سلینا ساردوثین قهرمان پادشاه است اما به هیچ وجه به سلطنت وفادار نیست، چون مردی که سلینا به او خدمت میکند، قصدی شوم در سر دارد. اما کار کردن برخلاف خواستهی اربابش، چندان هم آسان نیست و سلینا در مدتی که سعی میکند رازهای مخفیِ قصر شیشهای را کشف کند، نمیتواند به هیچکس اعتماد کند. حتی به کسانی که قرار است متحدانش باشند، ولیعهد دوریان، فرماندهی نگهبانان، کیال و شاهدخت بیگانه، نهمیا. و بعد تراژدی بیانناپذیری دنیای سلینا را در هم میشکند و او را مجبور میکند یک بار و برای همیشه تصمیم بگیرد به چه کسی وفادار است... و برای چه کسی خواهد جنگید.
Sarah J. Maas is the #1 bestselling author of the Throne of Glass, Court of Thorns and Roses, and Crescent City series. Her books have sold millions of copies and are published in thirty-eight languages. She lives in New York City with her family.
این کتاب بدون شک یکراست به قفسهی کتاب های مورد علاقهام اضافه شد
حتی ذره ای قابل قیاس با جلد اولش نبوده و نیست
ریتم کتاب کاملاً درسته. در بهترین شکل ممکنه. سارا جی ماس جهان داستانیشو بیشتر و بیشتر بسط میده اما از هیچ جزئیاتی غافل نیست توسعهی کاراکترها و تعمیقشون، شخصیت پردازی خارقالعادهاش به صورت جزء به جزء
جادو در سراسر داستان موج میزنه، جادویی ناب و جذاب و دوستداشتنی
همه چیز سرجاشه، همهی اتفاقات به جاست و معماها یکی یکی مطرح میشن و یکی یکی حل میشن. از اسرار پرده برداشته میشه و توطئهها یکی یکی برملا میشن
و چقدر همهی جزئیات بهغایت عالی با هم عجین شدن. و چقدر همه چیز عالی و بینقص هست
و یک ضربهی نهایی عالی. هیچ چیز کش پیدا نمیکنه، هیچچیز سر هم بندی نمیشه، همه چیز درست و به جاست
و پایان این کتاب نوید کاراکترهای جدید و فوقالعادهای رو در ادامهی مجموعه میده.
نویسنده انگار تک تک مشکلات جلد قبل رو برطرف کرده، انگار نشسته همهی نقدها و ریویوها رو خونده. سلینا ساردوثین رو میستایم، دوریان هویلیارد رو به غایت دوست دارم و آرچر فین، شخصیت مورد علاقهی منه. چنان زیبا پرداخته شده، چنان حرفهای، با تمام ظرافتها و پیچیدگیهاش، که آدم لذت میبره. هرچقدر هم از همون اول خواننده بتونه دستش رو بخونه و سلینا نتونه!
فوقالعاده بود و از همین الان نگرانم که جلد بعدی به این خوبی نباشه، در برخی نقدها و نظرات که اینگونه به نظر میرسه. امیدوارم جلد سوم دست کم به اندازهی تاج نیمهشب فوقالعاده باشه
جی ماس همیشه جلدای اول مجموعه هاش کندن و از یه جا به بعد میترکونه. جلد اول که بیشتر آماده سازی و معرفی فضا و شخصیت ها بود معمولی بود. این جلد دوم هم نیمه اولش مثل جلد اول معمولی بود ولی دیگه از نیمه دوم عالی شد و اصلا ترکوند مخصوصا آخرش که قشنگ مشخصه از جلد بعدی دیگه خواننده رو گیر خودش میندازه> < ترجمه رو هم دوست داشتم و جاهایی که صحنه +18 میشد یا حس میکردم سانسور شده رو میرفتم پی دی اف زبان اصلی چک میکردم و متوجه شدم کمترین حذفیاتی صورت گرفته و فقط جاهایی که بحث لب و بوسه و... بود مترجم حذف کرده بود ولی حس و اتفاقای اون لحظه رو نگه داشته بود و دقیق عین همون جمله رو ترجمه کرده بود. (خلاصه که اگه با زبان اصلی راحت نیستید، این ترجمه کاملیه و کمترین حذفیات در حد سه چهار خط داره.) . . 🚫اسپویل🚫 . . من میدونستم سلینا فی و ملکه هست(کسی که مجموعه رو خونده بود بهم گفته بود) اما فصلای آخر که مشخص شد من انگار نه انگار که از قبل خبر داشتم متعجب و تو شوک بودم. اونقدر که از نیمه دوم اتفاقا اوج گرفتن و قضیه در، مقبره، سیاهچال و... همه چی با سرعت تو هم رفتن که هیجان و ضربان قلبم رو قشنگ حس میکردم. حالا که الینا رفته وندلین یعنی از جلد بعدی قراره شخصیتای جدید و روان دوست داشتنی بالاخره وارد داستان بشن😆 مرگ نهیمیا ناراحت کننده بود ولی حقیقتش رو بخواید خوشحال شدم که مرد چون از اونجا به بعد بود که همه چی به صورت رسمی شروع شد و از حالت کسل کننده خودش خارج شد. و دوریان، شخصیتش کم کم داشت رو مخم میرفت ولی از وقتی قضیه جادو و بعد هم کمکی که به سلینا توی هزارتوی زیر کتابخونه کرد تا اون موجوده رو گیر بندازن، ازش خوشم اومد. فقط مرگ زردپا رو مخم رفت، دلم میخواست بیشتر تو داستان باشه تا رازها و ماجراهای بیشتری رو برامون لو بده ولی خب مرد. . . همین دیگه😂 تمام! خیلی هم ریویوی بدردبخوری بود و اصلا محض خالی کردن هیجان و خماری تموم شدنش نبود🤞🏻😅
تفاوت این جلد و جلد اول خیلی خیلی زیاد و گسترده بود. جلد اول رو زیاد نپسندیدم. خیلی داستان ملو جلو میرفت و پرداخت شخصیت معمولی. پیچ و خم ها و معماهای کم و ناگیرا. اما تاج نیمه شب به غایت بهترو پر کشش بود. صفحات پایان ی که اون همه افشاگری از جانب نویسنده شد که البته بخش زیادیش رو صرفا حدس زده بودم ولی باز هم هیجان خودش رو داشت. سلینا بیشتر شبیه به اون چیزی که نویسنده توی جلد قبل معرفی کرد ولی چیزی ازش نشون نداد شبیه بود. یه قاتل بی رحم. سلینایی که وقتی خونش به جوش بیاد شبحی از جنون وجودش رو میگیره. . دقیقا همون چیزی بود که باید می بود. و قدرت ها و نشان های ویرد!!! تازه احساس خوندن یه داستان فانتزی و شمشیر و جادو رو بهم داد و شاهزاده که اتفاقاتی که براش افتاد بسیار سوپرایز کننده بود. که البته گمان می کنم این هم جزوی از نقشه ی پادشاه ست بی صبرانه منتظر جلد سوم هستم
وبله به اولین ریویوی سال خوش امدید هق این چی بود اعتراف میکنم اولین کتابیه که دارم با این سرعت میخونم ترجمه به شدت روون کتاب به شدت جذاب پایان به شدت گیج کننده دیگه من از این دنیا چی بخوانممم به خدا نمی دونم از کی خوشم بیاد از کی بدم بیاد از کی بترسم از کی نترسم برا کی ناراحت شم کلا گیجم👩🏻🦯 امیدوارم حالم بهتر شه برم برای جلد بعد
از جلد قبلی خیلی بهتر بود ولی من نتونستم تا حدودی با شخصیت سلینا ارتباط برقرار کنم و اینکه یکم طول کشید تا موضوع از بلاتکلیفی در بیاد ولی در کل خوب بود
خوب رسیدیم به جلد دوم مجموعه سریر شیشه ای🙂 جلد اول مجموعه روند کندی داشت و بیشتر فضاسازی و معرفی شخصیت ها بود . در جلد دوم بخش اول ما همچنان با شخصیت های قبلی و سرنوشتشون بعد از جلد قبل همراه هستیم سلینا حالا آدمکش شاه هست و باید یکسری قتل هایی که شاه میگه رو براش انجام بده . اما انجام اینکار و اطاعت کردن از دستورات شاه برای سلینا آسون نیست و سلینا هم آدمی نیست که چنین کاری بکنه اما از طرفی توسط شاه با جون عزیزانش تهدید شده و به همین خاطر ما اینجا شاهد کشمکش های عقل و قلب سلینا هستیم کیال همچنان پس از اتفاقاتی که در جلد اول افتاد به عنوان فرمانده نگهبانان در قصر مشغوله . ما در این جلد مقداری بیشتر درمورد خانواده کیال میفهمیم . و همچنین در این جلد بیشتر به علاقه بین سلینا و کیال پرداخته میشه . دوریان در جلد دوم با چالش های جدید و عجیبی رو به رو میشه باید اعتراف کنم اصلا انتظار نداشتم که شخصیت دوریان به چنین مسیری کشیده بشه و این چالش ها و اتفاقات براش بیفته . ولی خوب باعث شد ازش خوشم بیاد . روند داستان در جلد دوم به نظرم نسبت به جلد قبلی بهتر بود اما بازم توی بخش اول اتفاق خاصی نیفتاد و بیشتر مقدمه چینی بود . در آخرای بخش اول باز هم جی ماس شروع کرد به غافلگیر کردن🚶🏻♀️ و به شدت مشتاقتون میکنه برای خوندن ادامه داستان امتیاز سه رو میدم به این بخش چون به نظرم روند داستان میتونست یه مقدار تند تر باشه و بعضی جاها جی ماس اضافه گویی داشت اما در کل همچنان سریر شیشه ای جزو کتاباییه که مورد علاقمه
میدونم شخصیت سلینا یکم رومخ هست حرفاش باهم نمی خونه مثلا بزرگترین اسسین آدرلن هستی و تو سه کتاب که خوندم فقط یک نفر رو کشتی اونم اشتباهی !!! دوست داشتم اینقدر سلینا رو درگیر عشق نکنن و یکم جانی ترش میکردن اینقدر احساسی و.. بودن با شخصیت اسسینش همخوانی نداره شاید نویسنده برای اینکه وجه دختر کوچولو بودن سلینا رو به تصویر بکشه ،به این صورت توصیفش کرده ولی بسه دیگه ولی از یه طرفم نباید اینقدر بهش هیت داده بشه قابل تحمله به نظرم ،صرفا همینی که هست قبولش کنیم
غیر از کاراکتر سلینا ،نهمیا یکم مشکوکه برام زیاد ازش حرف زده نمیشه(در مورد گذشته تاریخش کاراکترش) برای همین مشکوک به نظرم میاد
اگر اینقدر جادو هست چرا کمتر باهاش روبه رو میشیم ؟ از روز اولم کارول و سلینا رو شیپ میکردم ،✨آه کارول عزیزم ✨
This entire review has been hidden because of spoilers.
نسبت به جلد اول روند داستانی کند تری داشت و خب از اونجایی که شنیدم از جلد ۳ کتاب وارد یه مرحله خفن تری میشه راضی ام فقط ناراحتم از اینکه تازگیا فهمیدم میشد جلد ۳ و نیم رو قبل از شروع مجموعه خواند. واقعا از فضای سلطنتیش خوشم میاد از معما ها و ابهام های داستان که قراره توی جلد های بعد رفع بشه دونستن اینکه چه شخصیت هایی قراره اضافه بشن و چندین جلد از قلم یکی از نویسندهای مورد علاقه ام منتظرمه خیلی زیباست🌃🪼 در جواب خودم که سوال شده بود برام چرا سلینا انقدر شیرینی میخوره: چون دوسش داره😂🩷 خوشحالم که بالاخره سلینا با کیاله چون احساس میکنم حداقل از دوریان مناسب تره 😌 حتی اگه مدت زمان کوتاهی باشه👀
This entire review has been hidden because of spoilers.
وقتی داشتم بخش اول رو میخوندم ، این عقیده رو داشتم که به طور مشخصی از جلد اول ضعیف تره . اما اخر بخش اول و با شروع بخش ۲اش ... خب فکر کنم سارا میخواسته همه اتفاقات هیجان انگیز و بقیه چیزا رو با بخش دوم بیاره😐و خب بعد از اینکه بخش دوم رو خوندم عقیده م راجع به این واقعا ضعیف تر بودنش تغییر کردم😂البته به طور کلی بخش اول یا نیمه ی اول کتاب درکل یکم ضعیفتر بود . درکل با اینکه احساس میکنم یکم از جلد اول ضعیفتر بود ، اما این دلیل نمیشه که خیلی خوب نباشه! و خلاصه اینکه خیلی دوستش داشتم و جلد بعدیو میخوام🤦🏼♀️
حالا سلینا تبدیل به قهرمان (آدمکش) پادشاه شده است اما تمام قتل هارا صحنه سازی میکند و به هیچ وجه به پادشاه شیطانی وفادار نیست. از طرف دیگر سلینا با کمک ملکه مرده به یکسری راز هایی درون قصر شیشه ایی پی میبره و اون باید جلوی کارهای شوم پادشاه رو بگیره...
همچنان جلد دوم هم برام هیجانی نداشت...ولی طبق گفتهی بقیه از جلد سوم وارد داستان اصلی میشیم. ته جلد دوم ولی واقعا خفن بود و یه شوک وحشتناکی به آدم وارد میکنه که نگو.