بلوغ دختران در جامعه ما در هالهای از باورهای مذهبی، اسطوره، تابو و نیز هنجارها و ارزشهای اجتماعی مدرن و پیشامدرن پوشیده شده و به عرصهای وهم آلود و مرزی ناشناخته برای تفکیک کودکی از بزرگسالی تبدیل شده است. این عرصه وهم آلود سبب میشود دختر بچهها گاه خیلی زودتر از آن چه که باید به دنیای بزرگسالی گام بگذارند. در این کتاب تلاش کردهام رویارویی دختران نوجوان با تغییراتی که در بدن آنها اتفاق میافتد و عوامل اجتماعی که در این راستا منجر به از خود بیگانگی آنها با بدن و جنسیتشان میشود، مورد بررسی قرار دهم.
کتاب خیلی خوبی بود، منتهی برحی قسمتها(به ویژه فصل اول) متن سنگین و تخصصی داشت، که باعث میشه مخاطبی که اطلاعات کمتری در حیطه جامعه شناسی داره، خیلی از قسمتهای کتاب رو از دست بده
در این کتاب بلوغ دختران نوجوان با نگرش جامعه شناسی روزمره بررسی میشود و برای بررسی خشونت در خانواده و قوانین حقوقی مرتبط با آن از مطالعات جامعه شناسی جنسیت، بدن، کودکی و خانواده بهره گرفته شده است و با نگاهی عمیق به تعامل در جزئی ترین و کم اهمیت ترین مسائل روزمره مربوط به بلوغ دختران پرداخته شده است به قول جان استوارت میل در کتاب انقیاد زنان حالا وقت آن است که مطالعات به گونهای باشد تا زنان بدون احساس فرودستی از خود سخن بگویند و به توصیف و تشریح زندگی روحیات و مشکلات خویش بپردازند.
یه جاهایی به تحقیقهایی که تو ایران کرده بود اشاره میشه ولی توضیح بیشتری در موردشون نیست. یا تحلیل نمیشن. چندجا میشه به تعاریف و توصیفی که از مکتبها ارائه میده (مثلا نظریات فوکو یا فمنیسم رادیکال) اشکالهایی گرفت. اما روی موضوع خود کتاب به خوبی بحث میکنه. به نظرم توی ۵ فصل موضوع رو از دیدگاههای جالبی پوشش میده.
بیشتر حجم کتاب به توصیف پرداخته شده. چه توصیف مکتب باشه چه توصیف ایده. در صورتی که خود کتاب بر مبنای یکسری پرسشنامه باید شکل گرفته باشه که من اثر قابل توجهی از پرسشنامهها نمیبینم. بیشتر انگار از تعاریف به سمت دادهها نتیجه گیری شده نه برعکس. یکمم مطالب تکراری زیاد داشت به خصوص در اواخر.