Jump to ratings and reviews
Rate this book

زندگی و کار ولادیمیر مایاکوفسکی

Rate this book
زندگی و کار ولادیمیر مایاکوفسکی

91 pages, Paperback

First published January 1, 1977

23 people want to read

About the author

Média Kashigar

17 books9 followers
مدیا کاشیگر در سال ۱۳۳۵ در یزد به دنیا آمد. پدر وی از مهاجرین آسوری تبار (آشوری) بوده که به همراه خانواده خود به شهر کاشان مهاجرت کرده بودند و نام خانوادگی کاشیگر را نیز از همین جهت برگزیده بودند. او تحصیلاتش را تا دیپلم در فرانسه گذراند، اما تحصیل در دانشگاه را در رشته‌های معماری و اقتصاد در ایران نیمه تمام گذاشت. از او ۲۰ عنوان کتاب در زمینه‌های شعر، داستان و ترجمه منتشر شده‌است. وی دبیر سه دوره جایزه ادبی یلدا و بنیانگذار جایزه ادبی روزی روزگاری بود. علاوه بر این کاشیگر از اعضای بنیان‌گذار بنیاد جایزهٔ محمود استادمحمد و عضو هیئت امنای این جایزه بود

دیا کاشیگر از اعضای هیئت مدیره بنیاد محمود استادمحمد برای اعطای جایزه ادبیات نمایشی بود. او دبیری جایزه ادبی روزی روزگاری را برعهده داشت. اولین دوره آن در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۶ برگزار شد و تا سال ۸۹ تداوم داشت. این جایزه از سال ۹۰ برگزار نمی‌شود

وی از مترجمان رسمی مورد تأیید سفارت فرانسه در تهران بود

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6 (13%)
4 stars
6 (13%)
3 stars
18 (41%)
2 stars
11 (25%)
1 star
2 (4%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Tahmineh Baradaran.
567 reviews138 followers
Want to read
June 7, 2021
کاش می شد اثار نویسندگان وبه ویژه شاعران رابه زبان اصلی
خواند . مثلا" شعرهای مایاکوفسکی که معلوم نیست به چندواسطه اززبان روسی ترجمه می شوند.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books243 followers
January 15, 2021
صبح

ولادیمیر مایاکوفسکی

ترجمه: بهمن زبردست

بارشِ عبوس
نیم نگاهی انداخت
به تحقیر.
آن سوی می‌له‌ها –
با فکری روشن ـ
بستری از پر
و بر رویش
آرام آسوده
پاهای اختران نو دمنده.
اما همچنان که
چراغ‌های خیابان – تزار‌ها
با تاج‌هایی از گاز –
رو به مرگ می‌روند،
چشم را به درد می‌آورد
خرده نزاع‌های
روسپیان خیابانی.
لطیفه‌ای است
ترسناک و زننده.
خندۀ فروخورده –
برمی‌آید
از ردیف‌های کژ و مژ
گل‌های زرد سمی.
اما در پسِ
تمام ترس ویرانگر
و اغتشاش و پلیدی
در پایان، چشم لذت می‌برد؛
بندۀ صلیب‌ها
رنج‌کشان ـ آرام ـ بی‌تفاوت
تابوت روسپی‌خانه‌ها
با طلوع مشرق
به جامی شعله‌ور پرتاب شد.

۱۹۱۲

یادداشت مترجم:

شعر صبح، یکی از دوشعر نخستین ولادیمیر مایاکوفسکی شاعر نوگرا و فوتوریست روس که در سن بیست سالگی سروده، با نشان دادن آغازگاه شعری این شاعر نامدار و تأثیر تغییر شرایط اجتماعی میهنش بر زبان شعری او، اهمیت ویژه‌ای دارد. دربارهٔ دشواری ترجمهٔ شعر و غرابت شعرهای آغازین مایاکوفسکی، سخن بسیار گفته شده و به نظرم علت ترجمه نشدن این شعر به زبان فارسی هم، دست کم تا جایی که من باخبرم، شاید همین غرابت بوده. مایاکوفسکی گرچه چهار سالی پیش از سرودن این شعر هم به حزب سوسیال دمکرات روسیه پیوسته، بازداشت و پس از یازده ماه زندان، سه سالی هم تبعید شده بود، (۱) اما در شعرهای آغازینش زبانی بسیار نمادین و پیچیده دارد که با زبان سادهٔ شعرهای که پس از انقلاب ۱۹۱۷ برای ارتباط بیشتر با توده‌های کم سواد کارگر و دهقان سرود، تفاوت بسیار دارد. امروز گرچه دیگر باورهای سیاسی مایاکوفسکی رنگ و جلایش را از دست داده، اما هنوز هم این شاعر هوادارانی در میان هم میهنانش دارد که گاه با شمع یا دسته گلی بر مزارش که سنگ سرخ آن نمادی از پایان خونبارش است از او یاد می‌کنند.

تأثیر ولادیمیر مایاکوفسکی به مراتب از مرزهای روسیه فراتر رفت. با وجود دگر شدن بسیاری از نمادهای روسی و کمونیستی سابق در دوشنبه پایتخت جمهوری همزبان ما تاجیکستان، هنوز هم تآتر معروف این شهر به نام اوست. در کشور ما ایران هم دست کم از تأثیر شعرهای سپسین او بر شعرهای آغازین شاملو چنان سخن رفت که او در یادداشتی بر یکی از شعرهایش به طعنه از “تأثیرپذیری شدید از مایاکفسکی” که به او نسبت داده شده بود سخن گفت (۲) در حالی که ناظم حکمت شاعر نامدار کشور همسایهٔ ما ترکیه، آشکارا تأثیر مایاکوفسکی بر شعرهایش را می‌پذیرد. (۳)

در باب خود شعر تنها اشاره‌ای می‌کنم و مزاحم تخیل و برداشت خواننده نمی‌شوم. شاعر در وصفی از سپیده دم مسکوی سال‌های آغازین قرن بیستم، با چراغ های گازی خیابان‌ها، کلیساهای متعدد و روسپی خانه‌هایش، گویی نمادی از برآمدن انقلابی مخالف با سلطنت تزارها، کلیسای ارتدوکس و مناسبت اجتماعی که روسپی خانه‌ها هم یک از نمودهای آن است می‌بیند، گرچه صبحی هم که برآمد چنان تفاوت عظیمی با آرمانشهر زیبای اما خیالپردازانهٔ شاعر داشت، که سرانجام او نقطهٔ پایان زندگی و واپسین شعرش را با شلیک گلوله‌ای به جا گذاشت.

——

کاشیگر، مدیا: زندگی و کار ولادیمیر مایاکوفسکی، تهران، انتشارات چاپار، ۲۵۳۶، صص ۲۶-۲۴.
شاملو، احمد: هوای تازه، تهران، چاپ هشتم، انتشارات نگاه، ۱۳۷۲، صص ۳۴۶-۳۴۵.
حکمت، ناظم: تاریکی صبح، ترجمهٔ زرین تاج پناهی نیک، نشر دنیای نو، ۱۳۸۳، صص ۲۱-۱۹.

http://www.aghalliat.com/%d8%b5%d8%a8...
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.