کتاب «بايد حرفای ديشبمو جدی میگرفتی» بهار هشتاد و سه نوشته شد. نوشته سالها در محاق غيرمجاز بودن ماند و ماند تا با تمهيداتی، كمی از آن سمت و كمی از اين سمت، توانستيم امسال مجوزش را بگيريم. برای اين كتاب به چند جلسه در وزارت ارشاد، در دورههای مختلف چند وزيری كه در طی اين سالها آمدند و رفتند و فراموش شدند، رفته باشم، نه من ديگر به ياد دارم و نه آنها كه ناگزير پای جلساتشان نشستم و گفتند و گفتيم و شنيديم و شنيدند. گاهی هم نه شنيديم و نه شنيدند. خيلی چيزها كه در جغرافيای داستان آمده حالا تغيير كرده. آبادان امروز با آن سالها تفاوت دارد. باشگاه قايقرانی مورد علاقهام ديگر نيست. گو كه برخی آدمهای اين داستان هم ديگر نيستند... ؛
محمدرضا مرزوقی متولد ۱۳۵۵ است.. عاتکه نام اولین کتاب اوست که در سال ۱۳۸۰ در نشر روشنگران به چاپ رسید. رمان دیگرش به نام تُل عاشقون با همکاری نشر افق، و رمانهای پسین شوم و بارداری بیهنگام آقای میم با همکاری نشر روشنگران منتشر شدند. مرزوقی علاوه بر داستانهایش درباره نقاشی،برای آشنایی کودکان و نوجوانان با محیط زیست هم داستانهایی نوشته که برخی از آنها را نشر امیرکبیر منتشر کرده است.
فیلمنامهنویسی و فیلمسازی مستند هم از فعالیتهای محمدرضا مرزوقی است.