Jump to ratings and reviews
Rate this book

گورکن ها گریه هایشان را عمیق تر حفر می کنند

Rate this book

76 pages, Paperback

Published January 1, 1396

2 people want to read

About the author

مجید تیموری

4 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (50%)
4 stars
1 (25%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
1 (25%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Nasrina Rezaei.
Author 2 books28 followers
September 23, 2017
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نسرینا رضایی:
شعر بلند «گورکن‌ها گریه‌هایشان را عمیق‌تر حفر می‌کنند» روایت فقدان معشوقی است که عاشق یا همان راوی حضور کامل خویش را در جهان هستی بی‌هویت و بی‌معنا تصور می‌کند. تقابل بین غیاب و حضور در شخصیت و کارکتر راوی و تاثیر ناگوار آن در روان آن، ریشه‌ی سرودن شعر بلندی است تا اندوه و تنهایی و روان‌زخمی او را تسکین دهد. شاید شیوه‌ای نامتداول باشد برای ترمیم و سلامت روح انسان‌هایی که تجربه‌ی زیسته مشابهی داشته‌اند.

هرچند پناه بردن به رویا و تخیل به تصور آن‌که می‌توان از این سردرگمی و افسردگی رهایی پیدا کنیم شیوه‌ای دفاعی و غریزی محسوب می‌شود ولی شاعر با همین مکانیسم است که می‌خواهد خصیصه‌ای برای توانمندسازی درونی راوی پیدا کند تا از این برهه‌ی زمانی عبور کند ولی ما می‌دانیم تنها راه حل موجود پذیرش واقعیت بیرونی است تا سلامت روان خویش را تضمین کنیم. همان‌طور که اشاره می‌شود بر اساس مبنای روانشناسی سوگ چند نمونه از مراحل مختلف را در این شعر بلند مشاهده می‌کنیم.

ابتدا انکار و دوری‌گزینی از پذیرش مصیبت از طرف راوی
لابد احتیاج به بیماري جدیدي داشته‌ام/  از بی وفایی معشوقی فرضی/ /  فراموشیِ مرگت، شغلی است/  براي خودم دست وپا کرده‌ام        
ص 9
قلب باد مسلول از وزیدن/  است/  حضور نامرئی تو را/  تر از همیشه در/  کند
ص 12
 
مرحله خشم و عصبانیت از درد و حقیقت موجود
تا این که مرگ نبودنش را از خدایان خواسته بودم/  چهره‌ي فرشته‌اي پیر استفاده/  سیاهِ گریستن/  قلعه‌ها را بلعیدند/  به این زمین دره‌ي  سقوط کنیم
ص15 و 16
زندگی این بار خودش آمده بود/  خانه‌ام/  براي رفتن عجله داشت/  و نام مسموم شده است/  این دستگاه، خط ممتدش را/  سوت بکشد
ص 39
 
مرحله معامله یا بده بستان با خداوند
پس چرا به صورت اشتباهی/ عمدی یا اتفاقی/ خدایان اسطوره‌ای مسئولیتی را به عهده نمی گیرند/ تا محیط تنهایی‌ام/ از فرمول‌های هندسه بیرون نزند؟
ص 20 و 21
 
مرحله چانه‌زنی و میل به جستجوی فردی از دست رفته
هنوز کوچه‌ي‌مان/  دیدن پیرمردي که عاشق است/  قدم‌هایت را رها می‌کند/  شده در مزرعه‌ي کتف‌هایت/  جوانه می‌زند/  دستی‌اش پر از شکوفه/  مرگ را براي او/  سال دیگر به تأخیر بیندازد
ص 36
 
در مرحله چهارم افسردگی و بی‌قراری 
نبودي/  تا مرزهاي شناور این نقشه را/  بکشی/  قطب نما نمی‌ایستاد با رفتنت ناپدید شده بود/  در خلایی سرسام آور/  را تغییر می‌دادم با هر دفعه گریستن/  و بیشتر دفن می‌شدم
ص 18
 
با ثابت ماندن چشم‌هایت/  خاردارها/  را بیرون می‌کشیدند/  مرز به دورتر شوم 
ص 23

در نهایت پذیرش و تسکین 
تنهاییم را سوار درشکه‌اي خواهم کرد/  زمینم را شخم خواهم زد/  زمینم با من شخم خورد/  می‌کنم/  چه درختچه‌هایی در من است/  من اکسیژن لازم را آن‌ها نداشته‌ام
ص 42
 
انسجام درونی این شعر بلند حول محور مسئله مرگ در انسان‌ها مخاطب را وامی‌دارد تا با آن همذات‌پنداری کند و از طرف دیگر روایت داستانیِ سیال ذهنیِ آن نیز از ویژگی‌های دیگرِ اثر است. مجید تیموری به واسطه روحیه داستان‌نویسی خویش کارکترهای خود را با وجهه خاص و با تیپ شخصیتی ثابت و باورپذیر ارایه می‌دهد ضمنا استفاده نکردن از زمان خطی در شعر بلند را به خوبی به کار می‌برد تا کلیت داستان حفظ شود. قطعا برای پرداختن به دیگر عناصر شعری این اثر، مجال بیشتری می‌طلبد ولی قابل توجه است که در این شعر بلند ما شاهد روایت مدرن یا دیدگاهی خاص از دنیای امروزی نیستیم و تصور می‌کنم که خود شاعر نیز این انتظار را از این شعر بلند ندارد. 
goo.gl/bsUIp2
Profile Image for Behzad.
653 reviews122 followers
July 22, 2024
سطرهای سانتیمانتال، خطاب به همون «تو» ی همیشگی.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.