"ديلِ گپ" گيلكیست و معناى حرف دل میدهد. میگويند كه در جايى حرف دل و عقل به هم مىرسند و به اين تقاطع نام خرد دادهاند. فكرپردازىهاى على عبدالرضايى اغلب در همين نقطه تقاطع اتفاق مىافتند. میان مطالبی که این روزها نمیشود در هر جایی شنید و یا در هر صفحهاى خواند، نظرم را یادداشتهایی جلب کرد که در کتاب پیش رو گردآوری شده است. در این کتاب، همانگونه که چندین علی عبدالرضایی هست، چند و چندين منش گفتاری و نوشتاری را خواهيد خواند. همهشان خواندنیست؛ به طرز فجیعی خواندنی، و من آنها را در مطالبی که قبلن مهیار صابری نیمی از آن را گرد آورده بود جا دادم که چیزی حیف نشود. حیف است این همه را نخواند؛ نخواند و نشنید. مدام دعوت میشوید به فکر، به شور، به شعور و از همه بیشتر حتی به شعر. پس بخوانید، بشورید، بشعورید و بیاندیشید. آمنه باجور – گردآوردنده
دیل گپ گیلکی است و به معنای حرف دل. گویند در جایی حرف دل و عقل به هم میرسد که به این تقاطع نام خرد میدهند و فکرپردازی های علی عبدالرضایی در همین نقطه رخ میدهد. این کتاب گزیده ای از مجموعه سخنان علی عبدالرضایی شاعر و متفکر بزرگ است که روشنفکرترین فعال سیاسی نیز میباشد. در این کتاب با ایده آنارشیسم او بیشتر آشنا میشوید. چند جمله زیبا از کتاب رو در ادامه ذکر میکنم: 1-معنای زندگی چیزی جز معنا دادن به زندگی نیست 2-شعر گفتن با شعری متفاوت است، بسیاری شعر زیبا مینویسند ولی شاعر نیستند 3- آزادی مانند شاعری است؛ باید آزاد باشی، آزادی شدن نیست بلکه بودن است زیرا اگر آزاد شوی آنرا از دست خواهی داد 4- من شاعر نشدم، شاعر به دنیا آمدم. آنارشیسم بودنم هم اینگونه است یعنی آنارشیسم هستی یک آنارشیست واقعی است 5-واقعی ها همه اختلال روانی دارن و کسی که عادی است، واقعی نیست 6-من در قرن 21 مینویسم ولی آنان که مرا میخوانند در قرون وسطی زندگی میکنند 7- عشق جز با خیانت دوام نمی یابد 8-شهرت بال میدهد که آزاد باشی ولی محبوبیت جز گردن نهادن به محدودیت نیست 9-من ترجیح میدهم سرم بالای دار برود ولی سردار نباشم 10-باید به فسق و فجور کردن ادامه دهیم تا مقدس معمولی بشه 11-راه عدالت و آزادی فقط از برابری میگذرد و نه قانون چرا که قانون دست پخت قدرت است و قدرت جز کاتالوگ انحراف از حقوق انسان نیست، قدرت ستیزتر از آنارشیست ها وجود ندارد. و مفاهیمی از این دست در کتاب بسیار است. علی عبدالرضایی زمانی تابوشکنی میکرد ولی وقتی همه از او تقلید کردند، شروع به معیار شکنی کرد ... امیدوارم از خوندن این کتاب لذت برده و در نحوه تفکر خود تجدید نظر کنید.