Jump to ratings and reviews
Rate this book

شهری که در آن مرگ از آن می‌خواند

Rate this book
کتاب شهری که در آن مرگ از آن می‌خواند؛ مجموعه رباعی نوشته ایرج زبردست است. زبردست را بعضی بهترین رباعی سرای معاصر ایران می‌دانند. در این کتاب تعدادی از بهترین آثارش را جمع‌آوری کرده است. رباعی که شکلی از قالب‌های کلاسیک ادبیات فارسی بود مدت‌ها مورد توجه شاعران قرار نگرفته بود اما ایرج زبردست توانست جان تازه‌ای به این قالب بدهد. او مضامین عاشقانه را با کلماتی خوش‌ساخت و بدیع و تازه در کنار هم به کار برد و عشق کهن را در شکلی تازه به خواننده عرضه کرد.

91 pages, Paperback

First published January 1, 2017

9 people want to read

About the author

ایرج زبردست

10 books5 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (11%)
4 stars
2 (7%)
3 stars
9 (33%)
2 stars
9 (33%)
1 star
4 (14%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for Gypsy.
433 reviews717 followers
October 22, 2017
هربار نسیم، باور توفان یافت
هربار رسیدم، نرسیدن جان یافت
من جای قطار
راه‌آهن‌ها را
آن‌قدر دویدم که جهان پایان یافت

کابوس
دهان مرگ
خون
تیغ
گلو
دستان کبود فاجعه از همه‌سو
افتاده زنی بی‌سر و از پستانش
آویخته بی‌بدن سر کودک او

در حنجره‌ی وقت، صدا آبی شد
پیچید صدا و هرکجا آبی شد
در بارش صبح
مادرم گفت اذان
پیراهن خانه‌ی خدا آبی شد

بی‌واژه، کسی درون ما می‌میرد
بی‌واژه، جهان در انزوا می‌میرد
هر واژه هواست
شاعر، احساس خداست
شاعر که دهان بست، خدا می‌میرد

شاید که زمان، توهم دانش ماست
افسانه‌ی هست و نیست از ریشه خطاست
شاید سفری‌س عمر از هیچ به هیچ
شاید که کسی نیست، همان نیست خداست

Profile Image for Soroosh Soltani.
81 reviews11 followers
January 6, 2018
معتقدم ایرج زبر دست با چاپ این کتابا فقط داره سابقه ی خودشو خراب میکنه،بعد از کتاب دفی از جنس.. قطعا بدترین کتابش بود .اونم به عنوان یه کتاب جدید،شاید 5تا رباعی خوب توش به زور دیدم
Profile Image for Motahasser.
80 reviews8 followers
July 19, 2020
فضاش برای من جدید بود و تونسته بود خودش از رباعی کلاسیک بخوبی متمایز کنه و خوندنش هم از رباعیات دیگه بیشتر طول کشید؛ شب، خورشید تاریک، مرگ، اذان، سر بریده، شک، خواب، فاجعه از تعابیر و تصاویر مکررش بودن.

*هر واژه زنی دچار شاید باشد، یک وسعت در حصار شاید باشد
هر واژه اتاقی از جهان تنهاتر، هر واژه طناب دار شاید باشد

*کابوس...
دهان مرگ...
خون...
تیغ...
گلو...
دستان کبود فاجعه از همه سو
افتاده زنی بی‌سر و از پستانش
آویخته بی‌بدن سر کودک او


*زن هضم سقوط
درد، زن را می‌برد
زن، زیر شکنجه‌های ماندن می‌مرد
زن، سیب سیاه
جیغِ هذیان
تبِ وهم
زن، کودک مرده‌ی خودش را می‌خورد

تک بیت‌های جالب‌ترش:

*شک راوی من اگر نباشد بی‌شک، عوعوی سگی به از مناجات من است
*هر فاصله پیرمرد باتجربه‌ایست، در فاصله می‌توان به هر چیز رسید
*پیغمبر مستان جهانم خوانید، من دست به هر چه میزنم مست شود
*یک سایه درون من، سراپا در خون، بر پاست همیشه قتل عامی در من
Profile Image for Sepideh Zandifar.
3 reviews9 followers
December 13, 2017
شايد كه زمان،توهم دانش ماست.
افسانه ي هست و نيست،از ريشه خطاست
شايد سفري ست عمر،از هيچ به هيچ
شايد كه كسي نيست،همان نيست خداست. اين رباعي رو جناب آقاي ايرج زبردست كه به دكتر مصطفي ملكيان تقديم شده.
Profile Image for mohamad jelvani.
284 reviews66 followers
November 24, 2024
زبردست از بهترین رباعی‌سرایان معاصر است
اما نمی دانم چرا این قدر پروپاگاندای معروف کردنش پرکار است
چرا بعضی سعی می کنند او را بیشتر از آنچه هست نشان دهند
نمی دانم
من از آثارش لذت می برم
از بسیاری از رباعی های این مجموعه هم لذت بردم
اما اوج و حضیض در کارش زیاد است
که لازم است بازبینی شود
مانند هر شاعر دیگر
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
June 21, 2021
این جاست که انتها از آغاز شب است
با بُهت دقیقه ها هم آواز شب است

این واقعه را چگونه تعبیر کنم
خورشید در آسمان ولی باز شب است


شب ماند به روی شاخه و روز پرید
جز خستگی شهر کسی هیچ ندید

یک خانه چراغ داشت، یک خانه نداشت
یک خانه سیاه بود، یک خانه سپید

Profile Image for Ahmadreza.
57 reviews2 followers
March 13, 2021
نهایتا 4، 5 تا شعر خوب داشت. اولین کتابی بود که از این شاعر میخوندم، ولی احساس میکردم غرور کاذبی داره که کارشو خراب کرده، وسواسشو کم کرده...
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.