این کتاب کوششی برای به تصویر کشیدن داستان واقعی رابطه عاشقانهای است که میان ابوالعاص بن ربیع و زینب، دختر پیامبر، وجود داشت. زینب جزء اولین کسانی بود که اسلام آورد؛ ولیکن ابوالعاص، داماد پیامبر، برای سالیان سال ایمان نیاورد، مشرک باقی ماند و حتی با قریشیان به جنگ پیامبر نیز آمد. این کتاب میکوشد تا کشاکش میان«عشق و ایمان» در دل زینب و نیز نحوه رویارویی پیامبر با یک فرد مشرک در خانوادهاش، و بالاتر از آن شیوه سلوک پیامبر را در مواجهه با پدیدارهای عشق و اخلاق نشان دهد. این کتاب همچنین خواهان است به همه، از جمله به خود مسلمانان یادآور شود که خود«تاریخ» و واقعیتهای تاریخی یکی از مهمترین و اصیلترین منابع معرفتی است. متاسفانه در جهان کنونی و در میان مسلمانان متأخر به دلیل رواج گرایشات فرقهای، که بسترساز زمینههای خشونتگرایی در خاورمیانه و عالم اسلام گردیده است؛ بزرگترین واقعیتهای تاریخی نادیده گرفته شده، اندیشههایی به نام اسلام، سنت و سیره پیامبر رواج یافته است که به هیچ وجه با واقعیتهای تاریخی انطباق ندارد. فرقهگرایان بر باورهایی نهادینه شده و رسمی به نام دین و اسلام پافشاری مینمایند بی آن که به این امر توجه داشته باشند که آیا خود زندگی و سیره زندگی و سیره پیامبر و واقعیتهای تاریخی مؤیدی بر این باورهای رسمی و نهادینه شده هستند؟ا
مشرکی در خانواده پیامبر درامی از زندگی دختر و داماد پیامبر است که بسیار اعجابانگیز است. هرچند که پرداخت کتاب خصوصاً در بخشهای ابتدایی شبیه کتابهای تاریخ دوران مدرسه است و بسیار ضعیف، ولی گیرایی داستان و نکات بدیعی که البته اقتضای جذابیت زندگی پیامبر را به دوش میکشد باعث میشود در نهایت خواننده کتاب با حکایت بسیار جالبی روبرو شود و با حوادث داستان، خصوصاً در نیمه دوم کتاب که قدری برای غیرآشنایان با تاریخ صدر اسلام، پیش برود. داستان دلدادگیها و محبتهای پرغرور و مشقتها و ملالتهایی که با تصویر مصطلح از عرب جاهلی بسیار فاصله دارد و با تقدس شخصیت پیامبر قدری منافات، داستان بدیعی را به ثمر نشانده که البته هرچند ظرافتهای هنری کمی در آن دیده میشود، میتوان کاستیها را با بهانه حفظ امانت بخشید. در نهایت باید گفت که اگر کتاب بهلحاظ ادبی بررسی شود اثری بسیار ضعیف است، ولی اگر بهلحاظ تاریخی و الهیاتی مورد نظر واقع شود شایسته ستایش؛ و مسلم آن است که غرض دوم با سابقه فعالیتی هر دو مؤلف بیشتر هماهنگ است و درنهایت میتوان کتاب را اثری تألیفی قابل اعتنا درنظر گرفت.
پ.ن: کتاب در واقع تألیف حسن محدثی است که برای ویرایش به دست عبدالکریمی سپرده میشود، ولی تصحیحات بر کتاب که به تعبیر خود او بر عمق مسائل وجودی کتاب افزوده بیش از حد شده و توافق میشود که کتاب دو مؤلف داشته باشد و مؤلف اول هم حسن محدثی باشد. برایناساس (که تفصیل آن در مقدمه دو نویسنده در ابتدا کتاب آمده) فارغ از اینکه چقدر این همکاری بدیع است و از جهتی تحسینبرانگیز، مسلماً ذکر نام بیژن عبدالکریمی به عنوان مؤلف در پروفایل کتاب ناصحیح است.
در کل کتاب خوبی بود، اگر چه از نظر ادبی و زیباییهای نوشتاری و شخصیتپردازی چندان قوی نبود، اما در کل کتاب مهم خوبی بود. اهمیت آن از این جهت است که بخشی از تاریخِ حذفشده و گفتهنشدۀ اسلام را روایت کرده است و کوشیده چهرهای مهربان، انسانی از پیامبر اسلام را به تصویر بکشد که «عشق» و «شرایط انسانی» را درک میکند و حتی با مشرکین نیز همچون سایر انسانها با مهربانی رفتار میکند.
کتاب به لحاظ سبک نوشتاری و ادبی حرفی برای گفتن نداشت، طوری نوشته شده بود که انگار برای کودک و نوجوان نگارش شده، جملات بارها تکرار میشد واستفاده از صفات زیاد وسوگیرانه بود. داستان تناقضاتی داشت، در جایی گفته میشه که زینب و شوهرش اونقدر عاشق هم بودن که طلاق نمیگیرن، بعد جلوتر که زینب میاد پیش مسلمانان میمونه، گفته میشه که اونها به هم حرام شدن، حالا به فرض اینکه اسلام آوردن زینب رو دلیل حرام شدنشون به هم بدونیم، پس تمام این مدت(چندسال) که پیش شوهرش بوده و ازش بچه دارم شده (در این مدت مسلمانم بوده) که بهش حرام بوده... 🤔از اینجور ایرادات یه چندتایی به چشم میخورد. مورد دیگر؛ در زمانی که مسلمانان در شعب ابیطالب دوران سختی رو میگذرونن،شوهر زینب که مشرکه با به خطر انداختن جون و آبروش براشون آذوقه میآورده، بعد چندسال بعد مسلمانان کاروان ایشون رو غارت میکنن.هرچند با وساطت پیامبر بهش برگردونده میشه، ولی انگار لطف بزرگی دارن میکنن و از حقشون میگذرن. 🤔این آدم جونش رو براشون همین چندسال قبل به خطر انداخته بود... من اینارو از خودم نمیگما، توی کتابه دقیقا.وقتی میگم نگارش سوگیرانه است منظورم اینه. در کل، کتاب رو نپسندیدم ولی باز این کتابم همونطور که در مقدمه اش گفته،با قصد شرح بخشی از تاریخ نوشته شده که یادآوریش شاید به گسترش تحمل و مدارا بینمون کمک کنه، ارزش داره، اون دوستاره هم واسه همین. 😊
به نظرم اثر ضعیفی است و جدا ادعای تحقیقی و تاریخی بودن، بخش زیادی از آن جنبه تبلیغی و حتی سیاسی دارد. از این منظر بخش تبلیغی آن حالت کتابهای تعلیمات دینی برای نوجوانان را به خود میگیرد که از لحاظ ادبی نیز ضعفهای عمدهای دارد و بخش سیاسی آن هم متاسفانه تاریخ مصرف دارد و انگار برای مواجههای سیاسی در روزگار فعلی نوشته شده است.
از سویی در مقدمه کتاب آقای عبدالکریمی ادعا میکنند که آقای محدثی به واسطه رشته تخصصی وجوه اجتماعی، تاریخی و جامعهشناختی را مدنظر قرار دادهاند که البته بجز خط داستانی و روایی کلی که میتوان آن را بر مبنای تاریخ دانست شاید در یکی دو صفحه قابل جمعبندی بود نکته خاص دیگری درباره این جنبهها نمیتوان گفت. اما مهمتر اینکه ایشان میگویند وجوه ادبی، توجه به تجربههای زیسته توصیف احوال درونی و مسائل اگزیستانسیال افزودههای خود ایشان است که بر این مبنا ضعفهای اساسی اثر بر گردن آقای عبدالکریمی است که کتابی که میتوانست تاریخی و تحقیقی باشد تبدیل به اثر ادبی ضعیف و دارای تناقض شد که نمیتوان آن را خیلی جدی انگاشت.
در باب جنبههای تبلیغی برای اسلام و پیامبر اسلام متاسفانه گاهی حتی متن به صورت ضدتبلیغ عمل میکند مثلا در صفحه ۹۳ و در بحث پیرامون پرداخت فدیه برای آزادشدن از اسارت، فرقی بین خانواده خودش و بقیه میگذارد و عدالت را زیر پا قرار میدهد:
"پیامبر با دیدن گردنبند خدیجه بیاختیار اشک در چشمانش جمع شد و درحالیکه میکوشید بر احساسات و عواطف خویش چیره شود رو به مسلمانان کرد و گفت:آیا ممکن است اسیر زینب یعنی ابوالعاص را آزاد کنید و این مال و گردنبند را نیز به دخترم بازگردانید؟ محمد بن عبدالله پیامبر و رهبر مدینه و فرمانده مهاجران و انصار بود. هیچ کس را یارای سرپیچی از شخصیت پرنفوذ او نبود. لیکن ولی به اصحایش به هیچوجه آمرانه فرمان نداد که دامادش را برهانند... "
انگار با خودشان فکر میکنند که با این منطق و توصیفها شخصیت پیامبر را برجسته کردهاند.
یا در بیان ضعفهای منطقی و روایی وقتی ابوسفیان به فرزند پیامبر حمله میکند و باعث سقط جنین و آسیبی به وی میشود که به قول کتاب در نهایت زینب از این آسیبها میمیرد در صفحه ۱۰۷ میگوید:
"ابوسفیان... به اندازهای عاقل و اهل سیاست بود که بداند آسیبرساندن به دختر جوانی چون زینب هیچ گرهی از مشکلات آنها نمیگشاید ... و ممکن است یکی از شریفترین و بانفوذترین تجار مکه را به جبهه مدینه سوق دهد "
یا باز ضدتبلیغی - ص ۱۰۹ - برای پیامبر که از سر خشم و عصبانیت دستور قتل دو نفر را بخاطر مرگ یک جنین میدهد:
"شنیدن اخبار ناجوانمردیهای قریش و حمله آنان به یک زن باردار بیدفاع و لذا سبب مرگ کودک او شدن قلب پراحساس پیامبر را به شدت آزرده و خشمگین ساخت تا آنجا که آن را هرگز فراموش نکرد و بعدها به جمعی که برای فتح مکه میرفتند گفت:اگر آنانی را که به زینب حمله کرده بودند دست یافتید بکشیدشان"
و به خیال خودشان کینهای و ناعادلانه معرفی کردن پیامبر را با توصیف اینکه بعدها حملهکنندگان اسلام آوردند و عذرخواهی کردند و بخشوده شدند قابل حل و جمع میداند. به علاوه این را کنار نکته قبلی و رویکرد ابوسفیان برای آسیب نرساندن به دختر پیامبر قرار دهید تا تناقضهای متن آشکار شوند.
از مواردی با رویکرد سیاسی و تاریخ مصرفدار میتوان به این مورد اشاره کرد (ص.۷۰):
"خطاهایی چنین بزرگ میتوانند تمام زندگی آدمی را تباه کنند. ایستادن در برابر گروهی از انسانها که به فرهنگ و شرایط زندگیشان معترض بوده، راه جدیدی را برای بهبود جامعه و فراهمسازی امکان رشد آدمیان میجویند، خطایی نابخشودنی است. هرکسی فرصتهایی محدود برای انتخاب دارد و با انتخابهایش فردای خود را میسازد. در میان انتخابهای ابوالعاص، این بدترین انتخاب ممکن بود"
یا در جای دیگر - ص ۱۲۲ - میگوید:
"پناه دادن هیچ کس با اسلام منافات ندارد حتی اگر این پناه دادن به بزرگترین مخالفان عقیدتی یعنی مشرکان باشد. از آن بالاتر این بود که زینب نشان داد زنان نیز همچون مردان از این حق بزرگ سیاسی برخوردارند که میتوانند فرد یا افرادی حتی مردان مشرک را در پناه خود قرار دهند و هیچ مسلمانی حق تعرض به آنها را نداشته باشد"
رویکرد تاریخی متن و پرداختن مختصر به داستان ابوالعاص و زینب تنها نکته قابل توجه متن است که فارغ از استفاده های سیاسی و تبلیغی اهمیتی برای آشنایی با این دو شخصیت دارد. گرچه از همین منظر هم متن دارای ضعفهای پژوهشی است. مثلا سوالات جدی را بی پاسخ میگذارد. در صفحه ۱۱۱ میگوید:
"تاریخ به ما نمیگوید چرا ابوالعاص حاضر نشد به خاطر همسرش زینب که به وی شدیدا عشق میورزید فورا مکه را ترک کرده در کنار همسرش در مدینه سکنی گزیند."
در حالیکه این سوال مهمی است و چهار سال دور از هم زندگی کردند در حالیکه پیش از آن زینب حاضر بود پیش شوهرش در میان مشرکین در مکه باشد. اما از طرفی همین متنی که پاسخ ندارد، در مواردی مبهمتر با قطعیت حرف میزند (ص ۱۱۲):
"بیتردید او از زمره مردانی بود که شرافتش اجازه نمیداد تا به اسلام و پیامبر صرفا به خاطر مصلحتاندیشی و عشق به همسرش ایمان بیاورد"
و انگار همه مسلمانان مخصوصا در صدر اسلام و شرایط سخت همه ایمانی قلبی و کامل داشتند که میگوید:
"میان دوستداشتن و احترام قائل شدن به یک شخصیت تا ایمان آوردن به وی به عنوان یک پیامبر فرق و فاصله بسیار وجود داشت. پیمودن این فاصله تنها با تحولی عمیق آن هم نه صرفا در سطح اندیشه بلکه در اعماق جان امکانپذیر بود"
که باز انگار مصرف تبلیغی و سیاسی دارد. کمااینکه خود متن در صفحه ۱۳۰ بیان می��ند که این ایمان قلبی لزوما وجود نداشته:
"برخی از مسلمانان که هنوز آنچنان با روح اسلام و شخصیت پیامبر آشنایی نیافته با آن انس و خو نگرفته بودند بر اساس خوی منفعتطلبانه و متداولی که به طور طبیعی در اکثر قریب به اتفاق انسانها وجود دارد و همین اکثریت هستند که تعالیم متعالی را از درون تهی میسازند به ابوالعاص پیشنهاد ریاکارانهای دادند و به وی گفتند: اکنون تو که به اموالت دست یافتی میتوانی مسلمان شوی و طبق قانون اسلام تمامی این اموال را که متعلق به مشرکین است بر تو حلال شده میتوانی آنها را تصاحب کنی"
از ضعفهای دیگر پژوهشی نیز اینکه نه در ابتدای کتاب بلکه در اواخر و درپاورقی صفحه ۱۱۳ میگوید برخی مورخان معتقدند که زینب به درخواست پیامبر از ابوالعاص طلاق گرفت اما گزارشهای دیگری هستند که زینب و ابوالعاص از یکدیگر طلاق نگرفتند و نگارندگان نظر دوم را منطبقتر بر واقعیت میدانند. درحالیکه اگر نظر گروه اول درست باشد کل کتاب زیرسوال میرود و جا دارد نویسندگان این بحث را در ابتدا طرح و دلایل خود را ارائه کنند. یا وقتی بارها میگوید بین این دو چهار سال فاصله افتاد در جایی بسیار دیرتر از اولین اشاره - ص۱۱۴ - میگوید برخی منابع میگویند شش سال که باز ضعفی تحقیقی است و در اولین باری که اشاره میکنند باید به این موارد دیگر هم اشاره نمایند.
در کل، میتوان مانیفست کتاب و جنبه تعلیمی آن را در انتها و صفحه ۱۳۱ دید:
"میتوان مشرک بود اما اخلاق و منشی والا داشت و میتوان مسلمان بود اما اسلام را پستانه و حقیرانه فهمید و به همان اندازه غیربزرگوارانه و غیروالامنشانه زیست"
که حرفهای تاریخ مصرفدار سیاسی است و برای اکثریت مردم نکته خاص و تازهای ندارد.
آه خدایا چه کتابی ازین زیباتر میتواند اسلام را بازگو کند . چه کتابی ازین بهتر میتواند اخلاق را تعریف کند . چه کتابی ازین بهتر میتواند عشق را تعریف کند . این کتاب از هر کتابی که بگویید واجب تر است . این کتاب بر مسلمان و یهود و سنی و شیعه و مسیحی و وهابی و خلاصه هر دین و مذهبی ضروری است . این کتاب نشان میدهد که میتوان مشرک بود ولی آزادمنش و بزرگوار . میتوان مسلم بود ولی دروغگو و ریاکار . ابوالعاص مشرکی بود که باید از او درس ها گرفت . این کتاب فوق العاده را از دست ندهید . تا داغ چاپ است بخوانید و زندگی خود را با آن تطبیق دهید
داستان نمایشی است از زندگی زینب دختر پیامبر و همسر مشرک او،دوراهی پیش روی زینب در عشق بین پدر و همسرش، وجود فضائل اخلاقی در وجود انسانی و نه صرفا اسلامی و بعدی کمتر دیده شده از وجود پیامبر در برخورد با عشق والاترین حس انسانی...
داستان بسیار ساده و خلاصه (شاید بدلیل رعایت امانت) روایت میشود .از لحاظ داستان نویسی بسیارضعیف و متنی ابتدایی دارد و بیشتر گزارش قابل توجهی از یک ماجرای مهجور تاریخی است واین تنها نکته مثبت کتاب است.
برخلاف نیمه اول که گزارش و تحلیل شخصی نویسنده است و چیزی رو برای خواننده روشن نمیکند نیمه دوم کمی حالت داستانی بهتر میشود اما بازهم روند ضعیفی دارد.
در مجموع کتاب موضوع جذاب و جدیدی دارد که اگر با پرداختهای یک نویسنده توانا در زمینه ادبی همراه میشد قطعا خیلی بهتر بود.
کتاب روایت گر یکی از عاشقانه ترین و خاص ترین ماجراهای زمان پیامبر است. ماجرای زینب دختر رسول خدا و همسرش ابوالعاص. زینب پس از بعثت پیامبر مسلمان میشود ولی ابوالعاص نمیشود اما زینب را رها نمیکند و به مسلمین نیز کمک میکند. در بدر اسیر میشود و به امر پیامبر، زینب را به نزد ایشان میفرستد ابوالعاص پس از سه سال دوری از زینب، طی ماجرایی به مدینه میآید و با دیدن بزرگ منشی پیامبر تحت تاثیر ایشان قرار میگیرد و مسلمان میشود و دوباره به زندگی با زینب برمیگردد سوژه و ماجرای کتاب بسیار جذاب و پرکشش است اما متاسفانه کتاب از متن خوبی برخوردار نیست و لابهلای روایت مدام و به طول و تفصیل مطالبی بیان شده که برخی از آنان چندان مورد نیاز نبوده
من اگه معلم دینی بودم یا حتی معلم انشا و ادبیات و اینا سر کلاس با بچهها اینو میخوندیم. از نظر ادبیات و متن چیز خاصی نداره، اما روایت جالبیه از دوران پیامبر.
اگه نخونین چیزی از دست نمیدین، ولی با خوندنش شکل شفافتری از همهی روایتهایی که از محمد و ازدواجش و شرایط و رشد اسلام پیدا میکنید.
سه ستاره رو هم بر حسب امتیاز خود گودریدز دارم. یعنی liked it.
کتاب را خیلی وقت پیش خواندم؛ نکاتی به ذهنم میرسید وقت خواندن، که یادداشت نکردم، در حافظهام هم نیست. اما ازجاع میدهم به ریویوی عالمانه و دلچسب محمدمهدی فلاحِ عزیز.
در نگاه اول این حس دست میده که کتاب باید کسل کننده باشه چرا که یک داستان واقعی رو روایت می کنه ولی به جرات میشه گفت حوادث به نوعی در زندگی اینها اتفاق افتاده که به داستان شبیه شده. و البته نویسنده هم بدون شاخ و برگ دادن اضافی و کش دادن مطلب به خوبی فقط به اصل داستان پرداخته.
این کتاب روایتی مستند و البته ادبی از یک رابطهٔ عاشقانه در صدر اسلام است که دکتر محدثی آن را با قلم روشن و جذاب خود در اختیار ما قرار داده است. یکی از ویژگیهای اصلی کتاب، نگاه انسانی، همدلانه و متفاوتاش به تاریخ و روابط انسانی و اجتماعی در بطن تاریخ است. افزون بر این، رویکرد انتقادی و اجتماعی دکتر محدثی نیز در متن مشاهده میشود. بهطوریکه بارها از مفاهیمی همچون جایگاه و منزلت اجتماعی، فرهنگ مردسالار، جنسیت، منافع اقتصادی، فرهنگ قومی و قبیلهای برای فهم بهتر روابط و مناسبات شخصیتهای داستان استفاده میشود. به نظرم نکته مهم اخلاقی کتاب بیش از هر چیز دیگر، اهمیت مدارای اجتماعی است؛ میتوان علیرغم اختلاف عقیده و نظر، روابطی انسانی، مبتنی بر احترام و مدارا برقرار کرد
اخيرا به تشويق آشنايی ترغيب شدم به خواندن کتاب «مشرکی در خانوادهی پيامبر». نگارش کتاب را آقای حسن محدثی آغازيده و سپس آقای بيژن عبدالکريمی آن را طول و درازای مبسوط بخشيده. کتاب حاوی خرده اطلاعاتیست تاريخی که از چند منبع گردآوری شده و نگارندهگان ابايی نداشتهاند تا اذعان کنند که از چند وبلاگ و سايت هم در پر و پيمان کردن حجم کتاب بهره جستهاند. بخش بسيار زيادی از کلمات کتاب هم زيادهگويی و گفتار تکراری نويسندهگان است با جملهبندی و ادبياتی نحيف و نازل - احتمالا اين نتيجهی کار نگارندهی دوم است که يد طولايی در انتشار کتاب دارد و اين فهرستی از آنهاست: پايان تئولوژی، ما و جهان نيچهيی، هايدگر، هگل يا مارکس: نقد جريان روشنفکری ايران، نوشتههای اساسی شريعتی، شريعتی و تفکر آيندهی ما، هايدگر در افق تاريخی ما، قصهی من و تو و ... باری، دستبالا سر تا ته ۱۶۵ صفحهی کتاب به اندازهی يک سند ويکیپديا حاوی مطلب و محتواست. تصميم با شما که پانزدههزار تومان وجه رايج و ساعتی يا چند ساعتی از وقت خود را صرف آن کنيد يا اين که مسير ديگری برای مطالعه برگزينيد.
خواندنش دو ساعت بیشتر طول نکشید ولی عمری را در این دو ساعت تصویر کردم. . باورم نمی شد تا این حد ژانر عاشقانه داشته باشد. تاریخ اسلام را دز ژانر عاشقانه کمتر خوانده بودم. آنچه خوانده بودم هم چندان چنگی به دل نمی زد.
داستان، روایت واقعی و بکری بود که شاید کمتر کسی از اون اطلاع داشته باشه. مثلاً خودم تا قبل از مطالعهی این کتاب خیال میکردم، فاطمه(س) تنها فرزندِ پیامبر(ص) بوده که به بلوغ رسیده و بزرگ شده؛ و بیخبر بودم از تعدّد دختران پیامبر و مشرک بودنِ سه تن از دامادهای ایشون. گذشته از اینها اما روایتِ موضوع واقعاً ضعیفه؛ قبل از خرید کتاب، در اینترنت خونده بودم که نویسنده – دکتر حسن محدثی – استادِ جامعهشناسیِ دانشگاه آزاد هستن و خب توقع داشتم که این کتاب، تحلیلِ جامعهشناسی در خودش داشته باشه ولی این طور نبود و شاید خیلی گذرا و سطحی اشاره شده بود که حداقل به چشم من نیومد. به نظرم کتاب مناسبِ دانشآموزان مقطع راهنمایی (و نه حتّا دبیرستان!) هست و با ارفاق، دو ستاره میدم.
"مشرك في بيت النبي"، كتاب شيّق جداً، یروي قصة واقعية عن علاقة حب جمعت بین أبو العاص بن ربیع وزینب أكبر بنات النبي محمد(ص) . کانت زینب من أوائل المسلمین، فيما ظل ابوالعاص (صهر النبي) على شركه، كافراً برسالة النبي (ص) وأكثر من ذلك كان من ضمن جيش قريش الذي حارب الرسول. يظهر الکتاب الصراع بین الحب و الإیمان بقلب زینب... والأهم من ذلك أسلوب النبي(ص) والتحدي بين الدين والعشق والأخلاق...
داستانی که نویسنده روایت می کند جذاب است و تازگی دارد. و شاید همین امر است که باعث می شود آدم کتاب را تا آخر ادامه بدهد. وگرنه متن کتاب آنچنان قوی و گیرا نیست! برخی از نقاط ابتدایی که واقعا خسته کننده است و حس مطالعه کتاب دینی راهنمایی و دبیرستان را در آدم زنده می کند ! مشخصا روایت های تاریخی کمی درباره این داستان وجود دارد و همین امر باعث شده که به عنوان بخشی از تاریخ اسلام باشد که کمتر به آن پرداخته شده است.از این حیث کار نویسنده قابل تقدیر است که به این بخش ناگفته و ناشنیده پرداخته است. و البته همین نیز دلیلی است که محتوای اصلی کتاب بسیار کم باشد و نویسنده مجبور به قصه پردازی بشود که در برخی فصول به دل نمی نشست.
کتاب نسبتا ضعیفی بود. البته داستان جذابی برای روایت انتخاب شده بود ولی متاسفانه نویسندگان نه قلمی شیوا برای روایت دارند و نه دانش کافی برای تبدیل کرد این ماجرا به داستان. د نتیجه بیشتر از آنکه با یک داستان روبهرو باشیم، با یک کتاب تاریخ مواجهیم که خیلی هم دلچسب نیست. نکته عجیب اینجاست که نویسندگان بیشتر از آنکه از منابع تاریخی صدر اسلام استفاده کنند، از مطالب اینترنتی بهره بردهاند. بگذریم که خیلی از منابع تاریخی هم دیده نشده. اشتباهات فاحش تاریخی هم کم نیست. شاهکارش شاید در فهرست منابع کتاب باشد که کتاب "الطبقات" را متعلق به واقدی دانستهاند، در حالی که کتاب برای ابنسعد است. ابنسعد لقبش "کاتب الواقدی" بود ولی نویسندگان فکر کردهاندکه این، نام نویسندهست:)
به نظر تنها نکته مهم کتاب ، روایت یک واقعه مغفول مانده در تاریخ ، یعنی زندگی زینب دختر پیامبر با فردی مشرک برای مدت هاست ،که روش و منش پیامبر با داماد مشرک خود روایتی جالب و مهم تاریخی است ، که از پی آن احتمالا نقش تاریخ و موقعیت ها در دستورات دینی را که اکنون کمتر بدان پرداخته میشود را بتوان پیگیری کرد. در مورد نثر خود کتاب ، به نظر بیش از حد به واقع تاریخی پر و بال داده شده آن هم صرفا با جمله های سئوالی فلسفی - دینی که خواننده را زده میکند.
داستان کتاب جدید و بسیار جالب است که کمتر مورد توجه نویسندگان قرار گرفته است. اما سبک نگارش داستان تاثیرگذار نیست و مانند کتاب تعلیمات دینی دورهی راهنمایی میباشد. همچنین علیرغم ذکر منابع و مواخذ در پایان کتاب، به نظر میآید برخی از بخشهای کتاب از احساسات و تعصب نویسنده تاثیر گرفته است و گاهی توصیف صفات خوب پیامبر و خانوادهی ایشان به قدری مصنوعی است که به دل نمینشیند. با این همه، توجه به زندگی خانواده پیامبر و تدوین چنین داستانی کار ارزشمندی است و ارزش مطالعه را دارد.
کتاب بسیار خسته کننده ای بود، تمامی اطلاعاتی که نیاز بود رو میشد تو یه تا دو صفحه نوشت و نیاز به این همه کش دادن نبود. اطلاعات جالبی داشت، اگر کسی حوصله ی خوندن یا خریدنش رو نداره. ویکی شیعه رو مطالعه کنه تا اطاعاتش کامل تر بشه
ایدهی داستان که شگفت انگیز و خواندنی است ولی قلم نویسنده چنگی به دل نمیزند. حیف موضوع داستان که فدای قلم شد. ای کاش کسی پیدا بشود و داستان بهتری برای این موضوع بنویسد.
مشرکی در خانه پیامبر نویسندگان : حسن محدثی - بیژن عبدالکریمی
این کتاب که درباره زندگانی عاشقانه زینب دختر پیامبر و ابوالعاص داماد پیامبر می باشد بعد از بعثت رسول اکرم(ص) و در سالهای سخت شعب ابیطالب قریش برای تحت فشار قرار دادن پیامبر و مسلمانان از حربه های زیادی استفاده می کردند، یکی از این حربه ها سه تن از دختران پیامبر بودند که شوهرانشان مشرک بودند. ابولهب عموی پیامبر و پدر دو تن از دامان پیامبر(عتبه و عتیبه) با تحت فشار قرار دادن فرزندان خود از آنها خواست تا رقیه و ام کلثوم را طلاق دهند تا از این طریق پیامبر را تحت فشار قرار دهد. عتبه و عتیبه با اینکه همسران خود را دوست داشتند اما مجبور شدند همسران خود را طلاق داده و زنهای دیگری انتخاب کنند، اما ابوالعاص (پسر خاله زینب) هرگز زینب را طلاق نداد و یک تنه روبروی قریش ایستاد. ابوالعاص با اینکه مشرک بود مردی آزاد و پاک سیرت بود و پیامبر درباره او فرمودند : ابوالعاص در دامادی ما کوتاهی نکرد، ما قدردان حمایت او هستیم. شبهای تار موقعی که ما در محاصره قریش میان شعب به سر می بردیم، او بود که بارهای آذوقه ما را می رسانید. با این حال ابوالعاص که مردی ثروتمند هم بود و تجارت می کرد تا سالیان سال با اینکه همسرش جزو اولین مسلمانان بود ایمان نیاورد و حتی در جنگ بدر اولین جنگ مسلمانان نیز روبروی پیامبر ایستاد. و به اسارت مسلمانان درآمد و هنگامی که مردم مکه برای آزادی اسیران، فدیه دادند، زینب هم گردنبندی که از خدیجه(س) به او رسیده بود را به عنوان فدیه فرستاد. گفتهاند وقتی چشم پیامبر(ص) بر آن افتاد، متأثّر شد و پس از کسب موافقت مسلمانان، ابوالعاص را آزاد ساخت و اموال زینب را پس فرستاد و از ابوالعاص پیمان گرفت که زینب را رها کند. او نیز پس از بازگشت به مکه، به پیمان خویش وفادار بوده و زینب را به مدینه فرستاد. ابوالعاص همچنان در مکه بود تا اینکه در سال ششم قمری همراه کاروان تجاری قریش راهی شام شد این کاروان مورد شبیخون مسلمانان به فرماندهی زید بن حارثه قرار گرفت و برخی از کاروانیان گریخته و برخی دیگر گرفتار شدند. ابوالعاص نیز از آنجا گریخت، اما شبانه خود را به مدینه رسانده و به خانه زینب رفت و به او پناهنده شد. زینب او را پناه داد و آن واقعه را در مسجد در حضور مسلمانان به اطلاع پیامبر(ص) رساند. پیامبر(ص) پناهندگی او را پذیرفت و به درخواست زینب، اموال کاروانیان را به آنان بازگرداند، ابوالعاص همراه اموال به مکه بازگشت و ضمن بازگرداندن اموال به صاحبانشان اعلام کرد که به اسلام گرویده است و پس از چندی به مدینه بازگشت و پیامبر(ص) در محرم سال 7 ق زینب را با همان عقد پیشین نزد او فرستاد.
گویا متن اصلی رو جناب محدثی نوشتن، و جناب عبدالکریمی بهش چیزهایی اضافه کردن که خب اگه خواننده اندک آشنایی ای نسبت به این دو عزیز داشته باشه، به راحتی می تونه تشخیص بده کدوم جملات مربوط به کدوم یک از اون هاست. من فکر می کنم اون چیزهایی که جناب عبدالکریمی به داستان اضافه کرده، واقعا اهمیت ویژه ای داره، و به نظر من بیش تر همون بندهاست که اثر رو متفاوت می کنه. این تفاوت باعث می شه داستان برای کسی که نسبت به دین اسلام آشنایی چندانی نداره، پذیرفتنی تر شه، و مخاطب آشنا به اسلام رو به تامل دعوت کنه.
البته چیزی که تقریبا واضحه درمورد این کتاب اینه که به لحاظ ادبی و داستانی خیلی کیفیت مطلوبی نداره. از طرفی نمی شه ایرادی گرفت، چون کار این دو بزرگوار چیز دیگریست. ولی از ��رفی به نظرم یک نقصه، چون درون مایه ی کتاب به خصوص نگاهی که جناب عبدالکریمی دوست داره منتقل کنه، در غنای کامل منتقل نمی شه.
کتاب بیان روایتی مهجور اما به شدت تابان در عصر نبوی است .یک عاشقانه ی تاریخی که به قلم روان عبدالکریمی نکات اندیشه ای اش در بستر روایت مورد مداقه قرار گرفته است خلاصه ی کتاب میشود خوانشی غیر ایدولوژیک از تاریخ پیامبری که فراتر از قالب های پیش ساخته و ایدولوژیک ما از یک پیامبر رفتار میکند درمورد چیزی که در ید 114قدرت او و از آن اوست برای مردم استدلال میکند بزرگان قبیله های شکست خورده (دشمنان قدیمی خود) را محترم می شمارد ص 97 و از این ها بگذریم بار رمانتیک کتاب را نباید دست کم گرفت در قسمت هایی از کتاب تحت تاثیر شدید عاطفی قرار گرفتم مثل ص106 و ص102 در مجموع خواندن این کتاب را به شدت به هر که در مورد دین می اندیشد چه دین دار و چه بی دین توصیه میکنم!
درام عاشقانه ای از زندگی دختر بزرگ پیامبر، زینب و ابوالعاص! اوایل کتاب بیشتر به کتاب های تاریخی شباهت دارد و در ادامه حالت داستان گونه پیدا می کند، داستان جذابی از عشق بین این دو که حتی اسلام نیاوردن ابوالعاص هم نمی تواند مانعی در برابر آن ایجاد کند، هر چند که هر چه داستان جلو میره چالش های این دو هم، با توجه به عقاید متفاوتشان، بیشتر میشه! اما عشق میان این دو در نهایت پیروز و در برحه ای از زندگی ابوالعاص رو با زینب هم عقیده میکنه! در کنار داستان زندگی این دو شخص برخورد پیامبر با داماد خود که هم عقیده با وی نبود جالب توجه است!
حیف وقت و پول! گول اسمش را خوردم. البته کمتر از یکساعت زمان برد و باید بگویم اگر روده درازی های نویسندگان را کم کنیم در یک یا دو صفحه بدون آسیب به محتوا قابل نقل کردن بود.