی درباره ی بیماری پسر بچه ای کوچولو...
درک نکردم و درک نخواهم کرد علتِ بیماریِ یک بچه را وقتی که گفته میشود در طبیعت نظام عدالت‌محوری وجود دارد.....
Profile Image for Marzieh rasouli.
18 reviews208 followers
April 24, 2011
شیش تا داستان داره با عنوان داستانای برگزیده‌ی دهه نود که ملاک انتخاب هم جایزه‌هاییه که این داستانا گرفتن. من از "زندگی شهری" که مری گوردن نوشته بیشتر خوشم اومد. بقیه هم خوب بودن. جز اینکه بعضی‌هاشون نتیجه‌گیری اخلاقی داشتن که به خاطرش یه کم زده شدم. مثل داستان "خرابکار" نوشته ها جین.
مترجم نقل قول‌های خوبی هم اول هر داستان از قول نویسنده‌ها گذاشته بود.
مثل این یکی: پیروزی بر شر حتا در بهترین حالت موقتی است. (استفن کینگ)‏
یا این یکی: ...انگار کسی که مجازات شده بی‌برو برگرد آدم بهتری است. حقیقت این است که مجازات شدن لزومن انسانیت را ارتقا نمی‌دهد. (ها جین)‏
Profile Image for Pooya Kiani.
414 reviews122 followers
October 25, 2015
دو داستان خیلی خوب (زندگی شهری، این‌جا همه‌ی آدم‌ها)
یک داستان خوب
دو داستان متوسط
یک داستان ضعیف

ترجمه واقعا عالی بود و اگر ضعفی هست به عهده‌ی نویسنده‌هاست. کلا کتابی نبود که نفس آدم رو ببره. انتخاب‌ها هم یک مقدار ساده و بی‌وسواس انجام شده بود. نمی‌دونم دوست دارم به کی و چرا معرفی‌ش کنم؛ فکر کنم که اصلا نکنم.
Profile Image for Settare.
273 reviews351 followers
July 28, 2020
از نوع کتاب‌های ایده‌آل من ، قطر بین دویست تا سیصد صفحه ، نویسنده های به جز یکی شون جدید ، ترجمه عالی مژده دقیقی ، طرح جلد عالی ، نشر نیلوفر ، داستان های قوی ...
Profile Image for Neda Amirmozafari.
5 reviews4 followers
September 7, 2013
به غیر از اولین داستان کتاب - آسمان سیاه شب - به نظرم بقیه کتاب جالب بود. داستان "اینجا همه ی آدم ها اینجوری اند" برای من بهترین بود. اگر قرار بود فقط به این داستان امتیاز بدم قطعاً 5 ستاره رو انتخاب میکردم

از داستان "اینجا همه ی آدم ها اینجوری اند" :ا
مادر ضمن پس و پیش کردن فیلم های ویدئویی فکر میکند که کدام داستان علمی - تخیلی میتواند با داستان علمی - تخیلی خودِ سرطان رقابت کند : یک تومور، با سلول های ماهیچه ای و استخوانی متفاوت، توده ای از هیچ افسار گسیخته با تمایلی دیوانه وار برای آنکه چیزی باشد - چیزی درون تو، به جای تو، موجودی دیگر ولی با ساختار یک هیولا، با خرابکاری و آشوبِ اهریمن
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews876 followers
Read
March 28, 2016
اگر داستان را از قبل بدانی، به یک ماشین تبدیل میشوی. آنچه باعث میشود انسانها انسان باشند دقیقا همین است که از آینده خبر ندارند.
Profile Image for Samane⚘️.
216 reviews13 followers
January 30, 2025
.خوش بینی چیزی است که باعث میشود کتری آواز بخواند در حالیکه دارد می جوشد

اینجا همه‌ آدم‌ها این‌جوری‌اند
Profile Image for Somayeh.
229 reviews40 followers
January 31, 2021
معمولا مجموعه داستانهای کوتاه انتخابی خانم دقیقی خواندنی و قوی هستند، این یکی اما متوسط بود!
وجه مشترک شش داستان کوتاه این مجموعه منتخب جوایز ادبی مختلف بودن است از جمله جایزهٔ معروف اُ. هنری.

-داستان مردی با کت و شلوار مشکی و هلیم جان‌سخت را بیشتر از باقی دوست داشتم.
Profile Image for Aarmin.
11 reviews6 followers
April 20, 2011
داستان اینجا همه بی آدمها اینجوریند از سه جهت برای من بسیار جذاب بود:
اول اینکه نویسنده از موقعیتی داستان رو خلق میکنه که در آن هیچ اتفاق دراماتیکی نمی افته و نویسنده صرفن به درون شخصیت ذهنی زن میره که عادت به تفکر سریع درباره ی همه ی دور و برش داره و نویسنده به عمد تمام این افکار رو در ذهن زن مخفی نگه میداره و نشون میده که هیچ فکری ازین زن با شوهرش و دیگران در میون گذاشته نمیشه بلکه او انگار به اجبار واکنش های نرمال خودش رو به اطراف نشون میده
دوم اینکه نویسنده عمل نوشتن از چنین موقعیتی را در درون داستان نیز گنجانده و به عنوان دغدغه ی خودش در دامان زن میگذارد که نویسنده است و شوهرش مرتب میگوید از موقعیتمون یادداشت بردار تا بعدن از داستانش پولی دستمون رو بگیره. ولی زن این موقعیت را مناسب نوشتن نمیداند ولی از طرفی چیزی ذر این موقعیت قلقلکش میدهد که داستانی بنویسد. نوشتن و فکر کردن در مورد نوشتن به یک راه برای فهمیدن معنای زندگی بدل میشه و در نتیجه خواندن داستان و تفکر در موردش.
سوم اینکه پایان بندی نهایی کنش زن است علیه همه محدودیتهای محیط... او تصمیم گرفته است که داستان را بنویسد چون میخواهد نتیجه تفکراتش را بیان کند، و آن نتیجه این است. همتان بروید به درک. رنج چیز خوبی نیست. زندگی واقعن زیباست و ما فقط به این دلیل که در عمق وجودمان میدانیم روزی تمام خواهد شد همدردی های آبکی در بیمارستان را میسازیم یا رویاهای ابدی را.
او یقین می آورد زندگی کوتاست و جرئت پیدا میکند در این فرصت کوتاه خودش باشد و خوش زندگی کند.
Profile Image for علی عموکاظمی.
127 reviews7 followers
March 28, 2018
ذهنم بیشتر درگیر دو تا از داستانهای کتاب (مردی با کت و شلوار مشکی، اینجا همه آدمها اینجوری اند) شد. موضوع داستان اول، مواجهه یک پسر بچه با شیطان بود و داستان دوم در مورد مادری بود که میفهمد فرزند خردسالش دچار سرطان شده است.
Profile Image for Banafsheh.
49 reviews18 followers
June 23, 2010
ترجمه عالی از مژده دقیقی
Profile Image for Samaneh.
74 reviews
March 22, 2012
تمام زندگی او به اینجا ختم شده است ، به این لحظه . بعد از این دیگر زندگی نیست . چیز دیگری است ، چیزی خطا و غیر قابل زیستن ، چیزی مکانیکی ، مخصوص روبات ها ولی زندگی نیست .
Profile Image for Zoha tajik.
57 reviews33 followers
March 26, 2017
این کتاب مجموعه ای از داستانهای کوتاه برنده جایزه هایی مثل او هنری و... است. داستان آخر که همنام کتاب است بهنترین داستان کوتاه این مجموعه است و قطعا یکی از بهترین داستان هایی که تا امروز خوانده م.
Profile Image for Shaghayegh.l3.
421 reviews56 followers
July 13, 2017
سه داستانى كه جايزه ى اول مسابقات رو گرفته بودن بهتر از بقيه بودن اما هنوز هم فكر ميكنم داستان كوتاه لذت خيلى خيلى كمترى داره نسبت به رمان و داستاناى طولانى .
Profile Image for Atena | آتنا.
388 reviews
December 16, 2020
اکثر متفکران چینی دوست دارن درباره ظلمی که بر آنها رفته آه و ناله کنند، انگار کسی که مجازات شده بی برو برگرد آدم بهتری است. حقیقت این است که مجازات شدن لزوما انسانیت را ارتقا نمی دهد.


وقتی در زندگی چیزی جز قابل تحمل و غیرقابل تحمل وجود نداشته باشد، همین نفس راحت هم برای خودش یک جور شعف و شادمانی است.
Profile Image for Hengameh.
109 reviews66 followers
August 19, 2014
هرچند که من خیلی سخت با داستان کوتاه ارتباط برقرار میکنم ولی چیز خوبی بود. چون کوتاه بود حوصله ی خوندنش هروقت که میومد خوب بود.

سه تا داستانی که جایزه ی اُ-هانری رو به عنوان داستان برتر برده بودند به نظرم از بقیه داستان هاش یه سر و گردن بالاتر بودند.و خب بمب کتاب هم که داستان آخر اینجا همه آدم ها اینجوری اند بود.

بخشی از متن داستان آخر:
"وقتی بچه ی کوچکی سرطان می گیرد، آدم با خودش می گوید داریم سر کی کلاه می گذاریم؟ بیایید همگی سیگاری روشن کنیم.وقتی بچه ی کوچکی سرطان می گیرد، آدم با خودش میگوید اصلا این فکر به کله ی کی افتاد؟خشم کدام یک از خدایان موجب این مسئله شد؟مشروبی برایم برز تا به سلمتی کسی ننوشم."


متن های تاثیر گذار تری هم بودند از داستان ولی خب تا در جریان ماجرا نباشید نمیشه اون هارو نقل قول کرد.پس به همین اکتفا میکنم
Profile Image for Ayeh.
48 reviews36 followers
April 26, 2008
آدم ها شاید بتوانند بعضی چیزها را کش بروند , آن هم نه فقط حوله های متل ها را. عشق های بزرگِ ممنوع ممکن است , و شادی پایدار – یا تصادف های خانمان سوز که ایمان را متزلزل می کند . ولی نباید چیزی بدانید تا ببینید تلاش های زندگیتان چه ماجرایی برایتان به ارمغان می آورد . همه چیز فقط همین راز است .
Profile Image for Shaghayegh.
22 reviews14 followers
January 2, 2014
داستان های تاثیر گذار با ترجمه بینظیر مژده دقیقی
با تقریب خوبی داستانها دارای روند پیشرونده هستن، با خوندن هر داستان داستان بعد جذابتر میشه مخصوصا داستان هلیم شور به بعد
253 reviews12 followers
November 13, 2018
ترجمه روان خیلی خوبی دارد، البته در نقل قول ها اندکی شکسته نویسی نابجا هست اما به راستی مجموعه خوبی است
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
May 12, 2015
با این که دو تا از داستان ها رو قبلا خونده بودم و از دوتای دیگه هم خوشم نیومد ولی کلا بد نبود
Profile Image for Nazanin.
283 reviews23 followers
November 7, 2021


کتاب شامل شش داستان کوتاهه؛
آسمان سیاه شب
آقای پیتر مارتین هشتاد‌و‌هفت سالشه و بعد از فوت زنش، دخترش کارول با مشورت به دکتر ب�� این نتیجه رسیده که پدرش دچار آلزایمر شده و باید بیمارستان بستری بشه📖
داستان قشنگ و غمگین بود و طنز بانمکش رو دوست داشتم. می‌تونه سرگذشت واقعی فردی که مبتلا به‌آلزایمر شده باشه

مردی با کت و شلوار مشکی
گری تصمیم گرفته اتفاقی که در نه سالگی براش پیش آمده رو در دفتر خاطراتی که نوه‌ش بهش هدیه داده بنویسه. در تابستان سال ۱۹۱۴ گری برای ماهیگیری به نهر جنگل نزدیک خونه‌شون می‌ره و اون‌جا مردی رو می‌بینه که چشم‌هاش نارنجیه و بوی گوگرد می‌ده و همون موقع متوجه می‌شه که شیطان رو دیده📖
نویسنده‌ی این داستان استیون کینگ هستش و به‌خوبی تونسته بود حس ترس رو منتقل کنه

هلیم جان سخت
داستان درباره‌ی چند نسل از یه خانواده‌ی چینیه که با‌هم زندگی می‌کنن. این چهار نسل پنجاه سال بود که درکنار هم بودن. کم‌کم الگوهای جدیدی برای زندگی خانوادگی پدید آمده و اون‌ها ��صمیم گرفتن که عادت غذا خوردنشون رو که تا قبل از این همیشه پدربزرگ تصمیم می‌گرفت چی بخرن و چی بخورن رو عوض کنن📖
نویسنده به‌صورت طنز داره از تقابل سنت و مدرنیته می‌گیه، در قالب یه داستان که به‌ظاهر در مورد خوراک هستش درباره‌ی دموکراسی توضیح می‌ده

زندگی شهری
بئاتریس بعد از تموم شدن دبیرستان خانه‌ش رو ترک می‌کنه. مادر و پدرش الکلی بودن و خونه‌شون همیشه کثیف بوده. اون با پیتر ازدواج می‌کنه و بهش می‌گه که مادر و پدرش فوت کردن. بعد از چند سال پیتر از دانشگاه بورس می‌گیره و به‌شهر نیویورک می‌رن. یه‌شب همسایه‌ی پایینی زنگ خونه‌شون رو می‌زنه و بئاتریس با دیدنش یاد گذشته‌ش می‌افته📖
نویسنده به‌خوبی تاثیر اتفاقاتی کودکی بر روان آدم‌ها در بزرگسالی رو توصیف کرده

خرابکار
آقای چو تازه ماه‌عسلش تموم شده و تا زمانی که قطار برسه و به شهر خودشون برگردن با همسرش در رستوران غذا بخورن. دو تا پلیس تو رستوران بودن که چایی‌شون رو روی‌ پای آقای چو و همسرش ریختن و وقتی که اون‌ها اعتراض کردن آقای چو رو دستگیر کردن. آقای چو یرقان داره و تو بازداشتگاه احساس می‌کنه بیماریش برگشته📖
اتفاقات این داستان متاسفانه برای ما خیلی آشناست دستگیر کردن فردی بیگناه و وادار کردنش به قبول کردن جرم نکرده

این جا همه‌ی آدم‌ها این‌جوری‌اند
مادر توی پوشک فرزندش خون می‌بینه و به بیمارستان می‌رن. بعد از انجام آزمایش و تصویر‌برداری دکتر‌ها تشخیص می‌دن که کودک یه تومور بدخیم در کلیه‌ی چپش داره و باید جراحی و بعدش شیمی‌درمانی بشه📖
خوندن این داستان برام خیلی سخت بود. واقعاً چرا یه بچه‌ی بیگناه باید مبتلا به‌سرطان بشه؟! خرده داستان‌هایی که راجع به بقیه‌ی پدر و مادر‌ها و بچه‌هایی که تو بیمارستان بستری بودن واقعاً تکان‌دهنده بود. مطمئنم که هیچ موقع این داستان رو فراموش نمی‌کنم

داستان‌های این کتاب همه در دهه‌ی ۹۰ چاپ شدن و جایزه بردن. قبل از شروع داستان‌ها مترجم یه توضیح مختصری درمورد نویسنده و نظر داور‌ها درمورد قصه نوشته📖

همه‌ی داستان‌های کتاب رو دوست داشتم ولی داستان اینجا همه‌ی آدم‌ها این جوری‌اند تا همیشه تو ذهنم موندگار شد📖


Profile Image for Fereshteh.
260 reviews23 followers
August 14, 2021
داستان هایی که خودشون منتخب هستند و ترجمه خیلی خوب خانم دقیقی
غیر از داستان خرابکار که خیلی اخلاقی بود و پایان بندی مشخصی هم داشت یعنی فقط همین پایان بقیه رو و بیشتر از همه مردی با کت و شلوار مشکی رو دوست داشتم و بعدش اون داستان خفن هلیم جان سخت که پشتش یه نویسنده درست و حسابی و یک هنرمند آگاه بود.
64 reviews
August 24, 2022
کتابی است متشکل از شش داستان کوتاه.داستانهایی که در آن ها رگه هایی از طنز نهفته است.در یکی از آن ها طنز سیاسی اجتماعی آن قدر پر رنگ است که خواننده را به خنده وا می دارد و در آخری شاید نشود نام طنز بر آن گذاشت .بیان این واقعیت است که چگونه در برخی مشاغل انسان ها آنچنان الینه می شوند که مناسبات ، احساسات و عواطف انسانی در آن ها خشک می شود و تبدیل به یک ربات انسان نما می شوند.
26 reviews1 follower
August 7, 2018
داستانهای غمگینی بودند
داستانهای کوتاه خرابکار و هلیم سرسخت از نویسنده های چینی برام جالب بودند چون تا حالا از نویسنده چینی کتابی نخونده بودم. احتمالا در اینده بیشتر ازشون کتاب بخونم چون خوشم اومد از طرز داستان نویسیشون
Profile Image for Arina Damnabi.
49 reviews1 follower
March 25, 2019
در کل مجموعه داستانی خوبی بود ولی من داستان هلیم جات سخت رو خیلی دوست داشتم. برای رسوندن منظور خودش موضوع جالبی رو انتخاب کرده بود ولی بنظرم می تونست بیشتر از یه داستان کوتاه باشه. بقیه داستانها هم خوب بود اما مثلا از نظر من داستان " مردی با کت و شلوار مشکی" بی معنی بود.
30 reviews
August 21, 2021
داستان ها همه خوب هستند. داستان هلیم خیلی خوب است و داستان انتهایی هم که نام کتاب است شاهکار است. یکی از بهترین داستان کوتاه هایی که تابحال خواندم.
Profile Image for Ali zaroni.
20 reviews
March 21, 2023
کتاب از چند مجموعه داستان از مجله نیویورکر هست ک در دهه نود جوایزی رو بردن .خوب ترجمه شده اند.خانم دقیقی مترجم خوبی هستند.
Displaying 1 - 30 of 37 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.