بخش هایی از پيشگفتار کتاب: ما اغلب کارهاي آندو را در مجلات مختلف معماري ديده ايم و در افسون آن کارها، بارها گرفتار آمده ايم. بعضي از کارهاي او بي شک ويژه و برجسته اند و ما آنها را به خاطر سپرده ايم. به تفاوت نگاه او به معماري، فضا و عناصر آن باور داريم و جرأت و توانايي او را تحسين مي کنيم؛ اما با خواندن دست نوشته هايش پي مي بريم که او همچنين خوب مي نويسد و با دقت و وسواسي عجيب به تبيين انديشه هاي خود مي پردازد.
اگر معماري را چونان يک «متن» که داراي کلامي ويژه است بينگاريم، آنگاه مي توان گفت که معمار پيش از آنکه متن خود را با عناصر معماري بسازد، آن را در کلمه مي نويسد و مي انديشد. اينجاست که متن هاي نوشته شده معماران، حامل دغدغه ها و تفکرات آنهاست؛ و از اينروست که با «خواندن» نوشته هايشان به اين نکته پي مي بريم که آنها معماري را چگونه «مي نويسند»؛ اما چرا بايد آندو را «خواند»؟ خواندن آندو چه ضرورتي براي ما دارد؟
اگر نيچه و ديلتاي فيلسوفان زندگي اند، بي شک آندو معمار زندگي است. او به دنبال «فضاي زندگي» است. فضايي که در آن زندگي روزانه جاري باشد و بتوان روابط ميان انسان و چيزها را بازسازي کرد. اين فضا، يک فضاي بنيادين است. فضايي که صرفاً عملکردي نيست، بلکه بيشتر حامل معناست و به رويه هاي ژرف وجود مي پردازد. اين فضا، نماد زندگي روزانه است.
آندو در نوشته هايش به عناصر معماري ـ مثل ديوار، ستون، پله و پنجره ـ و مفاهيم معمارانه اي چون نور، هندسه و چشم انداز مي انديشد و درک و دريافت خود از آنها را بيان مي دارد. او به ما مي آموزد که چگونه ببينيم، روح چيزها را دريافت کنيم و آنها را در کارهايمان بنهيم. در حين خواندن نوشته ها و گفته هايش، به وضوح مي بينيم که او تاريخ هنر و معماري را خوب مي شناسد و از هنرمندان، سبک ها و نگرش ها بسيار سخن مي گويد. اين شناخت، بي شک گستره ديد او را فراختر مي سازد و به نگاهش جامعيت و فراگيري مي بخشد.
آندو را بايد «خواند» و اين کتاب، قصد آن دارد تا امکان چنين خوانشي را فراهم آورد. در کتاب حاضر مقالات متعددي از آندو گلچين شده که سويه هاي اصلي انديشه اش را در برمي گيرد. در آخر نيز چند مقاله انتقادي از معماران بزرگي چون رنزو پيانو، پيتر آيزنمن، پل آندرو و ديگران آمده است که نشان مي دهد آنها درباره آندو چگونه مي نويسند. در ويرايش جديد مترجم چند مقاله از خود که برخي پيش تر در مجله هاي داخلي چاپ شده بود، افزوده است. دو مقاله متأخر از آندو نيز ترجمه و به کتاب افزوده شده است. در اين ميان سعي شده تا با افزودن تصاويري متناسب با متن کتاب، فهم مطالب را آسانتر نماید.
Tadao Ando is a Japanese self-taught architect. Tadao Ando's body of work is known for the creative use of natural light and for structures that follow natural forms of the landscape, rather than disturbing the landscape by making it conform to the constructed space of a building. Ando's buildings are often characterized by complex three-dimensional circulation paths. These paths interweave between interior and exterior spaces formed both inside large-scale geometric shapes and in the spaces between them.
از بهترین کتابهای چاپ شده در حوزهی معماری بیشک خواند تفکرات درخشان تادائو آندو در باب معماری برای کسانی که در زمینهی معماری فعالیت میکنند الزامی است. پیشنهاد میکنم کسانیهم که حتی فقط به هنر علاقه دارند سراغ این کتاب برن آشنایی با معماری برای تمامی افراد جامعه بسیار ضروری است از این نظر که تمام زندگی ما وابسته به آن است ما در فضای معماری تمامی وجوه زندگی ما را در برگرفته است معماری را از ساختمان سازی صرف جدا کنید معماری که از مبانی نظری معماری دور باشد ساختمانهای پوچ و ضد انسان بنا میکند که تاثیر مخربش بر اجتماع سالها باقی میماند.
اگر معماری را چونان یک متن که دارای کلامی ویژه است بینگاریم ، آنگاه می توان گفت که معمار پیش از آنکه متن خود را با عناصر معماری بسازد ، آن را در کلمه می نویسد و می اندیشد اگر نیچه و دیلتای فیلسوفان زندگی اند ، بی شک آندو معمار زندگی است . او بدنبال فضای زندگی است . فضایی که در آن زندگی روزانه جاری است
خوشحالم که از طریق این کتاب با تادائو آندو و معماریها و فضاسازی هاش آشنا شدم. معماری که برام خیلی عزیز شده. با کارهاش ارتباط برقرار میکنم و برام دوست داشتنیه.
وقتى معمارى رو رها كردم هميشه مىدونستم كه بهش بازخواهم گشت، نه بهعنوان يه معمار، بهعنوان كسى كه نسبت به اين هنر سحرآميز كنجكاوه. و علىرغم اينكه خوندن رشتهی معمارى براى من اشتباه بود الان پشيمون نيستم ازش. تادائو آندو معمار عجيبيه، تو اين روزگار بهشدت آكادميک بهصورت خودآموز معمار شده و هيچوقت تحصيلات آكادميک نداشته. بر اين باوره كه فضاهايى كه در سازههاش ايجاد مىكنه بايد ناهمگن باشن چون انسان موجود ناهمگنيه و اين موجوديت ناهمگن به فضايى نياز داره كه منطبق بر ساختار هستىاش باشه. مىخواد انسانها در فضاهايى كه ايجاد كرده، متوجه ماهيت زمان، نور، تاريكى، زندگى، مكان و هستى خودشون بشن. معتقده معمار بايد به نداى زمين گوش بده و ساختمانش رو متناسب با نياز زمين و بسترهاى فرهنگى، تاریخی و اجتماعى اون جامعه طراحى كنه. آندو معمار انسانها و طبيعته و با توجه به اينكه كاراش در فضاى بينابينى ميان معمارى سنتى ژاپن و معمارى غرب قرار مىگيره بهنظرم براى معماران ايرانى ميتونه خيلى راهنماى خوبى باشه. ضمن اينكه آندو به نظرم فيلسوفه و ميشه مثل من اصلاً به خاطر آشنايى معمارانه مطالعهش نكرد، بلكه ازش چگونه نگاه كردن به زندگى رو آموخت.
آندو اولين معماري بود كه ترم اول دانشگاه شناختم و اين اولين كتابي بود كه راجع بهش خوندم. خاطرم نيست كه كتاب از بحثاي معماري چي داشت، اما يادم هست كه شخصيت خود آندو بسيار تحت تاثيرم قرار داد. فقرش، خود ساختگيش، خوره ي كتاب بودنش، ورزش دائمي ش و استقامت اخلاقي و رفتاريش كه از ورزشش (بوكس) با خودش آورده بود هنوز هم برام انگيزه درست ميكنه.