داستانهای اين كتاب، كمی عجيب و غريب است. يك كتاب ديوانهوار. بارانی از تخيلات گوناگون در تمام داستانها جاری است و نويسنده در هر قصهای دنيايی جديد ساخته. آنچه محيرالعقول به نظر میرسد، در صفحات اين كتاب به راحتی اتفاق میافتد. در خط به خط اين كتاب، غافلگيری تازهای، چشم انتظار خواننده نشسته. داستانها بيشتر از آنچه روی كاغذ آمده، در ذهن مخاطب شاخ و برگ پيدا میكند. داستانهای اين كتاب، مخاطبانش را به جهانی تازه دعوت میكند؛
عنوان شده که «اثری است طنز». باید اضافه کنم که اثری است از بدترین، بیمزهترین و بیاستعدادترین «نویسنده»ی طنز. کتاب را که میخوانید، هر سه دقیقه یکبار به فهرست (یا انتهای کتاب) مراجعه میکنید که ببیند این «عذاب الهی» کی تمام میشود!؟ داستانها یکی از یکی آبکیتر، بدون پرداخت یا فضاسازی مناسب. به نظر من، طنزِ گریهآورِ کتاب، محصول یکی از دو علت پیش رو است: یا با چوب ایستادهاند بالا سر این «نویسندهی قهار» و گفتند تو بامزهای و باید کتاب طنز بنویسی. یا طرف، وظیفهی لودهبازی و نمکپراکنی جمع اطرافیانش را داشته (اوه، اوه، خدایا! ما را از جمعی که بانمکش علی رمضان باشد، فرسنگها دور بدار!) و امر به وی مشتبه شده که با این همه نمک، اگر کتاب طنز بنویسد چه شاهکاری میشود! ضمناً توجه بفرمایید که گاهی اوقات افراد، لوده اند. یعنی سطحیاند، اما خب کمابیش خندهدار و سرگرمکننده. اما علی رمضان در این کتاب، حتّا لوده هم نیست. او استاندارد تازهای از بیمزگی و خنکی است. تنها طنز واقعی این است که من بعد از تمام شدن این فاجعهی متنی به صفحهی اینستاگرام انتشارات روزنه مراجعه کردم و اتفاقی با صفحهی این «نویسندهی قهار» مواجه شدم. فکر میکنید پست آخر صفحهاش چه بود؟ تبلیغ یک کارگاه نویسندگی طنز، که مبحث «نویسندگی خلاق» را هم خودِ عبیدِ زاکانیشون ارائه میدادند! در آخر، میخواهم اشاره کنم که همیشه سعی دارم در ارائهی نظرات، نقد و نمرهدهی به آثار نوشتاری و ادبی، جانب انصاف و میانه را رعایت کنم. اما کتاب فوق، نه طنز است، نه نکتهی طنازانهای دارد و نه میتواند با مطالب و سیر ارائهشان در کتاب، هیچ ردهی سنی از انسانها را حتّا برای مبلغ مختصری بخنداند. «انقراض فیلهای صورتی پرنده»، یک افتضاح به تمام معنا است. امروز من فهمیدم که اگر کتاب بدی وجود داشته باشد، این کتاب بدِ مطلق است. معیار و استاندارد بد بودن است. همان یکتا کتابی است که باعث میشود شما حسّ غریبِ «کتاب دور انداختن» را تجربه کنید.