کتاب «رنسانس و عقلباوری سدهی هفدهم» جلد چهارم از مجموعهی «تاریخ فلسفهی راتلج» است که با ویراستاری «ج. اچ. آر. پارکینسون» تدوین و به کوشش «حسن مرتضوی» ترجمه شده است. مجموعهی تاریخ فلسفهی راتلج شامل ده جلد است و هر جلد ۱۰ تا ۱۵ فصل دارد که توسط نویسندگان گوناگونی نوشته شده است. در پیشگفتار این اثر آمده است: «فلسفهای که در این مجلد موردبحث قرار میگیرد، دورهای سیصدوپنجاهساله را از اواسط سدهی چهاردهم تا سالهای آغازین سدهی هجدهم یعنی زایش فلسفهی مدرن دربرمیگیرد. مباحث اصلی عبارتاند از فلسفهی رنسانس و عقلباوری سدهی هفدهم، بهویژه دکارت، اسپینوزا و لایبنیتس. همچنین مبحث مهم ظهور علم مدرن را در سدههای شانزدهم و هفدهم و روابطشان را با فلسفهی آن دوره مورد بررسی قرار میدهد.» دراین کتاب عنوانهایی همچون «فلسفهی رنسانس ایتالیایی»، «فلسفهی رنسانس خارج از ایتالیا»، «علم و ریاضیات از رنسانس تا دکارت»، «فرانسیس بیکن و قلمروی دووجهی انسان»، «ماتریالیسم سدهی هفدهم»، «اسپینوزا: متافیزیک و شناخت»، «سببسازانگاری» و «لایبنیتس: حقیقت، شناخت و متافیزیک» به چشم میخورد. کتاب حاضر را نشر «چشمه» منتشر کرده و در دسترس علاقهمندان قرار داده است
هنوز نمیتونم یک review جدی برای این کتاب بنویسم، ولی خب اگر بخوام خیلی کلیگویی کنم، کتاب از ابتدای رنسانس شروع میشه و شکلگیری امکانات لازم برای بروز و ظهور فلسفه مدرن رو بررسی میکنه. ابتدا از شکلگیری رنسانس در ایتالیا شروع میکنه، در فصل بعد از مرزهای ایتالیا خارج میشه و بیشتر روی محدودهای که آلمان امروزی و تاحدودی فرانسه رو تشکیل میده تمرکز میکنه، وضعیت علم را تا پیشاز دکارت گزارش میکنه، بعداز اون به فرانسیس بیکن میپردازه و در فصلهای بعدی وارد فلسفه دکارت (در ۲ فصل)، گاسندی و هابز(۱ فصل)، اسپینوزا (در ۲ فصل)، و لایبنیتس(۱ فصل) میشه. البته یک فصل رو هم جداگانه به مفهوم سببسازانگاری میپردازه که معروفترین فیلسوف این بخش مالرانشِ (هرچند ایرادات لایبنیتس رو هم به این مفهوم در این فصل آورده.). کتاب نیاز به پیشآگاهی درباره تاریخ فلسفه غرب داره و اصلا نمیشه بدون مقدمه رفت سراغش. دراینخصوص درسگفتارهای تاریخ فلسفه غرب دکتر اردبیلی رو پیشنهاد میکنم که اخیرا بهصورت رایگان روی castbox هم قابل شنیدن هست.
ترجمه کتاب بسیار ضعیف هست و علت سهستارهای شدناش از طرف من همین ترجمه بسیار ضعیفِ. فکر کنم آقای مرتضوی کمترین دانش رو در حوزه این کتاب دارن! هرچند ایرادات ویرایشی هم اصلا کم نبود که بهنظرم ناشر محترم (نشر چشمه) باید مجددا ویراستاری کنن.
البته صفحهآرایی کتاب قابلقبول هستش و خیلی بهتر از اون، کاغذی که استفاده شده و درنتیجه وزن کتاب برخلاف حجیم بودن، خیلی کم هست.
شاید برای کسی که هیچ آشنایی یا آشنایی کمی با فیلسوفان مورد بحث داره زیاد مناسب نباشه. در توضیح کتاب نوشته شده مناسب مخاطب عامی هم هست که با فلسفه آشنایی چندانی نداره و می خواد با کلیات نظریات فیلسوفان آشنا بشه ولی در عمل به دلیل اینکه در قالب مجموعه مقالات منتشر شده و هر مقاله نویسنده متفاوتی داره کتاب یکپارچگی خوبی نداره و این ادعا به نظر من برآورده نشده، بعضی مقاله ها بیش از حد تخصصی هستن و بعضی کاملا کلی هستن. در برخی مقاله ها موضوعات و نظریات کلی یک جزیان فکری یا یک فیلسوف مورد بحث قرار گرفته و در بعضی مقالات دیگه به جای کلیات، به موضوعات جزئی مورد علاقه نویسنده پرداخته شده که برای خواننده عام و حتی دانشجوی فلسفه ممکنه جذابیت چندانی نداشته باشه. بعضی از نویسندگان صفحات زیادی رو به بیان برداشت های شخصی خودشون و حدس و گمانشون در مورد یک موضوع جزئی اختصاص دادن که اگر موضوع مورد علاقه فرد نباشه خوندنش بسیار خسته کننده هست. به خصوص توی این جلد در مورد بخش بیکن و دکارت این مسئله به شدت دیده می شه که حجم نوشته ها در مورد یک موضوع جزئی مورد علاقه نویسنده تا چند برابر کل نظریات فیلسوف مورد بحث هست. در کل برداشتم از این جلد این بود که راتلج به عنوان گردآوری مقالات فلسفی مجموعه بی نظیری هست ولی به عنوان یک تاریخ فلسفه پیوستگی و یکپارچگی لازم رو نداره.
وقتی خوندن این کتاب رو شروع کردم خیلی به دلم نشست ، سبک کار نویسنده های کتاب برای من خیلی جالب بود و به خصوص جزئیات و نکات کتاب رو خیلی دوست داشتم «تاریخ فلسفه ی راتلج؛ جلد چهارم» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/77852