مایکل بری در سال ۱۳۸۰ متن کامل هفت پیکر را از فارسی به فرانسه برگرداند که همراه با شرح و تفسیر او بر این اثر توسط نشر گالیمار در پاریس منتشر شد. نظامی خود بر این باور بود که شعرش هلالی باریک از ماه است که تنها بر اثر کوشش خواننده قرص کامل خواهد شد. خوانندهی منصف پس از خواندن تفسیر مایکل بری بر هفت پیکر نظامی ناگزیر اعتراف خواهد کرد که راهنماییهای او برای هویدا کردن این قرص کامل بسیار سودمند واقع شدهاند. مایکل بری خود میگوید: «نظامی همواره شاعر ایرانی دلخواه من بوده است. تفسیر حاضر را برای ترجمهی خود از هفت پیکر نظامی به زبان فرانسوی، که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، نگاشتهام. نسخهی فارسی هفت پیکر را همراه گلچینی از شعر فرانسه، نسخهای جیبی از اثر دانته و نسخهی جیبی دیگری از اثر شکسپیر، بههنگام سفرهای بشردوستانهی فراوان به قصد یاریرسانی پزشکی و غذایی به مردم افغانستانِ مصیبتزده در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، در کولهپشتی خود حمل میکردم. میخواستم زبان، جهانبینی، و دنیای شاعرانهٔ تمدن پارسی کهن را فرا بگیرم و در فرصتهای گرانبهای مطالعه و در شبرویهای طولانی بهمنظور دوری از گروههای گشت ارتش اشغالگر شوروی، سروصدای بمبها و ازدحام پناهندگان پیرامون خود؛ و بعدها رگبار گلوله بر کابل، که طالبان به محاصره درآورده و مردمش را به گرسنگی کشانده بودند، فراموش کنم. مگر نظامی نیست که در دورههای خونبار بیشمار تاریخِ خوانندگان فارسیزبان خود همواره گریزی بهسوی جهانی رؤیایی میزند، جهانی نهتنها زیباتر، بلکه واقعیتر از واقعیت روزمرهی شوم، واقعیتی آسمانی ورای توهم پدیدارها و شروشور کشتارها که شاعر به وصفش مینشیند؟ درست در آستانهی همین هجومهای مغولان است که نظامی از جهان چشم برمیبندد. شعرش، که آن را بارها رونویسی و خوشنویسی کرده و به خاطرهها سپردهاند، بخشی از آن میراث فرهنگی است که پارسیزبانان در گرماگرم کشتارهای چنگیزخان و جانشینانش آنچنان دلسوزانه پاس داشتهاند.»
Michael A. Barry (born 1948, in New York) is a Princeton University professor and historian of the greater Middle East and Islamic world. Since 2004 he has taught as Lecturer in Islamic Culture in Princeton's Department of Near Eastern Studies, in addition to serving as consultative chairman of the Department of Islamic Art at the Metropolitan Museum of Art (2005-2009) and special consultant to the Aga Khan Trust for Culture since 2009. An established authority on Islamic art and the history and culture of Afghanistan, on which subjects he has written extensively in both French and English, Barry's works include a standard French-language history of Afghanistan (Le Royaume de l'insolence), a biography of the late commander of the Afghan Northern Alliance, Ahmad Shah Massoud (Massoud: de l’islamisme à la liberté), which won France's Prix Femina in 2002, and an interpretive history of medieval Islamic figurative painting from the 15th to the 16th centuries (Figurative Art in Medieval Islam and the Riddle of Bihzâd of Herât (1465-1535)).
His most recent work is Kabul's Long Shadows, published in 2011 by Princeton University's Liechtenstein Institute on Self-Determination (LISD). This monograph, which summarizes Barry's views on Afghanistan for the first time in English, addresses current U.S. policy toward Afghanistan in light of the country's political and cultural history, its tribal dynamics and the strategic concerns of the surrounding region.
Prior to coming to Princeton, Barry spent many years in Afghanistan with the International Federation for Human Rights, Médecins du Monde and the United Nations, working in often perilous conditions to provide and coordinate humanitarian assistance for the Afghan people from 1979 to 2001. He holds an A.B. in Near Eastern Studies from Princeton University, post-graduate degree in anthropology from Cambridge University, M.A. from McGill University and Ph.D. from the École des Hautes Études en Sciences Sociales in Paris.
نویسنده در تحلیل داستان گنبد پیروزه، به اشتباه سیاره مشتری را جایگزین سیاره تیر میکند. طبق داستان اصلی ، چهارشنبه روز تیرشید و پنجشنبه هرمزشید است. داستان گنبد پیروزه یا ماهان مصری در روز چهارشنبه روایت میشود که مربوط به سیاره تیر یا عطارد است. اما نویسنده در صفحه ۲۷۷ این انتساب اشتباه را انجام میدهد. اطلاعی ندارم که در نسخه اصلی کتاب این اشتباه رخ داده است یا در هنگام برگردان اثر. در مجموع کتاب برای خوانندگان غربی حکیم نظامی کاربرد بیشتری دارد و به نوعی منشأ و پیوند بین افسانههای هفت پیکر و داستانهای غربی را در گذر زمان ریشه یابی میکند.( ناگفته نماند که خواننده شرقی نیز هنگام مواجهه با پارهای از موارد ذکرشده در کتاب شگفت زده خواهد شد.) تسلط نویسنده بر متون کهن به خوبی نمایان است و از منابع متعددی نیز بهره برده است، خواندنش برای لذت بردن بیشتر از اثر رمزآلود حکیم نظامی خالی از لطف نیست.
کتاب از بعضی غلطخوانی و حتی غرضورزی یا حداقل بیاطلاعیها بری نیست و نصفه رهاش کردم. با اینکه روزی برخواهم گشت یک فصل را دقیق بخوانم ولی انقدر در حاشیه نوشتم ابله احمق! غلط کردی! بیخود و اینها که خسته شدم. این هم از آن داستانهاست که چه عرض کنم.
مایکل بری در سال 1380 متن کامل هفت پیکر را از فارسی به فرانسه برگرداند که همراه با شرح و تفسیر او بر این اثر توسط نشر گالیمار در پاریس منتشر شد. نظامی خود بر این باور بود که شعرش هلالی باریک از ماه است که تنها بر اثر کوشش خواننده قرص کامل خواهد شد. خواننده منصف پس از خواندن تفسیر مایکل بری بر هفت پیکر نظامی ناگزیر اعتراف خواهد کرد که راهنماییهای او برای هویدا کردن این قرص کامل بسیار سودمند واقع شدهاند. مایکل بری خود میگوید: «نظامی همواره شاعر ایرانی دلخواه من بوده است. تفسیر حاضر را برای ترجمه خود از هفت پیکر نظامی به زبان فرانسوی، که در سال 2000 منتشر شد، نگاشتهام. نسخه فارسی هفت پیکر را همراه گلچینی از شعر فرانسه، نسخهای جیبی از اثر دانته و نسخه جیبی دیگری از اثر شکسپیر، بههنگام سفرهای بشردوستانه فراوان به قصد یاریرسانی پزشکی و غذایی به مردم افغانستانِ مصیبتزده در سالهای 1980 و 1990، در کولهپشتی خود حمل میکردم. میخواستم زبان، جهانبینی، و دنیای شاعرانه? تمدن پارسی کهن را فرا بگیرم و در فرصتهای گرانبهای مطالعه و در شبرویهای طولانی بهمنظور دوری از گروههای گشت ارتش اشغالگر شوروی، سروصدای بمبها و ازدحام پناهندگان پیرامون خود؛ و بعدها رگبار گلوله بر کابل، که طالبان به محاصره درآورده و مردمش را به گرسنگی کشانده بودند، فراموش کنم. مگر نظامی نیست که در دورههای خونبار بیشمار تاریخِ خوانندگان فارسیزبان خود همواره گریزی بهسوی جهانی رؤیایی میزند، جهانی نهتنها زیباتر، بلکه واقعیتر از واقعیت روزمره? شوم، واقعیتی آسمانی ورای توهم پدیدارها و شروشور کشتارها که شاعر به وصفش مینشیند؟ درست در آستانه? همین هجومهای مغولان است که نظامی از جهان چشم برمیبندد. شعرش، که آن را بارها رونویسی و خوشنویسی کرده و به خاطرهها سپردهاند، بخشی از آن میراث فرهنگی است که پارسیزبانان در گرماگرم کشتارهای چنگیزخان و جانشینانش آنچنان دلسوزانه پاس داشتهاند.»