Jump to ratings and reviews
Rate this book

رساله هزلیات

Rate this book
.

89 pages, ebook

First published April 1, 1963

71 people are currently reading
845 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
300 (31%)
4 stars
246 (25%)
3 stars
256 (26%)
2 stars
103 (10%)
1 star
47 (4%)
Displaying 1 - 30 of 66 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,097 followers
August 11, 2023
‎درود بر زنده یاد «ایرج میرزا» و اشعارِ خردمندانه اش... یادش همیشه گرامی باد
‎دوستانِ گرانقدر، در زیر به انتخاب، ابیاتی از این دیوان را برای شما بزرگواران مینویسم
---------------------------------------
‎نقاب دارد و دل را به جلوه آب کند
‎نعوذباللّه اگر جلوه بی نقاب کند
‎فقیهِ شهر به رفعِ حجاب مایل نیست
‎چراکه هر چه کند حیله در حجاب کند
‎به غیرِ ملتِ ایران کدام جانور است
‎که جفتِ خود را نادیده انتخاب کند؟
***********************
‎هرکه را با سرِ زلفِ سیه افتد کارش
‎چون سیه کاران، آشفته بُوَد بازارش
‎واعظ ار بیند یکبار دو چشمِ سیهَش
‎وعظ یکسو نهد، از عشق روَد گفتارش
***********************
‎جانا چه شوَد گر تو درِ مِهر گشایی؟
‎وز در به در آیی و چو جانم به بر آیی
‎همواره پسِ یکدگر آیند مَه و مِهر
‎ای ماه ندانم که تو بی مِهر چرایی!؟
***********************
‎خواهم که دهم جان به تو، میلِ دلم اینست
‎ترسم که پسندت نشود، مشکلم اینست
‎هرگز نروم جایِ دگر از سرِ کویت
‎تا جان بُوَد اندر تنِ من، منزلم اینست
***********************
‎پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم
‎خانه ویران بُوَد و حسرتِ مهمان دارم
‎آفتِ جانِ کسان، عشق بُوَد یا پیری
‎چه کنم من که همین دارم و هم آن دارم
***********************
‎زِ یاران آنقدر بد دیده ام، کز یار میترسم
‎به بیکاری چنان خو کرده ام، کز کار میترسم
‎نمیترسم نه از مار و نه از شیطان، نه از جادو
‎غمِ خود را به یکسو هشته، از غمخوار میترسم
***********************
‎باز روز آمد به پایان، شامِ دلگیر است و من
‎تا سحر سودایِ آن زلفِ چو زنجیر است و من
‎دیگران سر مست در آغوشِ جانان خفته اند
‎آنکه بیدارست هر شب، مرغِ شبگیر است و من
---------------------------------------
‎ابیاتی در موردِ حسین بن علی تازی
*********
‎زن قحبه چه میکشی خودت را
‎دیگر نشود حسین زنده
‎کشتند و گذشت و رفت و شد خاک
‎خاکش علف و علف چرنده
‎من هم گویم یزید بد بود
‎ لعنت به یزیدِ بدکننده
‎اما دگر این کُتل مُتل چیست؟
‎زین دستۀ خنده آورنده
‎تخمِ چه کسی بریده خواهی
‎با این قمه هایِ نابرنده؟
‎آیا تو سکینه ای که گویی
‎سو ایستَمیریم، عمیم گَلنده
‎کو شمر و تو کیستی که گویی
‎گَل قویما منی، شمیر اَلَنده؟
‎تو زینب و خواهرِ حسینی؟
‎ای نره خرِ سیبیل گنده
‎خجلت نکشی میان مردم؟
‎از این حرکاتِ مثلِ جنده
‎هی بر سر و ریشِ خود بزن گِل
‎هی بر تنِ خود بمال سنده
‎هی با قمه زن به کلۀ خویش
‎کاری که تبر کند به کُنده
‎هی بر سرِ خود بزن دو دستی
‎چون بال که میزند پرنده
‎هی گو که «حسین» کفن ندارد
‎هی پاره بکن قبایِ ژنده
‎گر زنده نشد، عَنم به ریشت
‎گر شد، عَنِ تو به ریشِ بنده
---------------------------------------
‎ابیاتی از شعر در موردِ فقیه و آخوند
************
‎نشسته بود فقیهی به صدرِ مجلسِ درس
‎به جای لفظِ «عَن» اندر کتابِ خود «مَن» دید
‎قلمتراش و قلم برگرفت و مَن، عَن کرد
‎سپس که داشت در آن باب اندکی تردید
‎یکی زِ «طلاب» این دید و گفت، با دگران
‎جنابِ آقا «عَن» کرد، جمله «عَن» بکنید
---------------------------------------
‎در مورد حجاب
************
‎فقیهِ شهر به رفعِ حجاب مایل نیست
‎چراکه هر چه کند حیله در حجاب کند
‎به حیرتم زِ که اسرارِ «هیپنوتیزم» آموخت؟
‎فقیهِ شهر که بیدار را خواب کند
‎زنانِ مکّه همه بی نقاب میگردند
‎بگو بتازد و آن خانه را خراب کند
‎به «اعتدال» از این پرده ها رهایی نیست
‎مگر مساعدتی دستِ انقلاب کند
‎زِ هم بدرد این ابرهایِ تیرۀ شب
‎وثاق و کوچه پر از ماه و آفتاب کنند
---------------------------------------
‎امیدوارم این انتخابها را پسندیده باشید
‎«پیروز باشید و ایرانی»
Profile Image for فؤاد.
1,131 reviews2,376 followers
April 6, 2015
ناصر فیض یه جا گفته بود که من بچه بودم، شعر می گفتم. به پدرم نشون دادم شعرم رو. پدرم یه سری به تأسف تکون داد و گفت "بیشتر شعر بخون."
منم رفتم توی کتابخونه ی پدرم و نگاه کردم دیدم از این سر تا اون سر، فقط کتاب های عربیه به جز یه کتاب. اونو برداشتم و شعرهاش رو خوندم که یهو! یه دستی کتاب رو از دستم کشید و یه دست دیگه زد پس گردنم. نگاه کردم دیدم پدرم با چشمان آتش بار وایستاده بالا سرم. گفت: "من گفتم برو شعر بخون، تو اومدی دیوان ایرج میرزا رو میخونی؟!"

صفاتی که ازش مشهوره رو که همه میدونن. ولی جدای از اون، بعضی از مطایباتش خیلی شیرینه. شکستن زبانش خیلی جالبه. مثلاً:
ای مشیرالدوله آمد فصل دی
فصل دی آمد، مشیرالدوله، ای!
یا:
گر شعر دگر کَلان جفنگ است
شعر تو کچل کلاچه اَجفَنگ!
(جفنگ رو به افعل تفضیل عربی برده)
یا:
درهای بهشت بسته میشد
مردم همه می جهنّمیدند
Profile Image for Masoud Irannejad.
199 reviews131 followers
Read
July 15, 2019
ابلیس شبی رفت به بالین جوانی
آراسته با شکل مهیبی سر و بر را

گفتا که: منم مرگ و اگر خواهی زنهار
باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را

یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار
یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را

یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر
تا آن که بپوشم ز هلاک تو نظر را

لرزید ازین بیم جوان بر خود و جا داشت
کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را

گفتا: پدر و خواهر من هر دو عزیزند
هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را

لیکن چون به می دفع شر از خویش توان کرد
می نوشم و با وی بکنم چاره ی شر را

جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی
هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را

ای کاش شود خشک بُن تاک و خداوند
زین مایه ی شر حفظ کند نوع بشر را
Profile Image for Mahdiis.
26 reviews
December 26, 2016
روحش شاد با این هنر شاعری
تازه فهمیدم چرا میگفتن اگه ایرج میرزا نخوندی نصف عمرت برفنا رفته
:)
Profile Image for افشین افشار.
17 reviews16 followers
June 29, 2007
ایرج میرزا در سال 1251 خورشیدی در تبریز به دنیا آمد و تمام عمرش را با تنگدستی می گذراند . او از محبوب ترین شاعران فارسی زبان به شمار می رود که دورن مایه ی اکثر اشعارش ضدیت با شاه و شیخ و دفاع از آزادی زن می باشد . ایرج میرزا با آنکه به خوبی احساس می کرد که وضع اجتماعی باید از بیخ و بن تغییر یابد ولی از قوانین تکامل تاریخی جامعه و از نقش توده های مردم در راه پیکار تحول اجتماعی آگاهی درستی نداشت . او خود را از فعالیت سیاسی مستقیم برکنار می داشت و مرد عمل نه بلکه شاعر میهن پرست است که ملت خود را از صمیم قلب دوست دارد و شیفته ی عدالت اجتماعی است و نمی تواند شاهد دهان بسته ی تمامی نابسامانی ها و ستم ها بر مردمش باشد . از همین روست که به خوبی در اشعارش افکار دموکراتیک خود را با زبان ساده و عام فهم انعکاس می دهد و مخصوصا تزویر و ریای روحانیون و خرافات و تعصبات مذهبی را شدیدا مورد بحث و انتقاد قرار می دهد . مردم که بسیاری از خواسته های خود را در اشعار او یافته بودند از او به گرمی استقبال می کردند . با ورود او به تهران به خصوص زنان به خاطر شهامت ایرج در مسئله ی رفع حجاب و آزادی زن با شور و شوق فراوان از او استقبال به عمل آوردند و هدایای گران قیمتی به او اهدا نمودند . به گفته ی چایکین ، خاورشناس روس که ناظر این تشریفات بود ، این مراسم ساده در شرایط آن روز بسیار معنی دار بود و چنین افتخاری نصیب هیچ شاعر و سیاستمداری نشده است . زندگی پربار ایرج در 22 اسفند 1304 بر اثر سکته ی قلبی پایان یافت ...

زندگی‌ ادبی اين‌ شاعر دارای‌ دو مرحله‌ بود. در مرحله‌ اول‌ كه‌ دوران‌ جوانی‌ ايرج‌ بود وی‌ در قالب‌ قصيده‌ به‌ ستايش‌ رجال‌ و خوشامد و تهنيت‌ پرداخت‌ ولی‌ در مرحله‌ دوم‌ كه‌ مصادف‌ با دوران‌ پختگی‌ شاعر بود از شاعر درباری‌ بودن‌ كناره‌ گرفت‌ و با پشت‌ سرگذاشتن‌ تجربيات‌ ارزنده‌ و جهان‌ بينی‌ تازه‌ای‌ كه‌ در اثر سفر اروپا و كسب‌ معرفت‌ و كمالات‌ بدست‌ آورده‌ بود مسائل‌ و مضامين‌ تازه‌ای‌ در دنيای‌ شعرش‌ پديدار شد و سبك‌ جديدی به‌ وجود آورد. بيشتر اشعار موجود در ديوان‌ او نيز كه‌ دارای‌ اعتبار ادبی‌ والايی‌اند در اين‌ دوه‌ سروده‌ شده‌اند; مضامين‌ و انديشه‌ های‌ شعر ايرج‌ در انتقاد از وضع‌ سياسی‌ واجتماعی كشور، وطن‌ دوستی ‌، تشويق‌ جوانان‌ به‌ دانش‌ آموزي‌ و فراگيري‌ علوم‌ و فنون‌جديد و بخصوص‌ علاقه‌ به‌ مادر و تجليل‌ سپاس‌ از مقام‌ مادر بود ايرج‌ ميرزا در اين‌ ارتباط يكی‌ از زيباترين‌ اشعار خود را به‌ نام‌ ‌مادر سرود كه‌ در زمره‌ زيباترين‌ اشعار بازمانده‌ از ادبيات‌ مشروطيت‌ ا
Profile Image for Ramin Azodi.
127 reviews
August 6, 2017
هيچ وقت يادم نميره. دومين ديوان شعري كه به طور كامل خوندمش در دوران دبيرستان در حالي كه مست از شور و هيجانات ادبيات مشروطه بودم
Profile Image for Ano0she.
10 reviews
March 7, 2017
فقط میتونم بگم از اندیشه های این مرد چقدر لذت بردم
از لحظه لحظه های خوندن اشعارش لذت بردم
فقط حیف که نمیشه بلند بلند خوند
;)
Profile Image for Bahram.
8 reviews
May 25, 2016
بینظیر و فوق العاده بود
ای کاش زودتر از این خوانده بودم
Profile Image for Ardavan Bayat.
367 reviews64 followers
April 29, 2022
خوانش: 1401.02.09
4 از 5

فهرست:

1. عارف‌نامه

2. جواب به خرده‌گیر
مرا از فحش دادن عار باشد/که فحش آیین سردمدار باشد

3. بر سنگ مزار
هر که را روی خوش و خوی نکو ست/مرده و زنده‌ی من عاشق اوست

4. نکته
زآنچه پس از مرگ برایم کنند/کاش کمی حین بقایم کنند

5. شراب
جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی/هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را

6. مادر

7. تصویر زن
درهای بهشت بسته می‌شد/مردم همه می‌جهنمیدند!

8. جهاد اکبر

9. جنده‌بازی

10. مزاح با یکی از دوستان

11. انتقاد از قمه‌زنی

12. ای خایه

13. دوزخ

14. حیله

15. آب حیات

16. انتقاد از قمه‌زنان
کی کشته شود دوباره زنده/با نفرین تو بر کُشنده

17. شهر کثیف

18. در هجو شیخ فضل‌الله نوری

19. مزاح با یکی از وزیران

20. خر عیسی
چون سوارش بر مردم همه پیغمبر بود/او هم اندر بر خرها همه پیغامبر است

21 می‌ترسم
شاپویی‌ها خطرناک‌اند و ترسیدن از آن واجب/ولی با این خطرناکی من از دستار می‌ترسم

22. خر و عزب
بود غافل که فلک پرده‌در است / پرده‌ها در پس این پرده در است

23. قصه‌ی بامزه
هر که دم بیشتر از خلق زند/قصدش این است که تا بیخ کند

24. انتقاد
من همه دشمن روزم که به روز/کند انواع جنایات بروز

25. قلب مادر

26. مزاح با یکی از وزیران

27. بهشت و دوزخ

28. رم
رم نه‌تنها کار این اسب سیاه مخلص است/مردم این مملکت هم مثل خر رم می‌کنند

29. انتقاد از حجاب
ز من مترس که خانم تو را خطاب کنم/از او بترس که همشیره‌ات خطاب کند

30. اشک شیخ

31. درویش

32. فقیه

33. مشاعره با ملک‌التجار

34. مثنوی زهره و منوچهر
Profile Image for Mostafa Naghizadeh.
27 reviews9 followers
December 25, 2014
دیدگاه قدیمی من در مورد ایرج میرزا به چند قطعه هجو که صرفا از سر شیطنت نوجوانی خونده بودم، بود

بعد از خوندن این کتاب به حقیقت اشعار ایرج و ظلمی که توجه بیش از حد و چاپ اشعار هجو شده،پی بردم.

عارفنامه.مادرنامه.اندرزهای ایرج. کودک نامه.مرآت الجمال که در وضف زیبایی های یار سروده شده.
مثنوی زهره و منوچهر
و...
به واقع که هنرمند و عالی در شعر نو.
روحش شاد.
در انتها یک قطعه در فوائد مطالعه از ایرج:
در این دنیا، به از آنجا نیابی

که باشد یک کتاب و، یک کتابی

کتاب ارهست کمتر خور غم دوست

که از هر دوستی غمخوارتر، اوست

نه غمازی- نه نمامی شناسد

نه کس از او- نه او از کس هراسد

چو یاران دیر جوش و زود رو نیست

رفیق پول و در بند پلو نیست

نشیند با تو- تا هر وقت خواهی

ندارد از تو -خواهش های واهی

بگوید از برایت داستانها

حکایت کند از باستان ها

نه از خوی بدش دلگیر گردی

نه چون مردم- از وی سیر گردی
Profile Image for Farhad.
379 reviews91 followers
June 30, 2008
شايد سراغ ايرج را مي توان از بچه هاي تازه به سن بلوغ رسيده گرفت.كه با هيجان ناشي از محروميت ،آتش شهوت تازه گر گرفته را شراره افشان تر خواهند كرد.
شعر ايرج شعري اجتماعي است كه در آن دردهاي مردم گرفتاري ها و نادرستي هاي آن ها با زبان خودشان تصوير شده و از آن جا كه اين تصوير بسيار وحشتناك است چاره اي جز آيينه شكستن باقي نمانده.انكار ايرج انكار فاجعه ي عارفنامه است كه ما همه ما مشابه آن بسيار ديده ايم و در برنياورده ايم ولي ايرج با شجاعت پرده از رازها كنار زده است.
اين دسته ايرج را به بي ادبي و بي هنري عيب مي كنند ولي نمي دانند روح بلند شاعر ما زيباترين شعر براي مادر را سروده و مهر ميهن به دلش داشت چه:
ما كه اطفال اين دبستانيم
همه از خاك پاك ايرانيم
Profile Image for Nima.
12 reviews8 followers
August 28, 2008
یکی از بزرگترین شعرای معاصر که متاسفانه به خاطر کج ذهنی یه عده به خاک خاطرات سپرده شده
ادبیات ایرج شاید به ظاهر عوام پسند و پر از عبارات کوچه بازاری باشه اما واقعا زیبا توضیح میده
پیام شعر هاش سنگینه
پشت اون ادبیات به ظاهر سبک محور چنان نتایج سنگین و عجیبی قرار گرفته که حتی بعد از گذشت این همه سال هنوز تازه و بکر و نمونش رو هر روز داریم تو کوچه و خیابون میبینیم
دیدت رو عوض کن
ایرج خیلی بزرگتر از نگاه کوته بینانه توست
Profile Image for mohamad jelvani.
284 reviews66 followers
April 17, 2019
یادم است زمانی یکی از دبیران ادبیات فارسی آموزش و پرورش می گفت
اگر بگردی در کیف نود درصد دبیران ادبیات دیوان ایرج میرزا را پیدا می کنی
به ایرج میرزا لقب سعدی دوران داده اند
به خاطر سبک روان و سهل و ممتنع او
خودش می گوید
شاعر اگر سعدی شیرازی است
بافته های من و تو بازی است
بعضی از اشعارش که در پیروی سبک قدیم و مدح حکام است ارزش چندانی ندارد
اما بعضی از اشعارش واقعاً خواندنی است
در حقیقت همان شعرهای اجتماعی و اخلاقی و ضد اخلاقی اوست
که نام او را ماندگار کرده است
خود او معتقد است شیوه تازه ای در شعر باب کرده است
و سعی کرده است از زبان مردم در سرودن اشعار خود بهره ببرد
گرچه در پنج زبان افصح ناسم دانند
به علی من کرِتم شیوه گفتار کنم
طنز و هجو و هزل و به نقد کشیدن خرافات با زبان گزنده و گاه توهین آمیز بن مایه اصلی این اشعار است
بد نیست هر از گاهی آدم برای دل خود سری به دیوان ایرج میرزا بزند
Profile Image for Mohsen Arabha.
91 reviews7 followers
March 28, 2020
بر خلاف تصوری که از ایرج میرزا هست، هم اشعار بامزه داشت و هم اشعار آموزنده و عبرت آموز
Profile Image for Matin  Pyron.
456 reviews21 followers
April 5, 2025
همچین آدمی توی اون دوران تاریک و خرافاتی ایران واقعا جالب بود برام
2 reviews
November 15, 2007
khob man kheili az adabiate sadeo ravani ke iraj to sherash estefade mikone khosham miad.
iraj vaghean shakhse ghaviyi to goftane ash'are sade bode va noe goyeshesh ye nogarayi to adabiate khoshko sonatiye on dorane iran dashte
to divanesham asheghe shere chador hajian va madaresham
Profile Image for Amir .
592 reviews38 followers
January 17, 2010
این کتاب تو سنی افتاد دستم که نباید... شعر چادرش هیچ وقت یادم نمیره... وقتی خوندمش کم مونده بود از تعجب شاخ در بیارم... بعدها کم کم با هزلیات سعدی و عبید عزیز هم آشنا شدم و این جنس شعرها برام عادی شد... ایرج برای من با همون شعر قلب مادرش جاودانه شده و بس
Profile Image for Iman.
79 reviews31 followers
March 27, 2007
I like it, I believe he was one of the most inlightened authors.
He aimed and attacked the negative traditions of iranian society.
Profile Image for amir.
11 reviews29 followers
July 8, 2007
درهاي بهشت بسته بودند
مردم همه مي جهنميدند
Profile Image for Simin Yadegar.
325 reviews48 followers
May 11, 2019
هر کس ز خزانه برد چیزی گفتند مبر که این گناه است
تعقیب نموده و گرفتند دزد نگرفته پادشاه است
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
April 3, 2019
داد معشوقه‌ به‌ عاشق‌ پیغام‌
که‌ کُند مادرِ تو با من‌ جنگ
هر کُجا بیندم‌ از دور کُند
چهره‌ پر چین‌ و جبین‌ پُر آژنگ
با نگاهِ غضب‌ آلود زند
بر دلِ نازکِ‌ من‌ تیرِ‌ خدنگ
مادرِ سنگ‌دلت‌ تا زنده‌ست‌
شهد در کامِ من‌ و توست‌ شَرنگ
نشوم‌ یکدل‌ و یکرنگ‌ تو را
تا نسازی‌ دلِ او از خون‌ رنگ
گر تو خواهی‌ به‌ وصالم‌ برسی‌
باید این‌ ساعت‌ بی‌خوف و درنگ
روی‌ و سینۀ تنگش‌ بدری‌
دل‌ برون‌ آری‌ از آن‌ سینۀ‌ تنگ
گرم‌ و خونین‌ به‌ منش‌ باز آری‌
تا بَرد ز آینۀ‌ قلبم‌ زنگ
عاشقِ بی‌خرد ناهنجار
نه،‌ بل‌ آن‌ فاسقِ بی‌عصمت‌ و ننگ
حُرمتِ مادری‌ از یا�� ببُرد
خیره‌ از باده‌ و دیوانه‌ ز بنگ
رفت‌ و مادر را افکند به‌ خاک‌
سینه‌ بدرید و دل‌ آورد به‌ چنگ
قصدِ سرمنزلِ‌ معشوق‌ نمود
دلِ مادر به‌ کفش‌ چون‌ نارنگ
از قضا خورد دمِ در به‌ زمین‌
و اندکی‌ سُوده‌ شد او را آرنگ
وان‌ دل‌ گرم‌ که‌ جان‌ داشت‌ هنوز
اوفتاد از کف‌ آن‌ بی‌فرهنگ
از زمین‌ باز چو برخاست‌ نمود
پی‌ برداشتن‌ آن‌ آهنگ
دید کز آن‌ دل‌ آغشته‌ به‌ خون‌
آید آهسته‌ برون‌ این‌ آهنگ:
«آه‌ دست‌ پسرم‌ یافت‌ خراش‌
آه‌ پای‌ پسرم‌ خورد به‌ سنگ»
Profile Image for ناصر سليم.
549 reviews27 followers
May 13, 2018
روحش شاد و یادش گرامی

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر
من گرفتم تو نگیر

 چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر
من گرفتم تو نگیر
 
بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر
یاد آن روز بخیر

زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر
من گرفتم تو نگیر

یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم
تک و تنها بودم

زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر
من گرفتم تو نگیر

بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان
بودم از جمع خوشان

خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر
من گرفتم تو نگیر

ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم
بستر راحت و نرم

زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر
من گرفتم تو نگیر

بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم
مستحق لگدم

چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر
من گرفتم تو نگیر

من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام
خر همسر شده ام

می دهد یونجه به من جای پنیر
من گرفتم تو نگیر
Profile Image for maryam.
42 reviews15 followers
June 29, 2007
impolite but true :D
Profile Image for mona alizade.
1 review1 follower
February 17, 2008
tarkibate jadid che dar ghafiye che dar sayere kalamat vaaa jesarat!
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
508 reviews1 follower
Read
September 5, 2025


آب حیات است پـدرسوخته
حَـبّ نـبات است پدرسوخته

تا بـتوانـیش بـگـیـر و بکـُن
صوم و صلاة است پدرسوخته

قافیه هرچند غـلـط می‌شـود
بـاب لـواط اسـت پدرسوخته
(ایرج‌میرزا، ۱۳۵۶: ذیل «آب حیات»، ۲۰۱-۲۰۲)

ایرج‌میرزا (۱۲۵۲-۱۳۰۴)، که یکی از شاعران توانمند ایرانی است، در اشعار خود از الفاظ مستهجن بسیار استفاده کرده است. لذا بعضی عقیده دارند که جوانان نباید نام او را بشنوند و دیوان اشعارش را بخوانند. این شاعر مشهور قجری، که برخی او را به سبب شعر زیبا و معروف «قلب مادر» می‌شناسند (همان: ۱۹۱)، سرایندۀ قطعه‌های دیگری نیز ازجمله شعر «حیله» و «آب حیات» است؛ قطعه‌هایی که دربارۀ امردبازی و مملوّ از واژگان رکیک و جنسی است:

واکردم از او تـکمۀ شـلوار و عـیـان شد
...ونی که نهان بود چو قرص قمر از من
تر کردمش آن موضع مخصوص به خوبی
آری که فراوان زده سر این هـنر از من
هـشـتم سـرِ گـرمِ ذَکـرم بـر درِ نـرمـش
آهـسـته فـرو رفـت دو ثـلث ذَکـر از من
(همان: ۱۹۶-۱۹۷)

بسیاری از شاعران بُعد ادبیِ اشعار ایرج‌میرزا را ستوده‌اند تا آنجا که محمدرضا شفیعی کدکنی معتقد است هیچ‌کس در ساده‌گویی بعد از سعدی به پای ایرج‌میرزا نرسیده و شهریار هم با تمام ارادتش به حافظ، از سبک ایرج در سرودن اشعارش استفاده کرده است (شفیعی کدکنی، ۱۳۹۲: ۳۶۷-۴۷۶). چنان‌که هوشنگ ابتهاج نیز بر آن باور است که ایرج‌میرزا نظیر ندارد و ما تعارف می‌کنیم که می‌گوییم بعد از سعدی کسی به این روانی شعر نگفت. واقعیت این است که هیچ‌کس زبان ایرج‌میرزا را نداشته است و به‌نظرم ایرج نسبت به سعدی خیلی روان‌تر است (عظیمی و طَیّه، ۱۳۹۱: ۲/ ۸۴۶ الی۸۴۸) .

فتنه‌ها در سَر دیـن و وطـن است
این دو لفظ است که اصل فتن است

صـحبت دیـن و وطن یعنی چه؟
دیـن تـو مـوطـن مـن یـعـنـی چه؟

همه عالَم همه‌کس را وطن است
هـمـه‌جا مـوطن هر مرد و زن است

چیست در کلّۀ تـو این دو خیال؟
کـه کُـنـد خـون مـرا بـر تو حلال؟
(ایرج‌میرزا، ۱۳۵۶: ۱۲۷)

این شاعر تبریزی، که در وصف خود گفته است: می‌کنم قافیه‌ها را پس و پیش / تا شوم نابغۀ دوره خویش (همان: ۱۲۲)، در مدح پیامبر اسلام، علی بن ابی‌طالب (همان: ۱۶۸) و علی‌اکبر (همان: ۱۶۶) هم اشعاری سروده است. چنان‌که به ستایش مردم خراسان و ادیبان این خطّه پرداخته است (همان: ۱۹۱-۱۹۲) و ضمن نقد حجاب، در مثنوی «عارف‌نامه» می‌نویسد:

بــیـا گــویـم بـرایــت داسـتـانـی

کــه تـا تـأثــیـر چــادر را بـدانـی

مرا دل در هــوای جــسـتـن کــام
پـری‌رو در خـیـال شــرح پـیـغـام

به نرمی گفتمش کای یـار دمـسـاز
بـیـا ایـن پـیـچـه را از رخ بر انـداز

پری‌رو زین سخن بی‌حد برآشـفت
زجا برجَست و با تندی به من گفت

که مـن صورت به نامـحـرم کنم باز
بـرو ایــن حـرف‌ها را دور انـــداز

تو می‌گویی قیامت هم شلوغست؟
تـمام حــرف ملاها دروغــسـت؟

تـمـام مـجـتـهـدها حـرف مُفتند؟
هـمه بـی‌غـیـرت و گـردن کُلُفتند؟

شـب اول کـه مـاتــحــتـت درآیـد
بـه بـالـیـنـت نـکـیـر و مـنکر آیـد

غرض آن‌قـدر گفت از دیـن و ایمان
که از گُه خوردنـم گـفـتـم پـشیمان

گــشـادم دسـت بـر آن یـارِ زیــبـا
چـو ملا بـر پـلـو مـؤمـن بـه حـلوا

...سی هـرگـز نــدیـده رویِ نــوره
مـنـزّه‌تـر ز خُـلـق و خـوی مـؤمـن

...سی برعکسِ ...سهای دگـر تنگ
کـه بـا ...یرم ز تـنگی می‌کند جنگ

حـجاب زن که نـادان شد چنینست
زنِ مـسـتـورۀ مــحـجـوبـه اینست

به ...س دادن همانا وقع نـگـذاشت
کـه بـا روگـیری اُلـفت بیشتر داشت

بدان خـوبی در ایـن چـادر کریهی
بـه هـرچـیـزی بـجـز انسان شبیهی

کـجـا فـرمـود پـیـغـمـبر بـه قـرآن
کـه بـایـد زن شــود غــول بـیـابـان

کدام است آن حدیث و آن خـبر کو
کـه بـایـد زن کُـنـد خـود را چو لولو

به عصمت نیست مربوط این طریقه
چـه ربـطـی گـوز دارد بـا شـقـیـقه؟

مـگـر نـه در دهـات و بـیـن ایلات
هــمـه روبـاز باشـنـد آن جـمـیلات

چرا بی‌عـصمتی در کارشان نیست؟
رواج عـشـوه در بـازارشـان نـیسـت؟

فـدای آن سـر و آن سـینـۀ بـاز
که هم عصمت در او جمعست هم ناز
(همان: ۷۹ الی۸۴)

ایرج‌میرزا در ادامۀ عارف‌نامه، در ابیاتی که بیانگر افکار فلسفی اوست، می‌آورد:
خدایا تا بـه کی ساکت نشینم
من این‌ها جمله از چشم تو بینم

هـمه ذرّاتِ عـالَم مـنترِ تُست
تـمـام حقّه‌ها زیـرِ سـرِ تُـسـت

در ایـران تـا بُـوَد ملا و مُـفتی
به روزِ بـدتـر از ایـن هم بـیفتی

به نـادان آنچنان روزی رسـانَد
که صددانـا در آن حـیران بمانَد
در این دنـیـا بـه از آنجا نیابی
که باشد یک کتاب و یک کتابی (همان: ۸۴-۸۵-۸۹)

منابع:

_ ایرج‌میرزا، ۱۳۵۶، دیوان ایرج‌میرزا، به اهتمام محمدجعفر محجوب، تهران، اندیشه.

_ شفیعی کدکنی، محمدرضا، ۱۳۹۲، با چراغ و آینه، تهران، سخن.
_ عظیمی، میلاد و طیه، عاطفه، ۱۳۹۱، پیر پرنیان‌اندیش: در صحبت سایه، تهران، سخن.
Profile Image for Ali.
Author 17 books677 followers
November 6, 2007
Iraj Mirza (1874 – 1926), is considered as one of the famous contemporary poets of Iran. In his verses he uses the actual words of everyday speech. The origin of this tendency has come to be identified with his name. Through Iraj, poetic language was enriched with many colloquial words and expressions. His simple poetic language is also famous for its witticism and satire. His style is rich in the Art of Simile. His striking sarcasm, pungent and fanged words are pointed at the dishonest clergy, businessmen, merchants and statesmen. He is particularly famous for his satirical poetry.

درباره ی شعر
https://www.goodreads.com/author_blog...
Profile Image for Kamand.
40 reviews21 followers
July 13, 2007
kolan iraj mirza bishtar hazle asharesh vali eb yade khodesh migam:
anke khofteh dar in khak manam,
irajam iraj shirin sokhanam,
har ke ra kholghe khosh o rooye nekoost,
morde va zendeye man ashgeghe oost
Profile Image for Amir Arsalan.
18 reviews8 followers
June 8, 2019
به قول شهریار که به ایرج میرزا میگفت:شعر حرمت داره و نباید حرمت شعرو شکست به خاطر اشعاری که هرکسی کم و بیش در موردش شنیده،ولی من عاشق این ساختار شکنی و شخصیت پردازی ایرج میرزام که به نوبه خودش قطعا یکی از بهترینهاست .
Profile Image for sanaz.
90 reviews189 followers
March 14, 2007
how brave must be, to have corrage to use such words!!!
Profile Image for محمد.
Author 20 books113 followers
September 8, 2007
درهای بهشت بسته می شد/مردم همه می جهنمیدند
Displaying 1 - 30 of 66 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.