عباس کمندی (زاده ۱۳۳۱ خورشیدی در سنندج - درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۳ در سنندج) خواننده، آهنگساز، شاعر، نویسنده، نقاش و کارگردان، کُرد اهل ایران بود.
شش عنوان کتاب این نویسنده برجسته کُرد شامل کوچه باغ گل یاس، زهر افعی، سارال، حماسه سنجرخان، پس کوچههای سنندج، هه وارگه ی هه وار ۳۰ روز پس از مرگش طی مراسمی در سنندج رونمایی شد.
خیلی سخت است...از سنجرخان حماسه نسازی...از این همه قهرمانِ دروغین افسانهها ساز کردهاند....اما از سنجرخان واقعی حماسه ساز نکنی...سخت است عباس گیان...میبینمش سنجرخان را...از روستاها سرباز جمع کرده است...روسها کردستان را به تصرف درآوردهاند...مردم به تو پناه آوردهاند...شریف الدوله حاکم سنندج درخواستت را برای جنگ با روسها رد میکند...از قدرت گرفتنت میترسد...قشونی از انگلیسیها را میفرستد سراغت... روس و انگلیسی دیگر چیست وقتی مردم و خاکت مورد حمله قرار گرفته باشند...بعد از آنکه انگلیسیها را تارومار میکنی، نوبت روسها میرسد تا آنها را از این خاک مقدس بیرون کنی...گلوله میخوری...اما بعد یک ماه دوباره برمیخیزی...حتی مرگ هم جرات ندارد نزدیکت شود...دوباره به سراغ روسها میروی و شکستشان میدهی و فرار میکنند و به میرزا کوچک خان جنگلی نامه مینویسی که روسها را از کردستان انداختهای بیرون...حالا دارند به طرف شما میآیند و نوبت شماست که حسابشان را برسید
میبینی چه سخت است عباس گیان...فقط از تو بر میآید عباس کمندی...میفهمم...بیشتر از حماسه به نقد اجتماعی نیاز داریم...اما چه کنم...میدانم نباید اسطوره و حماسه بسازیم...اما برو از کوروساوا به اون بزرگی بپرس چرا اینقدر عاشق ساموراییهاست...ببین چندتا فیلم دربارهشان ساخته...و من هم نمیتوانم عاشق سنجرخان و جعفرآقا شکاک نباشم که دلیری و انسانیت را به اوج رساندهاند
حرف آخر: در این کتاب نکات مهم زیادی وجود دارد. عباس کمندی سعی کرده بیتعصبانه و به دوراز حماسهسازی زندگی و سرنوشت سنجرخان را بنویسد تا خواننده بدون به هیجان آمدن، به نقاط ضعف جامعه پی ببرد. مهمترینش برادرکُشی هابیل و قابیلی که هنوز در میان ما وجود دارد و به دستان خود همدیگر را نابود میکنیم. چه انسانهای بزرگی را که بخاطر همین برادرکُشی از دست ندادهایم...هیچکس را متهم نمیکنم...اما وقتش است کاری کنیم که این اسطوره برادرکُشی کارکردش را در جامعه ما از دست بدهد
و در آخر ترانه "گر تو نهبی" به یاد سنجرخان و فاطمە خان گەڵواخی ملقب بە «فاته ڕەش» و تمام سلحشورانی که با جانشان قمار کردند تا مردم را از دست تجاوزِ روسها نجات بخشند