به نسبت سه جلد قبلی که از این مجموعه خوندم (پاریس، لندن و سن پترزبورگ) این سفرنامه (استانبول) آن شیرینی دل انگیز رو نداشت اگر اونها رنگی بودند، این یکی کمی خسته و خاکستری بود
تقریبا تمام یادداشت های این کتاب، به توصیف ابنیه و مساجد مختلف استانبول و مهربانی های آن چنانی اعلی حضرت های عثمانی پرداخته بود هرچند که بعضی از اطلاعاتش جالب بود ولی از جایی به بعد ذکر طول و عرض و ارتفاع و جنس ستون های ایاصوفیه برای من ملال آور و تکراری شد (نمی دونستم ایاصوفیه یعنی حکمت مقدس...که حالا میدونم)
ضمن اینکه برخلاف سه سفرنامه قبلی، آن قدر ها از عادات و روحیات مختلف مردم گزارشی نشده بود (که اتفاقا یکی از جذابیت های یادداشت های آن سه شهر قبلی برای من همان بخش مردم نگری بود) فقط در چند مورد به رنگ رخسار و ادب و متانت اهالی استانبول، جشن های جالب و سه روزه ی عید فطر و البته فساد قضات و رشوه گیری بعضی از اداره ها اشاراتی شده بود هرچند همان هم خیلی مورد پردازش قرار نگرفته بود در مجموع از اواسط کتاب به آخر فقط می خوندم که نصفه کاره رها نکرده باشم کلا از رجال متعهد و دغدغه مند قجر بیشتر از اینها، انتظار داشتم :) ببینیم در سفرنامه بمبئی چه نگاشته اند...
اما این چهار سفرنامه همگی در یک امر اشتراک داشتند:
رد حسرتی غلیظ بر دل و حیفی عمیق بر لب و یک "چرا"ی دنباله دار ....
امتیازم به این کتاب ۲.۵ هست که به خاطر نمک پراکنی های مظفرالدین شاه و صفا و سادگی ش! سه ستاره میدم روحش شاد که خوندن مطالبش آدم رو شاد می کنه :)
نشر اطراف در مجموعه ای که "تماشای شهر" نام گرفته، چند عنوان کتاب جمع و جوراز سفرنامه هایِ دورانِ نه چندان دور به شهرهای لندن، پاریس، استانبول و ... گرد آورده است کتابِ حاضر نمونه ای است از همین مجموعه که "قهوه استانبول نیکو می سوزد"، نام گرفته است
ََاولا خاطراتِ ناصرالدین و مظفرالدین (دو شاهِ قاجار)، چندین شاهزاده و صاحب منصبِ همین سلسله، بعلاوه یِ سفرنامه هایِ تُجار، سیاحان و مسافرینِ، همچو پرده ای است که ما را به تماشایِ استانبولِ آن زمان از دیدِ ایرانی هائی می برد که مجال دیدار از این شهر را داشته اند
ََدوم بعید می توانم روایت هایِ این مجموعه را "سیاست زَده" یا حتی سفارشی توصیف کرد، اگرکه البته، از منظرِ انصاف نگریسته شوند. بیشترِ تمرکزِ این مجموعه رویِ بیانِ مشاهداتِ مسافران از اقشار مختلفِ ایرانیان پرداخته و بِجُز یک مورد که راوی، استانبول را بدترین شهرِ دنیا تصویر کرده، بقیه یِ گُزیده سفرنامه ها، لحنِ روائیِ صادقانه و پسندیده ای دارند که آدمی را در خیال پردازیِ کَم و کیفِ استانبولِ آن دوران یاری می کند اکثر این گُزیده سفرنامه ها، از اولین دقایقِ ورود به ساحلِ استانبول، این دوپاره ترین شهرِ دنیا که "بُغاز"، تنِ نونَوارِ غربیِ اَش، آنرا از قسمتِ سُنَت دوستِ آسیایی جدا میکند، شروع شده و به تصویرِ بازار، محلات، کاخ ها، باغ ها، مساجد و مقابر می پردازند. جالب تَر اینکه، روایتِ زیستِ استانبولی هایِ آن دوران توسطِ سفرنامه نویسان نیز از قلم نیفتاده و گاهاََ با جزئیاتی طنزگونه از آن ها سخن رفته است
ََسوم گرچه جنسِ متنِ سفرنامه هایِ مجموعه حاضر را، عموماََ در چارچوبِ ادبیاتِ قَجری میتوان گنجاند اما متن ها، ثِقالت و سنگینیِ آنچنانی و آزاردهنده ای نداشتند، گرچه بایسته یِ گُفت است که این نوع فارسی نویسی برای هر مخاطبی در ایرانِ98 جالب و جذاب نخواهد بود
جالب بود. این از همه بیشتر به چشم میومد که ابعاد دینی شهر استانبول چقدر به چشم مردم اون زمان میومده، و اینم جالب بود که خیلیی چیزا رو هی قیمت میگفتند و تبدیل واحد میکردند. تعجب مشترک بین تقریبا همهی روایتها هم مربوط به پل و حمام بود. نمره ۳.۵براش بهتره.
ادبیات عصر قاجار رو کلا دوست دارم و سفرنامه رو هم همینطور، برای همین کتاب برام جذاب بود، اما پاریس از همین مجموعه بهتر بود البته روایت سیاح رو هم از لحاظ ادبیات و هم از لحاظ محتوا بیشتر از بقیه دوست داشتم
شاید ما بتوانیم استانبول امروز را ببینیم ولی استانبول پیش از جنگ اول جهانی تنها از خلال متن همین سفرنامهها دیده میشه. ادبیات و نوشتار ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه مشخصا برتر و قویتر از سایر نویسندگان بود. اما این نشان از استعداد ذاتی است یا پرورش بهتر توانایی پادشاهان نمیدانم. چند ویژگی استانبول در تمام سفرنامهها مشترک بود و هر نویسنده به بیان خود آن را بیان کرده بود که برای جلوگیری از لو رفتن داستان کتاب، آن را نمینویسم. همچنین از مجلس سماع و رقص دراویش استانبول صحبت شده که توصیفش برای من بسیار جذاب بود. . خلاصه اگر به سفرنامه، خاصه سفرنامههای دوران قاجار علاقهمندید، این کتاب انتخاب خوبیه و در طاقچه بینهایت هم موجوده https://taaghche.com/book/29177
خوندن این سفرنامه شاید چون به نثر قدیم بود کمی طول کشید. ولی باز هم لذت بردم (با اینکه سفرنامهٔ فرانسه برام جذابتر بود). مدام سعی میکردم مکانها رو با دیدهها و شنیدههام مطابقت بدم. غیر از اون لغات جدید (قدیمی در حقیقت ) یاد گرفتم و به معنی بعضی لغات که الان کاربردش عوض شده بیشتر دقت کردم. (مثلاً کلمهٔ علاقه این جا به معنی آویخته/آویزان به کار رفته که جالب بود برام.) و خیلی چیزهای دیگر.
یک متن تاریخی که شیوه بازگویی دیده ها را در استانبول به نمایش میگذارد . هرنفر دیدگاه خود که تفاوت های جذابی رو پدید اورده. متن کتاب زیاد دشوار نیست و اگر علاقه به سفر نامه خوانی دارید حتما مطالعه کنید
بین سفرنامههای استانبول که در دوره قاجار نوشته شده، دیده میشه که افراد جذب مساجد بزرگ استانبول میشدن و از این که شهر رنگ و بوی اسلامی داره راضی بودن. در کنارش توجه به حمامها، پوشش خانمها، سفر با کشتی و قایق بین شهر و علاقه به سنگ مرمر(!) دیده میشه. من هنوز استانبودل رو ندیدم. بین نوشتهها این که گفتن آب و هواش شبیه گیلانه برام جالب بود. این که خیلی پیش میومد خونههاشون بسوزن ناراحتکننده است چون فرکانسش خیلی بالا بوده که تو بیشتر نوشتههای کتاب بهش اشاره شده. کتاب رو با طاقچه خوندم: https://taaghche.com/book/29177
این کتاب مجموعه جالبی از روایات مسافران ایرانی در سفر به استانبول است از آنچه در شهر دیدهاند و انجام دادهاند. وقایع کتاب از حدود 150 الی 200 پیش روایت شدهاند. مسیر سفر معمولاً از جانب دیار روس و از تفلیس با کشتی به سمت استانبول بوده است. یکی از جالبترین بخشهای کتاب، خاطرهنگاری ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه از تشریفات دربار سلاطین عثمانی است. هر چند لذت بخش ترین سفرنامه را مردی عامی نوشته است که رنج سفر از مشهد به استانبول را بر خود هموار کرده است.
در عصر ولاگها خوندن سفرنامه اون هم از مال دورهی قاجار تجربهی جالبی بود به نظرم نکتهی جالب تفاوت جامعهی ایران و ترکیه یا همون عثمانی سابق از قدیمالزمان بوده. ترکیه به علت ارتباط بيشتر با غرب از گذشته برای ایرانیان دریچهای بوده برای آشنایی با فرهنگ و آزادیهای غربی
مجموعهی دوازده سفرنامه استانبول، از دوازده نفر از اهالی دوره قاجار. کتاب اولین است که از مجموعه «تماشای شهر» نشر اطراف خواندم. مثل این میماند که از دوازده جهت بایستی و به استانبول نگاه کنی، قطعا آنچیزی که ناصرالدین شاه در ایستگاهش میبیند با مظفرالدین شاه یا حاج سیاح و عمادالسلطنه فرق میکند. به اضافه نگاه کردن به چیز ثابت نشان میدهد که زبان و دقت و رفتار ناظران/مسافران هم چقدر متفاوت بوده که در نوع خودش جالب است. از این نشر اطراف و ایدههایش واقعا خوشم آمده و سعی میکنم هرچقدر دستم میآید ازش بخوانم. سر و شکل و صفحهآرایی کتبش هم درست حسابی است و آزار نمیدهد.
نقطه قوت، قهوه استانبول نیکو میسوزد، در روان بودن و جذابیت نوشتار سفرنامههاب قاجاریست، اما نقاط ضعف بسیاری دارد. از نظر من مهمترین آنها این است که با آنکه متنها گزینش شدهاست در بیشتر آنها مناظری تکراری مثل ایاصوفیه توصیف شده و مسالهای مثل “خطر آتش گرفتن شهر” مطرح شده، که متنها را خسته کننده میکند و شوق ادامه خواندن را از بین میبرد. در کل کتاب میتوانست کم حجمتر و متنوع تر باشد.
سالهای ورود به استانبول بسیار نزدیک هم است و به هیچ ترتیبی مرتب نشده، با توجه به این نکته، میشد توصیفی از فضای سیاسی و مناسبات افراد در حد یکی دو صفحه در مقدمه، و در مورد منسب دولتی مسافران در حد یکی دو جمله در ابتدای هر سفرنامه قرار داد، تا هم به اطلاعات خواننده اضافه شود، هم خواننده منظور ارجاعات را بهتر متوجه شود.
با آنکه کتاب “شرح کلمات” یک صفحه پشت و رو دارد، قدری ناقص است که خواننده از مراجعه پشیمان میشود.
اگر همین نکات رعایت میشد، کتاب برای من از کتاب متوسط، تبدیل به کتابی خوب میشد. پیشنهاد میکنم اگر خواندن تمام کتاب از حوصلهتان خارج بود، سفرنامه ناصرالدین شاه، حاج سیاح و ابوطالب خان را بخوانید.
نثر قدیمی کتاب آدمو یاد سفرنامه های معروف ناصرخسرو میندازه. چون از چند نفر نقل شده، میشه یه تصویر کامل با بررسی همه زوایای یه شهرو توش دید. توش هر کس بنا به سلیقه یه دید به جامعه، سبک زندگی، معماری، اقتصاد، سیاست و حکومت، فرهنگ و طبیعت استانبول درست کرده. که دلیل جذابیت اصلی کتاب هست. و البته به خاطر قدیمی بودن یه جنبه تاریخی هم داره. اگر کتاب از نیمه ب بعد تکراری نبود خیلی بی نقص میشد. اما مثلا چندین بار ایاصوفیه رو توصیف کرد. اینکه کتاب نه تعریف و نه سیاه نمایی محض هست هم خوبه. و به خاطر مذهب و سیاست و حکومت مشابه کاملا قابل مقایسه با ایرانه.
همان موقع که چاپ شد این یادداشت را نوشتم هنوز نمیدانم چقدر بر همین نظرم:
قهوهی استانبول نیکو میسوزد (استانبول به روایت مسافران دورهی قاجار) کتاب دوم از مجموعهی «تماشای شهر» تحقیق: زهرا ابراهیمپور کلخوران دبیری و تدوین: علیاکبر شیروانی دویستوچهارده صفحه، با نمایهی مکانها و نامها، هجدههزار تومان، نشر اطراف
من نه آقای شیروانی یا خانم ابراهیمپور را میشناسم نه نشر اطراف را. اولین کتابیست که از این نشر دیدم. کتاب اول همین ایده را برای پاریس اجرا کرده است. در مقدمهی مجموعه که آقای شیروانی نوشتهاند چیز روشنی نیامده یا راستش ضرورت و چگونگی و چشمانداز و حد و مرز مجموعه را چندان دقیق ننوشته. نوشتهاند هر شهر رنگی دارد که از تاریخ و جغرافیا و فرهنگش ناشی شده و سفرنامهها روزگاری چشم مردمان دوران بودهاند در دیدنِ شهرها، و این رنگهایی که برای شهرهایی مثل بمبئی و سنپترزبورگ و مسکو و پاریس و استانبول تعریف و توصیف شده هنوز بر نگاه ما مسلط است (هیچ دلیل یا شاهدی بر این حرف نیاوردهاند) و دقیقاً نوشتهاند «ما هنوز در تصویر و رنگی که مسافران پیشین برایمان ساختهاند زندگی میکنیم» و توضیح ندادهاند که اساساً مگر از خلال سفرنامهها یک رنگ واحد یا یک حس مشخص از شهرها بازنمایی شده یا طیفی متنوع از چشمهایی ناهمگون به نظر ما میآید؟ و بعد نوشتهاند که بیشتر از دغدغههای صلب و سخت پژوهشی به لذت خواندن متنها توجه داشتهاند و با معیارهایی خاص و دقیق (که ننوشتهاند چیست) گزینش کردهاند. اما مقدمه را رها کنید. این کتاب گزیدهای از سفرنامههای دوران قاجار فراهم کرده همه حول شهر استانبول. از ناصرالدینشاه تا اعتمادالسلطنه و حاجسیاح و فرهاد میرزا. استانبول اینها با هم فرق دارد. با استانبول پاموک هم خیلی فرق دارد مسلماً. انگار تکههایی انتخاب شده که بیشتر ناظر به توصیف حال و هوا و معماری و مناظر شهر باشد. اگر تمام این کتابها منتشر شود منبع جالبیست برای ما که کتاب تهران را هم نداریم چه برسد به مجموعه کتابهایی دربارهی تهران. قطع و کاغذ و حروفچینی و چاپ و آمادهسازی کتاب هم مقبول و محترمانه است. فکر میکنم ناشران دیگری هم از فونت یاس دارند برای چیدن کتابها استفاده میکنند و این هم به چشمم فونتتایپ یاس میآید که تیزی و رعنایی دلبرانهای دارد. کتاب را بخرید روزگاری گذرتان به استانبول افتاد حداقل در
چون هفته پیش به سفر ترکیه رفته بودم و تونسته بودم خیلی از محله های یاد شده توی کتاب رو ببینم و توشون قدم بزنم این کتاب خیلی برام مالموس و قابل لمس بود و خب خیلی بهم حس خوبی میداد خوندنش ولی در کل بخوام بگم این سفرنامه رو زیاد دوست نداشتم در کل تشکیل شده بود از سفر نامه های چند نفر از زمان قاجار که به استانبول سفر کرده بودند.
برای من دنبال کردن خط به خط این کتاب خیلی شیرین و دوست داشتنی بود؛ این کتاب یک جلد از یک مجموعه است که به مشاهدات افراد مختلف(عمدتاً صاحب منصب) از شهرهای مختلف در دوره قاجار میپردازه خوندشو شدیدا پیشنهاد میکنم
بعد به مدت سفرنامهها تکراری میشدن دیگه اینقدر توصیف ایاصوفیه و بقیهی مسجدای استانبول رو شنیدم حوصلهم سررفت. ولی در کل کتاب خوبی بود و نکات جالب و گاه بامزهایهم داشت به خصوص سفرنامه حاج سیاح که خیلی کیف کردم و برام جالب بود. یهبار خوندنش خالی از لطف نیست.
انقدر از این کتاب تعریف شنیدم که تا نیمه فقط ادامه دادم شاید دلیلی پیدا کنم. نه سفرنامه که خاطرات روزانهای که بعضا از هیچ درجه اهمیت یا شگفتی برخوردار نیست. بسیار مأیوس کننده!
استانبول شهر زیبایی که تا همین صد سال پیش تقریبا هر روز در آن آتشسوزی اتفاق میافتاد. مساجد متعدد، بزرگ و زیبای آن و همچنین سیستم کشتیرانی بیشترین جلب توجه را برای بازدیدکنندگان این شهر داشته است.
این کتاب سفرنامه هایی از مسافران #ترکیه در عهد #قاجار هست، حتی سفرنامه ی #ناصرالدین_شاه و #عمادالسلطنه رو هم میتونید توش پیدا کنید. اما متنش سخته یه کم، لغت نامه در انتهای کتاب هست ولی شاید هرکسی رو راضی نگه نداره. خلاصه اول یه کمی از ش مطالعه کنید اگر خوشتون اومد بخرید. 📕📕📕📕📕📕 ✍️اینجایی که ما منزل داریم تا آنجا که سلطان است یک فرسخ و نیم مسافت دارد. این شهر به این عظیمی و پرنعمتی همه چیز در او پیدا میشود مگر والله علم و دین، بلکه تمام این شهرها که دیدیم و آنها که ندیده ایم که از قبیل این هاست، نه علم در آنها یافت میشود نه دین. اگر کسی طالب دنیا باشد باید اینجاها پیدا کند، اگر طالب علم و دین است باید به موضع آن رَوَد و او کم است. کم! ص 48 ✍️ عیسوی ها عیدی بزرگ پیش از عید نوروز می گیرند که تقریباً چهل روز می شود. آن را کارناوال می گویند که به معنی مسخرگی است. در آن ایام آزادی هد دارند و عیش ها می کنند. ده _دوازده شب آخر آزادی و عیش را به سر حد کمال می رسانند. زن ها لباس مخصوص دارند، سرو گردن باز می گذارند و صورت را می پوشانند که کسی آنها را نشناسد. ص63 https://taaghche.com/book/29177/%D9%8...
☕ استانبول در نگاه سیاحان قاجاری؛ پلهایی بر تنگه و شکوه ایاصوفیا و خانههای در معرض آتش 📖 قهوه استانبول نیکو میسوزد فقط یک مجموعه سفرنامه نیست؛ بلکه پنجرهای هست به گذشتهی استانبول، طوری که سیاحان ایرانی دورهی قاجار دیدهاند. علیاکبر شیروانی در این کتاب روایتهای جذاب و آمیخته با بهت این مسافران را که عموما یا دولتمردان قاجاری هستند و یا زائران سفر حج که لز این مسیر راهی حجاز بودهاند، گرد هم آورده است. چند نکته در نگاه غالب این سیاحان مشترک است: ایاصوفیا، بنایی که با عظمتش حیرت هر تازهواردی را برمیانگیخت. پلهای تنگه بسفر و سیستم حملونقل شهری که آن روزها هم چشمگیر بود. آتشسوزیهای شبانهی خانههای چوبی و شیوههای خاموشکردن آتش در محلات استانبول سیرکها و کافهها که با دخترکان اروپایی، سرگرمی تازهای را به شهر آورده بودند و چشم سیاحان ایرانی را میگرفت. این کتاب، استانبول را از چشمان مسافرانی روایت میکند که گاه شیفتهی شکوه آن بودند و گاه متعجب از تفاوتهای فرهنگی.
مدتها بود تو یک روز یک کتاب رو تموم نکرده بودم به غایت تجربه ی دوباره ش انرژی بخش بود اما درباره ی کتاب به نظرم نسبت به کتاب اول سرجمع تر و روان تر بود اما جذابیت داستانهای پاریس برام بیشتر بود از منظر بررسی غذاها این یکی کتاب کاملتر بود به نظرم و چیزهای جالبی توش دیده میشد مخصوصاً اشاره به باقلوایی که با روغن خوب طبخ نمیکنن اشاره به غذاهایی که به قول نویسنده مسخ شده ی غذاهای ایرانی بود از اشاره به رقص سما که برام جالب بود و وجهه ی بسیار مذهبی استانبول و اشاره به اینکه سایر شهرهای ترکیه به نوعی رها شده بودن و استانبول بود که میدرخشید
همینطور که روی جلد نوشته.. شهراستانبول به روایت مسافران دوره قاجار خوندن سفرنامه رو خیلی دوست دارم خودمو باهاشون همراه میکنم و منم لذت میبرم.سنت سفرنامه نویسی واقعا با ارزشه و حالا که حدود دویست سال ازاین نوشته ها میگذره برای ما خیلی جالبترم هست که در اون زمان شیوه سفر و اسکان مسافران به چه شکلی بوده کلا کتابهای این مجموعه از نشر اطراف جالب بود فقط یه جاهایی به دلیل آشنا نبودن به این شیوه نثر برام خسته کننده میشد «قهوه استانبول نیکو میسوزد (شهر استانبول به روایت مسافران دورهٔ قاجار)» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/29177
روایت های بسیار نغزی از سفر با استانبول در عصر قاجار؛ به خصوص تطابق روایت ها با استانبول امروز و یافتن محل هایی که ذکر میشه در روایتها خیلی برای من دلنشین بود. فکر میکنم خواندن این کتاب در درک ما از امروز ترکیه هم مفید باشه؛ متوجه میشیم خیلی از چیزهایی که امروز در جامعه ترکیه دیده میشه محصول روزهای اخیر نیست و بیش از اینها در تاریخ ریشه داره.