14 world-famous writers and creative minds have joined together in this epic collaboration — made possible through Xerox technology. Together they tell the multi-lensed, multi-faceted and ever-surprising story of the modern workplace.
Bernard Schwartz was Chapman Distinguished Professor of Law at the University of Tulsa, and is the author of forty books on the law and the history of the Supreme Court.
خیلی خوشم اومد ازش. خیلی ناز بود. تکههایی از زندگی. کارهای عجیب و شاید هم تکراری و ملالآور. همون قسمتی از زندگی که شاید خیلی تکراریتر از اون باشه که آدمهای زیادی درموردش حرف بزنن. همون روند نرم زندگی. که میگذره و کار میکنی و میگذره. خوندنش در این دوره از زندگیم که اینقدر درگیرهای کارهای مختلفم، برام جذاب بود حقیقتاً. از ترجمهش هم راضی بودم.
«اگر ما مطمئن بودیم که خدا وجود دارد، همهمان به او ایمان میآوردیم، اما آیا دیگر لذتی در این ایمان باقی میماند؟ نمیماند. اسمش هم دیگر ایمان نبود.»
* کتاب عزیزی دستم بود و دیدنِ آثار خوندنش، (خط کشیدنها، نظر نوشتنها و همه اینها) سر شوقم میآورد. :)
کتاب شامل ۱۱ روایت یا ۱۱ جستار است از تجربههای کاری، فضای کار، روبروشدن با افراد مختلف در محیط کار، روزمرگیهای اداری و روابط انسانی است. اگرچه کتاب جستاره ولی داستانهایی رو در دل جستارها روایت میکنه که درک و فهم اونها رو آسونتر و شیرینتر میکنه...کتاب نویسندگان متعددی داره ولی یکی از این نویسندگان در مقدمه کتاب میگه که روایتهایی درباره اینکه چگونه مشغول کار میشدیم و چگونه بین عشق و وظیفه، بین خلاقیت و ساختار تعادل برقرار میکردیم. در اینجا محل کار مدرن را میبینیم؛ در زندگی اکنونش، از دریچه ۱۲ خیال متفاوت. خواهش میکنم بفرمایید داخل جلسه انتهایی همین راه رو در اتاق کنفرانس برگزار میشود. بدون شما شروع نمیکنند.
فهرست کتاب: کارمندی که فاکنر میخواند حسرت اداره دستگاه چاپی در دل خانه کرکرههای خاک گرفته دفتر یک معمار کشف بایگانی آینده گمشده در آسمان ابری کلاود جای خالی یک نفر در کلاس پردههای نزاکت اداری قوانین یک اتاق کار متحرک پایان دوران دفترداری ادارهی پدرم، این آخری من رو یاد زمانی انداخت که از مدرسه میرفتم محل کار پدرم و کلی خاطره برام زنده شد....
به جز یکی دو قسمتش، بقیش اصلا خوب نبود، اصلا اون چیزی نیست که معرفی میشه... یه سری داستان معمولی معمولی و بعضا شعر و نت موسیقی و ... که لزوما هم ربطی به اتاق کار و مفهموم کار نداره
به نظرم بهترین جستار های این کتاب. « کارمندی که فاکنر می خواند » و « قوانین اتاق کار متحرک » بود . ولی من واقعا از خوندن همه کتاب لذت بردم . به نظرم خیلی نوشته ها انسانی و قابل لمس بود . معمولا وقتی رمان های خارجی رو می خونم هیچ وقت نمی تونم این موضوع رو که این رمان یا اتفاق در چه شرایط و فرهنگ متفاوتی از جامعه من داره اتفاق می افته رو کنار بذارم . برای همین گاهی خسته میشم ، گاهی حسرت می خورم ، گاهی عصبانی میشم و خیلی وقت ها هم فکر می کنم کاملا متوجه اون موضوع نشدم !
ولی جستار های این کتاب اون قدر انسانی و مسائلشون فرااجتماعی بود که من هم تونستم با قضیه داشتن یک دوست معتاد که اعتیاد زندگیش رو نابود کرده یا آدمِ وطن پرستی که به خاطر کشورش موقعیت شعلی مناسب رو در اروپا ول کرده و برگشته و اتفاقا سرخورده شده ، یا حسرت اتاق های کاری و فضاهای کاری و ادواتی که دیگه اصلا وجود ندارن و ... رو کاملا حس کنم ، لمس شون کنم و بفهممشون ... من نظرات منفی رو درباره ی این کتاب خوندم و با تمام احترام به دیدگاه دوستان ، فکر می کنم اگه با یه نگاه جدید یعنی خوانش یه جستار که تجربه زیستی نویسنده س نتونیم سراغ این کتاب بریم و دنبال جذابیت های داستانی و ساختار های مرسوم رمان گونه باشیم این کتاب برامون جذابیت نخواهد داشت .
کتابی خوش خوان و ساده و روان همانطور که از نامش برمی آید دربارۀ کلان روایتی در زندگی که خیلی هم مغفول مانده، محلّ کار این را بغل "اتاقی از آن خود" ویرجینیا وولف بخوانید.
یک قطعه نوشته چیزی است که باید درونش قدم گذاشت. از آن و بر آن گذشت و گاهی حتا به دقت بازرسی و ارزیابی اش کرد و در آن ساکن شد تا بعدش تازه بتواند معنایی عرضه کند. دقیقن به همین سبب است که نوشتن و خواندن اینچنین دشوار است. این همه آهسته و توان فرساست و البته بهتر از هر چیز دیگری است
میدونید چیزی که تو مقدمه گفت درست بود، تو اکثر کتاب ها ما هیچی از شغل افرادی که تو داستان هستن به طور مستقیم نمیدونیم. یا اتفاق هایی که میوفته رو تو محیط کاری نمیفهمیم. داستان متفاوتی بود. البته بگم ها خیلی جاهام اصلا ربطی به محیط کاری نداشت ولی خب کتاب با موضوع متفاوتی بود و دوست داشتم.
این مجموعه رو اوایل کرونا که اومده بودم مشهد از کتابفروشی بدشانسی که اون موقع با حیاطی خوشگل نزدیکهای خونمون احداث شده بود خریدم و بعد از مدتها این روزها خوندمش. کتابفروشی هم از این حیث بدشانس بود که زود کرونا شد و احتمالا در مشتریهاش حسابی تاثیر گذاشت چون کافهشم هیچوقت پا نگرفت و وقتی دفعهی بعد برگشتم مشهد بسته بود. حیف. اما کتاب.
من این مجموعه رو دوست داشتم. مجموعهای از جستارها و داستانها و یک ترانه و یک شعر بود. همهی فصول مربوط به فضای کار نبودن، یعنی کتاب تماما تاملاتی راجع به کار و فضای کار نبود، بلکه مثلا دو داستان کوتاه داشت که در محیط کار میگذشت و ارتباطش در همین حد بود.
***
کتاب با جستاری پر تب و تاب از کارمندی شروع میشه که روح سرگردان و سرکش هنریای داشته که زمانی در مهمانیهای پرتکانهی زیرزمینی و قرصبازیهای زیادی بوده و بعد از مدتها و به اقتضای مالی به سر کار اومده و زندگی کارمندیای در پیش گرفته. از دوست\دوستهای اون زمانش حرف میزنه و سرگذشت آدمهای دیگهی اون جمع و متاثرکننده و احساسبرانگیزه. اسم دوستی، کابی دکستر، در این کتاب میاد که آلبومی داره به نام خلنگ سیاه. اما خیلی جستجو کردم تا این آلبوم موسیقی رو پیدا کنم و موفق نشدم. جستاری داریم که حرفهای نویسندهای تمام وقته که زمانی کارمند بوده و از دلبستگیهاش به اون فضای کار قدیمی میگه. نوستالژیهای باحال. ولریا لوئیزلی جستاری دربارهی خونه خریدن و خانه داره که اون هم جذابه و بیشتر دربارهی خانه، فضاها، تاثیر فضاها بر هنره و مثالهای جالبی از سرگذشت اتاقی میزنه که زمانی پیکاسو توش کار میکرده و قبلتر از اون هنرمندهایی دیگه. سپس داستانی راجع به معماری که بعد از مدتها جرئت میکنه از زنش طلاق بگیره. این داستان خیلی به فضای کار مربوط نیست و صرفا شروع داستان در اتاق کار این معماره و البته رابطهای که معمار با یکی از همکارهاش داشته. جستار بعدی کتاب پارههایی از اطلاعات مختلفه و بخشهایی از تاملات نویسنده و من در نهایت نتونستم رابطهی انسجامدهندهای بین حرفهاش پیدا کنم. اگر شما کردید به من هم بگید تا این معما برام حل بشه. (دارم از جستار «کشف بایگانی آینده» حرف میزنم) سپس میرسیم به ترانهای که نت موسیقیشم در کتاب موجوده. از سر کنجکاوی شروع کردم به خوندن متن انگلیسی ترانه و دیدم که خیلی از جاهای ترانه به شکلی متفاوت ترجمه شده. متخصص ترجمه نیستم ولی به نظرم عجیب بود. باید دربارهش با دوست مترجمی که دارم صحبت کنم یا با خود آقای سررشته تا ببینم چه اتفاقی در مسیر ترجمه این ترانه رخ داده. ولی قرار دادن نت موسیقی ترانه در کتاب کار جالبی بود و حس این که کتابی دستمه که توش همهجور چیز مختلف قرار داره جذاب بود. داستان بعدی خیلی درخشانه. داستانی از جویس کارول اوتس که درباره استاد دانشگاهیه که نویسندگی خلاق درس میده و جذب دانشجویی مرموز میشه و میخواد به دلش راه پیدا کنه. و در نهایت با چیزی کاملا متفاوت از چیزی که تصور میکرد روبرو میشه. به نظرم خیلی داستان قویای اومد. فضاسازی خیلی خوبی داشت و خواننده رو مخاطب قرار میداد و کشش داشت و راوی اتفاق جالبی بود. یکم درس نویسندگی هم داشت وسطش البته! مرحلهی بعد یک نمایشنامه\فیلمنامه است که بامزه است و دربارهی مردیه که به یک کلینیک عجیب روانکاوی میره و جلسهی اولشو اونجا برگزار میکنه. اینجا هم ارتباط خاصی با محیط کار نداریم جز این که داستان توصیفدهندهی محیط کاری عجیب کلینکه. داستان کوتاه بعدی داستانیه که اونم کمی فانتزی داره و دربارهی مردیه که متخصص حل مجادلهها و بحثهاست! آخرش غافلگیری خوبی انجام میده. ایدهی داستان و شروعشم خیلی نامنتظره و جالبه. آخرین داستان مجموعه راجع به مدیری بلندمرتبه با دفترکاری مجلله که تصمیم میگیره به کشور خودش بره و در دفتری جمعی با پلان باز(ازینا که خیلی آمریکایی هستن و فضا بازه و آدمها با پارتیشنها جدا شدن) کار کنه و مصائبی که در این راه هست. البته با آدمهایی هم روبرو میشه که این نوع دفتر کار رو میپسندن، اما انگار نویسنده خیلی به این بخش جالب از داستان توجه نداره؛ این که چرا بعضیا این فضا رو میپسندن. این که اجتماعیتره؟ شوخیبازی بیشتره؟ همه چی شلتره؟ کتاب با شعری از بیلی کالینز تموم میشه که لحن خیلی محاورهایای داره و دربارهی نوستالژی محیط کار قدیمیه با تمام دستکدمبکها و ابزارها و آیینهای خودش. شعر قشنگی بود.
****
در این کتاب رابطهی آدمهای مختلف با کار رو میبینیم و اتفاقاتی که در کار میتونه رخ بده. مجموعهی ارزشمندی بود به نظر من.
یادداشتی بر کتاب «اتاق کار، یازده روایت از عشق، تعلیق و گیرههای کاغذ» دیگر ماشین نویسان از ولوله افتادهاند... «اتاق کار» مجموعهی یازده جستار از یازده نویسنده امروز آمریکاست. از جوان و جویای نام تا مدرس پا به سن گذاشتهی نویسندگی خلاق در دانشگاه نیویورک. اما مسئله مشترک است: مفهوم کار و شغل در دنیای مدرن امروز. و ارتباط آن با انسان قرن بیست و یک. جستارهای کتاب که عمدا از تجریبات شخصی خود نویسندگان هم الهام گرفته شده، بازنمایی انسان است در وضعیتی که به اسم کار یا شغل عنوان میشود. و سعی دارند رویکرد او، وضعیت روحی روانی او و علایق گمشتهی او میان این گیرههای کاغذ را بیابد. کتاب به پنج بخش موضوعی تقسییم بندی شده و یازده جستار، زیر مجموعهی موضوعات قرار گرفتهاند. اکثر نوشتههای کتاب در حال ایجاد ارتباط میان شغل اداری و یکنواختیهایش است با خلاقیت و دغدغهی خلق. شخصیتهای داستان، بیشتر به دنبال نوشتن اولین رمانشان هستند تا پیشبرد اهداف بلند مدت شرکتی که در آن با نارضایتی مشغولاند. سوی نوشتن و به سرمایه رسیدن اولین رمان، آنها را صبح از خواب بیدار میکند و پشت میزهای اداره مینشاند. گری اشتِین گارت در حسرت اداره مینویسد: «همهمان هدف مشترکی داشتیم، این که نمیخواستیم کار زیادی بکنیم و در عین حال با تمام وجود باور داشتیم که لیاقتمان بیشتر از کارهایی بود که بهمان میسپردند.» از سوی دیگر، دلتنگی برای همان اداره و صف ماشین قهوه ساز و سیگارهای دزدکی توی بالکن، به سراغ نویسندههایی میآید که دیگر از صبح تا شب و از شب تا صبح روی تختشان مینشینند و با لپتاپشان کار میکنند. نوستالژی و غم گذشته در اکثر آثار مجموعه موج میزند. موضوع دیگر قابل بحث، بررسی همین افراد پشت میز ادارههاست. کتاب با دقت زیادی به آنها میپردازد. تلاش دارد نوعی شاعرانگی به کارهای پیشپا افتادهشان ببخشد و از جنبهای به آن بنگرد که تصور دور افتادن از آرزوهای بزرگ را از بین ببرد. مقدمههای کتاب از کارمندان غارنشین میگوید. از اولین کارمندان دنیا، و میآید تا استیکرهای موبایلهایمان، که پراند از عکسهای گیره کاغذ و منگنه و پوشه. مفهوم کار، آ هم در کسالتبارترین نوعش، جریانی پویا در زندگی ما دارد. کتاب به مشاغل نامتغارف امروزی هم میپردازد. از تحلیلگر روانیای که در خیابانها پرسه میزند و جیب مردم را میزند، تا موسسه درمانیای که جای مجلات و روزنامهها در اتاق انتظارش، مقالات فروید را روی میز پرتاب کرده است. در اکثر آثار، مسئله خانواده هم با کار شدیدا عجین میشود. کسالت کار اداری دنیای مدرن، در کنار انتظارات بالای افراد در خانواده کار را به نابودی هر دو میکشاند، و برای فرد تنها نقشهی خانهای میماند که میخواهد بسازد. یا در جستاری دیگر این پرسش مطرح میشود که اگر طلاق و دورکاری با هم همرمان شوند، نتیجه چه خواهد بود؟ «اتاق کار» اثریست نزدیک به ما. در متن میخوانیم: فروشگاه اپل، سرچ گوگل و حافظه ابری حفظ اطلاعات. به بافت زیستی ما نزدیک است و مفهوم کار را در همین اپل استورها و ساختمانهایی با پارتیشنهای تو در تو بررسی میکند. نگاهش همراه است با دلتنگی، بدبینی و طنز. بازنمایی یک وضعیت، که برای افراد از شیفتگی افتاده است تا قابل مطالعه شود. دانیال عماری، اردیبهشت 99
مجموعه یادداشتها و داستانهای کوتاه که ظاهرا" به سفارش کمپانی زیراکس گردآوری شده . بعضی در ارتباط با کارو فضاهای کاری. درمواردی کلا" متوجه متن نشدم و تلاشم برای یافتن متن انگلیسی برای کنترل .ومقابله سودی نداشت .فضای برخی نوشته ها وارجاعات ازفرط اسامی خاص بیش از حد برای من "آمریکایی "و ناآشنا بود .
دو نوشته " کارمدی که فاکنرمی خواند " و کرکره های خاک گرفته ی دفتریک معمار
بعد خوندن جستار اول و دوم چنان خورد تو ذوقم که میخواستم بذارمش کنار. جستار سوم دلمو به دست آورد و از جستار چهارم به بعد عاشقش شدم. نگاهی به کار و فضاهای کاری که هیچوقت نداشتم. انتهای یکی از جستارا گریه کردم و بعد از یکیش حسابی غافلگیر شدم.چیزی که هرگز از ریتم ملایم جستارهایی که خونده بودم انتظار نداشتم. و از این به بعد با محل کار خودم دوست تر خواهم بود. :)
ما واقعأ بزرگ نشده بوديم ولى قطعأ داشتيم پيرتر مى شديم... روايت هايى كه از جستار،داستان، شعر، موسيقى بهره گرفته اند و براى من بسيار دلنشين بودند. خيلى جاها بنا به تجربه زيسته خودم احساس نزديكى بيشترى با بعضى روايت ها داشتم اما در كل تجربه لذت بخشى بود.
خوشحالم که جستارهای ابتدایی من رو از کلیت کتاب خسته نکرد و تونستم ادامه بدم و لذت ببرم. اگر بخوام بگم چرا جستارهای ابتدایی نظرم رو جلب نکرد به این خاطره که بسیار "آمریکایی" هستند و باید جزئیات زیادی از فرهنگ و واژگان و جریانات و اشخاص آمریکایی بدونید تا متوجه متن بشید اما الباقی اینطور نیستند و من رو خیلی با خودشون همراه کردن. سبک، دلنشین، تامل برانگیز و خواندنی هستند
Interesting and rather well balanced collection of essays, poems and short stories about workplaces, office culture and work nostalgia. For me, the collection served as a good primer to several new to me authors. My favourites were definitely Valeria Luiselli, Roxanne Gay, Aimee Mann & Jonathan Coulton, and Joyce Carol Oates.
توضیحات ابتدای هر فصل که نوع دیدگاه نویسنده را نشان میدهد در نوع خود جالب است. دسته بندی جستارها هم قابل توجه است اما گاهاً خیلی هم ربط بی ربط هم حتی ندارند!!! بعضی از جستارها بسیار قابل تامل و لذت بخش هستند و آدمی را با خود به همراه می برند. اما بعد از جستارها واقعا مفهوم خاصی را منتقل نمیکنند. جستارهایی که به صورت شعر هستند؛ اثرگذاریشان کمتر از نصف شده است و واقعاً در ترجمه روایت جذابی نیستد و باید اصل متن شعر به زبان اصلی خوانده شود. محتواهای متفاوت راجع به فضاهای کار متفاوت خود به خود تا حدی ذهن را راجع بهت به خودمان و تفاوتهای کاری با دیگران آشنا میکند. مدل های متفاوت کاری و نوع اثرگذاری محیط کار در نوع داستانها به صورت ناخودآگاه به آدمی القا میشود و با آنها مواجه میشویم.
برخی از داستان ها بنظرم غایت مشخصی نداشتند..برخی در جاهای حساس رها شدند و فقط دو داستان بود که مورد پسندم واقع شدم که یکیش اتاق کار متحرک بود...بطور کل سلیقه من نبود.
احساس اولیه ام درباره کتاب مثل کتاب هنر جنگ بود. ربط مستقیم به مدیریت ندارد و خودت باید با این پیش زمینه «دارم یک کتاب مدیریت میخوانم » به مفاهیم سازمان و مدیریت ارتباط بدید که نتیجه جالبی میده. از آن به عنوان یک کتاب مهم یا حداقل مفید در این زمینه نام برده میشه. ( البته باز برمیگرده به اون پیش زمینه، شاید برای رشته و چیزهای دیگه هم مفید باشه) ظاهرا نویسندگان بزرگی در نوشتن این کتاب مشارکت کردند ولی من با بعضی از جستارها ارتباط برقرار نکردم البته شاید ترجمه درست و خوبی نبود یا هردو یا مشکل از من بود :) همون طور که گفتم به نظرم خودت باید اقتباس کنی موضوع کتاب را از دل داستانها. یک سری داستان است ذیل این عنوان کتاب و شما بعد از خوندن کتاب باید با موضوع ارتباط بدید ولی شاید شاید به نظرم اون چیزی که میخواستند در نیومده. شعر هم در کتاب است که من حسی نسبت بهش نداشتم. اتاق کار: شاید معلم بودن و ارتباط با دانش اموز و دانشجو و منشی و رییس بودن و بحث مشاجره در محیط کار بعد گذشت زمان و نوستالژی وار قشنگ باشه، کتاب در همین حد است. من باب یادآوری خوب است ولی با این پیش زمینه باید بخونیم. الان یاد دوران مدرسه میافتیم حسرت میخوریم ولی در همون زمان دعا میکردیم زودتر تمام بشه :)
Speaking of Work: A Story of Love, Suspense and Paperclips by Bernard Schwartz, Editor, is a collection of shorts written by vastly different authors. Each story address the authors view of a work-space. Some are descriptions of the spaces and some are genuine stories. It is well done and I was pleasantly surprised at how well I enjoyed them all. I picked it up mainly via Lee Child, but am pleased with the other stories.
کتاب رو یکی از همکارام برام گرفته بود، من نشر اطراف و جستارهاش رو دوست دارم و اسم کتاب هم برام جذاب بود برای همین خیلی زود شروع کردم به خوندنش، اما خیلی زود هم انتظارم ازش پایین اومد. غیر از داستان «کرکرههای خاکگرفته دفتر یک معمار» بقیه به نظرم خیلی معمولی بودن، چه جستار، چه شعر، چه نمایشنامه... یکی نوشته بود کتاب چیزی بیشتر از مجموعهای از نوشتههای سفارشی نیست. بله، من هم همینطور فکر میکنم.
سابقه نشر باعث شد منتظر روایتهای واقعی از نوشتن باشم، اما کتاب همینی است که هست: داستانهای سفارشی شرکت زیراکس برای مجموعهای که در بزرگداشت دفتر کار و لوازم اداری منتشر شده، اما لزوما اشاره به نوشتن و دفتر کار نویسندگان ندارد.