به محض آنکه اتاق پر میشد، درها را میبستند و گاز از دریچهای تزریق میشد. بر روی دری که هوا از آن عبور نمیکرد، یک سوراخ چشمی قرار داشت که مردان اس.اس از آن میتوانستند صحنه جانکندن را ببینند. در جریان تزریق گاز، صدای بلند موتورها و آژیرها مانع آن میشد که فریاد مرگ قربانیان درمانده به گوش کسی رسد. به طور میانگین حدود ٢٠ دقیقه طول میکشید تا در اتاق گاز دیگر کسی نجنبد.
الکساندر براکل در کتاب کم حجم هولوکاست به پدیده نسل کشی یهودیان یا هولوکاست پرداخته است ، او ابتدا مقدمه ای از چرایی و چگونگی و آغاز یهودی ستیزی در اروپا قرن چهارده گفته و به تدریج به قرن های نوزده و سپس بیست رسیده است ، او با گفتن این تاریخچه کوچک نکته ای مهم را روشن کرده که اساسا چرا یهودی ستیزی از آلمان شروع شد و چگونه به اوج خود رسید . آشکار است که سابقه چند صد ساله یهود ستیزی در برابر آنچه که ناسیونال سوسیالیست ها در دوران حکومت خود انجام دادند با تمام قدمت خود تقریبا هیچ است ، سخت گیری های آنان با قدرت گرفتن هیتلر بیشتر و بیشتر شد ، در حقیقت نازی ها هر کاری کردند تا یهودی ها را به مهاجرت از آلمان و سپس اتریش مجبور کنند ، آنان یهودی ها را از تابعیت کشور خود آلمان محروم کردند و به تدریج با محدود کردن حقوق قضایی ، اجتماعی و اقتصادی حلقه محاصره را دور آنان تنگ تر و تنگ تر کردند ،در شب کریستالی مغازه ها ، کنیسه ها و خانه ها و خود یهودیان مورد حمله و ضرب و جرح قرار گرفتند ، این حادثه اگرچه مهاجرت از آلمان و اتریش را شدت بخشید اما یهودیان نسبتا زیادی هم چنان در آلمان ساکن ماندند . براکل حمله به لهستان و اشغال آن را نقطه عطف مهمی می داند ، تعداد بالای یهودیان در لهستان ، آن جا را به محل مناسبی برای تبعید یهودیان آلمان ، اتریش و چک اسلاواکی تبدیل می کند ، در این مرحله است در شهرهایی که دسترسی به راه آهن داشتند گتو هایی با شرایط بسیار سخت و نامناسب ساخته شد ، مانند گتو ورشو در فیلم پیانیست یا گتو کراکو در فیلم فهرست شیندلر . با حمله آلمان به غرب و سقوط هلند ، بلژیک و فرانسه عملیات کلاسیک تعقیب یهودیان هم شروع شد ، شناسایی آنان ، محروم کردن از حقوق اولیه ، متمایز کردن یهودی ها با بازوبند ستاره داوود و در پایان تبعید آنان به شرق . براکل آمارهایی دقیق از قربانیان نسل کشی یهودیان در غرب ارائه داده به ترتیب کشور . آمارهایی حیرت انگیز و وحشتناک از نسل کشی ، برای نمونه از 107 هزار یهودی در هلند ، 102 هزار نفر کشته شدند . نقطه عطف بسیار مهم دیگر در هولوکاست حمله به شرق و اشغال لتونی ، لیتوانی ، استونی و اوکراین بود ، با تعداد بسیار بالای یهودیان در شرق دیگر فرصتی برای اعزام آنان به گتوها نبود و آنان باید در همان سرزمین خود معدوم می شدند ، گروه های متعدد آینزاتس گروپن با همکاری ارتش آلمان مامور این کار شدند ، روش اعدام آنها معمولا اعدام با شلیک گلوله بوده ولی شیوه های وحشیانه ای دیگری مانند آتش زدن یا غرق کردن در رودخانه های یخ زده هم به کار برده شده ، قربانیان آینزاتس گروپن که جدا از کشته های اتاق های گاز بودند را تا دو میلیون نفر ( اکثرا یهودی ) تخمین زده اند . بقیه داستان زجرآور هولوکاست معروفتر و شناخته شده تر هست ، اردوگاه های کار اجباری ، استفاده از نیروی کار یهودیان ، گاز سیکلون ب ، معدوم کردن در اتاق های گاز و سوزاندن جنازه ها در کوره ها ، فرمولی وحشتناک و مرگ آور که با نظم و بوروکراسی عظیم آلمان ها آمیخته شد و ابعاد و اندازه ای خوفناک و باور نکردنی پیدا کرد . براکل در کتاب به تاریخ وقایع کار داشته و حکایت حزن انگیز این فاجعه را گفته است ، هدف او شرح چگونگی تبدیل یک فرد معمولی به هیولایی نازی نبوده است ، اما او این موضوع مهم را هم مطرح کرده که تمام قاتلان از جنس هیملر و هایدریش نبوده اند ، الزاما همه هم نازی یا آلمانی نبوده اند ، در کمال ناباوری خواننده ، براکل علاوه برپلیس ، شهربانی و ژاندارمری ، شهروندان غیر نظامی کشورهای مختلف را هم در این فاجعه مقصر آن هم از درجه اول می داند ، در لهستان ، لتونی ، لیتوانی ، استونی ، اوکراین ، رومانی و مجارستان پوگروم یا کشتار یهودیان در ابعادی بسیار بزرگ جریان داشته و حاصل آن نابودی مردمانی بوده است که سالیان سال در آن مناطق می زیسته اند . در پایان براکل تاکید کرده که تنها قوم یهود قربانیان نازی ها نبوده اند ، او با مهارت به طبقه بندی اسرا پرداخته ، جایی که یهودیان پایین ترین درجه و پست ترین نژاد را داشتند ، در این طبقه بندی مخالفین سیاسی و هم جنس خواهان جایگاه بالاتری از یهودیان داشتند ، در حالی که کولی ها تقریبا هم ردیف یهودیان جای داشتند ، یهودیان راه نجاتی نداشتند ، آن ها نه به دلیل آنچه می کردند ، بلکه به دلیل آنچه بودند کشته می شدند . براکل برنامه گسترده نازی ها برای نسل کشی نژادهای دیگر در صورت پیروزی در جنگ را هم شرح داده ، پس از یهودی ها ، نوبت لهستانی ها و سپس روسها بود که مورد نسل کشی قرار بگیرند ، در حقیقت چنین کاری هم زمان با پیشروی سریع آلمان در روسیه به سرعت در حال انجام بود ، رقم تلفات غیر نظامی هر دو کشور در جنگ با آلمان هولناک بوده است ، به دلیل آنچه آلمانها نیاز به فضای حیاتی و البته مبارزه با نژاد پست اسلاو می دانستند . در پایان باید گفت که کتاب هولوکاست آلکساندر براکل تقریبا به تمام مطالب مربوط به هولوکاست پرداخته و مطلبی را بدون شرحی هر چند کوچک رها نکرده است ، این کتاب دریچه ای کوچک به موضوع بسیار مهم نسل کشی گشوده و کلیدواژه های بسیاری جهت مطالعه بیشتر در اختیار خواننده قرار می دهد ، خواننده ای که برای مطالعه این کتاب دردناک البته باید اعصابی از جنس آهن داشته باشد .
کتاب تاریخ نگاری فوق العاده خوبی از جریانات یهودی کشی در طول جنگ جهانی دوم توسط ناسیونال سوسیالیست های المانی است. کشتار بی رحمانه یهودیان چیزی که فقط ازش کمی شنیده بودم اینجا با نهایت جزییات در سال های مختلف قبل و بعد جنگ بیان شده است. فصل آشویتس که مربوط به معرفی این اردوگاه مرگ هست واقعا ناراحت کنند. راستش درک وقوع حادثه و بی تفاوتی و سکوت خیلی ها در برابر اون واقعا برام غیر قابل درک بود، هر چند تو دنیای امروزم مشابه این اتفاقات در ابعاد کمتر همواره در حال وقوع. تلاش دانمارکی ها برای نجات یهودیان و هموطنان رو خیلی دوست داشتم. شاید بعد از خوندن این کتاب درک بهتری از به وجود امدن اسراییل و تلاش یهودیت برای داشتن سرزمین مستقل و امن برام به وجود اومد. کتاب رو به همه اونهایی که عاشق تاریخ اند توصیه میکنم. فقط کاش تصاویر بیشتری هم در کنار کتاب حضور داشتند. کوره های ادم سوزی تا ۴۵۰۰ جنازه در روز ظرفیت داشتن. اما در دوران اوج نابودی سرعت کشتار به حدی بود که از توان مرده سوز خانه فراتر میرفت.
تغییر مفهوم یهودیت ستیزی به یهود ستیزی از سال 1933 پس از روی کار آمدن رایش سوم( هیتلر) شرایط متفاوتی را در برخورد با یهودیان آلمان فراهم آورد. دیگر مشکل دین و نگاه دینی نبود بلکه مسئله نژاد یهود بود که از نظر هیتلر موجب درگرفتن جنگ جهانی اول و معاهده 1919 ورسای و همچنین تحمیل شرایط ناگوار برای آلمان بود
در این تغییر نگاه از یهودیت ستیزی به یهود ستیزی،، برخی از فرهیختگان علمی تحقیقاتی انجام می دادند که نژاد یهود اساسا می توان موجب بروز بیماری و بسیاری از ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری شود
در این میان نگاه داروینی که هیتلر به نژاد برتر آریایی و ژرمنی داشت سبب شد حدود 275000 نفر از معلولان جسمی و ذهنی کشته ( اتانازی) شوند.. که البته این برخورد با معلولان در حدی سبک تر و انسانی تر ابتدا در آمریکا برای معلولان اجرا شد( عقیم سازی اجباری آنها)ر
اگرچه نگاه نویسنده در این اثر جانبدارانه است و در چند مورد نگاه و بررسی اصیل تاریخی را کنار می گذارد و به بیان نظر شخصی یا پیشداوری ( بدون بررسی) می پردازد ، به هر حال کشتار بی سابقه ای که علیه یهودیان، کولی ها، همجنسگرایان و پیروان آیین یهوه از سال 1939 تا 1945 صورت گرفت بی تردید در تاریخ اروپا و جهان از رنسانس1305( میلادی ) به بعد بی سابقه بوده است.... ر صدها هزار یا میلیون ها نفر در این اردگاه ها کشته شدند که بسیاری از آنها یهودی یا اسیران شوروی بودن.... کشتاری صرفا بر مبنادی تنفر جاهلانه از یهودیت با بلشویسم
نام اردوگاه های مرگ، همواره در تاریخ اروپا، یادآور رنج و محنت بشر در قرن بیستم است که همواره در اذهان خواهد ماند... ر
وقتی هولوکاست به گوشمان می خورد بی درنگ هیتلر را در نظر می آوریم و او را تنها عامل پدید آورنده این فاجعه قلمداد می کنیم. درست است که او یک ضد یهود دو آتشه بود و در صدد پاکسازی یهودیان از قلمرو رایش بود اما هرگز یک نفر به تنهایی نمی توانست این فاجعه را رقم بزند. هیتلر عنصری لازم بود اما نه کافی! هزاران نفر در این کشتار نقش داشتند.این نفرت نژادی به یکباره سر بر نیاورد. در سال 1887 پل دولا گارد شرق شناس فرانسوی، یهودیان را با آفت و عوامل بیماری زا مقایسه کرده بود و بعد درسال 1899 چمبرلین در کتاب مبانی قرن نوزدهم از نبردی میان نژاد آریایی_ ژرمن و نژاد یهود صحبت کرد و خواستار نابودی فیزیکی شان شده بود. و بعدها که این نفرت را علمی سازی کردند و یهودیان نه فقط پیروان آیین دیگری بلکه نژاد متفاوت عنوان کردند. و از یهودیت ستیزی به یهودی ستیزی روی آوردند. دیگر بحث عقیده و فرهنگ متفاوت در میان نبود بلکه از نژاد و خون صحبت می شد. اگر بخواهیم به نقطه اولیه که باعث شکاف بین یهودیت و مسیحیت شد برگردیم این مسئله به زمان ظهور مسیحیت بر میگردد.مسیح و حواریونش یهودی بودند و بعد از رحلت مسیح، از دیدگاه مسیحیت یهودیان باید مسیح را به عنوان منجی که کتاب مقدس به آن اشاره کرده بود برمی گزیدند ولی یهودیان چنین باوری نداشتند. مسیحیان باور داشتند که یهودیان از سر بی بصیرتی و کور دلی باعث مرگ مسیح شده بودند. کم کم با گسترش مسیحیت در امپراتوری بزرگ روم یهودیان به حاشیه رانده شدند و جزو اقلیت ها به حساب می آمدند. محدودیت های شغلی که برای یهودیان در نظر گرفته می شد (ممنوعیت اشتغال یهودیان در ارتش و خدمات دولتی) آنان را به سمت حرفه وام دهی مالی سوق میداد. حرفه ای که به سبب ممنوعیت بهره از سوی کلیسا برای مسیحیان مجاز نبود. اما بعضی از تجار مسیحی این ممنوعیت را نادیده گرفته و به تجارت پولی روی آوردند که مختص یهودیان بود. یهودیان نیز توان رقابت با مسیحیان را نداشتند. بخاطر همین بدهکار های بدنامی که مورد اعتماد بانک ها نبودند به یهودیان مراجعه می کردند و یهودیان نیز برای اینکه ورشکسته نشوند بهره بالاتری طلب می کردند که این امر باعث شد یهودیان معروف به جهود ربا خوار شوند. در تاریخ بارها یهودیان از شهرها به سمت روستاها رانده می شدند و برای امرار معاش دوره گردی می کردند که باز باعث چسباندن صفت دیگری بر روی آن ها شد به عنوان جهود دوره گرد بی وطن! تمام این ها باعث شد یهودیان نه تنها به عنوان کسانی که منکر مسیحیت هستند شناخته شوند بلکه ویژگی های شخصیتی منفی نیز مانند حرص و ناپاکیزگی را نیز دارا بودند.... با روی کار آمدن هیتلر در سال 1933 و شروع سخت گیری در مقابل یهودیان مانند تصویب قانون نورنبرگ دیگر یهودیان اروپا بیش از پیش به سمت آینده سیاه خود نزدیک می شدند. گتوها، اردوگاه های کار اجباری (کار زیاد و غذای کم و نبود شریط بهداشتی) و اردوگاه های مرگ پیش روی یهودیان اروپا بود. شاید در شروع هدفشان تنها انتقال یهودیان به شرق و پاکسازی اروپا از یهودیان بود اما در اواخر 1941 نابودی فیزیکی یهودیان راه حل نهایی ناسیونال سوسیالیست ها بود. گرچه هیتلر رهبر حزب عامل اصلی این کشتارها بود اما گشتاپو (پلیس مخفی)، پلیس انتظامی، پلیس شهربانی، ژاندارمری و سربازان ارتش نیز به طور مستقیم در این کشتارها شرکت داشتند. همین طور آلمانی ها گرچه نه به طور مستقیم ولی به طور غیر مستقیم در این جنایات سهیم بودند.زمانی که حقوق شهروندی یهودیان سلب شد. تحریم ها علیه شان آغاز شد.حملات فیزیکی که در عموم انجام می شد و همین طور قوانین نورنبرگ که به طور رسمی منتشر شد.. سکوت پیشه کردند! سکوتی که باعث کشته شدن میلیون ها انسان شد!
و گوشزد نکته ای به منکران هولوکاست!!!!!!!! : بیشتر دستورات کشتار به صورت شفاهی بود و دستورات کتبی نابود می شدند( میگویند هیچ مدرکی دال بر دستوری در باره کشتار یهودیان به جا نمانده!) دستورات کتبی همواره به شکل رمزی داده می شد و تفسیر آن به عهده گیرنده پیام بود. و در دستورات از واژه کشتار استفاده نمی شد بلکه از عبارت"راه حل نهایی" استفاده می شد.راه حل نهایی شاید منظورشان انتقال یهودیان به شرق بود اما معنی دیگری هم در پشت این عبارت بود. مرگ! قبل از رسیدن ارتش سرخ اردوگاه های مرگ را نابود کردند. جنازه ها را نبش قبر کرده و سوزاندند تا مدرکی به دست آیندگان نیفتد! که گرچه کاملا موفق نشدند.
در کشوری زندگی میکنیم که سیاست ها ضد اسرائیلی بخش مهمی از ارکان اصلی ایدئولوژیک رو تشکیل میده و خواسته یا ناخواسته بسیاری از مسائل سیاسی- اجتماعی مون ، بصورت مستقیم و غیر مستقیم از این سیاست ها تاثیر پذیری داره . در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد ، بیان مسئله هولوکاست و و جنجال های پیرامونش در زمینه به چالش کشیدن این مسئله تاریخی ، تبدیل به سوژه محوری بسیاری از تولیده کننده گان محتوا در رسانه های جهوری اسلامی بود و از دل این مسئله ، نوعی جریان نوظهوری فکری و ایده ائولوژیک شکل گرفت ، که به مرور رنگ یهودی ستیزی جدیدی به جریان های روایی حاکمیت افزودند .... فارق از بررسی دقیق تر این جریان ، باید توجه کرد که بصورت کلی رابطه عموم مردم ایران با پدیده هولوکاست از بابت شناخت و تاثیرگذاری به چه میزان بوده و هست . و مسئله دوم که به نوعی بسیار مهمتره این بود که اصولاً پدید هولوکاست و شکل گیری کشور اسرائیل به چه میزان به هم وابسته بودند؟ کتاب مذکور در واقع روایت هولوکاست بر اساس اسناد بدست آمده از دولت آلمان نازی در زمان وقوع این حادثه است که دارای منابع قوی و رفرنس های بسیار درخور توجه بوده و ابعاد بسیار دقیق و هولناکی از این واقعه تاریخی رو روایت میکنه . برای شخص خودم که در چندین کتاب با موضوع نسل کشی یهودیان در خلال جنگ جهانی دوم برخورد داشتم ، مطالعه این کتاب پازل ذهنی من رو در مورد این اتفاق بسیار ارتقا بخشید . در این کتاب علاوه بر جنبه روایی این اتفاق ، به بررسی و تحلیل سیاسی اجتماعی و دلایل شکل گیری اون هم به صورت دقیق پرداخته شده و به حق میشه از این کتاب به عنوان یک رفرنس ارزشمند در شناخت پدیده هولوکاست استفاده کرد . بخش های جالبی از این کتاب رو در ادامه این متن اضافه میکنم که شاید مطالعه شون خالی از لطف نباشه : (( به محض اینکه اتاق پر میشد ، درها را می بستند و گاز از دریچه ای تزریق میشد . بر روی دری که هوا از آن عبور نمیکرد یک سوراخ چشمی وجود داشت که مردان اس اس از آن می توانستند صحنه جان کندن را ببینند. در جریان تزریق گاز، صدای بلند موتورها و آزیرها مانع از آن می شد که فریاد مرگ قربانیان درمانده به گوش کسی رسد . به طور میانگین حدود 20 دقیقه تا در اتاق گاز دیگر کسی نجنبد . سپس در ها باز می شد تا پس مانده گاز به فضای باز جاری شود . در اتاق گاز مدرن تر ، تخلیه هوا با هواکش صورت می گرفت . زندانیانی دیگر موظف بودند دندان های طلا را از دهان ها و حلقه های طلا را از انگشتان جنازه ها بیرون کشند و موهایشان را بزنند . در نهایت جنازه ها در مرده سوز خانه سوزانده می شدند . اگر ظرفیت کوره های مرده سازی کفایت نمی کرد ، گور جمعی جایگزین آن می شد . حتی پس از آن که که کوره ها چنان افزایش یافتند که برای سوزاندن 4500 جنازه در روز ظرفیت داشتند ، در دوارن اوج نابودی سرعت کشتار به حدی بود که از توان مرده سوز خانه فراتر می رفت .)) ...... همچنین این بخش کتاب برای جامعه امروز ما میتونه حاوی مطالب تامل انگیزی باشه : ((اکثریت آلمانی ها حاضر نبودند به خاطر جان یهودیان جان خودشان را به خطر بیاندازند . به جای آن بسیار میکوشیدند توجه به سرنوشت گرفتار شوندگان را در خود سرکوب کنند ، بدون آنکه آن را تایید کنند . برای این سیاست کشتار بدون مزاحمت بتواند ادامه یابد همین بی اعتنایی کافی بود . اراده متعصبانه اقلیتی که به باوری جهان بینانه سخت پایبند بودند ، اصل سلسه مراتبی فرماندهی و فرمانبری و همچنین عدم مداخله اکثریتی خاموش روی هم باعث شد بزرگ ترین کشتار جمعی تاریخ اروپا بدون گیر و دشواری به انجام رسد.))
کتاب بسیار خوبی بود از لحاظ بررسی ریشه های یهود ستیزی و به طور مفصل تر خود پیگیری و کشتار یهودیان اروپا. واژه پیگیری رو از این لحاظ به کار بردم که نازی ها واقعا پیگیر یهودی ها در هر منطقه ای بودن و دست از پیگردشون بر نمیداشتند. یکی از بخش های انتهایی کتاب در مورد اینه که آیا آلمانی ها میدونستن چه بلایی سر یهودی ها داره میاد یا نه و نتیجه گیری کتاب اینه که حداقل از سال سوم جنگ همه این رو میدونستن و به روی خودشون نمیاوردن که خوب این مساله به نظرم خیلی آدم رو نیازمند تفکر سخت میکنه که چی میشه که یک ملت و حتی چند ملت به طور تمام و کمال در یک پروژه کشتار جمعی این چنینی مشارکت میکنن.
اولین کتابی بود که در مورد هولوکاست خواندم و طبعن دانستنیهای زیادی برای من داشت. این که ریشههای یهودیستیزی در کجا نهفته بود؟ جایگاه و کارکرد یهودیستیزی در ایدئولوژی نازیسم چه بود؟ چرا بهودیان سوژه دشمنی سیاسی قرار گرفتند؟ حذف فیزیکی یهودیان آلمان و اروپا از چه زمان آغاز شد؟ چه نیروهای آلمانی و غیر آلمانی در این عملیات گسترده دست داشتند و چرا مقاومت عمدهای در برابر این فرایند شکل نگرفت؟ مردم آلمان از این کشتارها چقدر آگاهی داشتند و چه رویکردی در برابر آن داشتند؟
اکنون با نگاه به گذشته نمی توان با قاطعیت به این پرسش پاسخ داد که آیا آلمانی هایی که از کشتار بدون استثنای یهودیان آگاهی داشتند، اکثریت یا تنها یک اقلیت بزرگ بوده اند؟؟؟
کتاب اطلاعات جالب و جامعی داشت. اگه کسی قصد مطالعه درباره هولوکاست رو داره، خوندن این کتاب رو برای شر��ع توصیه میکنم. و همچنین به منتقدین هولوکاست (نه منکرینش)
📝 هولوکاست؛ هیتلر. دو اسمِ بههم گرهخورده، بدون فاصله. ولی بین هولوکاست و هیتلر، فاصلهی عظیمی هست، که با چشمِ غیرمسلحِ منِ مخاطبِ عادی قابل ملاحظه نبود: اطرافیان، زیردستان، متحدان، حکومتهای تحت اشغال، و مردم. تا قبل از خوندنِ این کتاب فکر میکردم هیتلر بوده که این تفکر و ایدئولوژی رو به اطرافیان و زیردستانش تحمیل یا تفهیم کرده، و قانعشون کرده که این کار، کار درست و لازمیه. اگر شما هم مثل من چنین تفکری دارید، این کتاب رو بخونید. کتاب، حرف اضافهای نداره. بهحدی اندازه است که اگر بخواید اطلاعات مهمش رو هایلایت کنید احتمالن متن سفیدی توی کتابتون باقی نمیمونه... فصلبندیشده، مرتب، بدون زیادهگویی، مختصر و مفید، به صفر تا صدِ فاجعهی هولوکاست، و ریشههای یهودیستیزی میپردازه. یهودیستیزییی که محدود به مرزهای آلمان و آلمانیهای نازی نیست، هرچند که اونها سکانِ اصلیِ این کشتیِ هولناک رو در دست دارن، ولی این ماشین کشتار، در نهایت، فقط با آلمانیها و فقط به دستور هیتلر کار نکرده، و موضوعاتی هست که -دستکم- من نمیدونستم. موضوعاتی که تقریبن به همهچیز میپردازه و گرچه گاهن حتا شرح و بسطِ زیادی هم نداره، آدم رو هدایت و تشویق میکنه برای مطالعهی بیشترِ مطالبِ مرتبط به موضوع، در کتابها و مقالات دیگه.. ترجمهی کتاب خوبه، واقعن خوبه، و به نظر خیلی هم وفادار میاد؛ درحدیکه اگر کلمهای داخل جمله نبوده، توی ترجمه داخل کروشه ذکر شده، حتا اگر در حد یک ضمیرِ جمع برای کلمهای باشه که در متن اصلی به صورت مفرد آورده شده، یا اگر چیزی داخل کروشه آورده شده باشه که از متن نویسنده بوده، در پانوشت بهش اشاره کرده. بهشخصه لذت بردم از تمیزیِ ترجمه؛ هرچند، بهشدت نیاز به ویراستاری داره و برای نشری مثل ثالث قشنگ نیست این حجم از ایراداتِ تایپی و البته این جنس ضعیفِ کاغذ. روایت ولی پرکشش و گیراست. کتاب خشک و سختخوانی نیست و خوندنش هم نیازی به پیشزمینه و آگاهی و سواد بالای تاریخی و سیاسی نداره. اعصاب رو هدف میگیره، ناراحتکنندهست، بعضی قسمتهاش بهشدت دور از ذهن و غیرقابلهضمه، و درعینحال شیرینیِ یک کتابِ خوندنی رو داره. نه اون شیرینی که به جانِ آدم بچسبه و گوارای وجود باشه؛ نه. صرفن اون شیرینی که بخونی و با خوندنش گذر زمان رو حس نکنی. شاید باید کلمهی دیگهای بهجای «شیرینی» بهکار ببرم، ولی ذهنم جایی وسط اروپای اواسط قرن بیستم گیر کرده و مثل زندانیهایی که خوراکِ مناسب بهشون نمیرسید، کلمهی مناسبتری به ذهنم نمیرسه. خلاصه اگر در مورد هولوکاست و یهودیستیزی کنجکاوید، این کتاب میتونه شروع خوبی برای مطالعه باشه.
همیشه یک سری سوالات ثابت نسبت به مسئله یهودیان تو ذهنم بود که این کتاب خوشبختانه محتوایی که درخور عنوانش هست رو فراهم میکنه و به اکثرشون پاسخ کاملی داد و بقیشون هم در حد سرنخ راهنماییم کرد. مثل اینکه چرا یهودیان؟ چرا آلمانیها؟ چرا یهودیان به ریاخواری معروف شدند و.... به عنوان مثال در پاسخ به سوال یهودیان یه طور مفصل توضیح مسده که ریشه این خصومت با ممناعت یهودیان از گرویدن به مسیحیت شروع شده، ( البته که قصد من فقط اشاره کوتاهی به جوابهاست ) یا در مورد مسئله رباخواری توضیح میده که با گسترش یهودیت ستیزی و یهودی ستیزی به مرور شاغل بودن در بسیاری از کارها برای یهودیان ممنوع میشه و رفته رفته به سمت مشاغل مالی، از جمله موارد اندک در دسترس، حرکت میکنن.
من فقط با سه موضوع درباره این کتاب مشکل داشتم: یکی رعایت نکردن خط زمانی مستقیم که باعث میشد خواننده گیج بشه. در یک صفحه چند بار بین تاریخهای پیش از جنگ و پایان جنگ جابهجا میشد.
یکی استفاده نکردن از نقشه برای فهم بهتر مطالب خصوصا از اونجایی که خیلی از مرزبندیهای فعلی نسبت به زمان جنگ متفاوته مثل یوگوسلاوی، چک اسلواکی، اتریش مجارستان و...
مورد آخر که به نظرم مهمتر از نکات قبلیه اینکه کتاب و نویسنده هر دو به شدت گمنام هستن، در این حد که نظرات گودریدزش تماما فارسی هست و ترجمهی انگلیسی کتاب رو هم پیدا نکردم.
شاید نظرِ غیرمنصفانهای باشه، اما راستش من ترجیح میدادم در رابطه با ریشههای یهودستیزی رژیم ناسیونالسوسیالیست آلمان، با توجه به عنوانِ کتاب، با شرح و بسط بیشتری مواجه بشم، یا نحوه عملکردِ اردوگاهها از جنبههای مختلف. کتاب تمرکز ویژهای روی اعداد و ارقام مرتبط با این پدیده (که به هیچعنوان توی ترسیمِ تصویر کلیِ تاریخی بیاهمیّت نیست.) قرار داده و به عنوان یک مرجع کلاسیک میتونه مطالعه بشه. December 2 , 2024
کتاب دستهبندی موضوعات خوبی داشت و به ترتیب زمانی از قبل از شروع جنگ جهانی دوم تا انتهای اون، توضیحات مربوطه رو داده بود. احساس میکنم نویسنده نمیخواسته وارد جزئیاتی بشه و صرفا به گفتن کلیات بسنده کرده بود.