از پشت جلد: در این کتاب دو رهیافت به ادبیات جهانی ارائه شده است که هر دو ، اصطلاح ادبیات جهانی را برای درک ادبیات ملی احیا می کنند. برای رسیدن به این هدف، هر دو... به استعاره های اقتصادی متوسل می شوند، برای مورتی ادبیات جهانی... نظامی واحد ولی نابرابر است. از سوی دیگر، کازانووا مفهوم اقتصاد - جهان برودل را فرض می گیرد و معتقد است که این نابرابری در درجه ی اول درانباشت سرمایه ی فرهنگی ظهور می کند. از نظر ساختاری، اگر نابرابریِ مرکز-پیرامون ساختار درونی نام واحد مورتی را تعریف می کند، در دیدِ کازانووا نوعی مکانیسم قدرت اصلی است، به طوری که عدم تقارن آن ساختار سلطه ی فرهنگی را تعیین می کند- زیر سلطه بودن معادل است با محروم بودن از دسترسی ادبی در مقیاس جهانی. لذا از نظر هر دو ادبیات جهانی عرصه ی نزاع است. برای مورتی نزاع برای رسیدن به استیلای نمادی و برای کازانووا نزاع برای رسیدن به مشروعیت.
کتاب بسیار زیبایی بود رد شناخت هر چه بهتر ریشه های رمان و داستان بلند در قاره هایی به غیر از اروپا. بویژه ادبیات آمریکای جنوبی بحثی هم در فرهنگ و آسیب شناسی در خلال مقاله ها نمایان بود. از متن: سواد تعداد خوانندگان، آثار ادبی را افزایش نمی دهد، بلکه کارش این است که جناعت با سواد را همراه با جماعت بی سواد، مستقیم از مرحله ی فولکلور به دل این نوع فولکلور شهری (منظور نویسنده این است که ادبیات معاصر و رمان بخش اعظمی محصولِ شهرنشینی و توهم فرهنگ و سواد بوده و نمی توان به چنین فرهنگی اعتماد کرد و یا حتی آن را فرهنگ خواند) پرتاب می کند که چیزی جز فرهنگ انبوه شده نیست ص 123